تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥ - مقدّمه تحقيق

مقدّمه تحقيق‌

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ وَ هُوَ الحَكيم‌

«يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ»

شيفتگان تحجّر گرچه فراوان كوشيده‌اند تا دست انديشه را از دامان ديانت دور داشته و دين را رازى سر به مُهر و دست نايافتنى بيانگارند، ليكن همّت انديشمندانى سترگ، هم‌آغوشى عقل و دين را نويد فرموده و حاصل تلاش پيام‌آوران وحى را از خرافات بيخردان پيراسته و شريعت را در كنار حكمت جاودانه ساخته است.

در اين ميان «حكمت متعاليه» ميراثى ماندگار و نشانى پايدار از آزادانديشى و عقل‌مدارى حكماى شيعه را به حكايت نشسته است؛ حكمتى كه يادگار فرهيختگانى همچون: افلاطون، ارسطو، فلوطين، فارابى، شيخ الرئيس، سهروردى، ابن عربى، نصير الدين طوسى، ميرداماد و صدر المتألّهين بوده و ريشه در درازاى انديشه داشته و خواهد داشت.

حكمت متعاليه گر چه گنجينه‌دار فلسفه مشاء، اشراق و ذوق ابن عربى است، ولى نبوغ صدرا چنان اين گوهرهاى گرانبها را از نازيبايى‌ها پيراسته و در سلك آيات وحى و كلمات اولياء كشيده كه به حقيقت «فلسفه صدرايى» بسان ترجمان بطون وحى و هويداگر گوشه‌هاى ناپيداى شريعت نمود يافته؛ و ضمن آنكه بسيارى از گره‌هاى كور عقلانى را با براهينى برگرفته از مبادى وحى و تشريع باز نموده، معارف ژرف آيات الهى و روايات معصومان عليهم السلام را نيز در چهارچوب براهين عقلى روشن ساخته و از ابهام به در آورده است. استوارى و همگونى مسائل فلسفه اسلامى، در قالب صدرايى‌