ترجمه کمالالدین و تمامالنعمه - الشيخ الصدوق؛ مترجم منصور پهلوان - الصفحة ٢٦٣ - باب ٤٥ توقیعات وارده از قائم علیه السّلام
(١) جعفر بن احمد گوید: ابراهیم بن محمّد در باره اموری نامه نوشت و درخواست کرد برای نوزاد وی نامی بنهد، پاسخ سؤالات وی رسید امّا چیزی در باره نوزاد ننوشته بود و آن فرزند درگذشت وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ.
گوید: در مجلسی بین بعضی از دوستان ما سخنی ردّ و بدل شد و به یکی از آنها نامهای صادر شد و شرح ماجرای آن مجلس در آن نامه بود.
(٢) عاصمیّ گوید: مردی در اندیشه بود که حقوق واجب امام قائم علیه السّلام را به چه کسی بدهد تا به او برساند و دلتنگ شده بود و ندای هاتفی را شنید که به او میگفت: آنچه همراه توست به حاجز بده! گوید: ابو محمّد سرویّ به سامرّاء آمد و همراه او اموالی بود، ابتداء نامهای برای وی صادر شد که در ما و قائم مقام ما شکّی نیست، آنچه که همراه توست به حاجز بده!
٢٤-(٣) ابو جعفر گوید: به همراه یکی از برادران موثّق خود به محلّه عسکر رفتیم و چیزی با خود بردیم، آن مرد آن را گرفت و بیآنکه ما بدانیم نامهای در آن مخفی ساخت و نامه بیپاسخ به وی برگردانیده شد.