ترجمه کمالالدین و تمامالنعمه - الشيخ الصدوق؛ مترجم منصور پهلوان - الصفحة ٣١ - باب ٣٣ روایات امام صادق علیه السّلام در باره امام دوازدهم علیه السّلام و غیبت او
(١) سدیر صیرفیّ گوید: من و مفضّل بن عمر و ابو بصیر و ابان بن تغلب بر مولایمان امام صادق علیه السّلام وارد شدیم و دیدیم که بر خاک نشسته و جبّه خیبری طوقدار بیگریبان گریبان آستین کوتاهی در بر او بود و او مانند مادر فرزند مرده شیدای جگر سوختهای میگریست و اندوه تا وجناتش رسیده و گونههایش دگرگون شده و دیدگانش پر از اشک گردیده است و میگوید:
ای آقای من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده و بسترم را بر من تنگ ساخته و آسایش قلبم را از من سلب نموده است. ای آقای من! غیبت تو اندوه مرا به فجایع ابدی پیوند داده، و فقدان یکی پس از دیگری جمع و شمار را نابود کرده است، من دیگر احساس نمیکنم اشکی را که از دیدگانم بر گریبانم روان است و نالهای را که از مصائب و بلایای گذشته از سینهام سر میکشد، جز آنچه را که در برابر دیدگانم مجسّم است و از همه گرفتاریها بزرگتر و جانگدازتر و سختتر و ناآشناتر است، ناملایماتی که با غضب تو در آمیخته و مصائبی که با خشم تو عجین شده است.