احیای تفکر اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤ - دو داستان
انَّهُ عَمَلٌ غَیرُ صالِحٍ این مجسمه عمل فساد است، گرچه پسر توست. این، پسر تو از نظر نسلی است ولی واقعاً جزء خاندان معنوی تو نیست، جزء خاندان مادی توست. ای نوح! چرا از چنین پسر فاسد و فاسقی شفاعت میکنی؟! بنابراین تقاضای یک پیغمبر بزرگ، پیغمبری که اولوا العزم است، مبنی بر اینکه خدایا این پسر را به من ببخش، پذیرفته
نشد و رد شد. به طوری که در روایات وارد است نوح سالیان دراز گریه میکرد و از این خواهش نابجایی که کرده بود استغفار مینمود.
بعد حضرت رضا فرمود: مگر پسر نوح پیغمبرزاده نبود؟ ای زید! پس چرا خدای تبارک و تعالی حاضر نشد خواهش یک پیغمبر را درباره یک پیغمبرزاده بپذیرد و گفت او فاسق و فاسد و مجسمه عمل غیر صالح است.
شما از این بهتر چه میتوانید پیدا کنید؟ روایت دیگری برایتان بخوانم که در کافی است. معلوم میشود از همان زمانها معمول بوده است که حدیث و روایت را مسخ و تحریف میکردهاند.
شخصی آمد خدمت حضرت صادق علیه السلام و عرض کرد: حدیثی از شما روایت کردهاند، میخواهم بدانم درست است یا نادرست. راجع به ولایت و مسئله عمل است. آیا راست است که شما فرمودهاید: اذا عَرَفْتَ فَاعْمَلْ ما شِئْتَ [١] یعنی هر وقت معرفت به امامت درست شد هر اندازه و هرچه میخواهی عمل کن. حضرت فرمود:
بلی من این جمله را گفتهام. عرض کرد: وَ انْ زَنی وَ انْ سَرَقَ ٢؟ آیا معنی حرف شما این است که اگر کسی معرفت به امام پیدا کرد هرکاری که دلش میخواهد ولو زنا و یا دزدی بکند؟ تا این جمله را گفت امام برآشفت و فرمود: وای بر شما، شما این جور معنی کلام ما را میفهمید؟! معنی این جملهای که من گفتم این نیست که شما فهمیدهاید؛ مقصود من این است که وقتی امام را شناختید
[١] و ٢. اصول کافی، ج ٤/ ص ٢٠٧.