احیای تفکر اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥ - اقبال و احیای فکر دینی
میگوید حقوق بشر، ولی عملًا و واقعاً احترامی برای بشر و حقوق بشر قائل نیست. اروپایی روی فرهنگ ایسمهای خودش میگوید آزادی، ولی واقعاً در عمق روح خودش به آزادی ایمان ندارد. میگوید مساوات و عدالت، ولی در عمق وجدان خودش به عدالت و مساوات پایبند نیست. اقبال میگوید:
نتیجه آن پیدایش «منِ» سرگردانی است (یعنی روح سرگردانی است) که در میان دموکراسیهای ناسازگار با یکدیگر به جستجوی خود میپردازد که کار آنها منحصراً بهرهکشی از درویشان به سود توانگران است.
اینهمه که دم از عدالت زده است، تمام ایسمهای ضد و نقیض که در اروپا پیدا شده، نتیجه نهایی آنها چیست؟ بهرهکشی از درویشان به سود توانگران.
بعد میگوید:
سخن مرا باور کنید که اروپای امروز بزرگترین مانع در راه پیشرفت اخلاق بشریت است.
این یک نکته در روح آقای اقبال که آن را زیاد تبلیغ میکند و علاقهمند است مسلمانان، مخصوصاً جوانان مسلمان، آن کسانی که کم و بیش با ظاهر فرهنگ غربی آشنا هستند، به این نکته از این مرد خبیر آگاه مطلع، آگاه شوند.
نکته دومی که این مرد روی آن بسیار اصرار دارد این است که آن نقصی که در فرهنگ و تمدن اروپایی امروز وجود دارد، در فرهنگ و تمدن