احیای تفکر اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣ - تعینات یا قید و بندها و اسارتها
واجبترین مسافرتها که مسافرت مکه است نصیب او نمیشود، از بس شرایط و قیود دارد. چنین آدمی نمیتواند سبکبار و سبکبال حرکت کند.
پیغمبر صلی الله علیه و آله زندگی بسیار مخفّفی داشت. اگر زندگیاش مخفّف نمیبود، نمیتوانست اجتماع خودش را رهبری کند. روزه میگرفت، آیا وقت افطار مثل ما بود که باید سماور یک طرف بجوشد و ... اگر نباشد درست نیست؟ اصلًا روزی که روزه داشت با روزی که روزه نداشت فرقی نداشت. تازه بعد از نماز عشاء و احیاناً یک ساعت و نیم از شب گذشته به منزل میآمد. انس بن مالک خدمتگزار حضرت میگوید غذای ایشان غالباً یک کاسه شیر و یا یک قرص نان بود. وقتی که میآمدند یک چنین غذای سادهای میخوردند و بعد به کار خودشان میپرداختند. کم میخورد و چون کم میخورد، دو ساعت که میخوابید استراحتش کامل شده بود، بعد بیدار میشد و باز خدا را عبادت میکرد. به نصّ قرآن مجید گاهی دو ثلث از شب را نمیخوابید. قرآن که نازل شد، در جایی نازل شد که مردم همه شاهد بودند و اگر چنین چیزی نبود دشمن اعتراض میکرد و دوست هم که نمیتوانست باور کند،
میگفت ما که میبینیم پیغمبر بیدار نیست، چرا در قرآن چنین آمده است؟! به نصّ قرآن پیغمبر حداقل ثلث شب و گاهی نصف و گاهی دو ثلث شب را بیدار بود و عبادت میکرد، همین مردی که از اول صبح تا آخر شب یک آن استراحت و آسایش نداشت.کانَ رَسولُ اللَّهِ خَفیفَ الْمَؤونَةِ، چون خفیف المؤونه بود سبکبار بود.
یک شعر فارسی در این زمینه از شاعری به نام اثیرالدین اخسیکتی دیدم، چقدر عالی است! میگوید:
در شطّ حادثات برون آی از لباس | کاوّل برهنگی است که شرط شناور است | |
میگوید اگر میخواهی در دریای حوادث فرو بروی، اولین شرطش این است که خودت را لخت کنی تا بتوانی شناوری کنی. آدمی که با چند کیلو