آیندۀ انقلاب اسلامی ایران ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٠ - مصاحبه تلویزیونی (١)*
که اصول را واضع و شارع با آن دید تیزبین خودش آنچنان وضع کند که به تعبیر قرآن «صراط مستقیم» را نشان بدهد آنوقت اجتهاد است که نقش خودش را ایفا میکند. اجتهاد این است که فقیه بدون آن که از آن اصول منحرف شود مسائل جزئیمتغیر و مختلف و متفاوت زمان را با توجه به آن اصول بررسی میکند و احیانا آنها خود به خود تغییر میکنند، یعنی وقتی که اصولْ ثابت بود فروع خود به خود تغییر میکند؛ و ما برای این جهت در همان کتاب مثالهایی از متن خود اسلام ذکر کردیم که چگونه اصول ثابت است و فروع متغیر، و اگر مایل باشید لااقل یکی از آن مثالها را برایتان عرض میکنم.
- اگر اجازه بدهید نکتهای را خدمتتان بگویم. اشاره کردید به این که تعیین آن ضوابط فقط از عهده وحی برمیآید، در حالی که این مسئله الان به شدت مطرح است که دوتا از دستاوردهای بزرگ فکر بشر دموکراسی و سوسیالیسم است و گروهی بر این عقیدهاند که اگر بشود تلفیق آگاهانهای از این دو طرز تفکر ایجاد کرد، بخصوص منِ شرقی اگر بتوانم چهارچوب معنوی اسلام را هم به کمک بگیرم صراط مستقیمی پیدا خواهم کرد که از وحی بی نیازم میکند.
استاد: دموکراسی و سوسیالیسم میان خودشان نوعی ناسازگاری وجود دارد (یا لااقل توهم میشود) که هنوز در جهان حل نشده است. دموکراسی بر اساس اصالت فرد و حقوق فرد و آزادی فرد است. برعکس، سوسیالیسم بر اساس اصالت جمع و تقدم حق جمع بر حق فرد است یعنی خواه ناخواه آزادی و دموکراسی را محدود میکند. بگذریم از این که قسمت مهمی از دنیا از دموکراسی دم میزند و دم از سوسیالیسم نمیزند و قسمت مهم دیگری از سوسیالیسم دم میزند و چندان دم از دموکراسی نمیزند، و صاحب نظران اعتراف دارند که هم دنیای به اصطلاح آزاد و لیبرال یا دنیای سرمایهداری دموکراسیاش دموکراسی واقعی نیست و صوری است و هم قطب دیگری از دنیا که دم از سوسیالیسم میزند سوسیالیسماش سوسیالیسم نیست؛ گذشته از این، این مشکل باید از طریق فلسفی و علمی حل شود که آیا واقعا