درس اخلاق - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٩ -           روز تنهايى
روز تنهايى :
ما الان در جمع دوستان و رفقا و خانواده و خوشيها و لذات و غيره هستيم ولى يك زمانى , آن زمان ممكن است يك ساعت ديگر باشد , ممكن است يك سال ديگر باشد , ممكن است بيست سال ديگر باشد , همين دوستان و آشنايان من و شما را در يك تكه پارچه مى پيچند و در زير خاك مى گذارند و مى روند در آن وقت اين تنهايى , اين غربت اين دور شدن از چيزهايى كه انسان ساليانى به آن عادت كرده خيلى سخت است بخصوص وقتى كه انسان اعتقاد دارد كه در آنجا با عملش سر و كار دارد و خداى متعال و مأمورين الهى به سراغ انسان مى آيند ( ( و سؤال منكر و نكير حق ) ) در زيارت آل ياسين مى خوانيم اينها حق است , واقعيت است
قيامت از اينكه من و شما مى بينيم و خيلى براى مان سخت مى آيد به مراتب هزاران بار سخت تر است , منتهى چون از چشم ما و حس ما دور است , ارزش گريه بر اينها و بر قيامت را نمى فهميم , اما شما دلتان مى خواهد بر اين چيزها گريه كنيد ولى خجالت مى كشيد ( ( لا تتركه حياء ) ) به خاطر حيا و يا بخاطر ملاحظه نبايد اين كار را ترك بكنيد پس اين يك دستور است اگر اهل عبادتيد و اگر عبادت را دوست مى داريد , عبادت كنيد نگوييد كه اگر من دو ركعت نماز بخوانم ديگران مى گويند كه : ( ( چه ريا كارى است ) ) خوب بگويند , غلط مى كنند بگويند , از براى مردم و بخاطر مردم نبايد اين كار ترك شود
( ( موفق باشيد ) )