انديشه سياسي امام خميني (قدس سره ) - جهان بزرگی، احمد - الصفحة ١٨ -           گوهر انديشه امام ولايت فقهاء
پس امام برخلاف انديشمندان غربي با توجه به اينكه وظيفهقانونگذاري و «تشريع» را بر عهده خداوند ميداند به كار حاكميتهايانساني پايان ميدهد و قانون خداوند را داور اصلي اعمال مردمميداند كه در همه اختلافاتي كه احياناً ميان افراد آن اجتماع در هرمورد بوجود آيد بر اساس آن اتخاذ تصميم خواهد شد.
٤ـ از همان روز نخست پيدايش اسلام طبيعت مكتب اسلام ومحتواي تفكر سياسي آن حركت، جنبش و تلاش و جهاد را ميطلبيدكه البته واقعيتهاي غيرقابل ترديد تاريخ اسلام نيز تحقق عيني اينحركتِ سياسيِ برخاسته از طبيعتِ مكتب را به ثبوت رسانده است.اولين گام در اين راه را خود پيامبر اسلام برداشت و در اولين فرصت وشرايط ممكن حركت سياسي خود را در جهت انجام وظيفه دعوت،در مكه آغاز نمود و سپس با هجرت به مدينه و تشكيل حكومتاسلامي فعاليت سياسي نظامي خود را براي اجراي احكام و دستوراتالهي پايهگذاري نمود.
روش پيامبر اسلام نسبت به امور داخلي مسلمين و امور خارجي آنهانشانميدهدكه يكي از مسئوليتهاي بزرگ شخص رسولاكرم(ص)مبارزات سياسي آن حضرت است. شهادت اميرالمؤمنين (ع) ونيزحسين (ع) و حبس وشكنجه وتبعيد و مسموميتهاي ائمهعليهمالسلام همه در جهت مبارزات سياسي شيعيان عليه ستمگريبوده است و در يك كلمه، مبارزه و فعاليتهاي سياسي بخش مهمياز مسئوليتهاي مذهبي است.
٥ـ به عقيده «امام» حركت سياسي پيامبر پس از او بايد ادامهمييافت و در اين راستا رسول خدا خليفهاي لازم داشت كه پس از ويهمين وظيفه و مقام را داشته باشد. يعني اينكه ضمن بيان عقايد واحكام و تفسير و پاسداري از مكتب، اجرا و تنفيذ آن را نيز بر عهدهداشته باشد:
«بديهي است ضرورت اجراي احكام كه تشكيل حكومت رسولاكرم را لازم آورده منحصر و محدود به زمان آن حضرت نيست وپس از رحلت رسولاكرم (ص) نيز ادامه دارد. طبق آيه شريفهاحكام اسلام محدود به زمان و مكاني نيست و تا ابد باقي ولازمالاجراء است. تنها براي زمان رسولاكرم (ص) نيامده تا پساز آن متروك شود و ديگر حدود و قصاص يعني قانون جزاي اسلاماجرا نشود و يا انواع مالياتهاي مقرر گرفته نشود يا دفاع از سرزمين وامت اسلام تعطيل گردد. اين حرف كه قوانين اسلام تعطيل پذيرد يامنحصر و محدود به زمان و مكاني است برخلاف ضرورياتاعتقادي اسلام است. بنابراين چون اجراي احكام پس ازرسولاكرم(ص) و تا ابد ضرورت دارد تشكيل حكومت وبرقراري دستگاه اجرا و اداره ضرورت مييابد... بنابراين بهضرورت شرع و عقل آنچه در دوره حيات رسولاكرم (ص) وزمان اميرالمؤمنين عليبن ابيطالب (ع) لازم بوده يعني حكومتو دستگاه اجرا و اداره پس از ايشان و در زمان ما لازم است».
«بنابراين پيغمبر اكرم كه از دنيا ميخواست تشريف ببرد جانشين وجانشينها را تا زمان غيبت تعيين كرد و همان جانشينها امام امت راهم تعيين كردند. به طور كلي اين امت را به خود وانگذاشتند كهمتحيّر باشند براي آنها امام تعيين كردند، رهبر تعيين كردند...» «تاائمه هدي سلامالله عليهم بودند آنها بودند و بعد فقهاء، آنهائي كهمتعهدند. آنهائي كه اسلام شناسند آنهائي كه زهد دارند، زاهد نه،آنهائي كه اعراض از دنيا دارند آنهائي كه توجه به زرق و برق دنياندارند آنهائي كه دلسوزند براي ملت آنهائي كه ملت را مثلفرزندان خودشان ميدانند، آنها را تعيين كردند براي پاسداري ازاين امت».
بر اساس اين مفروضات، «امام» يكي از سنجيدهترين نظريههايمربوط به ولايتفقيه را بدست ميدهد. اين چشمانداز كه با كار امام دركشفالاسرار آغاز ميشود و سپس از طريق ديگر آثار امام مانند«البيع»، «تحريرالوسيله» و «حكومت اسلامي» تداوم مييابد، نظريهايرا درباره ولايتفقيه ارائه ميكند كه بر ولايت همه جانبه فقيه از طريقنصب الهي، فعليت يافتن ولايت با پذيرش و انتخاب مردم، حاكميتقانون الهي بر جامعه، آزادي و استقلال ملت در همه شئون و... تأكيدميورزد. ولايت فقيه «امام» محور حاكميت الهي را به حاكميتمردمي پيوند ميزند. با اين همه اين تركيب نه تنها ولايت همه جانبهايرا براي فقيه ارائه ميكند بلكه به گونهاي حاكميت مردم بر سرنوشتخويش را نيز اعلام مينمايد. با اين همه اراده امام همواره معطوف به«ولايت الهي» بود كه براي تحقق آن بارها به ستمگري بر عليه ايننظريه توجه نشان ميداد. مشهورترين بررسي امام دراينباره در كتاب«حكومت اسلامي» نمايان است كه يكي از شاگردان امام آن را بر پايهكلاسهاي درسي او كه در سالهاي دهه ٥٠ برگزار شده بود نوشت ومنتشر كرد.