آينده در قلمرو اسلام - سید قطب - الصفحة ٣١ - يك شخصيت و يك برنامه
حق بندگى ميگزارند باينمعنى كه افكار و عقايد , قوانين و مقررات , نظامات و تشكيلات و خلاصه راهنمائى هاى روحى و عملى را از مردمى مانند خود فرا ميگيرند و آنانرا حكمران وجود و زندگى خويش قرار مى دهند [١ ]
اين وضع اجتماعى كه مبتنى بر پرستش بندگان است در هر زمان و مكان و محيط و با هر شكل و هر لباس كه ظاهر شود در منطق اسلام , نظام جاهليت و منفور و مطرود است [٢ ]
[١] قرآن بدينصورت تحت اراده و فرمان كسى بودن و همه چيز از او الهام گرفتن را عبوديت و بردگى دانسته : اتخذوا احبارهم ورهبانهم اربابا من دون الله ( غير خدا , راهبان و دانايان خود را , خدا گرفتند ) و تلك نعمه تمنها على ان عبدت بنى اسرائيل ( مگر اين نعمتى است كه منت آن بر من نهى كه بنى اسرائيل را ببردگى گرفته اى ) و پيشواى آزادگان على عليه السلام ميفرمود : لاتكن عبد غيرك وقد خلقك الله حرا ( تن به بندگى كسى مده كه خدا آزادت آفريده است )
براى تفصيل بيشتر رجوع كنيد بكتاب تنبيه الامه تاليف مرحوم آيت الله نائينى ( ص ١٨ - ٢٧ ) و حواشى آيت الله طالقانى
[٢] نمونه هاى گوناگون اين وضع اجتماعى را همزمان با طلوع اسلامى در گوشه و كنار جهان مى توان ديد يعنى در همان موقع كه در جامعه ى نيمه وحشى عرب , مردم بتهاى بى جان را