آينده در قلمرو اسلام - سید قطب - الصفحة ١٤١ - كارل چه پيشنهاد ميكند
زيرا اين جدائى شوم و اين بيگانگى و بيعلاقگى با دين , كه در اساس همه ى تشكيلات و رژيمها و سيستمهاى اجتماعى غرب وجود داشته , نژاد سفيد و تمدن غرب را برلب پرتگاه كشانيده است
سيستمها و تشكيلات جهانى , مى بايد همگى بر اساس يك اعتقاد و يك جهان بينى صحيح بوجود آمده باشد , در اين جهان بينى بايد از ( ( جهان هستى ) ) تفسيرى صحيح شده و موقعيت آدمى و هدف خلقت او شناسانده شده باشد
اين تفسير و تعريف , مشروط بر آنكه مطابق واقع و حقيقت ( و نه آنگونه كه مردمان از وراى عدسى هاى كوچك افكار خود مى بينند و مى انديشند ) انجام گيرد , ضرورتى اجتناب ناپذير براى بوجود آمدن تشكيلات زندگى انسان است
و اين ضرورت بزرگ زندگى , همانست كه مورد غفلت تمدن غرب واقع شده و نه تنها غفلت , كه مورد عناد و دشمنى اين تمدن و همه ى تشكيلاتى كه در شرق و غرب جهان بر