نگاهی به مقام حضرت زینب - حسین انصاریان - الصفحة ٢٨

داريم مى‌گوييم. ما كه كنايه مى‌زديم، روز بعد به در خانه ما مى‌آمدند كه ساواك شما را خواسته است، يا چهار روز بعد مى‌آمدند در خانه ما چشممان را مى‌بستند و مى بردند و به زندان مى‌انداختند. در طول عمرمان خود شاه را هم نديديم، و اگر رو در رو او را مى‌ديديم، معلوم نبود بتوانيم از او انتقاد كنيم. قدرت يزيد هزار برابر قدرت شاه بود. وسعت كشورش هم بيست برابر وسعت ايران امروز، پهناورى داشت. حالا در بارگاه يزيد، خانمى داغديده و اسير را آوردند و با اين قدرت عظيم آن روز رو به رو كردند. زينب كبرى (س) از جا بلند شد و به شاه گفت، به شاهى كه صد برابر شاه كشور ما قدرت داشت: «ى‌ ابن الطلقاء»[١]: اى فرزند بردگان و غلامان آزاد شده! پسر مردمان پست! پسر مردمان لعين! پسر مردمانى كه بچه‌هايتان انتساب درستى نداشتند و نمى‌شد


[١] ١. ابن طيفور، بلاغات النساء، ص ٢٢.