پنج پيام - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨ - ١

معصوم وى هستيم، بايد در شرايط كنونى آگاهى بيشتر نسبت به افكار و انديشه‌ها و دستورالعمل‌هاى آنان داشته باشيم و مبادا در انجام وظايف خود كوتاهى نماييم.

لازم است علماى بلاد و خطباى محترم علاوه بر آن كه مجالس عزادارى را هر چه باشكوه‌تر انجام مى‌دهند، ابعاد معنوى و علمى آن حضرت را مورد توجّه خاص قرار دهند و بحمداللَّه مكتب تشيّع مشحون از استدلال و منطق است و اهل انصاف و تدبّر به راحتى در برابر آن خضوع مى‌نمايند.

دشمن، امروزه به خوبى دريافته است كه براى تهى نمودن اين ملّت و سيطره بر امور آنان، بايد آنچه را كه تجلّى اعتقادات و ايمان مردم است، خاموش و كم‌رنگ سازد، روزى با جهالت تامّ و تمام، گريه و عزادارى بر حضرت سيّدالشهداء عليه السلام را امرى لغو، و مورد شبهه قرار داده و روزى در شهادت فاطمه زهرا عليها السلام ترديد مى‌كند؛ در حالى كه اين امر از واضحات تاريخ اسلام است.

معاندان بدانند اگر به خيال خود در شهادت آن حضرت شبهه‌اى را القاء كنند، هرگز نمى‌توانند در مظلوميّت ايشان و ستم‌هايى كه بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله به ايشان وارد شد [١]، خدشه‌اى را تصوّر نمايند؛ عمر


[١]. از جمله ظلم‌هايى كه به ايشان وارد شد هجوم به خانه او و آتش زدن آن و ضرب و جرح او براى مجبور كردن على عليه السلام به بيعت و محروم كردن او از ميراث و مصادره فدك و ...

كه به بعضى از منابع آن اشاره مى‌كنيم: مسند احمد ١: ١٩ ح ٩ و ص ٢٠ ح ١٤، صحيح بخارى ٤: ٢٥٢ ح ٣٧١١ و ٣٧١٢، سنن أبي داوود ٣: ٢٤٥- ٢٥٥ ح ٢٩٦٣- ٢٩٧٧، تاريخ طبرى ٣: ٢٠٧- ٢٠٨، السنن الكبرى بيهقى ٩: ٤٢٨- ٤٤١ ح ١٢٩٩٨- ١٣٠١٥، تاريخ يعقوبى ٢: ١٢٦، شرح نهج‌البلاغة ابن أبي‌الحديد ٢: ٢١- ٦١، و ج ٦: ٥- ١٢ و ص ٤٦- ٥٢، و ج ١٦: ٢٧٤، و ج ١٧: ١٦٨، لسان الميزان ٤: ٧٠٧ رقم ٥٧٥٢، كنز العمال ٥: ٥٨٥- ٦٣٧ ح ١٤٠٤٠، ١٤٠٤٥، ١٤٠٦٩، ١٤٠٧٠، ١٤٠٧١، ١٤٠٩٧، ١٤١٠١، ١٤١٠٨، ١٤١١٣، ١٤١٢٠، ١٤١٢١.

كتاب سليم بن قيس ٢: ٥٨٣- ٥٨٨ ح ٤ و ص ٦٧٢- ٦٩٥ ح ١٣ و ١٤ و ص ٨٦٢- ٨٧٣ ح ٤٨ و ص ٩٠٥- ٩٠٨ ح ٦١، تفسير عيّاشى ٢: ٦٦ ح ٧٦، الكافي ٨: ٢٣٧- ٢٣٨ ح ٣٢٠، الاختصاص: ١٨٣- ١٨٧، أمالى مفيد: ٤٠ ح ٨ و ص ٤٩ ح ٩ و ص ٩٥ ح ٥ و ص ١٢٥ ح ٣، دلائل الإمامة: ١٠٩- ١٢٩، الاحتجاج ١: ١٠٥- ١٤٩، كشف الغمة ٢: ١٠٠- ١٢٢، بحار الأنوار ٢٨: ٣٧- ٤١٢، عوالم العلوم فاطمة الزهراء عليها السلام ٢: ٥٤٥- ٦٩٧، مسند فاطمة عليها السلام عطاردى: ٣٥٨- ٣٨٩ ح ١- ١٩ و ١- ٢٤.