علوم سیاسی
(١)
چكيده پاياننامههاى رشته علوم سياسى دانشگاه باقر العلوم عليه السلام -
١ ص
(٢)
The Abstracts of Articles -
٢ ص
(٣)
روششناسى فلسفه سياسى و علم سياست -
٣ ص
(٤)
اسلام و ليبراليسم - واعظى احمد
٤ ص
(٥)
معنا كاوىِ نقد عقل عربى در انديشه جابرى - کرمى محمدتقى
٥ ص
(٦)
روششناسى انديشه سياسى در فلسفه غربِ تمدّن اسلامى 1 - فيرحى داود
٦ ص
(٧)
حق محورى تجدد و تكليف مدارى سنت - کچويان حسین
٧ ص
(٨)
انسانشناسى فلسفه سياسى قديم - طباطبائى فر سيد محسن
٨ ص
(٩)
نسبت كلام سياسى و فلسفه سياسى - بهروز لک غلامرضا
٩ ص
(١٠)
ماهيت انسان و روابط بينالملل - ستوده محمد
١٠ ص
(١١)
روش استنباط گزارههاى سياسى از ساختار سورههاى قرآن - خامه گر محمد
١١ ص
(١٢)
الگوهاى دموكراسى - تقوی سید محمدناصر
١٢ ص
(١٣)
روششناسى فارابى در علم مدنى - صدرا على رضا
١٣ ص
(١٤)
ميراث سياسى مسلمانان5 - محمدعارف نصر
١٤ ص
(١٥)
آزادى در فلسفه سياسى اسلام و آزادى در فقه و حدود آن2 - لک زايى شريف
١٥ ص
(١٦)
مبانى كلامى انديشه سياسى شيعه از منظر ميرداماد - جوادى قاسم
١٦ ص
(١٧)
روش تفكر سياسى بر اساس آموزههاى فيلسوفان مشاء - پزشکى محمد
١٧ ص
(١٨)
روششناسى در علوم سياسى - ملکيان مصطفى
١٨ ص
(١٩)
بحران روششناسى در علوم سياسى - حقيقت سيد صادق
١٩ ص

علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - چكيده پاياننامههاى رشته علوم سياسى دانشگاه باقر العلوم عليه السلام

چكيده پايان‌نامه‌هاى رشته علوم سياسى دانشگاه باقر العلوم‌ عليه السلام‌


عنوان: انديشه سياسى ملاصدرا
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر نجف لك‌زايى‌
استاد مشاور: دكتر عليرضا صدرا
دانشجو: عقيل يوسفى‌
مقطع: كارشناسى‌

در اين اثر، ارتباط حكمت نظرى و حكمت عملى (سياست مدن) در مكتب حكمت متعاليه بررسى شده است. در اين راستا تبيين شده كه حكمت نظرى و حكمت عملى و نيز عقل نظرى و عقل عملى به وحدت مى‌رسند، زيرا در اين فلسفه، اصالت با وجود است و وجود داراى كثرت در عين وحدت، و وحدت در عين كثرت است. هستى‌شناسى و كيهان‌شناسى و انسان‌شناسى صدرالمتألهين در قالب حكمت نظرى تبيين مى‌شود و ماهيت مدينه فاضله و اشكال مدينه فاضله و تعامل علم و قدرت به شكل خاصى روشن مى‌شود و اينها در قالب حكمت عملى (سياست مدن) مطرح است. موضوع وحدت عقل و شرع به اقتضاى حكمت نظرى، به شكل متعالى، مطرح مى‌شود. در اين اثر سعى شده است نكات مبهم در وحدت عقل و شرع و التزامات فلسفى اصالت وجود و حركت جوهرى در سياست، استخراج شود. عنوان: نقش فرهنگ سياسى در پيدايش انقلاب اسلامى‌
استاد راهنما: دكتر سيدرحيم ابوالحسنى‌
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر نجف لك‌زايى‌
دانشجو: معصومه حيدرى‌
مقطع: كارشناسى‌

فرهنگ سياسى نقش اساسى در ترميم ساختار سياسى هر كشور دارد. تغيير در اين فرهنگ، به تغيير و تحولات سياسى منجر مى‌شود كه يكى از اين تحولات، انقلاب است. سؤال اصلى پايان نامه اين است كه «نقش فرهنگ سياسى در پيدايش انقلاب اسلامى ايران چه بوده است؟» در پاسخ، اين فرضيه مورد آزمون قرار گرفته است كه «تغيير در فرهنگ سياسى ايرانيان موجب پيدايش انقلاب اسلامى ايران شد». پايان نامه از يك مقدمه، سه فصل و يك نتيجه‌گيرى تشكيل شده است. در قسمت مقدمه به طرح تحقيق و تعريف مفاهيم و متغيرها پرداختيم. فرهنگ سياسى، ساختار سياسى و انقلاب از جمله اين مفاهيم هستند. در فصل اول، رابطه ميان فرهنگ سياسى، ساختار سياسى، تحولات سياسى و همچنين رابطه فرهنگ سياسى و انقلاب را بررسى كرديم. بر اين اساس، ساخت عمل تابع ساخت انديشه است و فرهنگ سياسى، ساختار سياسى را شكل مى‌دهد. اين فرهنگ تغييرناپذير است و با تغيير خود، تغييرات و تحولات سياسى را به وجود مى‌آورد. در ادامه به بررسى رابطه فرهنگ سياسى و انقلاب پرداختيم و تغيير در فرهنگ سياسى را مهم‌ترين عامل وقوع يك انقلاب دانستيم. در فصل دوم فرهنگ سياسى و ساختار سياسى پهلوى اول و دوم را مورد بررسى قرار داديم. از فرهنگ‌هاى سياسى مذهبى، سنتى، ملى گرايى، غرب گرايى و مذهبى مدرن، صحبت كرديم و در ادامه مواضع و كاركردهاى رژيم حاكم را در برابر هر يك از اين فرهنگ‌ها، بيان كرده و كاركردهاى امنيتى، اقتصادى، مذهبى و روابط خارجى رژيم پهلوى اول و دوم را تبيين نموديم. در فصل سوم، به بيان نحوه تغيير و نفوذ فرهنگ سياسى جديد در ميان مردم پرداختيم. در اين بين، از انديشه‌هاى برخى از مبلغان فرهنگ سياسى مذهبى مدرن از جمله دكتر شريعتى، آيةالله مطهرى و امام(ره) ياد نموديم و با تحليل شعارها و ديوار نوشته‌هاى انقلابى مردم، ميزان حمايت آنها از اين تغيير در فرهنگ سياسى را بيان كرديم و به اين ترتيب اين فرضيه كه تغيير در فرهنگ سياسى ايرانيان موجب پيدايش انقلاب اسلامى ايران شده است، به اثبات رسيد. عنوان: مفهوم دموكراسى در انديشه ولايت فقيه‌
استاد راهنما: دكتر سيدصادق حقيقت‌
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر محمدجواد ارسطا
دانشجو: على سليم‌زاده‌
مقطع: كارشناسى‌

يكى از مباحث مهم جامعه، كه حاكى از ابهامات انديشه‌اى موجود در آن است، مقايسه انديشه ولايت فقيه با مفاهيم مختلف موجود در جامعه جهانى مى‌باشد. اين پژوهش كاوشى است درباره «مفهوم دموكراسى در انديشه ولايت فقيه». سؤال اصلى در اين پژوهش اين است كه دموكراسى چه نسبتى با انديشه ولايت فقيه دارد؟ نگارنده اين فرضيه را به آزمون گذاشته كه «دموكراسى با انديشه ولايت فقيه از باب كارآمدى مى‌تواند سازگار باشد». براى بررسى موضوع، پژوهش در سه بخش سازمان داده شده است: در بخش اول كه به تشريح نظريه ولايت فقيه امام خمينى(ره) پرداخته، از دو فصل با عنوان مبانى عقلى و نقلى ولايت فقيه از ديدگاه امام خمينى و ولايت مطلقه فقيه از نگاه امام خمينى، تشكيل شده است ؛ در بخش دوم، دموكراسى و در بخش سوم، ارتباط دين و دموكراسى در دو بعد مشروعيت و كارآمدى بحث شده است، نگارنده نتيجه‌گيرى كرده است كه در بعد مشروعيت بين نظام ولايت فقيه و دموكراسى سازگارى وجود ندارد، در حالى كه در كارآمدى سازگارى به چشم مى‌خورد. عنوان: حكومت مطلوب در قرآن با تأكيد بر تفسيرالميزان‌
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر منصور ميراحمدى‌
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر محمدجواد ارسطا
دانشجو: سيده معصومه حسينى‌
مقطع: كارشناسى‌

اين پژوهش به دسته بندى بخشى از آيات سياسى قرآن پرداخته و قسمت‌هاى مهمى از ابعاد سياسى قرآن در قالب پرداختن به ويژگى‌هاى حكومت را مورد توجه قرار داده است. سؤال اصلى پژوهش اين است‌كه «مهم‌ترين ويژگى‌هاى حكومت مطلوب در قرآن كدامند؟» پاسخ گويى به اين سؤال اساسى، بحث‌هاى مختلف درباره رابطه دين و سياست در قرآن، ديدگاه قرآن درباره حكومت مطلوب، اهداف اساسى حكومت مطلوب در قرآن (عدالت، آزادى و امنيت) را در بر مى‌گيرد. در بررسى هر يك از اين ويژگى‌ها ابتدا به توضيح مفهوم مورد نظر پرداخته و سپس تعدادى از آيات موجود در آن زمينه با ذكر ديدگاه برخى از مفسران مورد توجه قرار گرفته است.
با انجام اين بررسى نهايتاً در مورد پنج موضوع مهم سياسى يعنى رابطه دين و سياست، مشروعيت، عدالت، امنيت و آزادى، آيات متعددى از قرآن كريم دسته بندى و با ذكر برخى از تفاسير توضيحات لازم در مورد آنها داده شد. فصل آخر اين پژوهش نيز كه به ارائه نمونه‌هاى حكومت مطلوب در قرآن پرداخته، استخراج الگوى قرآنى در باب حكومت است كه عبارتند از: ١- حكومت طالوت، ٢- حكومت داودعليه السلام، ٣- حكومت سليمان عليه السلام، ٤- حكومت ذوالقرنين، ٥- حكومت ذوالكفل‌عليه السلام، ٦- حكومت يوسف‌عليه السلام، ٧- حكومت پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم. بر اساس اين پژوهش، مهم‌ترين ويژگى‌هاى حكومت مطلوب قرآن عبارتند از: دينى بودن ماهيت آن، الهى بودن مشروعيت آن، عدالت، آزادى و امنيت. عنوان: حكومت امام على‌عليه السلام و عدالت اجتماعى‌
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر محمدجواد ارسطا
استاد مشاور: دكتر عليرضا صدرا
دانشجو: حسن كاملى‌فر
مقطع: كارشناسى‌

اين پايان نامه از يك مقدمه و سه فصل تشكيل شده است. در مقدمه طرح تحقيق آمده است. در فصل اول، چارچوب نظرى و مفهوم عدالت، جايگاه و منزلت آن از ديدگاه انديشمندان و در كلام معصوم‌عليه السلام تشريح شده است؛ در فصل دوم، جريان سقيفه، پيامدها و تأثير آن در بى عدالتى جامعه مسلمانان و نيز زمينه‌ها و عوامل پيدايش بى عدالتى در جهان اسلام بحث شده است؛ در فصل سوم، حكومت عدالتخواه امام على‌عليه السلام - برنامه‌ها، طرح‌ها، سياست‌ها و اقدامات عدالت گسترانه آن حضرت و نيز مشكلات و موانع برنامه‌هاى ايشان و سرانجام تأثير حكومت كوتاه امام در تبيين عدالت اجتماعى بيان شده است. در پايان موارد ذيل به عنوان نتيجه تحقيق آمده است:
١- حكومت كوتاه حضرت على‌عليه السلام به عدالت عظمت و حيات بخشيد و آن حضرت عدالت را فداى مصلحت نكرد و حكومت را براى اجراى عدالت پذيرفت؛
٢- بدون حكومت و نظام سياسى، اجراى عدالت اجتماعى غير ممكن و حكومت اسلامى همواره ضمانت اجرايى عدالت اجتماعى است؛
٣- انسان‌هاى جاه طلب، مال دوست و نيز انسان‌هاى بى‌فكر و بى منطق همواره مانع مهمى بر سر راه اجراى عدالت مى‌باشد. عنوان: رابطه دين و سياست از ديدگاه شيخ فضل الله نورى و امام خمينى‌
استاد راهنما: حجةالاسلام سيدمحمد تقى آل سيدغفور
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر منصور ميراحمدى‌
دانشجو: سيدتقى حسينى‌
مقطع: كارشناسى‌

رابطه تنگاتنگى بين دين و سياست وجود دارد، اما در مورد آن شبهاتى نيز مطرح مى‌شود. اين پژوهش جهت تبيين اين مسأله به بررسى آن از ديدگاه شيخ فضل الله و امام خمينى مى‌پردازد. با نگاهى گذرا به انديشه‌هاى اجتماعى و سياسى اين دو انديشمند به دست مى‌آيد كه دين را از سياست جدا نمى‌دانند، البته با اين تفاوت كه امام در تبيين ساختار حكومت اسلامى مجرى حكومت اسلامى را ولى فقيه مى‌داند، ولى شيخ فضل الله در عين اين كه ولى فقيه را رد نمى‌كند سلطان را مجرى حكومت اسلامى مى‌داند. پژوهش حاضر شامل يك مقدمه و سه فصل است. فصل اول به ديدگاه كلامى سنى و شيعه و انديشمندان آنها درباره دين و سياست مى‌پردازد؛ فصل دوم درباره حاكميت و حكومت و نيز حاكم واقعى است و در فصل سوم از ديدگاه‌هاى دو انديشمند اسلامى شيخ شهيد فضل‌الله نورى و امام خمينى(ره) در خصوص حكومت اسلامى و ضرورت حكومت اسلامى بحث شده است و اين نتيجه گرفته شده كه قوانين دين در صورتى مى‌تواند در جامعه اجرا شود كه مربوط به سياست باشد و مجرى آن ولى فقيه آگاه به دين باشد؛ در غير اين صورت، دين جايگاهى ندارد و به حاشيه رانده مى‌شود. عنوان: اصول تفكر سياسى امام على‌عليه السلام و خلفاى سه‌گانه‌
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر منصور ميراحمدى‌
استاد مشاور: حجةالاسلام سيدمحمد تقى آل غفور
دانشجو: حسن على يارى‌
مقطع: كارشناسى‌

پژوهش حاضر در پى بررسى اصول تفكر سياسى امام على عليه السلام و مقايسه آن با خلفاست. در اين راستا از ديدگاه امام على، دو مفهوم عدالت و آزادى بررسى شده و با ديدگاه خلفا مورد مقايسه قرار گرفته است. براى تبيين بحث ابتدا به عدالت و آزادى از ديدگاه انديشمندان اسلام و غرب پرداخته شده و سپس اوضاع اجتماعى - سياسى دوران حيات امام على‌عليه السلام با تأكيد بر سخنان آن حضرت ارزيابى شده است. براين اساس از ديدگاه امام على عدالت مهم‌ترين معيار نظام سياسى مطلوب و مهم‌ترين معيار در انتخاب كارگزاران و توزيع ثروت‌هاى عمومى است، كه خلفا در مورد عدالت در بسيارى از موارد به آن توجه نكردند. در بحث از آزادى نيز، تفكر امام با خلفا مقايسه شده است. در تفكر امام على آزادى مهم‌ترين معيار انتخابات و حق رأى، همچنين مهم‌ترين معيار در انتقاد از حاكم و تشكيل گروه‌هاى سياسى مخالف است، كه خلفا در بسيارى از موارد با آزادى مخالف بودند. عنوان: انديشه‌هاى سياسى و كارويژه‌هاى احزاب و گروه‌هاى سياسى - مذهبى (١٣٢٤ - ١٣٥٧)
استاد راهنما: دكتر سيدرحيم ابوالحسنى
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر نجف‌لك‌زايى
دانشجو: محمدجعفر(صادق) رزاقپور
مقطع: كارشناسى‌

پژوهش حاضر در پى اثبات اين فرضيه است كه احزاب سياسى - مذهبى فداييان اسلام، حزب ملل اسلامى و هيأت‌هاى مؤتلفه اسلامى در انديشه‌ها و عملكرد خود به دنبال ايجاد حكومت اسلامى‌و اجراى احكام اسلامى‌بودند. در فصل اوّل زمينه‌هاى سياسى - اجتماعى پيدايش فداييان اسلام را مورد بررسى قرار داديم و طى آن دو عامل تز جدايى دين از سياست و دخالت كشورهاى استعمارى در امور ايران را زمينه‌ساز پيدايش فداييان اسلام برشمرديم. در فصل دوم به اين نتيجه رسيديم كه براندازى نظام سلطنتى و برقرارى حكومت اسلامى در ايران از اهداف اوّليه حزب ملل اسلامى به شمار مى‌رفت، ولى در اهداف دراز مدّت، اين حزب براى ايجاد حكومت اسلامى در ديگر ممالك اسلامى نيز برنامه‌ريزى كرده بود. حزب ملل اسلامى، قرآن، سنت، دليل عقلى و اجماع را منابع قانونى خود و امّت مسلمان مى‌دانست. در فصل سوم روشن ساختيم كه در انديشه‌هاى مؤتلفه دامنه فعّاليت‌هاى سياسى گسترده بود و اقدامات مسلّحانه جزئى از آن بود كه فقط براى پاسخ‌گويى به ضرورت‌ها كارآيى داشت. بر اين اساس، هيأت‌هاى مؤتلفه اسلامى‌در تشكيلاتِ خود شاخه نظامى‌نداشت و بعدها كه ضرورت پيدا كرد نيز جناح مسلّح خارج از تشكيلات مؤتلفه تأسيس شد و با مؤتلفه در ارتباط بود.
مقايسه گروه‌هاى سه‌گانه از ديگر محورهاى مورد توجه اين پژوهش بوده است. اين مقايسه از جهات مختلف امكان‌پذير است كه به بعضى از آنها اشاره مى‌شود:
١ - مقايسه قلمرو فعاليت: فداييان اسلام در سطح شهرهاى بزرگ فعّاليت داشت، حزب ملل اسلامى در تهران و قم فعاليت مى‌كرد و هيأت‌هاى مؤتلفه اسلامى در سطح كشور فعّال بود.
٢ - مقايسه ادبيّات سياسى: ادبيات سياسى فداييان اسلام، ادبيّات اسلامى سنّتى با تكيه بر فرهنگ عاشورايى بود، حزب ملل اسلامى با اين‌كه هيچ‌گونه گرايش ماركسيستى نداشت ولى از ادبيات ماركسيستى استفاده مى‌كرد و هيأت‌هاى مؤتلفه اسلامى داراى ادبيات اسلامى سنّتى و تحت تأثير ادبيات حوزه بود. «تقيّه» در ادبيات سياسى مؤتلفه حضور چشمگيرى داشت.
در جمع‌بندى مباحث مطروحه به اين نتيجه رسيديم كه تمام اين گروه‌ها در انديشه‌هاى خود ضمن ردّ سياست «مبارزه در رژيم» و تز «جدايى دين از سياست»، خواهان اصلاحات از طريق براندازى هيأت حاكمه و ايجاد حكومت اسلامى بودند. وجوه اشتراك ديگر اين احزاب اجراى احكام اسلامى، ايجاد حكومت اسلامى براساس مذهب جعفرى، كسب استقلال و آزادى بود. براى نيل به اين مقصود مبارزات گسترده‌اى را انجام دادند كه بعضى از آنها عبارتند از:
١ - ارائه سخنرانى؛
٢ - مبارزه با اسلام‌ستيزى در ابعاد و چهره‌هاى مختلف آن؛
٣ - حذف فيزيكى كسروى، هژير، رزم‌آرا، منصور و ترور نافرجام علاء؛
٤ - مبارزه با استبداد داخلى.
وجوه افتراق اين احزاب بيشتر در شدّت و ضعف روش‌هاى مبارزه خلاصه مى‌شود؛ براى نمونه فداييان اسلام در حذف فيزيكى مخالفان اسلام و ايران تلاش بيشترى انجام مى‌دادند؛ حزب ملل اسلامى به ايجاد حكومت اسلامى در ايران قانع نبود، بلكه آن را در سطح كشورهاى اسلامى برنامه‌ريزى كرده بود، هيأت‌هاى مؤتلفه بر پيروى از ولايت فقيه در مبارزات سياسى اِصرار داشت. عنوان: امامت در انديشه شيخ احمد احسايى با توجه به تحولات تاريخى زمانه وى‌
استاد راهنما: دكتر محمد على اكبرى‌
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر محمد مهدى گرجيان‌
دانشجو: سيدخليل طاوسى‌
مقطع: كارشناسى‌

شيخ احمد احسايى (١١٦٦ - ١٢٤٢) زمانى در سرزمين احساء ظهور كرد كه جهان اسلام با تفكرات سنت گرايانه وهابيت و جهان تشيع با بحث و جدل‌هاى اصولى‌ها و اخبارى‌ها رو به رو بود. دو جريانى كه به نحوى در سرنوشت فرهنگى مسلمانان و شيعيان تغييراتى را ايجاد كردند. در اين زمان كشور ايران با حكمرانى پادشاهان قاجار به ثباتى نسبى در درون مرزهاى خود رسيده و در صحنه سياست جهانى مورد طمع استعمارگران و قدرت‌هاى خارجى قرار گرفته بود. نفوذ روحانيون در دربار قاجار و حمايت پادشاهان قاجار از ايشان در جهت مشروعيت بخشى، احترام و عظمت علماى دينى را هر روز دو چندان مى‌كرد.
استقبال دربار قاجار از احسايى و اقبال عمومى و نيز حضور فعال وى در محافل علمى حوزه‌هاى دينى شيعى، درك و برداشت خاصى با تفاسير معنوى و باطنى از روايات به وى بخشيده بود؛ به طورى‌كه با استفاده از اين ابزار اقدام به تأويل و به خدمت گرفتن آن در توجيه احاديث و روايات كرد و در اين راه با بهره‌گيرى از احاديث شيعه و تمسك به رواياتى كه بعضى از غلات شيعه نقل كرده‌اند به روايت جديدى از نظريه امامت در ادبيات شيعه پرداخت و موضوع تفويض امور به ائمه معصومين را با تفاسير باطنى خويش دوباره زنده كرد. عنوان: شرايط اجتماعى و سياسى قيام امام حسين‌عليه السلام‌
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر نجف‌لك‌زايى‌
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر محمد جواد ارسطا
دانشجو: راضيه زارعى‌
مقطع: كارشناسى‌

در شرايط اجتماعى - سياسى سال‌هاى ٦٠ - ٦١ هجرى چه تغييراتى نسبت به پيش از آن به وجود آمد كه منجر به قيام امام حسين‌عليه السلام شد؟ به خطر افتادن اصل موقعيت دين در نظام سياسى در زمان يزيد منجر به قيام امام شد؛ البته عوامل متعددى در برپايى نهضت حسينى دخالت داشته است، از جمله عواملى كه ذكر شده بيعت خواستن دستگاه خلافت از امام و امتناع امام از بيعت، و دعوت مردم كوفه از امام و پذيرش امام است. از سوى ديگر، امام در برخى سخنانش بدون اشاره به دو عامل اخير، شيوع فساد، حلال شدن حرام‌ها و حرام شدن حلال‌ها را گوشزد مى‌كند، كه مى‌توان از اين سخنان، به خطر افتادن اصل دين را به عنوان عامل قيام استنباط كرد.
البته همه اين عوامل در قيام عاشورا مؤثر و دخيل بوده است: اما ميزان تأثير گذارى آنها متفاوت است. تأثير عامل در خطر بودن اصل دين در زمان يزيد در درجه اول قرار داشته و تأثير نسبتاً عمده‌اى دارد. بعد از آن، عامل امتناع از بيعت، و در درجه آخر عامل دعوت مردم كوفه از امام را مى‌توان برشمرد. عنوان: سازوكارهاى تحقق عدالت اجتماعى در انديشه محقق سبزوارى و امام خمينى‌
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر نجف‌لك‌زايى‌
استاد مشاور: دكتر عليرضا صدرا
دانشجو: نجمه كيخا
مقطع: كارشناسى‌

پرسش اساسى پژوهش اين است كه سازوكارهاى تحقق عدالت اجتماعى در انديشه محقق سبزوارى و امام خمينى چيست؟ فرضيه پيشنهادى اين است كه: تحقق عدالت اجتماعى در انديشه محقق سبزوارى و امام خمينى منوط به عدالت شخصى و فردى، سازوكارهاى سياسى، سازوكارهاى اقتصادى و سازوكارهاى فرهنگى است.
براى ايضاح مفهوم عدالت، ابعاد و شاخص‌هايى براى آن در نظر گرفته شده كه عبارتند از: برابرى، اعطاى حقوق، توازن و قانونمندى. ارتباط ميان ابعاد و سازوكارهايى كه براى تحقق عدالت اجتماعى ارائه شده است، چارچوب نظرى تحقيق را شكل مى‌دهد.
ابعاد مورد نظر براى بيان مفهوم عدالت را مى‌توان در آثار محقق سبزوارى و امام خمينى يافت. در باب سازوكارهاى تحقق عدالت اجتماعى اشتراكات فراوانى ميان اين دو انديشمند وجود دارد و هر دو عدالت شخصى و فردى را مهم‌ترين سازوكار و مقدمه تحقق عدالت اجتماعى مى‌دانند و بر وجود آن در شخص حاكم و كارگزاران نظام سياسى تأكيد مى‌كنند. تمايز انديشه اين دو عالم بيش از همه در بحث سازوكارهاى سياسى نمايان مى‌شود، زيرا سبزوارى گرچه با توجه به زمانه‌اى كه در آن زندگى مى‌كند، حرف‌هايى در باب مردم‌سالارى دارد، اما پادشاه را محور قرار مى‌دهد و انجام همه امور را تنها با اراده او ميسر مى‌داند؛ اما امام خمينى مردم‌گراست و حاكم و مسؤولان حكومت را خدمت‌گزار مردم مى‌داند؛ از اين رو در باب مشاركت سياسى تفاوت‌هاى عمده‌اى ميان آنها وجود دارد؛ ولى در ساير مباحث افتراق كمتر است. به‌ويژه در بحث عدالت اقتصادى كه به راهكارهايى در زمينه توليد، توزيع و مصرف و همچنين امنيت اقتصادى و مشاركت‌هاى مردمى اشاره شده است. سازوكارهاى فرهنگى به توزيع عادلانه معرفت اشاره دارد كه از طريق خانواده، مدرسه، مطبوعات، رسانه‌ها و نخبگان فكرى انجام مى‌شود. اختلاف محقق سبزوارى و امام خمينى در اين بخش به دليل تحول زمان و پيشرفت در ابزار رسانه‌اى و خبرى است، ولى در اهميت علم و توزيع آن در جامعه هر دو مشتركند. عنوان: نقش حوزه علميه قم در انقلاب اسلامى‌
استاد راهنما: حجةالاسلام سيدمحمدتقى آل سيدغفور
استاد مشاور: دكتر مصطفى ملكوتيان‌
دانشجو: محسن اسماعيلى‌
مقطع: كارشناسى ارشد

حوزه علميه قم با مديريت آيةالله حاج شيخ عبدالكريم حائرى و هميارى متدينان آگاه به شرايط سياسى ايران شكل گرفت و در دوران مرجعيت عامه آيةالله بروجردى در راستاى گسترش كمى و كيفى آن تلاش شد و بنيان‌هاى آن تقويت گرديد. پس از درگذشت آيةالله بروجردى، علماى طراز اول حوزه علميه قم با استفاده از شرايط فراهم شده، با تشكيل جلسات مشترك و اتخاذ موضع ضمن ارتباط با علماى صاحب نفوذ ساير شهرها و با برخوردارى از حمايت مراجع و شخصيت‌هاى علمى حوزه‌هاى علميه عتبات عاليات و استفاده از تجربيات نهضت‌هاى معاصر و ارايه قرائت جديدى از مقولات انديشه سياسى شيعه، به پرورش و تربيت نسل جديدى از روحانيانى پرداختند كه با اعزام آنان در ايام تبليغى به اقصا نقاط كشور و استفاه از پايگاه‌هاى مذهبى همچون مساجد و حسينيه‌ها توانستند زمينه‌هاى فكرى جديدى در اقشار مختلف جامعه به خصوص قشر جوان و تحصيل كرده جامعه را فراهم آورند. در اين مقطع، دوره گفتمان استراتژى بقا و سياست گريزى به پايان رسيد و حوزه علميه قم در دوران شكوفايى خود ضمن غلبه بر متحجران توانست سياست‌هاى غير اسلامى و متكى به مقتضيات نظام بين الملل رژيم شاه را به چالش بكشد و زمينه‌هاى گفتمان حكومت اسلامى را فراهم سازد.
بنابراين حوزه علميه قم با زعامت و رهبرى بى‌بديل، آگاه، شجاع، مدير، مدبر و زمان‌شناس امام خمينى(ره) با بهره‌گيرى از همه ظرفيت‌هاى موجود توانست قدرت رژيم حاكم را با اتكاى به مردم و با راهكارهايى همچون راهپيمايى، تظاهرات و اعتصاب شكست دهد و در نظام دو قطبى شرقى و غربى حاكم بر نظام بين المللى با تحقق انقلاب اسلامى، نوع بديعى از حاكميت را به نام جمهورى اسلامى به جهانيان عرضه بدارد. عنوان: جايگاه و نقش مردم در نظام جمهورى اسلامى ايران از ديدگاه امام خمينى (ره)
استاد راهنما: دكتر سيدرحيم ابوالحسنى‌
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر نجف لك‌زايى‌
دانشجو: محمداسماعيل قاسمى طوسى‌
مقطع: كارشناسى ارشد

در پاسخ به اين پرسش كه «جايگاه و نقش مردم در نظام جمهورى اسلامى ايران از منظر امام خمينى چيست؟» دو ديدگاه عمده قابل بررسى است. عده‌اى معتقدند امام خمينى به مردم سالارى و دموكراسى اعتقاد داشت و بر اين باور بود كه مردم دارى حق مشاركت سياسى و انتخاب مسؤولان و نظارت بر عملكرد زمام داران هستند. در مقابل عده‌اى ديگر بر اين باورند كه با توجه به ديدگاه‌هاى اسلامى، امام معتقد به مردم دارى است، به اين معنا كه مردم داراى حق رفاه، امنيت و آموزش و پرورش در برابر نظام سياسى هستند و حكومت موظف است اين امور را براى مردم فراهم كند. نگارنده با استفاده از مدل تحليلى ساختارگرا كاركردى - و بر اساس ديدگاه‌هاى امام خمينى در صحيفه نور و...به گونه‌اى از نظام سياسى استدلال كرده است كه حكومت در آن بر اساس رهيافت دينى و در عين حال معتقد به جايگاه و نقش مردم در نظام سياسى است. اين پژوهش نشان مى‌دهد كه مردم در نظام سياسى اسلام و به ويژه در جمهورى اسلامى ايران داراى حق حاكميت بوده و رضايت و خواست آنان در مشروعيت نظام تأثير دارد. در چنين نظامى مردم صاحب حق بوده و در عرصه‌هاى مختلف اداره امور مربوط به خويش ،مشاركت داشته و صاحبان اصلى مملكت مى‌باشند و اصولاً هدف از حكومت هم تأمين خواست و نيازهاى مردم است.
بنابراين، مردم در مراحل مختلف از جمله گزينش مسؤولان، تصميم‌گيرى و نظارت بر عملكرد آنان و نيز پاسخ گويى مسؤولان، داراى ابزارها و اهرم‌هاى مناسبى براى حاكميت خداداد شهروندان بوده و به اين ترتيب فرآيند حاكميت مردم در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران از برجستگى خاصى برخوردار مى‌گردد. ساز و كار حاكميت مردم در نظام جمهورى اسلامى از دو طريق «امر به معروف و نهى از منكر» و «انتخاب مسؤولان» در اصول متعددى از قانون اساسى جمهورى اسلامى به چشم مى‌خورد. اين مكانيسم‌ها بيانگر استعداد دموكراتيك اسلام و ميزان نقش و تأثير مردم در جمهورى اسلامى ايران است. بر اساس اصول مربوط به حاكميت مردم در قانون اساسى، مردم در انتخاب و گزينش مسؤولان، صاحب حق بوده و هيچ مسؤولى در اين نظام وجود ندارد مگر اين كه به طور مستقيم يا غير مستقيم از كانال گزينش شهروندان عبور كرده و مردم در واگذارى مناصب به آنان نقش داشته و با آراى مستقيم خويش او را بر گزيده‌اند.