معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣٢ - موفقيت تحصيلي، با تفريح کافي! - ربانی خواه محمد
موفقيت تحصيلي، با تفريح کافي!
ربانی خواه محمد
گام نخست: مهارتآموزي و برنامهريزي
اگر الآن از شما بخواهند که به فرودگاه برويد و هواپيمايي را به پرواز درآوريد، چه ميکنيد؟ ميگوييد: «هوش و استعداد اين کار را ندارم؟» يا «چون با فنون خلباني آشنا نيستم اين کار را نميکنم؟» آيا خودداري از نشستن در کابين خلبان را نشانهي ضعف استعداد و توانايي خود ميدانيد؟
با اينکه بيشتر مردم ندانستن مهارت خلباني را نشانهي ضعف خود نميدانند، متأسفانه در بسياري از جنبههاي زندگي از جمله تحصيل به دليل نداشتن مهارتهاي مربوطه خود را فاقد توانايي لازم براي موفقيت ميدانند؛ گويا نميدانند يا فراموش کردهاند که موفقيت در تحصيل نشانهي رشد مهارتهاي تحصيلي است و مهارت، آموختني است نه ذاتي!
مشکل اينجاست که دانشآموزان و دانشجويان تصور ميکنند که پس از چندين سال تحصيل، بر اثر تجربه، شيوهي صحيح مطالعه را فرا گرفتهاند و با اين باور، کاستيهاي خود را به عوامل ديگري همچون استعداد، امکانات، شرايط و شانس ربط ميدهند. در صورتي که استفاده از تجارب مثبت و منفي در تحصيل وقتي مفيد است که با فرآيند يادگيري آشنا باشيد و بتوانيد يادگيري خود را کنترل، ارزشيابي و هدايت کنيد.
پس همانطور که نداشتن دانش پرواز نشانهي کماستعدادي نيست، نبايد اُفت تحصيلي را نيز علامت ناتواني در تحصيل دانست. پژوهشهاي متعدد علمي در زمينهي يادگيري نشان دادهاند که عاملي اصلي در موفقيت تحصيلي، نگرش و شيوهي کار است، نه بهرهي هوش و استعداد. افزون بر اين براساس تحقيقات جديد حتي رفتارهاي هوشمندانه که پيش از اين تصور ميشد فقط از طريق ژنتيک منتقل ميشوند نيز، قابل آموزش و يادگيرياند.
بنابراين در بررسي عوامل و موانع موفقيت در تحصيل، مهمترين مسئله، شيوهي نگرش و ميزان آشنايي با فنون يادگيري و همچنين مهارت در بهکارگيري اين فنون است، نه ميزان ساعتهاي مطالعه، هوش، استعداد، زيست و....
درست به همين دليل است که برخي با اينکه به تفريحات خود ميرسند و از زندگي لذت ميبرند، در تحصيل هم موفقاند؛ اما عدهاي ديگر با اينکه زندگي و آرامش خود را فداي درس و تحصيل ميکنند و چندين برابر ديگران هم زحمت ميکشند، نتيجهي کمتري ميگيرند.
پس بياييد براي شناخت بهتر نگرش صحيح به تحصيل و آشنايي با فنون و مهارتهاي آن، از اين به بعد، بهطور منظم، دستکم در هر هفته، در موضوع روشهاي يادگيري و برنامهريزي تحصيلي، نکتهاي کاربردي را بياموزيم و استفاده کنيم. مطمئن باشيد که توجه به اين نکات در اصلاح نگرش و شيوهي برخورد ما با فرايند تحصيل، مفيد خواهد بود و بدين ترتيب، هم فرصت کافي براي مطالعه و يادگيري خواهيم داشت (که زمينهساز موفقيت تحصيلي است) و هم وقت و فرصت کافي براي تفريح (که انرژي لازم را براي هر کاري در زندگي به ما ميدهد).
گام دوم: تغيير دادن تدريجي نگرش و وضعيت
گفتيم که شرط اساسي موفقيت در تحصيل، آشنايي با فنون و مهارتهاي يادگيري و برنامهريزي تحصيلي است که متأسفانه اغلب دانشآموزان و دانشجويان به درستي با آنها آشنا نيستند، و چون تجارب گذشتهي خود را در يادگيري درست ميپندارند، کاستيهاي خود را در امر تحصيل به عوامل ديگري مرتبط ميکنند.
اولين پرسشي که ممکن است به ذهن شما خطور کند اين است که با توجه به عادتهاي درهم درست و غلط ما در وضعيت فعلي، نخستين گام براي بهبود شرايطمان چيست؟
بيترديد اولين گام در تغيير شرايط موجود اين است بپذيريد که مشکل اُفت تحصيلي يا نرسيدن به آرمانها و برنامههايتان، ناشي از: استعداد، شرايط، جنسيت و مسايلي از اين قبيل نيست و در صورت رعايت اصول و روشهاي صحيح مطالعه و يادگيري ميتوانيد در زمان کمتر، با کيفيت بهتر و آرامش بيشتر به اهداف تحصيل خود برسيد. در حقيقت مشکل اصلي، نگرش به تحصيل و چگونگي يادگيري است که اگر اصلاح شود، بهراحتي ميتوان از کارآيي مهارتها و شيوههاي مطالعه و برنامهريزي بهره برد.
نکتهي مهم اين است که تغيير نگرش به صورت دفعي و يکمرتبه اتفاق نميافتد و امري زمانبر است. علت اصلي آن هم اين است که گفتن و شنيدن دربارهي آن، چيزي را عوض نميکند. آنچه اهميت دارد، باور کردن آن است تا انرژي لازم براي تغيير، در ما به وجود آيد. اگر به اين باور برسيم که ميتوانيم با تغيير دادن برخي از عادتهاي مطالعه و توجه به اصول صحيح برنامهريزي تحصيلي، تحول عميقي در يادگيري و تحصيل خود به وجود آوريم، سختي تغيير عادت برايمان لذتبخش خواهد بود.
جا دارد که بپرسيد: از يک طرف مشکل اصلي و نخست ما نوع نگرشمان به فرايند يادگيري و شيوههاي رفتاريمان است و از طرف ديگر تغيير اين نگرش يکباره امکانپذير نيست و به زمان احتياج دارد. با اين وجود تکليف ما در شروع تغيير وضعيتمان چيست؟ اصلاح باور، زمانبر و بر اثر تجربه است و تجربه هم نيازمند باور.
محصلي را در نظر بگيريد که زيبا نمينويسند و به خط خود هم عادت کرده است. مطمئناً تغيير اين عادت با اينکه ساده است، راحت نيست و نخست، اين محصل بايد بپذيرد که ميتواند خوشخط بنويسد و سپس با تمرين مداوم و مرتب و کار روي تکتک حروف، الگوهاي عادتشدهي خود را از حروف تغيير دهد و با استمرار در اين کار به الگوهاي جديد عادت کند. اين مداومت، خود موجب پايدار شدن باور او خواهد شد. در واقع در شروع کار که باور عميق نشده است، نقش اراده و پشتکار، پررنگتر است و هر چه باور عميقتر ميشود، انرژي انجام کار از درون به وجود ميآيد.
در تغيير الگوهاي تحصيلي هم شيوهي کار به همين صورت است؛ يعني نخست بايد از نظر ذهني بپذيريد که ميتوانيد در يادگيري خود تغيير اساسي ايجاد کنيد و همزمان در گام عملي نيز زمان مشخصي را در روز براي يادگيري و تمرين مهارتهاي اين کار اختصاص دهيد. اين کار مانند تمرين خط، ممکن است در شروع چندان خوشايند نباشد و به اراده و پشتکار نياز داشته باشد؛ اما به مرور زمان با جايگزيني عادتهاي جديد به جاي عادتهاي نادرست قبلي، ناخواسته درسها را با لذت بيشتري ميخوانيد، بهتر ميفهميد و در هنگام لزوم بهراحتي به ياد خواهيد آورد؛ بنابراين، در شروع لازم است که زماني را به «يادگيريِ چگونگي يادگيري» اختصاص دهيد و بدون عجله و در يک دورهي زماني، به مرور به مهارتهاي درست يادگيري مسلط شويد.?