معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - تا ده بشماريد! - خسروی مهدی
تا ده بشماريد!
خسروی مهدی
[email protected]
در اين شماره به بهانهي گفتوگو با جوانان، سراغ موضوع خشم و پرخاشگري ميروم.
فکر ميکنم تعريف خشم که يکي از هيجانات پيچيدهي انسانهاست، بيمورد باشد. همهي ما عصباني شدهايم و خشم را تجربه کردهايم. خشم در خانه، محيط کار، ورزشگاه، فروشگاه، خيابان، اتوبوس و...
اين که چه چيزي موجب خشم ما ميشود هم موضوع من نيست. اصلاً هم نميخواهم دربارهي مضرات خشم بنويسم يا بپرسم! يا اينکه بايد از حقوق خودمان دفاع کنيم و از اين حرفها!
مستقيم ميروم سراغ اصل مطلب: وقتي عصباني هستيد، چه ميکنيد يا چه کاري بهتر است بکنيد؟
يعني وقتي خشمگين هستيد در مقابلهي با آن خودتان، چه کاري انجام ميدهيد؛ بدون بحث از مقابلهي با طرف مقابل يا ارزيابي رفتاري که باعث خشم شما شده است.
اينبار هم به جاي گفتوگوي مستقيم با جوانان، سراغ وبلاگها و شبکههاي اجتماعي رفتم تا سخن جوانانه و طنزهاي آنان را برايتان بياورم.
البته در خيلي از وبلاگها، بر و بچ، با نقل از کتاب يا قلم خودشان، نکات مفيدي را براي خودآرامسازي آوردهاند.
يکي از مواردي که اشاره شده است، خودآرامسازي و روشهاي مختلف آن است، مانند: چند نفس عميق، دراز کشيدن يا نشستن در حالت راحت، انقباض و رها کردن (سفت و شل) متناوب عضلات به ترتيب پاها، دستها، گردن و شانهها.
مهارت بعدي که نوشتهايد، به حالت تعليق درآوردن هر نوع قضاوت دربارهي خود و کارهايتان است؛ يعني به خود زياد سخت نگيريد تا افکار مزاحم از ذهنتان رد بشوند. من از اين مورد خيلي خوشم آمد. تصميم گرفتم وقتي از دست سردبير عصباني ميشوم، دربارهي خودم قضاوت نکنم تا همهي تقصيرها را به گردن سردبير بيندازم!
راه حل بعدي اين است: تا ده بشماريد! البته نگفتهايد به چه زباني بشماريم! به هر حال بشماريد تا در اين فرصت بهترين راه حل را پيدا کنيد. من توصيه ميکنم اگر راه حلي پيدا نکرديد، اين شمارش را ادامه بدهيد! تا صد هم توصيه شده است!
از پيشنهاد سوم هم خوشم آمد: براي تخليهي خشم، فعاليت جسمي مفيد انجام دهيد؛ يعني با فعاليت بدني، خشمتان را بيرون بريزيد.
به نظر من اگر بعد از آرامسازي اوليه نتوانستيد به راهحلي برسيد، براي رها ساختن تنش و تخليهي خشم، يک فعاليت مفيد جسمي انجام دهيد تا باز فرصت داشته باشيد راه حل مناسبي پيدا کنيد.
کاش شرکتهايي بودند براي تخليهي خشم و کاغذهاي تبليغاتيشان را مثل شرکتهاي تخليهي چاه به همه جا ميزدند و ما با يک تماس ميتوانستيم با امکاناتي که شرکت به قيمت ارزان! در اختيارمان ميگذاشت يک فعاليت خلاقانه انجام ميداديم و خشممان را تخليه ميکرديم.
***
تا اينجا به اندازهي کافي بحثمان جدي بود. در بعضي وبلاگها توصيههاي جالبي بود که بدون ترتيب خاصي ميآورم:
١
وقتي عصباني هستيد مواظب حرف زدنتان باشيد.
عصبانيت شما فروکش خواهد کرد؛
ولي حرفهايتان يک جايي باقي ميمانند
براي هميشه...
توضيح: اين مطلب خيلي تکرار شده بود
٢
وقتي عصباني هستيد ننويسيد.
توضيح: واقعاً نکتهي خوبي است. اگر عصباني هستيد نامه ننويسيد، مقاله ننويسيد (البته اين شامل من نميشود!)، بيانيهي سياسي ننويسيد و....
٣
وقتي عصباني هستيد ايميل نزنيد.
توضيح: نويسندهي وبلاگ، اين توصيه را همراه ده توصيهي ديگر هنگام ايميل زدن آورده است!
٤
وقتي عصباني هستيد تا ميخواهيد بخوريد، مشکلي نيست!!!!
چرا؟
چون ضرر خوردن قابلجبرانه، ولي زجر نخوردن در حالت ناآرام روحي تا مدتها روي ذهن شما تأثير منفي ميگذارد!!!
اگر در آن حالت خورديد، عذاب وجدان نگيريد. اين کاملاً طبيعي است. در عوض غم و عصبانيت شما فروکش ميکند و شما تا مدت زمان قابل توجهي آرام خواهيد بود. در نتيجه:
آرام و به اندازه ميخوريد
و تمايل به تحرک داريد
و راحت ميخوابيد.
توضيح: نام وبلاگ هم جالب است. نميخواستم به نام وبلاگها اشاره کنم اما اين يکي استثناست:
دخترهاي چاق!!!
وبلاگي براي خانمهايي که اضافه وزن دارند
٥
گفتوگو، رمز رابطهي موفق زوجها.
همهي زوجها دعوا ميکنند... اما هر دوي شما ميتوانيد در آن مشاجرات برنده باشيد...
وقتي خانمتان جلوي شما ايستاده و جملهاي را که شما از آن متنفريد به زبان ميآورد: «بايد با هم حرف بزنيم»...
يادتان باشد وقتي عصباني هستيد، تنها چيزي که نميتوانيد تحمل کنيد اين است که يکي برايتان رييس بازي دربياورد....
توضيح: اين توصيه براي کساني است که مزدوجاند! ميتوانيد از آنها بپرسيد که گفتوگو راه حل مناسبي است يا خير؟
٦
ـ مامان شما هم وقتي عصباني ميشه اسم تمام خواهر و برادراتونرو اشتباهي به شما ميگه...!
ـ يادش بخير! مامانم وقتي عصباني ميشد من و دو تا داداشام تا چند ساعت ناپديد ميشديم.
بعد که دلش برامون تنگ ميشد دوباره پيدا ميشديم.
توضيح: حالا مامان اگر عصباني بشه، نام عروسا و داماداشو خوب بلده و... .
٧
زنان وقتي عصباني ميشوند، خريد ميکنند.
توضيح: اين عنوان يک تئاتر بود. نويسندهاش (چيستا يثربي) دربارهي آن گفته است: اين نمايش هشت زوج بازيگر دارد و مضمون آن طنز تلخي است که براي آنان اتفاق ميافتد. اين حوادث باعث ميشوند از تنهايي، به خريد کردنهاي بيهوده برسند و در نهايت اين خريد کردنها، شکل وسواسگونهاي به خود ميگيرند.
***
دوباره برگرديم به بحث جدي خودمان. در ميان مطالب روانشناسي و طنزي که خوانديد، برخي هم به روايات اسلامي در اين زمينه اشاره کرده بودند که نمونههايي را ميآورم:
١
پيامبر اسلام(ص): «خشم، کليد هر بدي است.»
بحارالانوار، ج ٧٣، ص ٢٦٥، ح ١٥.
٢
امام باقر(ع): «هيچ قدرتي مانند جلوگيري از خشم نيست.»
تحفالعقول، ص ٢٨٦.
٣
امام علي(ع): «خشم خود را با خاموشي درمان کنيد.»
غررالحکم، ح ٥١٥٥.
٤
پيامبر خدا(ص): «اي علي! خشمگين مشو و هرگاه به خشم آمدي بنشين و دربارهي قدرتي که پروردگار بر بندگان دارد و گذشتي که از آنها ميکند، بينديش.»
تحفالعقول، ص ١٤.