معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤٢ - گُندهلات - جاوید محمد
گُندهلات
جاوید محمد
اي پسر! بازي اشکنک دارد
غم مخور سر شکستنک دارد
زندگي پيچ دارد و واپيچ
گر که پيچيد هر کجا! تو نپيچ
هر که زد توي گوش تو سيلي
در عوض صورتش بکن نيلي
«آنچنانش بزن به گرز گران»
که به يابو بگويد استرخان
گر خورَد از تو پول يک شکلات
بخور از او دو جعبه آبنبات
گر که گويد به اَسترت يابو
بکَن از فرق کلّهي او، مو
گر جواب سلام تو شُل داد
يا که پُررو شد و کمي هُل داد
يادگاري بذار با چاقو
روي بازو و صورت يارو
پسرم! دور دور نامردي است
مرد، کيلويي چند؟ عمراً نيست!
پدرت را ببين چهجور شده
اِکسي و لات و لندهور شده
«مرد بايد که در کشاکش دهر»
بزند اِکس گرچه باشد زهر
مرد بايد فقط خلاف کند
موتور عقل خويش آف کند
پسرم! رمز و راز پيروزي
در خلاف است و دشمناندوزي
گُندهلاتيم و سِرتِق و مغرور
خط کشيديم روي فکر و شعور
يازده ماهِ سال در زندان
ميشوم همنشين همجنسان
خوردن و خواب هم که مجاني است
اين دوتا از اصول انساني است
گفت «جاويد» زير لب ده بار
«وَ قِنا رَبَّنا عَذابَ النّار»
بايد از اين پدر شود تجليل
با چماق و کلنگ و دستهي بيل
بابت پندهاي شيرينش!
کارهاي قشنگ و سنگينش!
اي پسر! گوش کن تو پند پدر
ولي از گوش ديگرت کن در