معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - گزيدهاى از پژوهشهاى ارسالى شماره ٦٨ موضوع پژوهش ٢
گزيدهاى از پژوهشهاى ارسالى شماره ٦٨ موضوع پژوهش ٢
اوصاف نفس
مهرى آجيلى، شماره اشتراك ٣٠٢٠، از سنقركليايى
قرآن مجيد اوصافى را براى نفس ذكر كرده كه ظهور آنها بر اثر بىتوجهى انسان به واقعيات و حقايق دينى و اخلاقى است:
١ ـ نفس امّاره: «انّ النفس لامّارة بالسّوء الا ما رحم ربى؛ همانا نفس، امر كننده به بدى است، مگر اينكه پروردگارم رحم كند.»
٢ ـ نفس دسّاهى :«و قد خاب من دسّاها؛ و كسى كه نفس را در معصيت، مخفى و پنهان كرد، از رحمت حق محروم و نوميد شد.»
٣ ـ نفس سفهى :«و من يرغب عن ملة ابراهيم من سفه نفسه؛ چه كسى از آيين ابراهيم روىگردان مىشود جز كسى كه به خود جهل ورزيده است.»
٤ ـ نفس تسويلى: «قال بل سوّلت لكم انفسكم؛ يعقوب به فرزندانش گفت: گرگ، يوسف را نخورده، بلكه نفوس شما زشتى را در نظرتان آراسته است.»
٥ ـ نفس رهينهاى :«كل نفس بما كسبت رهينةٌ؛ هر نفسى در گرو گناهانى است كه مرتكب شده است.»
٦ ـ نفس هوايى :«و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى * فانّ الجنّة هى المأوى؛ اما بر كسى كه از مقام پروردگارش ترسيد و نفس را از سقوط در
ورطه هلاكت باز داشت، يقيناً بهشت جايگاه اوست.»
٧ ـ نفس حسرتى :«ان تقول يا حسرتى على ما فرطت فى جنب الله و ان كنت لمن السّاخِرين؛ تا كسى نگويد: اى دريغا بر من كه در كار خدا كوتاهى كردم، و
از مسخره كنندگان بودم.»
حكماى الهى مىگويند: جهاد نفس فقط به لحاظ تعلّق آن با بدن است كه اوصاف بهيمهاى و سبعى و شيطانى از آن پديد ميآيد، در غير اين صورت، نفس با قطع نظر از اين تعلّق، عقل است و داراى صفات فرشتگان و به اقتضاى سرشت خود چيزى است كه خدا به وسيله آن عبادت مىشود و بهشت به وسيله آن به دست ميآيد. پس بايد با عوارض آن تعلّق (سبعيّت و شيطنت) به جهاد برخاست تا آرامش يابد و از شرّ حيوانات در امان باشد.
سعدى گويد: از شخصى معناى اين حديث پيامبر (ص) را پرسيدم كه فرمود: «اعدى عدوّك نفسك التى بين جنبيك؛ دشمنترين دشمنانت، نفس توست كه بين دو پهلويت قرار دارد». گفت: به حكم آنكه هر چه به او بيشتر احسان كنى و زيادتر خواستههايش را اجابت نمايى، مخالفت و دشمنياش زيادتر مىشود.
از بهلول پرسيدند: ديوانههاى شهر چند نفرند؟ گفت: شمردن آنها خيلى مشكل است، از تعداد عقلا بپرسيد تا بگويم.
امام على (ع) به دليل بصيرت كاملى كه به حقايق دارند و راه و چاهِ همه چيز را ميدانند، امورى را براى اصلاح نفس پيشنهاد كردهاند كه بعضى را يادآور مىشويم:
ـ «اذا رغبت فى صلاح نفسك فعليك بالاقتصاد و القنوع و التقلل؛ هنگامى كه به اصلاح نفس خود رغبت كردى بر تو باد به ميانهروى و قناعت و اندك ديدن
دنيا.»
ـ «صلاح النفس مجاهدة الهوى؛ اصلاح نفس، جهاد با امور نامناسبى است كه سبب سقوط نفس است.»
ـ «سبب اصلاح نفس، بازداشتن خود از دنياست.»
ـ «دواء النفس الصوم عن الهوى؛ داروى نفس، خوددارى از خواستههاى بىمحاسبه است.»
چرا نفس امّاره دشمن ماست
حبيب الله حيدرى، شماره اشتراك ٣٠٠٧، از محمودآباد
خداوند متعال موجودى را به اقتضاى حكمت خود و بنابر شرايط خاص، با مقدارى خاك به صورت انسان آفريد، كه در قرآن كريم درباره آن چنين مىفرمايد: «فاذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين؛ پس چون آن عنصر را معتدل بيارايم و در آن از روح خويش بدمم، همه به او سجده كنيد.»
خالق هستى با اين خلقت جديد، زمينه را براى آزمايش فرشتگان درگاه خود فراهم نمود تا همگى به توانايى، استعداد و كرامتِ انسان كامل اعتراف كنند؛ همه فرشتگان بر انسان سجده كردند، مگر شيطان: «الا ابليس أبى ان يكون مع الساجدين».
شناخت دشمن در زندگى، امرى ضرورى و اجتنابناپذير است، چرا كه دشمن، همواره مخالف پيشرفت و تكامل انسان است. گاهى اتفاق ميافتد كه انسان، خودش دشمن خودش باشد. در طبيعت آدمى، غرايز حيوانى (نفس امّاره) دشمن انسان است، بنابر اين از شناخت آن هم نبايد غافل بود.
آغاز دشمنى
انسان در مراحل مختلف زندگى خود ممكن است با خودش دشمنى كند. غرايز متعدد و خواهشهاى عاطفى در نهاد آدمى، از اول خلقت به صورت استعدادهاى فطرى وجود دارد. زمان شروع دشمنى بعضى از غرايز هنگامى است كه به خوبى كنترل نگردند و از سركشى و طغيان آنها جلوگيرى نشود، در اين صورت آزادانه و بدون قيد و شرط اعمال مىشوند و محرّك آدمى در ارتكاب جرم و جنايت هستند. احساسات تعديل نشده و تمايلات خودسر و لجام گسيخته، انسان را به راه ناپاكى و انحراف سوق ميدهند.
توان و گستره فعاليت دشمن
اين مطلب كه شيطان موجودى مستقل و خود رأى است، پندارى غلط است. آدمى مانند همه موجودات ديگر، آفريدهاى وابسته و محدود است؛ به اين ترتيب عواطف و احساسات و غرايز و خواهشهاى نفسانى، به عنوان شيطان درونى انسان در يك شعاع مشخص فعاليت دارند و بيش از آن درمانده و ناتوان هستند. براى اينكه آزادى نامحدودِ عواطف و غرايز، با نظم اجتماعى و تمدن انسانى، منافات دارد.
البته به دليل همين قدرت است كه مىتواند خواهشهاى نفسانى و تمايلات عاطفى را تعديل كند و به نحو شايستهاى از آنها بهرهبردارى نمايد.
شيوهها و راهكارهاى مبارزه با شيطان
انسان هميشه در معرض هجوم انواع مختلفى از وسوسهها قرار مىگيرد، كه هر يك از آنها واكنش مناسب و در خور توجه خود را مىطلبد. غرايز بايد به طريق مناسب و به خوبى، تعديل شوند و از سركشى و طغيان آنها جلوگيرى به عمل آيد. اگر عواطف و احساسات، هر يك با اندازهگيرى صحيح و در جاى مناسب خود اعمال شوند، موجب خوشبختى و كمال بيشتر و مايه سعادت فرد و اجتماع خواهد بود.
در اين زمينه قدمهاى اساسى كه بايد برداشته شوند، عبارتاند از:
قدم اول: كاوش و بازنگرى در حوزه جان
براى شناخت بيمارىهاى رفتارى و ضعفها و كاستىها در بُعد انديشه، بايد به درون خود مراجعه كرد. «البته كاوش و بررسى در لايههاى جان، كارى چندان ساده نيست و به طور قطع با دشوارىها و موانعى دست به گريبان است؛ بزرگترين و اصلىترين مانع اين است كه چون ما به خود دلبند و وابستهايم و عمرى با خرابهاى كه به دست خود بنا كردهايم، ضعفها و كاستىهاى خود را نمىبينيم و هميشه خود را سالم و بىنياز از معاينه و طبيب به حساب ميآوريم.»
در اين باره استفاده رسول مكرّم اسلام (ص) از يك رويداد، براى ما درسى جاودانه و آموزنده است. امام صادق (ع) مىفرمايد:
روزى حضرت رسول (ص) با اصحابش در زمين زراعتى وارد شدند كه زراعت آن را برداشته بودند و چيزى نداشت. پيامبر (ص) به اصحاب خود گفتند: هيزم بياوريد. عرض كردند: اى رسول خدا! ما در زمينى هستيم كه گياهش چيده شده و چيزى باقى نمانده است. حضرت فرمودند: هر كداز از شما به مقدار توانايى خود سعى كند و هر چه به دست ميآورد، بياورد. اصحاب در آن زمين به جست و جو پرداختند و هيزم آوردند و همه را روى هم در برابر حضرت ريختند. آنگاه پيامبر (ص) فرمود: گناهان نيز اينگونه جمع مىشوند. شما اى اصحاب من! از گناهان كوچكى كه به آن اعتنا نداريد، بپرهيزيد كه چنين روى هم انباشته نشود.
قدم دوم: لاى روبى و شست و شوى آلودگىها
نفس امّاره با وسوسه و تلاش و تكاپوى خود مىكوشد تا شست و شوى جان به تأخير افتد. تا زمانى كه در اين دنيا هستيم بايد به شست و شوى نفس خود بپردازيم كه اساسىترين راه آن، توبه است. توبه، درى است كه موجب لطف و عنايت پروردگار و سبب نجات و رستگارى است. خداى تعالى مىفرمايد: «... انّ اللّه يحبّ التّوابين و يحبّ المتطهّرين؛ خداوند توبه كنندگان و پاكيزگان را دوست ميدارد.»
بنده سرگردان، با توبه به خاستگاه الهى باز مىگردد و از حضرت حق درخواست بخشش گناهان را دارد و پروردگار از ناحيه لطف و كرم خود پذيرش توبه را به بندهاش نويد ميدهد. آواى روح بخش قرآن كريم در اين باره چنين است: «و هو الّذى يقبل التوبة عن عباده و يعفوا عن السيّئات و يعلم ما تفعلون؛ اوست
كسى كه توبه را از بندگان خود مىپذيرد و از گناهان در مىگذرد و آنچه مىكنيد ميداند.»
قدم سوم: درمان بيمارى
وقتى اندرون آدمى با گلاب توبه شست و شو شد، نوبت به درمان بيمارى ميرسد. اگر طول درمان رعايت نگردد، بيمارى دوباره صحنه جان را محل تاخت و تاز خود قرار ميدهد. در اينجا تنها به نمونهاى از نسخههاى شفابخش قرآن و عترت درباره بعضى از بيمارىها اشاره مىكنيم.
امير مؤمنان على (ع) درباره درمان كبر و فخر فروشى مىفرمايد: «ما لابن آدم و الفخر!؟ اوّله نطفة و آخره جيفةٌ، لا يرزق نفسه و لا يدفع حتفه؛ انسان را با
تكبر چه كار!؟ در آغاز نطفه (ناچيز) بود و سرانجام مردارى (متعفّن) است؛ نه مىتواند به خود روزى دهد و نه مرگ را از خود براند.»
خداوند تبارك و تعالى درباره دورى كردن انسان از كبر و عجب مىفرمايد: «ايّها النّاس أنتم الفقراء الى الله و اللّه هو الغنىّ الحميد؛ اى مردم! شما فقير و
وابسته به خداييد و خداوند، بىنياز و ستوده است.»
قدم چهارم: تصحيح انديشهها و ارزيابى و تعميق باورها
نفس امّاره مانند يك نقطه كور، زمينهاى مناسب براى تضعيف انديشهها و باورها به حساب ميآيد تا از طريق آن وسوسهگرى كند. اگر انسان تحت تأثير وسوسههاى شيطان قرار گيرد اين دنيا و امكاناتش را درست نشناخته، ديدگاهى واقع بينانه درباره آن ندارد. قرآن و عترت به خوبى تمام زواياى اين منزل را به صورت شفاف و روشن به ما نشان دادهاند و گفتهاند كه در چه جايى زندگى مىكنيم، چه بايد انجام دهيم، راه اصلى و بيراهه كجاست: «دنيا، تجارت خانه اولياى خدا، معبد فرشتگان، فرودگاه وحى و... است. اين گذرگاه دنيا، هيچ كس را فريب نداد، چون همه چيز را بى پرده نماياند و دگرگونى و تغيير هميشگياش، نشان داد كه نمىتوان به آن دل بست.»
منازل اصلاح نفس
محمد عسگرى، شماره اشتراك ١١٢٩٣، از ملاير
منزل اول: ترك عادت، آغاز توبه است، چون توبه اميد سعادت و رستگارى را در بر دارد. توبه، يك انقلاب درونى و نوعى قيام است از ناحيه خود عليه خود. امام باقر (ع) درباره فرد توبه كننده مىفرمايد: توبه كننده از گناه مانند آن است كه گناه نكرده است.
منزل دوم :عزم با جزم و توكل است؛ يعنى اينكه عزم را جزم كرده و بر خدا توكل كنيم، زيرا خداوند مولاى ماست و بهترين يارى دهنده است.
منزل سوم :مراقبه است؛ يعنى متوجه اعمال خود در همه حالات باشيم تا به آنچه عزم كردهايم، عمل كنيم و از آن تخلّف ننماييم.
منزل چهارم :محاسبه است؛ يعنى اينكه انسان گاهى به پرونده اعمال خويش رسيدگى كند و ببيند كه در بازار زندگى چقدر به واجبات و مستحبات كه سود است، پرداخته و چه اندازه به محرّمات و مكروهات كه زيان است، عمل كرده است.
منزل پنجم :مؤاخذه است. پس از آنكه به محاسبه نفس پرداختيم، اگر تقصيرى از ما سر زده، بايد براى اصلاح نفس به مؤاخذه و تأديب آن برخيزيم، چون در اين مرحله عقل، قدرتى نسبى پيدا كرده است و گاه بر هواى نفس غلبه پيدا مىكند و انسان را وادار به عمل بر طبق تشخيص خود مىنمايد.
منزل ششم :وفاى به عهد است؛ يعنى اينكه به عهدى كه با خدا بستهايم وفادار باشيم و از آن سرپيچى نكنيم.
منزل هفتم: رفق و مداراست، زيرا پس از تحمل بار گرانِ مراقبه و محاسبه و مؤاخذه، يكباره خسته و كسل مىشود و اگر رفق و مدارا در برابر سختىهاى راه نباشد، اصلاح نفس ممكن نيست.
منزل هشتم: داشتن مربى و استاد است، زيرا در هر كارى نداشتن راهنما خطراتى براى انسان دارد، به ويژه براى خودسازى كه كار بزرگى است. در مرتبه اول، والاترين اساتيد، انبيا و ائمه (عليهم السلام) و در مرتبه بعد علماى ربانياند كه زير سايه بقية الله الاعظم مهدى موعود (عج) مسئول و مرجع سؤالات امت اسلامى هستند.
منزل نهم: يكى ديگر از روشهاى مبارزه با نفس، حاضر و ناظر ديدن خداى تعالى در هر كار نيك و بد است و البته چنين تفكرى حاصل تكامل ايمان در انسان مىباشد.
امام صادق (ع) مىفرمايد: «كسى كه بداند خدا او را مىبيند و آنچه مىگويد مىشنود و هر كار نيك و بدى كه انجام ميدهد، ميداند، همين آگاهى او را از كار زشت باز ميدارد. اين فرد كسى است كه از مقام پروردگارش ترسيده و نفس خويش را از پيروى هوا باز داشته است.
مخالفت با نفس يا حاكميت بر خويشتن
بهلول رضايى، شماره اشتراك ١٣٧٩، از نورآباد ممسنى
انسان به وسيله مخالفت با نفس و كنترل خويشتن مىتواند به نيروهاى فوقالعاده روحى دست يافته و از انرژىهاى عجيب روح كه بر اثر تهذيب نفس كم كم شكل مىگيرد، بهرهمند شود. انسان مىتواند در اثر شكل و شكلگيرى نيروهاى روحى، بسيارى از مشكلات خود و همچنين افراد ديگر را به آسانى بر طرف سازد.
همانگونه كه موافقت با نفس، از سازمانيابى نيروهاى روحى جلوگيرى مىكند و آنها را پراكنده مىسازد، مخالفت با نفس و حاكم بودن بر خويشتن، نيروهاى پراكنده روحى را جمع مىكند و آنها را سازمان ميدهد. مىتوانيم اثر مخالفت با نفس را به سدى تشبيه كنيم كه در برابر مسيرهاى مختلفِ آب قرار مىگيرد و نه تنها از هدر رفتن آنها جلوگيرى مىكند، بلكه بر اثر اجتماع آنها، بهترين توليد كننده نيروى برق مىگردد و سبب روشنايى شهرها و به كار افتادن كارخانههاى بزرگ مىشود. مخالفت با نفس نيز نه تنها مانع هدر رفتن انرژىهاى روحى و آسمانى در انسان مىشود، بلكه بر اثر جمع شدن قواى روحى، يك انسان معمولى را به يك انسان فوقالعاده، صاحب اراده و شخصيت، مبدّل مىنمايد. عقل به منزله همان سد است كه خداوند آن را در انسانها قرار داده است تا به وسيله آن، نفس را مهار كرده، قواى روحى را متمركز نمايد.
آيا شما حاضريد به وسيله مخالفت با نفس، از نيروهاى بزرگى كه خداوند در نهادتان قرار داده است، استفاده كنيد؟ همانگونه كه در زير زمين و اعماق آن، دفينههاى پر قيمت و گرانبها وجود دارد، در پشت پرده هواهاى نفسانى ما نيز، نيروها و قواى عجيب روحى وجود دارد. همانگونه كه اگر انسان خاكها را كنار بريزد به دفينههاى گرانبها دست مىيابد، موافقت با نفس، نيروهاى روحى و انرژىهاى آسمانى را نابود مىكند و از سازمانيابى و شكلگيرى آنها جلوگيرى مىنمايد. اگر با نفس به مخالفت پردازيد و هواهاى نفسانى را ترك كنيد، قدرتهاى روحى در شما ظاهر مىشود.
پيامبر (ص) مىفرمايد: «بموت النفس تكون حياة القلب؛ با مرگ نفس، دل زنده مىشود.»
آسيبهاى اينترنت
داود نظرى، شماره اشتراك ٤٤٣٠، از قاين
امروزه دنياى رايانه، هويتيابى و هويتجويى نسل جوان و نوجوان را در ابعاد فكرى و اخلاقى تحت تأثير قرار داده است. رايانه موجب بروز پديده جديدى با عنوان «اعتيادهاى نو و مدرن» شده و بدين وسيله سبب افزايش آسيبهاى اجتماعى گرديده است. استفاده خارج از حد متعارف از اينترنت، موجب ايجاد وابستگى شديد روانى و فكرى كاربر مىشود، به طورى كه بعضى از كاربران به يك فضاى غير واقعى پناه برده و در آنجا زندگى مىكنند. در اين ميان، كودكان و نوجوانان به دليل صداقتشان، اطلاعات شخصى و خانوادگى خود را در محيط نا امن اينترنت در اختيار ديگران قرار ميدهند و اين كار را مخفى از چشم والدين انجام ميدهند. هر فرد با انصافى اگر كمى بيشتر دقت كند متوجه خواهد شد كه پشت پرده اين فناورى اطلاعات، دستهايى نهفته است كه با اهداف سياسى، فرهنگى و تبليغى در صدد متزلزل كردن فرهنگ خودى و سنّتى كشورهاى جهان، به ويژه كشورهاى مسلمان است.
سودجويان از طريق اينترنت به راحتى:
ـ كالاهاى خود را تبليغ مىكنند؛
ـ خبرهاى دروغين و پيامهاى روانى خود را براى جوامع مىفرستند؛
ـ ابهت فرهنگى و دينى خانوادهها را مىشكنند؛
ـ زمينههاى آشفتگى هويت را براى جوانان فراهم مىكنند.
با توجه به اهداف سودجويان اينترنتى، كوچكترين غفلت و ناآگاهى والدين و مربيان از آسيبهاى اينترنت، با كجروىها، بىهويتىها و انواع انحرافات اخلاقى و فرهنگى فرزندان جامعه همراه بوده، موجب سقوط آنان از درجات بلند معنويت خواهد شد.
اينترنت، پديدهاى جالب و جذاب، اما مملوّ از افراد غريبه است و فرصتهايى براى سوء استفاده و بهرهكشى از فرزندان در آن وجود دارد. اگر سرنوشت فرزندانمان برايمان مهم است، بايد براى شناخت آسيبهاى اينترنت گام برداريم.
مهمترين آسيبهاى اينترنت و استفاده بيش از حد از رايانه عبارتاند از:
١ ـ آسيبهاى جسمانى
ـ تيكها، فشارهاى عصبى، چشم درد، چاقى و انزواى اجتماعى؛
ـ ركود فعاليت معده، ايجاد چاقى، عدم جذب چربىها، افزايش قند خون، كم شدن فعاليت كلى بدن و مشكلات تنفسى؛
ـ افتادن سر شانهها و خارج شدن ستون فقرات از حالت طبيعى؛
ـ باز داشتن كودكان و نوجوانان از يادگيرىهاى شناختى، جسمانى و اجتماعى.
٢ ـ آسيبهاى اجتماعى ـ فرهنگى
در سال ١٩٥٥ ميلادى روانپزشكى به نام «گلدبرگ» اعتياد جديدى به نام اعتياد به اينترنت را كشف كرد. اين اعتياد هم اكنون به سرعت رو به گسترش است و هر روز افراد جديدى را به كام خود مىكشاند. گاه مشاهده مىشود كه فرزندان ما چنان در اتاقهاى گفت و گو غرق مىشوند كه حتى زمان صرف نهار يا شام را به فراموشى مىسپارند. اينها علائمى شبيه الكلىها يا معتادان مواد مخدّر دارند. بسيارى از آنها از بىخوابى رنج مىبرند، خستهاند و روابطشان با اطرافيان و جامعه به حداقل رسيده است و بيشتر حالت عصبى دارند. كم رنگ شدن و از بين رفتن رابطه عاطفى كاربر با اعضاى خانواده و تبديل آن به رابطه سرد و مسالمتآميز از اثرهاى نامطلوب اعتياد به اينترنت است. از طرفى، سودجويان نيز از طريق القائات فرهنگى، زمينه را براى گريز فرهنگى كاربران فراهم مىكنند و موجب از خود بيگانگى و از دست دادن هويت فرهنگى آنان مىشوند.
٣ ـ آسيبهاى اخلاقى
طبق پژوهشهاى انجام شده حدود ١/٥ درصد از مجموعه اطلاعات موجود در سايتهاى اينترنتى، غير اخلاقى است. چندين هزار سايت وجود دارد كه حاوى تصاوير مستهجن جنسى است. اينگونه سايتها القا كننده موضوعات ضد اخلاقياند كه منجر به تخريب مبانى و اصول اعتقادى كاربران شده، بسترهاى لازم را براى دستيابى به اهداف غير اخلاقى در آنان فراهم مىكنند.
٤ ـ گسست فكرى و عاطفى
با ورود اينترنت و رايانه به درون خانوادهها، بين والدين و فرزندان جدايى فكرى، عاطفى و فيزيكى رخ ميدهد. نتيجه تحقيقات نشان ميدهد كه درصد بالايى از نوجوانان، از اينترنت براى فعاليتهاى بيهودهاى نظير: دوستيابى، بازى و صحبت با يكديگر استفاده مىكنند. محيط جذاب و به ظاهر صميمانه سايتهاى اينترنتى سبب مىشود كاربر بدون آنكه گذر زمان را حس كند در آنها فعاليت داشته باشد. از طرفى، نوجوانى كه پشت ميز رايانه و اينترنت نشسته است برنامههاى سايت را لذت بخشتر از سخنان پدر و مادر ميداند و از برقرارى ارتباطات عاطفى با اعضاى خانواده باز مىماند و در نتيجه در ارتباطات و رفتار و زندگى اجتماعى او اختلال ايجاد مىشود.