معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - موضوع پژوهش ٢ - محدثى جواد
موضوع پژوهش ٢
محدثى جواد
در ادامه سلسله بحثهاى «شناختهاى ضرورى و مفيد»، به مبحث مهم و كارساز «نعمتشناسى» ميرسيم. با اين شناخت، راهى هم براى ورود به قلمرو «شكر» گشوده مىشود و موجب قرب به خدا و بيرون آمدن از غفلت مىگردد. در سايه شناخت نعمت، انسان با صاحب نعمت آشنا مىشود و در پى آن به انجام وظيفه بندگى و ستايش مىپردازد.
در اين مبحث، موضوعاتى همچون: ماهيت نعمت، اقسام نعمتها، ريشه و مبدأ نعمتها، وظيفه ما در قبال برخوردارى از نعمت، آثار و بركات شكر، نتيجه ناسپاسى و كفران نعمت، ويژگىهاى بندگان شاكر، عوامل غفلت از شكر، راههاى شكر و سپاس از نعمت و... مطرح است. در اين پژوهش، به گوشهاى از اين مباحث مىپردازيم و تحقيق بيشتر را به شما واگذار مىكنيم.
نعمت چيست؟
حالت خوب و بهرهها و برخوردارىها و آنچه مايه خوبى و خوشى انسان است، «نعمت» نام دارد. از اينرو مال و ثروت، تندرستى و سلامتى، عقل و شعور، خانه و مركب، خوردنىها و نوشيدنىها، امنيّت و آسايش، جوانى و توانايى جسمى و... نعمت به شمار ميآيد. در منابع دينى و آيات و روايات، تعبيرهاى مختلفى به كار رفته كه همه از اين واژه گرفته شده است.
خير رسانى به ديگران را «اِنعام»، برخوردارى از نعمت را «تنعّم»، رفاه و آسايش را «نَعما»، نعمت فراوان و دلپذير را «نعيم» و مركبها و چهار پايان را «اَنعام» گويند. نيز گفتهاند كه نَعما، نعمتهاى باطنى است و آلا، نعمتهاى ظاهرى و آشكار.
شايد بعضى افراد از كاستىها و مشكلات زندگى بنالند و از آنچه مايه رنج و غم آنان است، شكوه كنند، اما وقتى به انبوه نعمتهايى بنگرند كه از آغاز تولد تا دم مرگ در اختيارشان قرار داده شده و از آنها بهره مىبرند، اين ناله و شِكوه كاسته خواهد شد و زبان شكر و حمد خواهند گشود.
نعمت مادى و معنوى
اغلب عادت كردهايم كه وقتى نعمت گفته مىشود، سراغ امكانات و برخوردارىهاى مادى برويم و از نعمتهاى معنوى و درونى و نامحسوس، غافل شويم. در كنار نعمتهايى همچون: ميوهها، سبزيجات، نوشيدنىها، حيوانات دامى، لبنيات، فرآوردههاى دريايى، پوشيدنىها، جواهرات و مال و ثروت، بدن سالم و جوانى، زيبايى و تناسب اندام، بينايى چشم و شنوايى گوش و صدها نمونه ديگر، مىتوان به نعمتهايى از قبيل: عقل، عاطفه، فطرت توحيد، حسّ معنوى، خداشناسى و مسلمانى، محبت به اهل بيت، توفيق انجام كارهاى نيك، برخوردارى از والدين، امنيت و آسايش، هدايت به حق، زيارتگاههاى اولياى دين، ولايت و امامت، فرهنگ و علوم ائمه، منابع قرآنى و حديثى، پشتوانه فرهنگى و غناى مكتبى، مواعظ و پندهاى گذشتگان، عبادت و بندگى در آستان پروردگار و... اشاره كرد كه بسى ارزشمندند و بر آنها هم بايد خدا را ستود و شكر كرد.
پيامبر خدا (ص) در توجه دادن به اين نعمتهاى معنوى فرموده است: «من لم ير للّه عزّ و جلّ عليه نعمةً الّا فى مطعمٍ او مشربٍ او ملبسٍ فقد قصر عمله و دنا عذابه؛ كسى كه از نعمتهاى خدا درباره خودش جز خوردنى و نوشيدنى و پوشيدنى را نبيند و نشناسد، عملش كوتاه و عذابش نزديك است.»
حديث فوق شايد اشاره به اين باشد كه چنين غافلى از نعمتهاى غير مادى خدا، وظيفه حقشناسى و سپاسگزارى نعمت را آنگونه كه شايسته است انجام نميدهد و به دليل اين قصور و كفران نعمت، دچار قهر خدا و سلب نعمت مىشود.
در روايات است كه مردى از فقر و تنگدستى به امام صادق (ع) شكايت كرد. حضرت فرمود: تو فقير و بينوا نيستى. آن شخص تأكيد كرد كه فقيرم و چيزى در بساط ندارم، اگر مىخواهى كسى را بفرست تا وضع زندگى مرا بررسى كند. حضرت فرمود: آيا حاضرى اين محبت و ولايتى را كه به ما اهل بيت دارى در مقابل مثلاً هزاران دينار از دست بدهى و از آن بيزارى بجويى؟ گفت: هرگز و به هيچ قيمت. امام فرمود: پس نگو فقيرم، چون از نعمتى برخوردارى كه حاضر نيستى آن را در برابر ثروت زياد، از دست بدهى!
اين روايت نشان ميدهد كه نبايد نعمت را فقط در ماديّات ديد، بلكه بايد نعمتهاى معنوى و ارزشى را هم شناخت و خدا را سپاسگزارى كرد.
نعمت ظاهرى و باطنى
از تقسيمبندىهاى ديگر نعمت و شناخت انواع آنها، نعمت ظاهرى و باطنى و آشكار و نهان است. خداوند در شمارش نعمتهاى فراوان خود بر بندگان، از وفور نعمتهاى ظاهر و باطن ياد مىكند و مىفرمايد: «اسبغ عليكم نعمه ظاهرةً و باطنةً؛ خداوند، نعمتهاى خود را، چه آشكار و چه پنهان بر شما سرشار
ساخت.»
اما نعمت ظاهرى و باطنى چيست؟ در اين زمينه، رواياتى وجود دارد. پيامبر خدا (ص) در حديثى به ابن عباس فرمود: نعمتِ آشكار خدا، اسلام است و اين خلقتِ تام و آراستهاى كه دارى و رزقى كه به تو عطا كرده است، اما نعمت باطنى آن است كه بدىهاى عمل تو را بر مردم پوشانده و تو را رسوا نساخته است. امام باقر (ع) در حديثى ديگر فرموده است: نعمت آشكار، پيامبر خدا و دين او و معرفت پروردگار و توحيد است، اما نعمت نهان، ولايت و دوستى ما اهل بيت است.
تفسير خواجه عبدالله هم، نعمت ظاهر را اسلام و قرآن، و نعمت باطن را پوشاندن عيوب و تعجيل نكردن در عقوبت دانسته است. به بيان ديگر، ظاهر را آنچه دانسته است كه براى مردم ديده مىشود؛ مثل جاه و مال و خدمتكاران و اولاد، و باطن را اخلاق و علم و نيرو بر شمرده است. و در بيانى عرفانى،
در تفسير نعمتهاى ظاهرى و باطنى گفته است: «بدان كه عالميان سه گروهاند: گروهى ابناى دنيايند، به نعمت ظاهر مشغول شده؛ گروهى ابناى آخرتاند، در نعمت باطن آويخته؛ سومين، ابناى ازلاند كه در شهود منعم و رازِ ولى نعمت با نعمت نپرداختند، نه صيد دنيا شدند، نه قيد عقبى گشتند... .»
با توجه به اينكه قرآن از «حسنه دنيا» و «حسنه آخرت» ياد مىكند، تقسيم نعمت به ظاهرى و باطنى و مادّى و معنوى و دنيوى و اخروى، پذيرفتنى است.
نعمت بىشمار
از نكاتى كه در نعمتشناسى بايد به آن توجه داشت، بىشمار بودن نعمتهاى الهى است، به حدى كه نمىتوان آنها را به شمارش در آورد. در قرآن نيز مكرّر بر اين نكته تأكيد شده است؛ از جمله در اين آيه: «و ان تعدّوا نعمة الله لا تحصوها؛ اگر نعمتهاى خدا را بشماريد، هرگز آنها را به شماره نخواهيد آورد.»
در احاديث رسول، در خطبههاى اميرالمؤمنين، در دعاهاى امام سجاد در صحيفه سجاديه، در روايات ائمه معصومين (عليهم السلام) فراوان بر اين نكته تأكيد شده است. قرآن كريم نيز كه «بىشمار» بودن نعمتهاى الهى را يادآور مىشود و اينكه از توان احصا و شمارش بشر خارج است، در سراسر قرآن، نعمتهاى خدا را بازگو مىكند، تا بشر يكى از هزاران و قطرهاى از اقيانوس نعمتها را بشناسد و از ياد نبرد و در سايه اين معرفت، به اداى حق الهى بپردازد. هر چند، اداى شكر اين همه نعمت، ميسّر نيست.
سعدى گويد:
از دست و زبان كه بر آيد كز عهده شكرش به در آيد
اميرمؤمنان على (ع) در ناتوانى انسان از حمد خدا و شمارش نعمتهايش مىفرمايد: «الحمد للّه الذى لا يبلغ مدحته القائلون و لا يحصىü نعمائه العادّون؛
خداوندى را سپاس كه گويندگان هرگز به كنه مدح و ثناى او نميرسند و شمارندگان، نعمتهاى او را نمىتوانند بشمارند.»
يكى از آثار ارزنده دينى و حديثى، «توحيد مفضّل» است كه حضرت صادق (ع) آن را به شاگرد خود مفضّل آموخته و نعمتهاى بسيار و شگفتىهاى عظيمى از خلقت و آفرينش الهى را ترسيم كرده است.
رابطه نعمت و محبت
از آثار مهم نعمتشناسى، ايجاد محبت خداوند در دل بندگان است كه سبب مىشود عبادتها هم عارفانه و عاشقانه انجام گيرد.
ما از هر كس كه خيرى ديده و بهرهاى برده باشيم، به او علاقهمند مىشويم. يادكرد نعمتها و برخوردارىها، انسان را به صاحب نعمت متوجه مىسازد و ياد ولى نعمت، محبت او را در دل پديد ميآورد.
خداوند به حضرت داوود (ع) وحى فرمود كه مرا نزد بندگانم محبوب گردان و محبت آنان را به سوى من بگردان. داوود (ع) عرض كرد: خدايا! خودم به تو محبت دارم، مردم را چگونه دوستدار تو سازم؟ خداوند فرمود: از راه يادآورى نعمتهايم مرا محبوبشان ساز: «اذكر ايادىّ عندهم فإنك إذا ذكرت ذلك لهم احبّونى؛ نعمتهاى مرا نزد آنان ياد كن، كه اگر چنين كنى آنان مرا دوست خواهند داشت.»
اينكه در قرآن كريم، اين همه نعمتهاى خدا ذكر شده و سوره الرّحمن، پر است از ياد آلا و نعمتهاى الهى و در جايى هم فرمان ميدهد كه از نعمت
پروردگار ياد كنيد: «و امّا بنعمة ربّك فحدّث» همه براى توجه دادن به صاحب نعمت و از اين رهگذر براى ايجاد «حبّ الهى» و كشاندن بندگان به وادى ذكر و
عبادت و اداى حق بندگى است. از رسالتهاى مهم پيامبران نيز يادآورى نعمتهاى فراموش شده پروردگار است تا از طريق اين ياد، به وظيفه عبوديت خود عمل كنند: «و يذكّروهم منسّى نعمته...».
تعبير «اذكروا نعمة الله عليكم» كه توصيه به ياد كردن نعمتهاى خداست، بارها در آيات قرآن آمده است. يادآورى نعمت، غفلت انسان را ميزدايد. وقتى غفلت باشد، انسان قدر نعمتها را نميداند و گاهى از ياد مىبرد كه غرق در نعمت است.
از راههاى ياد كردن نعمت و توجه به آنها، مقايسه خود با محرومان از نعمت و يا تصوّر نداشتن نعمت است. در سخنان امام على (ع) آمده است: «انّما يعرف قدر النّعم بمقاساة ضدّها؛ قدر نعمتها را كسى مىشناسد كه آنها را با ضدّش مقايسه كند»؛ يعنى قدر تندرستى را بيمار ميداند، قدر آسايش را گرفتار
مىشناسد، قدر بينايى را نابينا مىفهمد، قدر امنيّت را دچار فتنه و ناامنى مىشناسد و قدر جوانى را پير مىفهمد. به قول سعدى در گلستان: «قدر عافيت كسى داند كه به مصيبتى گرفتار آيد». همو نقل مىكند كه هرگز از رنج و محنتى نناليده بود. در دمشق، كفش او را مىبرند و پا برهنه مىماند و از بىكفشى مىنالد. كسى را مىبيند كه پا ندارد. خدا را شكر مىكند كه اگر كفش ندارد، پا دارد. اين همان قدرشناسى از نعمتها و داشتهها در مقايسه با فقدانِ آن است.
رابطه نعمت و سپاس
«شكر»، يكى از مراتب كمال انسان است و شاكران محبوب خدايند. حالت شكر و سپاس، وقتى در انسان پديد ميآيد كه نعمتشناس باشد و هر چه نعمت دارد همه را از خدا بداند و برخوردارى خود را از نعمتهاى الهى فوق استحقاق خود تصوّر كند و هميشه خود را مديون لطف خدا ببيند، در نتيجه احساس تكليف كند كه زبان به شكر خدا بگشايد.
آنكه نعمتها را نشناسد، شاكر نخواهد بود. آنكه نعمتها را بشناسد، ولى صاحب نعمت را نشناسد، باز هم شاكر نخواهد شد. اين جمله كه در دعاهاى ماست: «ما بنا من نعمةٍ فمنك...؛ هر نعمتى كه داريم از توست»، نشان دهنده معرفت و بصيرت انسان و شناخت او از نعمت و ولى نعمت است. پس شكر، فقط ديدن و شناختِ نعمت نيست، بلكه شناختِ مُنعم هم هست.
در تعريف «شكر» سخنان بسيارى گفتهاند كه بيشتر آنها به شناخت نعمت ارتباط مىيابد؛ از جمله اينكه گفتهاند: شكر، عبارت است از ظهور اثر نعمت خدا بر زبان بندهاش به صورت ثنا و اعتراف، و در دل او به صورت شهود و محبت، و در اعضا و اندام او به صورت فرمانبردارى و اطاعت. در سخنان ذالنّونِ مصرى هم چنين آمده است: شكر نعمتِ آنكه از تو برتر است، به «اطاعت» است و آنكه با تو برابر است، به «پاداش» است و آنكه از تو فروتر است، به «نيكى» با اوست.
رابطه شكر با دوام نعمت
شكر نعمت، نعمتت افزون كند كفر نعمت از كفت بيرون كند
آنكه نعمت و قدر و قيمت آن را مىشناسد، در پى افزايش و بقاى آن است. سلب نعمت و از دست رفتن آنها علل و عواملى دارد كه در نعمتشناسى، توجه به عوامل نعمت سوز هم مهم است. از سخنان امام على (ع) است كه فرمود: «ايّها الناس! انّ للّه فى كلّ نعمةٍ حقّاً، فمن ادّاه زاده و من قصّر عنه خاطر بزوال النّعمة و تعجّل العقوبة...؛ اى مردم! براى خدا در هر نعمتى بر گردن شما حقى است. هر كس آن را ادا كند، خدا آن نعمت را ميافزايد و هر كس كوتاهى كند،
نعمت را در معرض زوال و خود را در معرض عقوبت قرار داده است.»
اين مضمون به صورتهاى مختلف در روايات آمده است. حتى در حديثى به عنوان يك قاعده كلّى بيان شده كه ما براى دوام نعمت الهى و افزايش آن هيچ چيزى را همچون «شكر» نمىشناسيم و براى زوال نعمت، هيچ عاملى را مانند كفران و ناسپاسى نميدانيم. نظامى گنجوى گويد:
حقِّ نعمت شناختن در كار نعمت افزون دهد به نعمت خوار
در مقابل، ناسپاسى يا به كارگيرى نعمت در مسير نادرست و گناه و بر خلاف خواسته و رضاى صاحب نعمت، موجب از دست رفتنِ لياقت برخوردارى از نعمت مىگردد. خداوند گروهى از بنى اسرائيل را ياد مىكند كه ايمان به خدا داشتند و رزق و روزى خدا از هر طرف فراوان به سوى آنان سرازير بود، اما چون نسبت به نعمتهاى خدا ناسپاسى كردند، خداوند جامه گرسنگى و ترس بر آنان پوشاند و به كيفر كارهايشان دچار قحطى و ناامنى شدند: «فكفرت بانعم اللّه فأذا قها اللّه لباس الجوع و الخوف بما كانوا يصنعون».
بدترين كفران نعمت، استفاده از دادههاى خدا در مسير معصيت است. امام على (ع) مىفرمايد: «اقلّ ما يلزمكم اللّه الّا تستعينوا بنعمه على معاصيه؛
كمترين چيزى كه خداوند بر شما لازم ساخته، آن است كه از نعمتهاى الهى در راه معصيت او استفاده نكنيد.»
گاهى ممكن است كسانى ظالم و گنهكار باشند، ولى خدا نعمت را از آنان سلب نكند. اين نبايد مايه غرور گردد، زيرا يكى از سنّتهاى خدا، «استدراج» است؛ يعنى با وجود عصيان و طغيان، همچنان نعمتهايش را بر تبهكاران استمرار مىبخشد و اين نوعى امتحان است تا آنان را در شرايطى كه بار گناه سنگينترى دارند و غرق در معاصى شدهاند مؤاخذه كند و به شديدترين كيفر برساند.
پايان اين بحث را حديثى نورانى از امام على (ع) قرار ميدهيم كه به سه نعمت بزرگِ توانگرى، تندرستى و پاكدلى اشاره مىفرمايد: «إنّ من النّعم سعة المال، و افضل من سعة المال صحّة البدن، و افضل من صحّة البدن تقوى القلب؛ از جمله نعمتها، وسعت مال و توانگرى است، برتر از ثروتمندى، صحت
بدن و تندرستى است و برتر از سلامت جسم، تقواى قلب است.»
اميد است با چشم باز و بصيرت عميق، نعمتهاى نهان و آشكار، مادى و معنوى، كوچك و بزرگ و دنيوى و اخروىِ خدا را بشناسيم و «نعمتشناسى»، ما را به «شكرگزارى» بكشاند و با شكر به درگاه خدا، وسيله «تداوم نعمت» را فراهم آوريم و از «ناسپاسى» و استفاده سوء از نعمتهاى خدا در راه خلافِ رضاى او پرهيز كنيم.
محورهاى پژوهش
لطفاً فقط يكى از محورهاى زير را انتخاب كرده و درباره آن مقاله بنويسيد.
١ . راههاى شناخت نعمتهاى الهى.
٢ . رابطه هلاكت اقوام پيشين با كفران نعمتها.
٣ . عوامل دوام يا زوال نعمتهاى خداوند.
٤ . نعمتهاى خداوند در قرآن.
٥ . ويژگىهاى بندگان شاكر.
منابع پژوهش
١ . شهيد مطهرى، گفتارهاى معنوى، ده گفتار، بيست گفتار.
٢ . ميزان الحكمه، واژههاى شكر و نعمت و احسان.
٣ . اصول كافى، ج .٢
٤ . بحارالانوار، ج ٧١، باب شكر و ج ٧٢، باب كفران نعمت.
٥ . غررالحكم و دررالكلم، ج ٧ (چاپ دانشگاه)، باب النعمة.
٦ . جامع السعادات، ج ٣، باب شكر و كفران نعمت.
٧ . عليرضا برازش، مجمع الأنوار، مبحث الشكر و الصبر.
٨ . امام صادق (ع)، توحيد مفضّل.
٩ . شهيد دستغيب، بهشت جاودان (تفسير سوره الرحمن.
١٠ . سيدرضا صدر، نشانههايى از او.
١١ . شهيد پاكنژاد، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر.
١٢ . دعاى عرفه امام حسين، دعاى كميل.
١٣ . صحيفه سجاديه، دعاى ١، ٣٧، ٤٧ و .٥١
١٤ . محجة البيضاء، ج ٧، (مبحث شكر و نعمت).
١٥ . آية الله مكارم شيرازى، اخلاق در قرآن.
* * *
آخرين مهلت ارسال پژوهش (٢٨/١٢/١٣٨٦) مىباشد.
لطفاً قبل از تدوين مقاله، نكتههاى زير را به دقت مطالعه فرماييد:
١ . براى علاقهمندان به تحقيق و مقالهنويسى، دو موضوع پژوهش در نظر گرفته شده است كه مىتوانيد با توجه به استعداد، فرصت و توان علمى خويش، يكى از آنها را به اختيار انتخاب كرده و مقاله بنويسيد.
٢ . تهيه و ارسال منابع معرفى شده، در توان ما نيست. شما مىتوانيد با مراجعه به كتابخانهها، دوستان و...، منابع مزبور و يا كتابهاى مناسب ديگرى را تهيه كنيد.
٣ . لطفاً مقالههاى خود را با خط خوانا و حتماً بر روى يك طرف كاغذ بنويسيد.
٤ . براى سهولت در ارزيابى مقاله، پاورقىهاى هر صفحه را در پايين همان صفحه يادداشت نماييد.
٥ . در صورتى كه نوشته ارسالى صرفاً رونويسى از منابع باشد، امتيازى نخواهد داشت.
٦ . مقالههايى كه خارج از موضوعات پيشنهادى مجله باشد، در مسابقه شركت داده نمىشود.
٧ . مطالب اقتباس شده از ديگران را حتماً با مشخصات كامل بياوريد، در غير اين صورت از امتياز مقاله كاسته خواهد شد.
مراحل و نحوه تدوين پژوهش:
١ . ابتدا منابع معرفى شده يا منابع ديگر را مطالعه كرده و مطالب مورد نياز را در برگههاى جداگانهاى يادداشت كنيد (فيـش بـردارى).
٢ . آنگاه يادداشتها را با توجه به اصول نگارش مقاله، ردهبندى و تنظيم نماييد.
٣ . سپس مطالب آماده شده را تكميل كنيد. تجزيه و تحليل، استدلال، نقد و پرورش مطالب در اين قسمت انجام مىشود.
٤ . پس از تكميل مطالب، آنها را به صورت يك نوشته منسجم درآوريد. دقت كنيد هر بحثى بايد در جاىگاه مخصوص خود قرار گيرد.
٥ . نوشته تنظيـم شـده را چندين بار مطالعه و بازنگـرى كـرده و خطاهاى نگارشى احتمالى را برطرف و سپس آن را پاكنويس كنيد.
رديف معيارهاى ارزيابى پژوهشامتياز
١عنوان بندى دقيق بحث با ترتيبى منطقى ٢
٢تمركز در موضوع بحث و منحرف نشدن از آن ١
٣بيان مستدل و علمى مطالب ١
٤تجزيه و تحليل علمى و پرورش معانى ١
٥بهرهگيرى از حكمت و داستان، شعر، مثال و... ١
٦توازن حجم مطالب در محورهاى مختلف بحث ١
٧مطابق با واقع بودن مطالب و دقت در ارائه صحيح آنها ١
٨استفاده به جا از آيات و احاديث و صحيح نوشتن آنها ١
٩سادگى و روانى قلم ١
١٠تناسب سبك نوشتارى مقاله با موضوع ١
١١ رعايت عفت قلم و ادب اسلامى و پرهيز از عبارات زايد و نادرست ١
١٢ نوآورى در ارائه مطالب و شيوه نگارش ١
١٣ بهرهگيرى از منابع معتبر، ذكر آدرس دقيق مطالب و نقل قولها ١
١٤ استفاده از معلومات شخصى در تدوين مقاله ٢
١٥ رعايت اصول نگارش، علائم سجاوندى و تنظيم فنى پاورقىها ١
١٦ در حد يك مقاله بودن (حداقل پنج صفحه A٤) ١
١٧ نوشتن بر يك طرف كاغذ، رعايت فاصله بين سطرها و خوانا بودن ١
١٨ نتيجهگيرى از بحث ١
*جمع كل٢٠