معارف اسلامی

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥

گزیده‌ای از پژوهش‌های ارسالی شماره ٧٦ ـ موضوع پژوهش(٢)


 

 

 

 

 

عبرت‌شناسی

مقدمه

کاربرد «عبرت» در قلمرو «تربیت»، بسیار گسترده است. همۀ ادیان الهی و مکاتب تربیتی، پیروان خویش را به عبرت‌آموزی از سرگذشت پیشینیان و مقایسۀ موقعیت خود با آنان فرا می‌خوانند. اسلام نیز به عنوان کامل‌ترین دین الهی، مسلمانان را به سیر در آفاق و انفس، توأم با تفکر و اندیشه در سرگذشت دیگران، دعوت کرده است. به همین دلیل یکی از مهم‌ترین و پرثمرترین روش‌های تربیتی که در سیرۀ پیشوایان، از جمله مولای متقیان علی(ع) مورد توجه خاص بوده و کاربرد بسیار داشته، روش «عبرت‌آموزی» است.

آن حضرت در نامه‌ای به یکی از دوستانش می‌فرماید: «واعتبر بما مضی من الدّنیا لما بقی منها، فانّ بعضها یشبه بعضاً و اخرها لاحقٌ بأوّلها؛[١] از گذشتۀ دنیا، برای آینده‌اش چراغ عبرتی بساز، چرا که پاره‌های تاریخ با یک‌دیگر همانند هستند و در نهایت پایانش به آغازش می‌پیوندد.»

قرآن کریم نیز پس از ذکر سرنوشت اقوام پیشین، انسان‌ها را به عبرت گرفتن از آن توصیه می‌کند و با تعبیر: «فانظروا کیف کان...»[٢] ما را به تأمّل و بهره‌گیری در زندگی گذشتگان و درس گرفتن از آن‌ها فرا می‌خواند.

حضرت علی(ع) می‌فرماید: «ما اکثر العبر و اقل الاعتبار؛[٣] عبرت‌ها چه بسیار است و پند گرفتن‌ها چه اندک.»

عبرت، حالتی است که در اثر برخورد با امور ظاهری و مشهود، برای انسان پدید می‌آید و به معرفتی باطنی و غیر مشهود منتهی می‌شود. به این حالت گرچه روش نمی‌گویند، ولی با توجه به عامل ایجاد کنندۀ آن، جنبۀ روشی می‌یابد. تشابه زندگی انسان‌ها و اقوام مختلف با یک‌دیگر، حساب‌گری و اندیشه‌ورزی و نیز تأثیرپذیری انسان، مبانی این روش را تشکیل می‌دهند. دست‌یابی به بینش، بهره‌مندی از تجارب دیگران، مصونیت نسبی از خطا و در نهایت استفادۀ بهینه از عمر و باقی‌ماندۀ آن، از پی‌آمدهای تربیتی عبرت است.

معنای واژگانی عبرت

عبرت بر وزن فِعلَه از ریشۀ «عَبَر» است که به معانی گوناگونی چون: «تفسیر کردن، سنجیدن، تعجب کردن و عبور کردن» آمده و وجه اصلی آن‌ها، انتقال از حالی به حال دیگر است؛ به معنای دیگر، عبرت حالتی است که در آن معرفت‌ ظاهری و محسوس، سبب درک معرفت باطنی و غیر محسوس می‌گردد و انسان از امور مشهود به امور نامشهود منتقل می‌شود. تأکید به عبرت گرفتن از سرگذشت مخلوقات و ملل و حوادث گوناگون زندگی در دوران‌های مختلف به دلیل پی‌آمدهای تربیتی فراوانی است که به دنبال دارد.

تفاوت عبرت و درس

تفاوتی که بین عبرت و درس است در نوع حادثه و زمان آن می‌باشد. به مجموع پیام‌هایی که از حوادث تلخ و منفی دوران گذشته پدید می‌آید عبرت می‌گویند، اما درس عبارت است از: پیامی که اغلب دست‌آورد رویدادهای خوب و مثبت بوده و مربوط به زمان خاصی نیست؛ یعنی گاهی به صورت حال و گاهی مربوط به زمان گذشته است.

آثار عبرت

الف) عبرت، کلید بصیرت: یکی از مهم‌ترین مقاصد تربیت آن است که انسان به درجه‌ای از درک و بصیرت برسد که بتواند از ظواهر امور بگذرد و به باطن آن‌ها بنگرد، از محسوسات عبور کند و به معقولات برسد و قدرتی فراگیر برای سنجش و اندازه‌گیری، تجزیه و تحلیل، حل و فصل امور و انتخاب و تصمیم‌گیری در ابعاد مختلف زندگی به دست آورد. عبرت، راهی است که می‌تواند انسان را به این مقصد تربیتی برساند. حضرت علی(ع) در کلام خود بر این اثر عبرت تصریح کرده، می‌فرمایند: «کسی که عبرت آموزد، آگاهی یابد و کسی که آگاهی یابد، می‌فهمد و آن‌که بفهمد، دانش آموخته است.»[٤]

سخن اصلی این کلام آن است که «تفکر» زمینه‌ساز عبرت است و «عبرت» زمینۀ بصیرت را فراهم می‌آورد. انسان زمانی به بینش و بصیرت می‌رسد که به شنیدن اکتفا نکند، بلکه در شنیده‌ها اندیشه کند و با دقت به امور بنگرد. نتیجۀ این اندیشه و دقت نظر، همان عبرتی است که در تصمیم‌گیری‌ها و رفتار انسان مؤثّر خواهد بود.

ب) عبرت، انتقال دهندۀ تجارب:  انسان‌های عادی در طول زندگی سعی می‌کنند هر خطایی را یک‌ بار تجربه کنند و یک خطا را چند بار مرتکب نشوند، ولی خردمندان در تلاش هستند آن خطایی را که دیگران تجربه کرده‌اند، اصلاً مرتکب نشوند؛ چنان‌که امیرمؤمنان علی(ع) در وصیتی به فرزند خویش امام حسن مجتبی(ع) می‌فرمایند: «پسرم، اگرچه من به اندازۀ همۀ کسانی که پیش از من می‌زیسته‌اند، عمر نکردم، اما در کردار آن‌ها نظر افکندم و در اخبارشان اندیشیدم و در آثارشان سیر کردم تا بدان‌جا که همانند یکی از آن‌ها شدم؛ بلکه گویا در اثر آن‌چه از تاریخ آنان به من رسید، با همۀ آن‌ها از اول تا آخر بوده‌ام. پس، من قسمت زلال و مصفّای زندگی آنان را از بخش کدر و تاریک آن باز شناختم و سود و زیانش را دانستم.»[٥]

ج) عبرت و بازداری از خطا: از فواید و پی‌آمدهای تربیتی عبرت، هدایت‌گری آن است، زیرا عبرت‌ها همواره انسان را به رشد و کمال رسانده و به راه راست هدایت می‌کنند و چراغ‌هایی هستند که مسیر صحیح زندگی را نشان می‌دهند.

سبب هدایت‌گری عبرت بدین دلیل است که در جریان آن، انسان با تجارب دیگران آشنا شده و رابطۀ بین سیر و سلوک انسان‌ها با پی‌آمدهای سوء آن‌ها را احساس می‌کند. پس اگر موقعیتی مشابه آن داشته باشد، از سرنوشت آن‌ها درس می‌گیرد و به طریقی دیگر عمل می‌کند؛ طریقی که آن پی‌آمدهای سوء را نداشته باشد. امام علی(ع) در این باره می‌فرمایند: «کسی که از اعمال و کردار گذشتگان و عواقب سوء آن‌ها عبرت گیرد، تقوا، وی را از فرو رفتن در آن‌گونه بدبختی‌ها باز می‌دارد.»[٦]

هرچه انسان، دامنۀ عبرت‌گیری‌اش وسیع‌تر باشد، دایرۀ ارتکاب او به خطا، کم‌تر است. دلیل این سخن، آن است که فزونی عبرت‌ها، ابهام را از چهرۀ امور می‌زداید، شبهات را از بین می‌برد، صراحت خاصی به مسائل می‌بخشد و آن‌ها را شفّاف می‌کند.

د) عبرت، چراغ راه آینده: فردای درخشان و بهتر در گرو عبرت از گذشته است. حضرت علی(ع) در این زمینه می‌فرمایند: «اگر از آن‌چه گذشته است، عبرت بگیری، آن‌چه را که باقی است، حفظ خواهی کرد».[٧] بدین دلیل که تاریخ تکرارپذیر است، همواره قومی می‌رود و قومی دیگر جای‌گزین می‌شود. اختلاف حوادث و رویدادهای تاریخی، در جزئیات آن‌هاست. انسان‌های عاقل و عبرت‌گیر می‌توانند با موازنه و مقایسۀ این پدیده‌ها و بررسی اسباب و عوامل آن‌ها، پی‌آمدها و نتایج آن‌ها را پیش‌بینی کنند و تصمیم درست و متناسب را در هر مورد اتخاذ کنند. امام علی(ع) در نامۀ خویش به حارث همدانی به این نکته اشاره نموده است: «از حوادث گذشتۀ دنیا برای باقی‌ماندۀ آن عبرت بگیر، چرا که بعضی از آن‌ها شبیه بعضی دیگر است و پایانش به ابتدای آن می‌پیوندد و در هر حال، تمام آن گذرا و ناپایدار است.»[٨]

براساس مطالب بالا می‌توان نتیجه گرفت که خداوند مهربان در هر پدید‌ه‌ای پیامی و در واقع عبرتی قرار داده است و هر کس دیده‌ای عبرت‌بین داشته باشد، می‌تواند از لابلای این پدیده‌ها، پیام‌ها را دریابد. امام همام(ع) به همین دلیل با بیان سرگذشت گذشتگان، مردم را به عبرت‌گیری از سرانجام آن‌ها فرا می‌خواند؛ از جمله این بیانات مشروح، خطبۀ قاصعه است.

برگرفته از مقالات:

سیده‌عظمت میری،شمارۀ اشتراک ٤٠٠٩

محمد قراباغی، شمارۀ اشتراک ١٨٦٥٤

¾¾¾

عبرت‌های عاشورا

عاشورا، یکی از بزرگ‌ترین و پندآموزترین وقایع تاریخ بشری است. عاشورا، روز زنده شدن دوبارۀ انسانیت و معنویت است. در این روز بود که خداوند توبۀ آدم را پذیرفت، در این روز بود که کشتی نوح بر جودی فرود آمد، عیسی بن مریم(ع) در این روز زاییده شد، موسی و ابراهیم در این روز نجات یافتند، چشمان یعقوب بینا شد، یوسف از چاه بیرون آمد، بدبختی و بیچارگی از ایوب برداشته شد، دعای زکریا مستجاب شد و خداوند یحیی را به او بخشید.

و عاشورا روز پیروزی خون بر شمشیر است. از عاشورای حسینی باید عبرت گرفت. عاشورا یک حادثه نبود بلکه یک کلاس درس برای گذشتگان و آیندگان است.

نمونه‌هایی از عبرت‌های عاشورا

١ ـ کنار گذاشتن وصایای پیامبر

پیامبر بزرگ رحمت حضرت محمد(ص) در آخرین روزهای عمر شریفشان فرمودند: «همانا من دو یادگار گران‌بها را بین شما باقی می‌گذارم؛ یکی کتاب خدا و آن دیگر، عترت من است، تا زمانی‌که به این دو چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد و این دو تا قیامت تفکیک ناپذیرند». در این حدیث، راه هدایت امت اسلامی، تمسّک به کتاب (قرآن) و عترت (ائمه اطهار) معرفی شده است.

بعد از رحلت پیامبر(ص)، مخالفان کتاب آسمانی مانع از عمل به دستورات قرآن کریم می‌شدند و فقط مردم را به قرائت قرآن سفارش می‌کردند؛ مانند معاویه که به عبدالله بن عباس دستور داده بود قرآن را بخوانید اما آن را برای مردم تفسیر و بیان نکنید.

آری، در ابتدا گروهی از سردمداران برای تحکیم مواضع خود و رسیدن به اهداف نامشروعشان شعار پیروی از قرآن سر دادند و با شعارهایی مانند «حسبنا کتاب الله» مردم را از توجه به سنّت‌های پیامبر برحذر می‌داشتند. بعد از مدتی، پیروی از قرآن را کنار گذاشتند و به قرائت آن دعوت کردند مانند ضبیع تمیمی که دربارۀ تفسیر قرآن پرسید، اما او را زندانی و سپس تبعید کردند تا این‌که از دنیا رفت، در حالی که پیش از آن، سید و بزرگ قوم خود بود.

امام حسین(ع) در کربلا به نسل‌های آینده سفارش می‌کند که با قرآن انس و الفت داشته باشند و به برادرش فرمودند: «برادرم، به نزد دشمن برگرد و اگر توانستی امشب را از آنان مهلت بگیر تا جنگ را به فردا موکول کنند و ما امشب را نماز بخوانیم و به درگاه او استغفار و دعا کنیم، زیرا خدا می‌داند که من تلاوت قرآن و نماز و دعا را دوست دارم.»

امام با این سخنان به دشمن می‌فهماند که شما قرآن را ترک کرده‌اید و جزو آن دسته هستید که به سبب دور شدن از قرآن، پیامبر از شما شکایت می‌کند: «خدایا این مردم از قرآن دوری جستند.»[٩]  امیرمؤمنان علی(ع) فرمودند: «من اول کسی خواهم بود که برای مخاصمه با دشمنان، روز قیامت در برابر محکمۀ عدل الهی زانو می‌زنم».[١٠] و امام سجاد(ع) پس از بازگشت از کربلا و شام، کنار دروازۀ مدینه به مردم فرمود: «اگر پیامبر در عوض سفارش به نیکی به ما اهل‌بیت، سفارش کرده بود که در حق ما ظلم و ستم کنند، هرگز بیش از این به ما ظلم نمی‌کردند.»[١١]

نسرین حاجی‌خانی، شمارۀ اشتراک ٩٣٣٠

¾¾¾

٢ ـ نهراسیدن از دشمن

 امام حسین(ع) به همۀ انسان‌های آزاده آموخت که می‌توان تنها جنگید و از نیروی دشمن ترسی به دل راه نداد و حتی یک قدم هم عقب‌نشینی نکرد آری، آن بزرگوار با این‌که کسی به ندای «هل من ناصر ینصرنی» او پاسخ نداد به تنهایی در مقابل دشمن ایستاد و جان خویش را در این راه فدا کرد، زیرا او فرزند قرآن و بر این باور بود که شهادتش برای نجات دین اسلام است و شکست در آن راه ندارد.

٣ ـ احیای ارزش‌ها

 امام حسین(ع) از ابتدای نهضت، با هر گامی که برمی‌داشت، یک اصل ارزشی را بنیان می‌نهاد. در جامعه جاهلی، انتساب‌های فامیلی ارزش‌مند بود، اما اسلام این‌گونه انتساب‌ها و «تبعیض نژادی‌ها» را به کلی از بین برده بود. با وجود این، معاویه احیاگر ارزش‌های جاهلی بود. امام حسین(ع) در این مورد فرمودند: «اگر امت اسلام به زمام‌داری هم‌چون یزید مبتلا شود باید فاتحۀ اسلام را خواند». به همین دلیل و برای احیای ارزش‌های اصیل و اسلامی و اصلاح کژی‌ها و ناصافی‌ها، امام(ع)  به جهاد برخاست تا مجدداً ریشۀ سنّت‌های جاهلی را بخشکاند و سنّت‌های واقعی دین اسلام را زنده کند.

از دیگر نمونه‌های عبرت‌های عاشورا می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

ـ شکیبایی در برابر مصیبت‌ها؛

ـ رهایی از وابستگی‌های دنیوی؛

ـ امر به معروف و نهی از منکر؛

ـ ولایت پذیری؛

ـ انس با قرآن؛

ـ اهمیت به نماز؛

ـ مبارزه با تحریفات؛

ـ گذشتن از همه چیز در راه خدا.[١٢]

زهره شیردل داغیانی، از فاروج

¾¾¾

عبرت‌های قرآن

قرآن، این کتاب زندگی، اختصاص به یک زمان و مکان خاص ندارد، بلکه مانند رودخانه‌ای جاری، تمامی اعصار و سرزمین‌های جهان را سیراب می‌کند و هرگز خشک شدنی نیست و نخواهد بود.

این کتاب آسمانی، منشأ هدایت و منبع رحمت برای جهانیان است و همواره خیر و برکت را نصیب انسان می‌سازد و هر کس به اندازۀ درک و فهم خود می‌تواند از این دریای ژرف بهره گیرد و به سعادت دنیوی و اخروی نایل شود.

یکی از شگفتی‌های کلام وحی، بیان داستان‌های شیرین توأم با عبرت و موعظه برای بشر است. داستان‌های قرآنی، بازگو کنندۀ حقایق مسلّم تاریخی‌اند و خداوند در این داستان‌ها از سرگذشت اقوام و رویدادهای آینده سخن گفته است. به دلیل‌ این‌که مقصود قرآن از بیان قصه‌ها، عبرت‌آموزی و آینده‌نگری است، از داستان‌های بی‌هدف و گمراه کننده دوری جسته و شواهد بسیار نابی را ذکر می‌کند که چراغی روشن برای آیندگان است.

ای خوشا چشمی که عبرت‌بین بوَد

 

عبرت از نیک و بدش آیین بوَد