معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - گزيده اى از پژوهش هاى شماره ٥٥ مقطع دبيرستان - ورناصرى رضا
گزيده اى از پژوهش هاى شماره ٥٥ مقطع دبيرستان
ورناصرى رضا
گزيده اى از پژوهش هاى شماره ٥٥ مقطع دبيرستان
امانت دارى
رضا ورناصرى
شماره اشتراك٢٧٥٩, از مسجد سليمان
اهميت امانت دارى
ييكى از سجاياى مهم اخلاقى, امانت دارى است. در قرآن و احاديث سفارش فراوان شده است كه انسان در زندگى خود امانت دار باشد و از خيانت در امانت خوددارى كند, چرا كه خيانت در امانت, باعث از بين رفتن سرمايه وجودى انسان و آرامش و امنيت مى شود.
اين فضيلت اخلاقى باعث خشنودى خدا و خلق خدا مى شود و از همه مهم تر عامل اتصال و ارتباط بندگان به يكديگر است. با جرأت مى توان گفت يكى از مواردى كه باعث اتحاد و وحدت در جامعه مى شود, امانت دارى است. حتى در احاديث, اداى امانت مردم مهم تر از امانت الهى شمرده شده است. امام على(عليه السلام) مى فرمايد: (خداوند حقوق بندگانش را مقدم بر حقوق خود قرار داده و كسى كه حقوق بندگانش را رعايت كند, حقوق الهى را نيز رعايت خواهد كرد.)١
ايوب محمدى
شماره اشتراك١٨٧١, از ايوان غرب
مفهوم امانت دارى
امانت در لغت به معناى راستى, ضد خيانت, درست كارى, اخلاص و صداقت و امين بودن است و در اصطلاح, يعنى قرار دادن و به جا آوردن مقتضاى عدالت در اوقات معين آن و اين يكى از صفات خداى تعالى است.
امانت در اصطلاح مفسران, تكاليفى (عبادات و طاعات) است كه خداى تعالى بر خلق تعيين كرده و در اصطلاح متصوفان, استعدادى است كه خداى تعالى براى كسب خير و علم و عشق در دل انسان به وديعه گذاشته است.
آسمان بار امانت نتوانست كشيد
قرعه فال به نام مـن ديوانه زدند
(حافظ)
امانت دار كسى است كه داراى صفت امانت باشد و هرچه به او بسپارند, بدون كسر و نقصان باز دهد و هرچه به او گويند اعاده آن در هيچ جا و هيچ وقت جايز نداند و روا نشمارد.
چون دل را حرم اسرار كردند
خموشى را امانت دار كردند٢
(وحشى بافقى)
ييكى از صفات ارزنده انسان ها, خصلت امانت دارى است. از محتواى برخى احاديث چنين استفاده مى شود كه اصولاً فردى كه فاقد روحيه امانت دارى باشد و به جان و مال مردم خيانت كند, نمى تواند فرد با ايمانى باشد, چرا كه ايمان با خيانت كارى سازگار نيست. رسول خدا(ص) مى فرمايد: (لاايمان لمن لا امانة له;٣ آن كه امانت دار نيست, ايمان ندارد.)
در اين جا پرسشى مطرح است و آن اين كه عده اى از مردم اهل نماز و روزه بوده و مستحبات را نيز انجام مى دهند, ولى در عين حال در مواردى به اموال و آبروى مردم خيانت مى كنند, علت چيست؟
در پاسخ بايد گفت: ايمان با خيانت سازگارى ندارد و معيار و ملاك سنجش مؤمن بودن, تنها متكى بر محور نماز و روزه نيست, زيرا نماز و روزه اعمالى هستند كه پس از مدتى به صورت عادت درآمده و افراد بى ايمان يا با ايمان ولو با درجه ضعيف مى توانند چنين عاداتى داشته باشند. با مطالعه تاريخ اسلام به دست مى آيد معمولاً افرادى كه به نوعى به اسلام ضربه زدند, مانند خوارج و ابن زيادها و ابن سعدها, همه نمازخوان بودند.
پيشوايان دينى دستور داده اند براى شناختن روحيه ايمانى افراد نبايد فقط به نماز, روزه و حج آنان توجه داشت, بلكه بايد به راست گويى و امانت دارى آنان بنگريد. اگر اين دو صفت را دارا بودند, بدانيد مؤمن و معتقد به خدا هستند.٤
حسن نريمانى
شماره اشتراك٥٦٠٢, از اصفهان
خيانت در امانت
خيانت به معناى خوددارى از اداى حقى است كه انسان پرداختن آن را تعهد كرده و ضد امانت محسوب مى شود. امانت علاوه بر جنبه هاى مالى و مادى, ممكن است اخلاقى, اجتماعى و سياسى باشد. پيامبر گرانى اسلام(ص) مى فرمايد: (المجالس بالامانة,٥ گفت گويى كه در جلسه خصوصى مى شود, امانت است.)
از جمله موارد خيانت در امانت سياسى, افشاگرى هاى همسران نوح و لوط بود كه آنان اخبار و اطلاعات جنگى را در اختيار دشمنان مى گذاشتند.
امانت هاى الهى نيز در نزد ما است كه بايد در حفظ و نگه دارى و استفاده صحيح از آنها بكوشيم. منابع طبيعى از قبيل كوه ها, درختان جنگلى و غيره به صورت امانت به ما انسان ها سپرده شده كه بايد به طور صحيح از آنها استفاده كرد. حتى فرزندان نيز به صورت امانت در اختيار پدران و مادران قرار گرفته اند. پدر و مادر موظفند در تعليم و تربيت فرزندانشان بكوشند و آنها را خوب تربيت كنند, زيرا تربيت ناسالم آنها خيانت در امانت است. مهم تر از همه اين ها, قرآن است كه بايد به دستورات آن عمل كرد و اين امانت بزرگ را خوب نگه دارى كرد.
حسين درخشانفر
شماره اشتراك١٦٨٠, از دزفول
حاكم امانت دار است
(قرآن كريم, حاكم و سرپرست اجتماع را به عنوان امين و نگهبان اجتماع مى شناسد, حكومت عادلانه را نوعى امانت كه به او سپرده شده است و بايد ادا نمايد, تلقى مى كند.)٦
در تفسير الميزان از على(عليه السلام) روايت شده كه فرمود: بر امام لازم است به گونه اى بر مردم حكومت كند كه خداوند دستور آن را داده است, و امانتى كه خداوند به او سپرده است ادا كند; هرگاه چنين كند, بر مردم است كه فرمان او را بشنوند و اطاعتش را بپذيرند و دعوتش را اجابت كنند.٧
آن حضرت در نامه اى خطاب به عامل خود در آذربايجان مى نويسد: (مبادا بپندارى حكومتى كه به تو سپرده شده يك شكار است كه به چنگت افتاده, خير, امانتى بر گردنت گذاشته شده است و مافوق تو از تو رعايت و نگهبانى و حفظ حقوق مردم را مى خواهد, تو را نرسد كه به استبداد و دلخواه در ميان مردم رفتار كنى!)٨
مهناز ميرعالى
شماره اشتراك٥٨٧٢, از انديمشك
آثار امانت دارى
جامعه اى كه امانت دارى را سرلوحه كار خود قرار مى دهد, از حيث اقتصادى, اجتماعى و سياسى رشد مى كند, زيرا در چنين جامعه اى سطح اعتماد عمومى بالا مى رود و افراد با آرامش بيشترى در معاملات اقتصادى سرمايه گذارى مى كنند و با ديدى بازتر به طرح و بررسى مسائل سياسى مى پردازند. حضرت فاطمه زهرا(عليها سلام) در سخنان خود, امانت دارى را به عنوان عدل در حقوق مى دانند و اين صفت والا را به افراد مؤمن و صالح نسبت مى دهند و آن را باعث آرامش قلب ها مى خوانند.
از آثار فردى امانت دارى به چند نكته مى توان اشاره كرد:
١. ثروت مندى: پيغمبراكرم(ص) مى فرمايد: (امانت دارى موجب ثروت, و خيانت موجب تهى دستى است).٩ به حضرت صادق(عليه السلام) عرض كردند زنى در مدينه است كه مردم دختران خود را براى تربيت نزد او مى گذارند, با اين كسب ضعيف هيچ كس را در بى نيازى مانند او نديدم. حضرت فرمود: او راست گوست و اداى امانت مى كند و اينها روزى را وسيع مى كند.)١٠
٢. جلب اعتماد ديگران: افراد امانت دار در جامعه از جايگاه خاصى برخوردارند و همواره مورد احترام و تكريم قرار مى گيرند. دختر شعيب راجع به حضرت موسى(عليه السلام) به پدرش گفت: (اين جوان را براى خدمت اجير كن, زيرا بهترين كارگزار كسى است كه در كارش توان مند و امين باشد.)١١
٣. رضايت و خشنودى خداوند: حضرت صادق(عليه السلام) مى فرمايد: (كسى كه امانتى نزدش سپرده شد و به صاحبش برگرداند, هزار گره از گره هاى آتش را از گردن خود باز نموده است, پس در اداى امانت شتاب كنيد.)١٢
ميثم شجاعى
شماره اشتراك٢٩٩٥, از كوهپايه
توسعه امانت دارى
امانت دارى مختص مسلمانان نيست, بلكه مربوط به جميع افراد بشر است. حتى اگر مسلمانى از كافر يا ناصبى, يعنى دشمن اهل بيت(عليهم السلام) امانتى نزد اوست, بايد به صاحبش برگرداند. حضرت صادق(عليه السلام) مى فرمايد: (از عذاب خدا بترسيد و امانت را به صاحبش برگردانيد. اگر كشنده على(عليه السلام) مرا بر چيزى امين قرار دهد, هرآينه امانتش را به او برمى گردانم.)١٣
شخصى از حضرت صادق(عليه السلام) پرسيد: آيا حلال است از روى مكر و خيانت, مال ناصبى را تصرف كنم؟ حضرت فرمود: (كسى كه تو را امين دانست و از تو اميد خيرخواهى داشت, امانتش را به او برگردان, هرچند كشنده حسين(عليه السلام) باشد.)١٤
حضرت سجاد(عليه السلام) به شيعيان خود مى فرمود: (بر شما باد به اداى امانت. به خدايى كه محمد(ص) را به راستى به پيامبرى برگزيد, اگر كشنده پدرم, حسين بن على(عليه السلام), مرا به شمشيرى كه با آن پدرم را كشته, امين قرار دهد, شمشيرش را به او برمى گردانم.)١٥
پى نوشت ها:
١. ميزان الحكمة, ج٢, ص٤٨.
٢. فرهنگ دهخدا, ص٢٨٤١, ماده امانت.
٣. بحارالانوار, ج٧٢, ص١٩٨.
٤. همان, ج٧٥, ص١١٤: (لاتنظروا الى كثرة صلوتهم وصومهم وكثرة الحج والمعروف وطنطنتهم بالليل ولكن انظروا الى صدق الحديث واداء الامانة).
٥. كافى, ج٢, ص٦٦٠.
٦. مرتضى مطهرى, سيرى در نهج البلاغه, ص١٣١.
٧. به نقل از: مرتضى مطهرى, همان, ص١٣٠ـ١٣١.
٨. همان, ص١٣١.
٩. بحارالانوار, همان.
١٠. به نقل از: سيد عبدالحسين دستغيب, گناهان كبيره, ج١, ص٣٤٤.
١١. سيد محمدرضا مير تاج الدينى, اخلاق كارگزاران حكومت از ديدگاه اسلام, ص٤٠.
١٢. سيد عبدالحسين دستغيب, همان, ص٣٤٦.
١٣. وسائل الشيعه, كتاب الوديعه, باب٢, ص٦٤١.
١٤. همان.
١٥. همان, ص٦٤٦.