معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥ - گزيده اى از پژوهش هاى شماره ٥٥ مقطع راهنمايى - مريم عظيمى
گزيده اى از پژوهش هاى شماره ٥٥ مقطع راهنمايى
مريم عظيمى
گزيده اى از پژوهش هاى شماره ٥٥ٌ مقطع راهنمايى
نوجوان و راست گويى
مريم عظيمى
شماره اشتراك٥٠٣, از كاشان
مفهوم راستى و راست گويى
صدق يا راست گويى در لغت به معناى مطابقت است. در مقابل, كذب و دروغ به معناى عدم مطابقت است; به عبارت ديگر, صدق يعنى خبرى كه با واقع و اعتقاد شخص خبردهنده مطابق است.
صدق به معناى راستى در قول و فعل نيز مى باشد; يعنى دروغ نگفتن و كارى نكردن به ظاهر كه در باطن خلاف آن باشد و يا هر عملى كه به نحو شايسته و آن گونه كه انتظار مى رود انجام شود.
صديق يعنى بسيار راست گو. به كسى صديق گفته مى شود كه هرگز دروغ نمى گويد, يا به آسانى توان دروغ گفتن ندارد, زيرا اين آدم به راست گويى عادت كرده است و سخت است كه دروغ بگويد.
سيده سحر طيبيان
شماره اشتراك٨٢٤٥, از اهواز
رمز ترقّى ملّت ها
(راستى) ركن اساسى اجتماعات زنده و رمز ترقى ملت هاست. در دنيا چيزى همانند راستى يافت نمى شود كه ثبات و آرامش اجتماع و اعتماد افراد را به يكديگر ضمانت كند. اين خلق بسيار پسنديده, جامع همه فضايل اخلاقى است كه در ابعاد مختلف بروز مى كند:
١. پندار نيك يا راستى در فكر و انديشه و به اصطلاح, (درست انديشى) كه از آن در اخلاق اسلامى به (صدق النيّه) تعبير شده است و طرف مقابل آن, كج انديشى و بد انديشى و خطاى در پندار است.
٢. گفتار نيك يا (راستى در گفتار) كه از آن به (قول سديد), يعنى سخن راست و درست و استوار تعبير شده است. تعبير مزبور هم بر راستى در گفتار دلالت دارد و هم بر محكم گويى, جدى و صريح بودن در گفتار, صحيح گويى, حق گويى, اجتناب از غلط و خطا, باطل گويى و زشت گويى و نيز رعايت اصول زبان و قواعد دستورى.
٣. كردار نيك يا (راستى در كردار) كه اين خود داراى شعبه هايى است; از قبيل: امين و راست بودن نسبت به جان, مال و ناموس مردم و خدمت رسانى و انفاقات و غير آن.
زهرا موسوى
شماره اشتراك٥١٥, از ملاير
درونى بودن راست گويى
راست گويى صفتى الهى است كه از همان طفوليت در نهاد انسان وجود دارد و اگر بارور نگردد, در همان طفوليت از بين مى رود; اما اگر با مراقبت همراه گردد, رشد مى يابد و چون ملكه اى در روح و روان فرد مى ماند تا به درجات عالى برسد.
در اين زمينه نقش پدر و مادر بسيار مهم است. اگر فرزند با تربيت صحيح مواجه نشود, با يك چرخش, اين درستى و راستى دچار ضعف و حتى سقوط مى گردد. آنچه حائز اهميت است آموزش صحيح والدين و نقش اساسى آنهاست. والدين بايد خودشان راست گو باشند تا بتوانند اين صفت را در روح و روان فرزندشان تقويت كنند. والدين بايد مراقب باشند كه نوجوانشان با همنشين راست گفتار معاشرت كند, زيرا همنشين راست گو تأثير به سزايى در تقويت راست گويى نوجوان دارد. البته اين به آن معنا نيست كه والدين فرزند خود را در حصار قرار دهند و با سخت گيرى هاى غلط روح او را مكّدر كنند, بلكه هدف مراقبت صحيح است. والدين بايد با احترام گذاشتن به نوجوان خود به او شخصيت بدهند, چون اين مسئله باعث مى شود نوجوان احساس عزت نفس كند و خود را بزرگ ببيند و صفت راست گويى در او تقويت شود.
به طور كلى عواملى همچون: آموزش صحيح والدين و مربيان, فراهم آوردن امكانات لازم, فهماندن ضرر و زيان دروغ گويى, تشويق هايى كه از طرف والدين و مربيان صورت مى گيرد, فراهم آوردن محيطى آرام و بدون دغدغه, بخشش و گذشت از طرف والدين, وفاى به عهد, محبت و مهربانى و حفظ عزت نوجوان, موجب گرايش و تقويت راست گويى در او مى گردد.
عبدالحميد ثامنى
شماره اشتراك٧٢٥, از سنقر
راست گويى و صداقت يعنى آنچه واقعيت و حقيقت دارد و بر زبان انسان جارى مى شود. انسان فطرتاً و طبيعتاً راست گوست و راست گو به دنيا مى آيد. معمولاً كودكان دروغ نمى گويند. مثل معروفى است كه: (سخن راست را بايد از بچه شنيد); اما گاهى تربيت غلط, ترس و اضطراب زياد, توقعات بى جا و بى شخصيتى و احساس حقارت موجب مى شود تا افراد به دروغ گويى رو بياورند. پيامبر(ص) مى فرمايند: (لايكذب الكاذب الا من مهانة نفسه;١ دروغ گو به دروغ روى نمى آورد مگر به دليل بى شخصيتى.)
سيده صفورا انصارى
شماره اشتراك٥٤٣٨, از اصفهان
انواع راست گويى
امام محمد غزالى درباره مراتب صدق چنين مى گويد:
(…و اين صدق و راستى در شش چيز بود و هر كه در همه به كمال رسد, وى صديق بود:
صدق اول در زبان است كه هيچ دروغ نگويد, نه در خبر كه از گذشته دهد و از حال خويش, نه در وعده اى كه دهد مستقبل;
صدق دوم در نيت [است] كه هرچه بدان تقرب كند جز خداى تعالى نخواهد بدان, و آميخته نكند; اين اخلاص بود و اخلاص را نيز صدق گويند;
صدق سوم در عزم بود كه اگر ولايتى باشد, عدل كند و اگر مالى باشد, به صدق بدهد و اگر كسى پديد آيد كه به ولايت يا به مجلس يا به تدريس اولى تر بود, تسليم كند;
صدق چهارم در وفا… به عزم… باشد كه عزم قوى بود بر آن كه در جنگ جان فدا كند و چون مقدمى پديد آيد ولايت تسليم كند;
صدق پنجم آن بود كه هيچ چيز در اعمال فرا ننمايد كه باطن وى بدان صفت نبود; مثلاً اگر كسى آهسته رود و در باطن وى آن وقار نبود, صادق نبود; صدق ششم آن كه در مقامات دين, حقيقت آن از خويش طلب كند و به اوايل و ظواهر آن قناعت نكند; چون محبت, توكل, شوق و….)٢
افسر احمدى
شماره اشتراك٢٨٤٤, از اراك
آثار راست گويى
مهم ترين آثار فرايض دينى و اخلاقى, رضايت خداى سبحان از عمل فرد است تا جايى كه درباره برترين پاداش اين اعمال نيز رضايت خداى عزوجل در صدر قرار دارد. امام صادق(عليه السلام) در اين باره مى فرمايد: (اولين كسى كه صدق انسان راست گو را تصديق مى كند, خداى عزوجل است, زيرا مى داند كه او راست مى گويد و پس از آن, نفس خود اوست, زيرا مى داند كه راست گفته است.)٣
ايمان نيز يكى از مهم ترين نتايج راست گويى و صداقت در فرد است كه علاوه بر تأثير فردى به دليل گسترش دامنه تبعات آن, تأثيرات اجتماعى را نيز دربر مى گيرد. حضرت على(عليه السلام) مى فرمايد: (هان اى مردم! راست بگوييد كه خدا با راست گويان است و از دروغ بپرهيزيد كه دروغ دور از ايمان است.)٤
خداوند سبحان به تأثير راست گويى بر ايمان در آيه شريفه ذيل اشاره فرموده است:
(منحصراً افراد مؤمن كسانى هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آوردند, سپس در ايمان خود ترديد ننمودند و با مال ها و جان هايشان در راه خدا جهاد كردند; آنها راست گويانند.)٥
علاوه بر آثار ياد شده, عزت دنيا و آخرت, پارسايى, توفيق عبادت, هدايت پذيرى, آرامش و شكيبايى از ديگر آثار راست گويى است.
مهم ترين اثر گروهى راست گويى
شايد مهم ترين تأثير گروهى راست گويى بر فرد, اعتماد باشد; بدين مضمون كه فرد صادق, اعتماد ديگران را به خود جلب كرده و خود نيز به مردم اعتماد دارد و به آنان از روى سوءظن و بدبينى نگاه نمى كند. پيامبر(ص) در اين باره مى فرمايد: (هر كه راست گوتر است, سخن مردم را زودتر باور مى كند و هر كه دروغ گوتر است, بيشتر مردم را دروغ گو مى شمرد.)٦
گفت هر فردى كه باشد بدگمان
نشنود او راسـت را با صد نشان
(مولوى)
حميد جبارى راد
شماره اشتراك٥٨٢, از قزوين
راه هاى تقويت راست گويى در نوجوانان
١. راست گويى اطرافيان: آنچه حقيقتاً صفت راست گويى را در ديگران, به ويژه نوجوانان, تقويت مى كند, راست گويى ديگران است. اگر والدين و اطرافيان به راست گويى خو گرفته و آثار آن را در زندگى خود نمايان كرده باشند, كودكان نيز آن را مى پذيرند و به آن گرايش پيدا مى كنند.
٢. تبيين ضرورت راست گويى: اگر انسان شبهه ها و تاريكى هاى طبيعت را كنار بزند و ضرورت راستى در جنبه معنوى و فردى و در بعد اجتماعى بر او مشخص شود, به آن متمايل خواهد شد.
٣. تقويت ايمان مذهبى: دين مهم ترين عامل در ترويج فرهنگ راست گويى است. تبيين راستى در منظر اهل بيت(عليهم السلام) و قرآن كريم ضرورت آن را براى مؤمنان آشكار مى كند.
٤. تربيت صحيح در خانواده و جامعه: اگر در جامعه يا خانواده راستى و درستى ارزش مند باشد و افراد راست گو مورد احترام قرار گيرند, طبيعتاً نوجوانان و جوانان نيز به آن رهنمون مى شوند و سعى مى كنند اين ارزش را پاس بدارند.
٥. تبيين مفاسد دروغ و دروغ گويى: روشن نمودن مفاسد دروغ براساس مفاهيم دينى و ذكر سرانجام اخروى دروغ گويان در تقويت راست گويى مؤثر است. از سويى بايد زيان هاى مادى و معنوى و فردى و اجتماعى دروغ گويى را بيان كرد تا بدين ترتيب با آگاه نمودن فرد به عاقبت زيان بار دروغ گويى, او را به راستى دعوت كرد.
محترم اعرابى
شماره اشتراك٥٤٤٥, از اصفهان, تودشك
نقطه مقابل راست گويى
اگر نقطه مقابل صداقت يعنى دروغ و دو رنگى را بشناسيم, درك مفهوم صداقت نيز براى ما آسان خواهد شد. با نگاهى به زندگى خود و ديگران معلوم مى شود كه بسيارى از ما از صبح تا شام مشغول دروغ گفتن و دروغ عمل كردن هستيم.
اين مطلب ظريف را بايد بدانيم كه دروغ منحصر به گفتار نيست و در واقع دروغ در گفتار, بخشى از اكاذيب را تشكيل مى دهد.
نقش بازى كردن, اداى روشن فكران را در آوردن, خود را متفكر خوب و خوش خلق نشان دادن در حالى كه واقعيت اين طور نيست, نمونه هايى از دروغ در رفتار هستند.
قطعاً شما افرادى را مى شناسيد كه در بيرون از منزل خود را انسان هايى خوش اخلاق, مهربان و بخشنده نشان مى دهند, ولى در منزل و كانون خانواده باطن اصلى خود را آشكار مى كنند و افرادى بد اخلاق, تنگ نظر و خشن هستند.
شايد خود ما هم چنين روحيه اى داشته باشيم. بنابراين بهتر است مصاديق را در خودمان جست وجو كنيم نه ديگران. از اين رو بايد سعى كنيم به جاى اين كه خار را در كف پاى ديگران ديده و شاخه درخت را در چشم خود نبينيم, به حالتى برسيم كه اشتغال به عيوب خود ما را از جست وجوى عيوب ديگران باز دارد.
پى نوشت ها:
١. مستدرك الوسائل, ج٢, ص١٠٠.
٢. كيمياى سعادت, ص٧٦١.
٣. سيد عبدالله شبر, بنيادهاى اخلاق اسلامى, ترجمه على مشتاق عسگرى, ج٢, ص٥٦٦.
٤. به نقل از: حسين ميرزاخانى, دروغ, ص٩٨.
٥. حجرات(٤٩) آيه ١٥.
٦. به نقل از: حسين ميرزاخانى, همان, ص٩٠.