معارف اسلامی
(١)
موضوع پژوهش مقطع دبيرستان جوان و ارزش ها 4 - محدثى جواد
١ ص
(٢)
الگوها و اسوه ها - محدثى جواد
٢ ص
(٣)
پيك جوان - آرزومندى حسين
٣ ص
(٤)
مقاله برگزيده مقطع راهنمايى - جعفری حسین
٤ ص
(٥)
مقاله برگزيده مقطع ديپلم بالاتر - نظرپور حمزه
٥ ص
(٦)
گزيده اى از پژوهش هاى شماره 55 مقطع دبيرستان - ورناصرى رضا
٦ ص
(٧)
موضوع پژوهش مقطع ديپلم و بالاتر - انصارى عليرضا
٧ ص
(٨)
متن درسى مقطع دبيرستان - سبحانى نيا محمد
٨ ص
(٩)
مقاله برگزيده مقطع دبيرستان - نواپور محمد
٩ ص
(١٠)
نوجوان و نظم و تدبير - شريعتى سبزوارى محمدباقر
١٠ ص
(١١)
متن درسى مقطع ديپلم و بالاتر - شريعتى سبزوارى محمدباقر
١١ ص
(١٢)
متن درسى مقطع ديپلم و بالاتر - شريعتى سبزوارى محمدباقر
١٢ ص
(١٣)
احكام قمار و پيامدهاى آن - شريعتى سبزوارى محمدباقر
١٣ ص
(١٤)
گزيده اى از پژوهش هاى شماره 55 مقطع ديپلم و بالاتر - ولی پور مرضیه
١٤ ص
(١٥)
گزيده اى از پژوهش هاى شماره 55 مقطع راهنمايى - مريم عظيمى
١٥ ص
(١٦)
مشاوره -
١٦ ص
(١٧)
متن درسى مقطع راهنمايى درس هايى از فروع دين 4 - صالحى ناد على
١٧ ص

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - موضوع پژوهش مقطع دبيرستان جوان و ارزش ها ٤ - محدثى جواد

موضوع پژوهش مقطع دبيرستان جوان و ارزش ها ٤
محدثى جواد

موضوع پژوهش مقطع دبيرستان جوان و ارزش ها (٤) فرصت ها و بهره ها جواد محدثى عمر, يكى از سرمايه هاست كه در صورت بهره گيرى صحيح مى تواند, آينده ما را رقم بزند. بهره ورى از سرمايه عمر نيز, ويژه انسان هاى عاقل و آينده نگر است. در فرصت هاى روزگار, وفا نيست و پيوسته رو به كاهش است و اگر قدر آن شناخته نشود, به سرعت از دست مى رود, بى آنكه دستاوردى براى انسان داشته باشد. براى استفاده بهينه از اين سرمايه و جلوگيرى از حسرت هاى آينده, توجه به چند نكته ضرورى و كارساز است: ١. نامعلومى ميزان اين سرمايه عمر در دست خداست و كسى از مدّت, كيفيت و زمان پايان آن آگاه نيست: (و ماتدرى نفس بأيّ ارض تموت);١ پس بايد پيوسته آماده و گوش به زنگ بود. ٢. غيرقابل جبران بودن عمر و گذشت آن قابل جبران نيست. آنان كه در واپسين سال هاى عمر, آرزوى بازگشت دوباره آن را دارند, به جايى نمى رسند و اين آرزوى دست نيافتنى بر دلشان مى ماند و چون اجل فرا برسد, يك ساعت هم قابل تأخير و تقديم نيست: (ولن يؤخر الله نفساً اذا جاء اجلُها).٢ ٣. سير نزولى قوا خط سير عمر انسان, رو به زوال فرصت ها, سست شدن قوا و فرسودگى اعضا, باز پس گرفته شدن نعمت هاى الهى, تسلط ضعف بر انسان و از بين رفتن شور و نشاط است: (ومن نعمّره نُنَكّسه فى الخلق…).٣ ٤. حسرت قيامت در روز قيامت بسيارى حسرت فرصت هاى سوخته و عمر تباه شده را خواهند خورد. حسرت اينكه سرمايه عمر را داده و چيزى براى حيات ابدى خويش تدارك نديده اند. اين حسرت, با آرزوى بازگشت دوباره به دنيا براى جبران قصور و سستى و ذخيره سازى عمل صالح است; آرزويى كه غير قابل تحقق و دست نيافتنى است: (او نردّ فنعمل غير الذى كنّا نعمل قد خسروا انفسهم).٤ گذشت فرصت ها, هم سريع است و هم گاهى انسان چنان غافل و غرق روزمرگى هاى زندگى مى شود كه متوجه گذشتن آن نمى شود. به تعبير حضرت على(عليه السلام) همچون ابر گذران است: (الفرصة تمرّ مرّ السحاب). ٥. نقش انسان در بارور ساختن عمر كيفيت سپرى كردن اين فرصت و خرج كردن اين سرمايه, سعادت و شقاوت آدمى را رقم مى زند. با تدبير و برنامه ريزى صحيح و صرف عمر در راه خير, از ميزان حسرت و ندامت آينده انسان كاسته مى شود. هركس مسئول سرنوشت خويش است كه با انتخاب و عمل خود آن را رقم مى زند. اگر اين سرمايه در راه تأمين آخرت به كار گرفته شود, بجا خرج شده است. به فرموده امام على(عليه السلام): (لاتنس صحّتك وقوّتك وفراغك وشبابك ونشاطك ان تطلب بها الآخرة;٥ فراموش مكن كه تندرستى و نيرو و فراغت و جوانى و شادابى خود را صرف به دست آوردن آخرت كنى.) ٦. حسابگرى عمر اگر ما هم دچار غفلت شويم و از حسابرسى عمر و عملكرد خويش غافل گرديم, حسابگرانى دقيق, مأمور ثبت و ضبط اعمال و ارزيابى شخصيت فكرى و عملى ما براساس عملكردمان هستند. آنها نه غافل مى شوند و نه چيزى از چشم بيناى آنان پوشيده مى ماند. به فرموده امام على(عليه السلام): (انّ عمرك عدد انفاسك وعليها رقيب يحصيها;٦ عمر تو, همان تعداد نفس هاى توست و كسى مراقب آنهاست و آنها را مى شمارد.) چه بايد كرد؟ براى بهره ورى بيشتر و بهتر از عمر, هوشيارى هاى چندى ضرورى است كه بايد مورد توجه قرار گيرد; از جمله: ١. عمر و فرصت را بايد يك سرمايه دانست كه هم حفظ آن لازم است و هم به بهره ورى رساندن آن. ٢. براى بهره گيرى صحيح از عمر, بايد برنامه ريزى داشت و از هدر رفتن آن جلوگيرى كرد. ٣. فرصت ها را بايد به تناسب اهميت كارها تقسيم بندى و اولويت بندى كرد و ضرورت ها را در نظر گرفت. ٤. به جاى حسرت و اندوه بر گذشته, بايد مواظب بود كه (فرصت امروز) هم تبديل به (حسرت فردا) نشود. ٥. حال كه عمر به سرعت و با شتاب مى گذرد, پس بايد آن را به بهترين و خداپسندانه ترين كارها اختصاص داد. ٦. طول عمر, وقتى مطلوب است كه در مسير حق و طاعت پروردگار و خدمت به مردم باشد و اگر بسترى براى شيطان باشد, هرچه كوتاه تر , بهتر. ٧. هرچه از عمر ما مى گذرد, در واقع به پايان خط نزديك تر مى شويم; پس بايد بيشتر مراعات وقت و اغتنام فرصت داشته باشيم. ٨. عمرها مى گذرد, ولى آثار كارهاى نيك و بد انسان, هم براى خود او و هم در ميان جامعه باقى مى ماند. خوش نامى بهترين ميراثى است كه مى توان از خود بر جاى نهاد. رهنمودهاى دينى هريك از محورهاى ياد شده در بخش شناختِ ارزش عمر و بخش چه بايد كرد, بسترى مناسب براى عمل و محاسبه است. در توصيه هاى دينى نكات بسيار سودمندى در اين زمينه وجود دارد كه همه به خصوص جوانان كه از اين سرمايه برخوردارند, بايد از آن بهره گيرند. به چند نمونه از اين گونه احاديث معصومين اشاره مى شود: ١. امام على(عليه السلام) مى فرمايد: (انّ الليل والنهار يعملان فيك فاعمل فيهما ويأخذان منك فخذ منهما;٧ شب و روز در تو عمل مى كنند, تو هم در آن دو عمل كن; آنها از تو مى گيرند, تو نيز از آنها بگير.) ٢. پيامبر اكرم(ص) مى فرمايد: (يا اباذر! كن على عمرك ا شحّ منك على درهمك ودينارك;٨ اى ابوذر, نسبت به عمر خود و نگه دارى از آن, حريص تر باش تا نسبت به درهم و دينارت.) ٣. امام على(عليه السلام) مى فرمايد: (انّ انفاسك اجزاء عمرك, فلا تفنها الاّ فى طاعة تزلفك;٩ نفس هاى تو, اجزاى عمر توست, پس آنها را جز درطاعت خدا كه تو را به خدا نزديك كند, صرف نكن.) ٤. امام سجاد(عليه السلام) مى فرمايد: (وعمّرنى ما كان عمرى بذلة فى طاعتك, فاذا كان عمرى مرتعاً للشيطان فاقبضنى اليك;١٠ خداوندا, تا وقتى كه عمر من در راه طاعت تو صرف مى شود, به من عمر بده, پس آنگاه كه عمرم چراگاه شيطان شود, مرا به سوى خود ببر.) ٥. پيامبر(ص) فرمود: (انّ ملكاً ينزل فى كل ليلة فينادى: يا ابناء العشرين, جدّوا واجتهدوا;١١ فرشته اى هر شب فرود مى آيد و ندا مى دهد: اى بيست ساله ها! جديت و كوشش كنيد.) فرصت ها را بايد به دست آورد و با تقسيم صحيح و تنظيم درست اوقات, وقت ها را توسعه داد. كسى كه براى اوقات خود برنامه ريزى داشته باشد, به موفقيت هاى بسيارى مى رسد; اما كسى كه عبور لحظه ها و سپرى شدن ساعت ها و روزها و هفته ها را ناديده مى گيرد, فرجامى جز پشيمانى نخواهد داشت. گوهر وقت بدين خيرگى از دست مده آخـر اين عمـر گران مـايـه بهـايى دارد ٦. رسول خدا(ص) به ابوذر غفارى چنين توصيه فرمود: (يا اباذر! اغتنم خمساً قبل خمس: شبابك قبل هرمك, صحّتك قل سقمك و غناك قبل فقرك, وفراغك قبل شغلك وحياتك قبل موتك).١٢ اى ابوذر! پنچ چيز را قبل از پنچ چيز مغتنم بشمار: جوانى ات را قبل از پيرى خود, تندرستى ات را پيش از بيمارى ات, ثروت مندى ات را قبل از تهى دستى ات, آسودگى ات را قبل از مشغولى ات و گرفتارى و زنده بودنت را قبل از مردنت. اين كلام نشان مى دهد كه جوانى, تندرستى, توانگرى مالى, آسايش و زندگى, هركدام سرمايه اى مهم به شمار مى رود كه بهره ورى درست از آنها سعادت آور است. با توجه به اهميت اين مسئله, موضوع پژوهش مقطع دبيرستان را در اين شماره (فرصت ها و بهره ها) قرار داديم تا پژوهش گران جوان با مطالعه و تحقيق فراگير در ابعاد گوناگون آن, مقاله هاى سودمندى براساس محورهاى تعيين شده تهيه كرده و ارسال نمايند. محورهاى پژوهش: ١. سرمايه بودن عمر و زمان و فرصت موجود. ٢. جوانى, سرمايه بزرگ زندگى. ٣. عوامل بهره ورى از فرصت ها. ٤. كاميابى و رستگارى در سايه بارور ساختن عمر. ٥. اغتنام فرصت ها. ٦. مفاهيمى همچون: عمر, زمان, جوانى, فرصت, اغتنام, تدبير, محاسبه, عمل, فوز, فلاح, حيات طيبه, خسران, ندامت و… در متون دينى و قرآن و حديث. ٧. انسان هاى موفق و علل توفيق. ٨. نمونه هايى از افراد ناموفق و نادم. ٩. زمان شناسى در انجام كارها. ١٠. تدبير, برنامه ريزى و مديريت زمان. منابع: ١. قرآن كريم, واژه هايى چون: خسر, عمر, عمل, وقت, حساب, ندم و…. ٢. نهج البلاغه. ٣. ميزان الحكمه, واژه هاى: شباب, عمر, زمان, اغتنام, دهر, حساب, انسان, غفلت, عادت, عمل, مراقبت. ٤. رمز پيروزى مردان بزرگ, جعفر سبحانى. ٥. گوهر وقت, حسن مطلبى. ٦. الحياة, محمدرضا حكيمى, ج١. ٧. گفتار فلسفى, جوان, ج١و٢. ٨. گامى در مسير, جواد محدثى. ٩. جوان از ديدگاه امام خمينى, مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(ره). ١٠. سى درس براى موفقيت, ترجمه كاميار راد. ١١. دنياى جوان, محمدحسين فضل الله. ١٢. اگر نوجوان مى شدم, مولود شمس نژاد. ١٣. آيين تزكيه, رحيميان, رهبر. پى نوشت ها: ١ ـ آل عمران(٣) آيه ١٤٥. ٢ ـ حجر (١٥) آيه ١٥. ٣ ـ يس (٣٦) آيه٦٨. ٤ ـ اعراف (٧) آيه٥٣. ٥ ـ معانى الاخبار, ص٣٢٥. ٦ ـ ميزان الحكمه, حديث ١٣٨٨٤. ٧ ـ همان, حديث ١٣٨٩٩. ٨ ـ همان, حديث ١٣٨٩٠. ٩ ـ همان, حديث١٣٩٢٠. ١٠ ـ صحيفه سجاديه, دعاى ٢٠ (مكارم اخلاق). ١١ ـ غررالحكم و دررالكلم, حديث٩١٥٥. ١٢ ـ مكارم الاخلاق, ص٤٥٩.