معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - سرمقاله
سرمقاله
سرمقاله
راز بقاى نهضت عاشورا
تاريخ بشر, نهضت ها و حوادث خونينِ فراوانى به خود ديده است كه بعضى بازتاب ها و تأثيرات كمترى را در زمان خود به وجود آورده اند, ولى برخى انقلابات, موج و طوفانى عظيم ايجاد كرده و دنيايى را به خود متوجه كرده است; ليكن با گذشت زمان و سپرى شدن ايام, به تدريج از موج آن ها كاسته شده و به فراموشى سپرده شده اند و تنها در زواياى تاريكِ تاريخ جاى گرفته اند.
هردم از اين جهانِ غم آباد مى رو
آنان كه هفته دگر از ياد مى روند
اى زندگيِ جلالِ كسانى كه در جهان
آزاد زيست كرده و آزاد مى روند
مگر تهاجم لشكر مغول و قوم تاتار, فجايع دردناكى در ايران به بار نياورد, مگر با اعمال ددمنشانه و كشتارهاى وحشيانه, قساوت و بى رحمى را به اوج اعلا نرساندند, حتى از فرو بردن سرنيزه در دهان كودك شير خوار هم دريغ نداشتند; ولى اكنون از آن رخدادهاى دلخراش و تكان دهنده خبرى نيست. مگر در نهضت آزادى بخش الجزاير, مجاهدان و آزادى خواهان به دست مزدوران فرانسوى به بدترين شكل شكنجه و شهيد نشدند, مگر جميله بوپا شاها مثله نشدند و لواء الحمدها به فجيع ترين وضع شهيد نشدند!؟ با وجود اين, از ماجراى آنان كمتر كسى اطلاع دارد . حتى نسل هاى جوان الجزايرى از آن حوادث چندان آگاهى ندارند و كسانى كه تاريخ مى خوانند نيز در برابر آن بى تفاوت اند.
جنگ هاى صليبى, جنگ جهانى دوم , انقلاب كبير فرانسه و ده ها حادثه مهم ديگر يكى يكى از خاطره ها محو شده اند, اما بايد ديد در نهضت عاشورا چه راز و رمزى نهفته است كه بر خلاف سنت تاريخ, سال به سال بر شكوه و جلال آن افزوده و دامنه عزادارى ها گسترده تر و پر رونق تر مى شود.
اين نه خال است و زنخدان و سر زلفِ بُتان
كه دل اهل نظر برده كه سرّى است خدايى
همه ما باور داريم كه كارها و افعال خدا بدون حكمت و فلسفه نيست. به قول علماى كلام وحكيمان الهى, افعال بارى تعالى معلّل به اغراض است; يعنى خداوند عملى را بدون علت و بيهوده انجام نمى دهد. هر كارى را علتى است و هر چيزى را حكمتى, اگر چه ما از حكمت آن بى خبر باشيم;هم چنان كه ممكن است از علل بقاى نهضت حسينى و رمز و راز زنده ماندش به طور كامل خبر نداريم, ولى مى دانيم كه دوام و بقاى هر چيزى همانند پيدايش آن, بى علت نيست.
شايد برخى تصور كنند علت بقاى قيام كربلا, تنها به دليل خون هاى مقدسى بود كه روى زمينِ تفتيده نينوا ريخته شد, در صورتى كه وقتى روميان به اسپانيا حمله كردند, رودخانه خون به راه انداختند و از بدن هاى كشته شده مسلمانان تلّ بزرگى ساختند. در جنگ جهانى دوم, پنجاه و پنج ميليون انسان به خاك و خون كشيده شدند, در هيروشيما و ناكازاكى در مدت چند دقيقه, هزاران نفر به خاكستر تبديل شدند, ولى روزگار آن ها را به فراموشى سپرده است; اما در كربلا تعداد اندكى انسان آزاده شهيد شدند, ولى شعله آن, هم چنان از كانون دل انسان هاى آزاده و با وجدان و خيل شيعيان زبانه مى كشد. در هندوستان, زنان هندو ابزارهاى زينتى خود را به پاى سينه زن ها و زنجير زنان عاشورا تبرك مى كنند و گروهى عاشقانه روى آتش راه مى روند.
بدون ترديد رازماندگارى قيام كربلا در الهى بودن و ربانى بودن آن است. در اين نهضت, هيچ انگيزه اى جز خدا و هيچ هدفى جز اجراى حدود الهى و حفظ ارزش هاى اسلامى در ميان نبود . بنابراين, خونى كه در چنين راهى به زمين ريخت , همواره موّاج و متلاطم خواهد ماند و قيامى كه دور ازريا و ازروى اخلاص انجام بگيرد, محو شدنى نيست. به فرموده قرآن (ما عندكم يَنْفَدُ و ما عندالله باق١; آن چه از نعمت هاى ظاهرى پيش شماست, تمام شدنى است و آن چه پيش خداست, باقى است). در آيه اى ديگر مى فرمايد:( كل من عليها فان ويبقى وجه ربك ذوالجلال و الاكرام٢; تمام و صاحبان عقل و حيات از انسان ها و جنيان و موجودات زنده اى كه بر پهنه زمين ايجاد مى شوند, در معرض فنا و نابودى اند; تنها كسى, چيزى و حادثه اى كه وجهه خدايى و رنگ الهى داشته باشد, مى ماند.)
رهبر آزادگان در پايان خطابه اى كه براى علما و صحابه و تابعين در سرزمين منا ايراد كردند, فرمودند: خداوندا, تو خود نيك مى دانى كه اين قيام و نهضت ما براى رقابت در قدرت و به دست آوردن مال و ثروت و افزودن حطام دنيا نيست, بلكه پيكار ما براى اين است كه پرچم هاى دين تو را بر افرازيم و معالم آن را آشكار سازيم و شهر و بلاد بندگان تو را آباد كرده و به ستم ديدگان از عباد تو امنيت بخشيم و احكام و سنت ها و فرايض دين تو را پياده كنيم .
آرى, امام حسين ـ عليه السلام ـ هدفى جز احياى دين و عمران و آبادى بلاد مسلمين و اجراى حدود و قوانين الهى نداشت. بدون شك پياده كردن احكام و سنن دينى, بدون نابودى ظالمان و غاصبان حكومت اسلامى و احراز خلافت و به دست آوردن قدرت, ميسور نبود و به همين دليل است كه دست به چنين نهضتى زد با اين كه مى دانست افراد سپاهش شهيد و خاندانش اسير مى شوند, اما او مأمور به تكليف است نه در انديشه نتيجه ; اصل, اداى تكليف خالصانه است, نتيجه هر چه مى خواهد باشد, زيرا خدا گاهى دين با كشته شدن و اسارت اهل بيت زنده مى شود و ستمگران غاصب با غلبه خون بر شمشير به نابودى كشيده مى شوند .
اسارت اهل بيت, گرسنگى خاندان پيغمبر و پيام هاى آن ها, همگى مايه بقاى عاشورا و عاشوراييان است, ولى روح و جوهره همه اين ها به اخلاص و پيراستگى بر مى گردد. تمام كارها, نقشه ها و سخنرانى هاى خاندان اهل بيت امام حسين (ع) عارى از هرگونه انگيزه بشرى بود و فقط براى خدا و از ناحيه او بوده است:( كل شى ٌ هالك الا وجهه; هر چيزى فناپذير و نابود است مگر وجه الهى). امام صادق (ع) نيز در ذيل اين آيه فرمود: (كل شىء هالك الا من اخذ طريق الحق ٣; هر چيزى در معرض هلاكت و فناست, مگر كسى كه راه حق برگزيند و پيش برود.)
آرى, مشيت حضرت الله تعلق گرفته تا اين نهضت حسينى بماند.اگر چه امثال متوكل عباسى بخواهند بارگاه قدس حسينى را به آب ببندند و دستان زيارت كنندگان ابا عبدالله را قطع كنند; اما امروزه هزاران دلداده دلسوخته از سراسر جهان به ويژه ايران در عطش زيارت مرقد شريفش لحظه شمارى مى كنند.
اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست
اين چه شمعى است كه جان ها هم پروانه اوست
هر كجا مى نگرم نور رخش جلوه گر است
هر كجا مى گذرم جلوه مستانه اوست
هر دلى ميل سوى كرب و بلايش دارد
من ندانم كه چه سرّى است كه در خانه اوست
در پاكستان عدهاى عناصر جاهل و مزدور به دسته جات عزاداران حمله كرده و تعدادى را به خاك و خون مى كشند, ولى سال بعد مراسم عزادارى با شكوه تر انجام مى گيرد. اين چه مى تواند باشد جز:
اى خوش اندر راه حق بر كف سر و جان داشتن
دامن تقوا به خون خويش الوان داشتن
خانه تن مى شود خواهى نخواهى زيرو رو
اى خوش اندر راه حق اين خانه ويران داشتن
سردبير
پى نوشت ها:
١ـ نحل (١٦) آيه ٩٦.
٢ـ رحمن (٥٥) آيه ٢٦ و ٢٧.
٣ـ توحيد صدوق, ص ١٤٩.