معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣

مشاوره


مشاوره پرسش از شما پاسخ از ما تآثير دعا و نذر در رسيدن به شغل و همسر دلخواه بسته بودن بخت ازدواج موقت در نگاه شيعه انس با قرآن و حفظ آن ورزش و طول عمر راه هاى پيش گيرى از عصبانيت هديه و رشوه عكس العمل مناسب در برخوردهاى اجتماعى با سپاس و تشكر از عزيزانى كه با ارسال نامه, سؤالات و مشكلات تربيتى, روحى خانوادگى و مسائل مذهبى و اعتقادى خود را مطرح مى كنند, گفتنى است از آن جا كه طرح همه مطالب شما در اين بخش ميسور نيست, به مواردى از آن ها كه عموميت داشته و اهميت بيشترى دارند, مى پردازيم: تأثير دعا و نذر در رسيدن به شغل و همسر دلخواه برادر ابراهيم رحمتى, شماره اشتراك٣٩٢٩, از خمينى شهر: ١ . براى رسيدن به شغل و همسر دلخواه بسيار تلاش كردم, حتى دعا و نذر زيادى انجام دادم, اما با شكست رو به رو شدم; دليل آن چيست؟ ? زندگى عرصه پيكار و مبارزه است كه از بدو تولد تا آخرين لحظات عمر امتداد دارد و همواره با فراز و نشيب هايى توأم است. اگر از افراد مختلف جامعه سؤال شود كه آيا به تمام آرزوها و مقاصد خود رسيده ايد, بيشتر آن ها پاسخ منفى خواهند داد. البته مقدار موفقيت و دست يابى به اهداف, متفاوت است. وجود موانع در زندگى, ضرورت توجه به مقوله صبر و استقامت و پايدارى را مى طلبد. دقيقاً صبر و شكيبايى در برخورد با مشكلات معنا پيدا مى كند. سعى و تلاش و دعاى شما در رسيدن به شغل و همسر دلخواهتان در جاى خود صحيح و قابل تقدير است, اما بايد اعتراف كرد كه همه آرزوها دست يافتنى نيست. ما از همه اسرار عالم خلقت مطلع نيستيم و چه بسا حكمت ها و مصلحت هايى در بين است كه ما از آن خبر نداريم. قرآن مجيد مى فرمايد: (چه بسا چيزهايى را شما دوست داريد در حالى كه براى شما شر است و چه بسا چيزهايى را ناپسند مى دانيد در حالى كه براى شما خير است)١. امام على(ع) مى فرمايد: (خداوند امور عالم را برحسب مصلحت و طبق مقتضيات به جريان مى اندازد نه بر وفق خواسته و رضاى بشر.)٢ اگر محول حول جهانيان نه قضا است چرا مجارى احوال برخلاف رضا است هزار نقش برآرد زمانه و نبود ييكى چنان كه در آيينه تصور ما است كسى ز چون و چرا دم نمى تواند زد كه نقش بند حوادث وراى چون و چرا است نبايد متوقع باشيم كه جهان بر وفق مراد ما بگردد و تمام خواسته هايمان برآورده شود. شانس و اقبال نمى تواند دليل ناكامى انسان باشد. ناصر خسرو مى گويد: نكوهش مكن چرخ نيلوفرى را برون كن ز سر باد خيره سرى را تو خود چون كنى اختر خويش را بد مدار از فلك چشم نيك اخترى را اگر در سخنان دانشمندان, از چرخ و روزگار گله اى شده است, منظور شكايت از مردم روزگار است وگرنه چرخ و فلك گناهى ندارند. با اين حال نبايد از ناكامى در زندگى احساس شكست و سرخوردگى كنيد. تفكر مثبت, عاملى مؤثر در رسيدن به موفقيت است. به هيچ بهانه اى نبايد دست از تلاش برداشت. اگر شغل خاصى را در نظر داشته ايد ولى به آن نرسيده ايد, به شغل ديگرى فكر كنيد. انعطاف پذيرى و تطبيق دادن خود با واقعيات, از رموز موفقيت به شمار مى رود. گاهى خيرگى و پافشارى زياد بر يك موضوع, مانع دست يابى به موفقيت هاى ديگر در زندگى مى شود. بنابراين راه صحيح آن است كه خواسته هاى خود را با امكانات موجود منطبق سازيد و مطابق آن برنامه ريزى كنيد و با نگاه خوش بينانه به مسائل, افق روشنى را براى خود ترسيم كنيد. قطعاً شغل ديگر و يا همسر ديگر نيز مى تواند شما را خوش بخت كند به شرط آن كه با نگاه و تفكر مثبت به آن ها بنگريد و با جديت و قاطعيت در اين راه قدم برداريد. استفاده از تجربه شاغلين موفق مى تواند در پيش برد شما مؤثر باشد. البته از دعا و راز و نياز دست برنداريد, چرا كه فرموده اند: (الدعا يرد القضاء المبرم). بسته بودن بخت ٢. فردى به من گفته بختتان بسته است, چه بايد بكنم؟ به نظر ما ادعاى مذكور قبول نيست. بسته بودن بخت و نظاير آن از موضوعاتى است كه در نزد عوام مطرح است و ريشه علمى و دينى ندارد. ما نمى دانيم دليل سخن آن فرد چه بوده است و براى رفع آن نيز راه كارى نداريم. شما مى توانيد به خود آن شخص مراجعه كنيد و راه حل بخواهيد. به نظر ما و بسيارى از انديشمندان, موضوع بخت و شانس و اقبال هيچ گونه توجيه علمى و فلسفى ندارد. قرآن مجيد بر تأثير تلاش و كوشش در ساختن سرنوشت انسان تأكيد مى كند و وجود انسان و حتى سرنوشتش را در گرو اعمال او مى داند و مى فرمايد: (هركس در گرو اعمال خويش است.)١٣ (كاخ عظيم جهان آفرينش براساس قانون علت و معلول استوار شده است و هيچ حادثه اى بى علت نيست. بر اين اساس, شانس يك مفهوم بى واقعيت است كه با فلسفه عموميِ جهانِ هستى قابل تطبيق نيست.)٤ به نظر روان شناسان, فال بد زدن, يك نوع تلقين رنج آور است و مايه ناراحتى فكر و تشويش خاطر مى گردد. پيشوايان دين به ما توصيه كرده اند همواره فال نيك داشته باشيد كه فال نيك, تلقينى براى تقويت روحيه و ترميم نارسايى اراده است. امام على(ع) مى فرمايد: (تفاّل بالخير تنجح; فال نيكو بزن تا راه بر تو گشوده شود.)٥ در بعضى روايات از توكل به خدا به عنوان كفاره فال بد ياد شده است; يعنى به جاى بدبينى به آينده و نگرانى از آن, بايد به خدا اميد بست و به او اعتماد كرد. با اين نگرش, قدرت مقاومت انسان دوچندان مى شود و يأس و نااميدى رخت برمى بندد و درهاى نجات و رستگارى گشوده مى شود. ازدواج موقت در نگاه شيعه برادر حسين حاجيانى, شماره اشتراك ١٥١٢, از خورموج: چرا متعه يا صيغه موقت در شيعه تجويز شده است, در حالى كه عقل اين عمل را براى جامعه اسلامى زيبنده نمى داند؟ و چه بسا ممكن است كسى با خواهرش ازدواج كند, زيرا نمى داند كه مادر يا پدرش با چه كسى ازدواج كرده است؟ ?متعه يا صيغه موقت چيزى نيست كه شيعه آن را مطرح كرده باشد, بلكه حليت متعه در قرآن كريم و سنت نبوى آمده است, به همين دليل متعه يك امر معمولى بوده و در زمان پيامبر(ص) و ايام ابوبكر و چند سال بعد از خلافت خليفه دوم استمرار داشته است. اما خليفه دوم پس از گذشت چند سال از خلافتش, به دليل بروز بعضى وقايع, آن را تحريم كرد. ايشان گفت: دو متعه در زمان پيامبر(ص) حلال بود, من اكنون آن دو را حرام مى كنم و مرتكب آن ها را عقوبت مى كنم و آن متعه نسا و حج است.٦ علامه امينى اسامى بيش از بيست شخصيت صحابى و تابعى را كه طرف دار نظر شيعه اند, به تفصيل از كتاب هاى اعلام اهل سنت معرفى كرده است.٧ اما اين كه عقل اين را نمى پسندد, بايد پرسيد چرا عقل نمى پسندد؟ مگر ازدواج دائم با ازدواج موقت چه تفاوتى دارد؟ متعه همان ازدواج موقت است كه البته با شرايط خاص خود طبق مقررات انجام مى گيرد تا آن جا كه فيلسوف شهير انگليسى (برتراند راسل) بهترين قانون را براى دانشجويان و كسانى كه امكان ازدواج دائم را ندارند, متعه مى داند. اتفاقاً اگر به فلسفه وجودى متعه دقت شود عقل بر لزوم آن حكم مى كند. جوانى كه تحصيل مى كند و يا شغل مناسبى ندارد و از هيجان جنسى رنج مى برد و نمى تواند ازدواج دائم داشته باشد, براى ارضاى طبيعى غريزه جنسى راهى جز ازدواج موقت ندارد. امام على(ع) مى فرمايد: (اگر عُمَر مردم را از متعه منع نمى كرد, هيچ كس زناكار نمى شد, جز شقى.)٨ البته سوءاستفاده افرادى هوس باز از متعه, موضوعى نيست كه قابل كتمان باشد, اما مگر از كدام قانون در دنيا سوءاستفاده نشده است؟ آيا بايد جلو قانون فطرى و ضرورت اجتماعى را بگيريم يا جلو سوءاستفاده كنندگان را. اما اين كه ممكن است فردى با خواهرش ازدواج كند, زيرا نمى داند مادر يا پدرش متعه كرده است, اين فرض بسيار نادر است و نمى توان يك قانون كلى را براى فرد نادر ناديده گرفت.٩ انس با قرآن و حفظ آن زهرا فاضل, شماره اشتراك٣٩٢٥, از نجف آباد: روش هاى پيش نهادى براى حفظ آسان قرآن چيست؟ پيش از بيان راه هاى حفظ قرآن مناسب است كه در اهميت و ثواب حفظ قرآن, دو حديث بياوريم: امام صادق(ع) فرمودند: (كسى كه قرآن را حفظ و به آن عمل كند, در قيامت رفيق فرشتگان و سفراى الهى خواهد بود).١٠ و نيز فرمود: (كسى كه قرآن را با زحمت و بسيار خواندن حفظ كند, خداوند دو برابر پاداش حفظ قرآن را به وى مى دهد.)١١ براى حفظ قرآن, آمادگى و مقدماتى لازم است كه به برخى اشاره مى شود: ١. قصد و اراده: تصميم, اولين محرك هر شخص براى دست يابى به مقامات بالا است. نيت هم بايد خدايى باشد و با استمداد از عنايت الهى وارد حفظ قرآن شود. ٢. پشتكار قوى: اراده و تصميم جدى وقتى با همت و پشتكار همراه شد, زمينه ساز پيشرفت و تكامل مى گردد. ٣. توكل به خدا: (من يتوكل على الله فهو حسبه;١٢ هركس به خدا توكل كرد, خدا او را كفايت مى كند). بعد از قصد و نيت خدايى و تلاش و پشتكار, مهم ترين عامل موفقيت, توكل به خدا است. ٤. دعا: براى كسب موفقيت بيشتر در زمينه حفظ قرآن و هر امر ديگرى, ارتباط با خدا و راز و نياز بسيار مؤثر است. عوامل مؤثر در سهولت حفظ قرآن ١. قرآن انتخابى: انتخاب يك نوع قرآن معيّن با چاپ مرغوب, عامل مؤثرى در سهولت و افزايش سرعت حفظ است. ٢. برنامه ريزى دقيق و منظم: اگر در همه امور زندگى, مخصوصاً در فعاليت هاى علمى و حفظ قرآن, برنامه دقيق و منظمى وجود داشته باشد, زودتر و آسان تر مى توان به هدف رسيد و شاهين پيروزى را به پرواز درآورد. در برنامه ريزى, نكاتى بايد مدنظر قرار گيرد; از جمله: ١. مبناى برنامه ريزى, صفحات قرآن باشد, نه آيات, چون طول آيات يك سان نيست; ٢. حفظ قرآن بايد در برنامه هر روز قرار گيرد و هيچ وقت از آن تخلف نشود; ٣. براى اين كه برنامه ريزى با واقعيت هاى زندگى هم آهنگ باشد, لازم است در برنامه, حداقل فاصله زمانى براى حفظ در نظر گرفته شود, ولى حداكثر آن مشخص نباشد تا برنامه قابل انعطاف گردد. ٤. براى اين كه حفظ قرآن عمق بيشترى داشته باشد و از خاطر انسان نرود, بهتر است برنامه حفظ را در چهار مرحله در هر شبانه روز تنظيم كنيد: ـ مرحله اول, با دقت و تمركز به آيات نگاه كنيد; ـ مرحله دوم: با دقت بيشتر و با توجه به ترجمه و معناى آياتى كه بايد حفظ كنيد, بنگريد; ـ مرحله سوم: حفظ كردن را شروع كنيد; مرحله چهارم: خودآزمايى, بهترين زمان براى خودآزمايى, قبل از خواب است. آن چه را در روز حفظ كرده ايد, شب از خود امتحان بگيريد. ٣. زمان مناسب: مسئله زمان را از دو جهت بايد در نظر داشت: اولاً: در ساعات ثابت و معينى باشد. همان گونه كه هنگام فرا رسيدن شام يا ناهار به علت ترشحات معده, احساس گرسنگى مى كنيم, اگر حفظ مطالب نيز در زمان و ساعت مشخصى انجام گيرد, حافظه انسان به تدريج خود را آماده پذيرش آيات جديد مى كند. ثانياً: يكى از مناسب ترين وقت ها براى حفظ و مطالعه, ساعات شروع روز است كه ذهن بعد از استراحت شبانه, آمادگى بيشترى براى فعاليت دارد. تجربه ثابت كرده است كه سحرگاهان و صبح گاهان بهترين زمان براى فعاليت هاى علمى و حفظ است. ٤. مكان مناسب: برخى از ويژگى هاى مكان مناسب براى مطالعه و حفظ كردن عبارت اند از: ١. حتى الامكان مكان مطالعه و حفظ بايد خلوت, ساكت, ساده و بى پيرايه باشد. ٢. هواى سالم و آزاد و لطيف در آن جريان داشته باشد, زيرا هواى گرم علاوه بر اين كه كسالت آور و خسته كننده و خواب آور است, توان حافظه را كاهش مى دهد و تمركز حواس را از بين مى برد. ٣. نور و رنگ آن كافى و متعادل باشد. ٥. تمركز حواس و تقويت اراده: با تقويت اراده, حواس خود را متمركز كنيد و از نفوذ افكار خارجى و خاطره هاى تلخ و شيرين كه ذهن را به خود مشغول مى كند, جلوگيرى كنيد. كليه عواملى را كه باعث پراكندگى افكار مى شوند; مثل گرسنگى, تشنگى, خستگى, اضطراب, نگه داشتن ادرار يا به كسى قول دادن و يا انتظار كشيدن, از بين ببريد. ٦ . دوست گيرى در حفظ: فردى را كه از جهات اخلاقى موجه است و به رعايت نظم و قول و وعده پاى بند است, به عنوان دوست حفظ قرآن برگزينيد و هم آهنگ با هم قرآن را حفظ كنيد و زمانى را براى تمرين و پرسش از يك ديگر تعيين نماييد. ٧ . تكرار: هر آيه اى را تا به خوبى حفظ نكرده ايد, براى حفظ آيه بعدى اقدام نكنيد. پس از حفظ كردن, اقلاً پنج بار تكرار كنيد. پس از حفظ پنج آيه, مجدداً هر پنج آيه را با هم تكرار كنيد. هر هفته يك بار آن چه را كه در طول هفته حفظ كرده ايد, تكرار كنيد. براى اين كه آيات حفظ شده در ذهنتان استقرار پيدا كنند و هيچ گاه فراموش نشوند, هر ماه يك بار آن چه را كه حفظ كرده ايد, تكرار كنيد. ورزش و طول عمر آيا ورزش در طول عمر انسان تأثير دارد, تا چه حد؟ انسان را از آن جهت انسان گفته اند كه سه چيز لازمه زندگى و زنده بودنش است: انس, نسيان و نَوَسان. اگر انسان ها به يك ديگر انس و الفت نداشته باشند, اجتماع انسانى جز مجتمع حيوانات پستان دار چيزى نخواهد بود.١٣ اگر نسيان و فراموشى به او دست ندهد, بسيارى از معايب و اندوه ها و خاطره هاى تلخ زندگى اجازه زنده بودن به او نمى دهند. مهم تر از همه, نوسان و تحرك و فعاليت است. اگر جنبش بدن كم شود, قدرت دفاع بدن كم مى شود و اگر در حد اعتدال باشد, قدرت دفاع افزايش مى يابد.١٤ ورزش, كمك شايانى به تقويت سلامتى جسمانى و روانى مى كند. افرادى كه با روش صحيح ورزش مى كنند و يا داراى كارهاى با تحرك مى باشند, سالم ترند و عمرشان از افراد فاقد تحرك, بيشتر است.١٥ فوايد و آثار ورزش ١. ورزش, سرعت جريان خون را زياد مى كند و سبب مى شود سرعت تبادل پلاسماى خون و مايع بين سلولى افزايش يابد و گلبول هاى انباشته شده در جدار رگ ها و مويرگ ها هم در اثر شدت جريان, وارد خون شوند.١٦ ٢. ورزشِ متناسب مخصوصاً پياده روى, سبب مى شود اشخاص كمتر به بيمارى هاى عروقى و قلبى مبتلا شوند. اصولاً افرادى كه شغلشان با فعاليت جسمى روزانه همراه است, كمتر به سكته قلبى دچار مى شوند. دكتر پاك نژاد مى نويسد: اگر ورزش با شرايط صحيح بهداشتى انجام شود, نتايج ذيل به دست مى آيد: ـ قدرت انقباض و نظم جريان قلب پس از ورزش كردن بهتر مى شود; ـ گنجايش ريه ها بيشتر مى شود و در نتيجه اكسيژن بهتر به بدن مى رسد; ـ هرچه شخص ورزيده تر باشد, مقدار سوخت بدنش كمتر مى شود و در نتيجه بدن بهتر از مواد غذايى بهره مى برد; ـ رشد و نمو بهتر انجام مى گيرد و بر فعاليت غدد داخلى افزوده مى شود, ـ هم آهنگى بين اعصاب و مراكز عصبى ايجاد مى شود و كارهاى فكرى آسان تر مى شود; ـ به تنگى نفس دچار نمى شود و ضربان قلب تند نمى زند و فرد ديرتر خسته مى گردد.١٧ راه هاى پيش گيرى از عصبانيت چه كنيم تا در برخورد با مشكلات زود عصبانى نشويم و صبور باشيم؟ براى دست يابى به پاسخى روشن, سؤال شما را به دو قسمت تقسيم مى كنيم: ١. براى پيش گيرى از گرفتار شدن به (خشم و عصبانيت) چه بايد كرد؟ ٢. براى كنترل يا خاموش كردن شعله خشم و غضب چه ابزارى را بايد به كار برد؟ هر ناراحتى موجب شعله ور شدن آتش غضب نمى گردد, بلكه خشم آن گاه زبانه مى كشد كه انسان خود را حريفِ طرفِ مقابل و شخص مغضوب ببيند; يعنى خود را از او بالاتر بداند و يا لااقل خود را با او متساوى و در يك مرتبه احساس كند. اما اگر از عمل و برخورد فرد قدرت مندى ناراحت شود, اگرچه غضبناك مى شود, اما چون از انتقام ناتوان است, چاره اى ندارد جز اين كه غضب خود را فرو برد. اين خشم به باطن برمى گردد و عقده درونى ايجاد مى كند و به كينه تبديل مى شود.١٨ فرد خشمگين غالباً خود را در موضع قدرت و برترى مى بيند. براى غلبه بر خشم, بايد با عوامل آن از جمله: حبّ نفس و خويشتن خواهى, مال دوستى, جاه طلبى, شهرت خواهى, تكبر و عُجب مبارزه كرد و روحيه و حياتِ اعتدال و ميانه روى به نفس بخشيد تا حب نفس, مركب انسان گردد و او را در جاده كرامت و عزت راه ببرد, نه اين كه سوار بر آدمى گردد و او را در لجن زار غرور و خودپسندى غرق كند. (غضب در وجود انسان مانند يك سگ شكارى است كه نيازمند تأديب است, تا حركات و سكناتش با اشاره صاحبش صورت گيرد, نه با ميل خودش.)١٩ عامل ديگرى كه موجب مى شود انسان از نور انسانيت خارج گردد و به ظلمت عصبانيت وارد شود, جهل و حماقت است. گاهى برخى جاهلان دست به كارى خشن مى زنند, پرخاشگرى مى كنند و كار خود را نوعى شجاعت و شهامت و كمال مى دانند. اينان از خود تعريف و توصيف ها مى كنند, در حالى كه عصبانيت و خشم جاهلان, ناشى از ضعف نفس, سستى ايمان, سالم نبودن روح و روان و خوف از دست رفتن لذت ها و موقعيت هاى آنان است.٢٠ گاهى كار زياد, خستگى, گرسنگى و تشنگى نيز موجب شعله ور شدن آتش عصبانيت مى شود. براى درمان عصبانيت راه هايى وجود دارد كه به چند مورد اشاره مى كنيم: الف) انسان از راه مراقبت و مواظبت بر احوال خويش نبايد بگذارد تنور آتش غضبش روشن گردد. هركسى از وضع و حالات خويش آگاه است و مى داند از چه حرف ها, كارها و برخوردهايى ناراحت و عصبانى مى شود; بنابراين سعى كند در چنين صحنه هايى وارد نشود. ب) اگر وارد محيط تحريك كننده شد, به مجرد روشن شدن كبريت خشم, از آن محل خارج شود. پ) اگر نمى تواند از آن محل خارج شود, تغيير وضعيت دهد; مثلاً اگر نشسته است, بايستد يا بخوابد; اگر ايستاده است, بنشيند, يا خود را به كارى مشغول كند و يا به ذكر خدا بپردازد. شستن سر و صورت با آب سرد, موجب فرو نشستن خشم مى گردد. اگر فردى كه بر او غضب كرده ايد, از خويشاوندان و ارحام شما باشد, نزديك او برويد و او را در آغوش بگيريد. امام باقر(ع) مى فرمايد: (أيما رجل غضب على ذى رحمٍ فليدن منه فليمسَه, فانّ الرحم إذا مسّت سَكَنَت;٢١ وقتى دو خويشاوند هم ديگر را در آغوش گرفتند, آتش غضب فرو مى نشيند.) علاوه بر موارد ذكر شده, گفتن (لاحول ولا قوة إلا بالله) و نيز خواندن آيه (والكاظمين الغيظ والعافين عن الناس والله يحب المحسنين) در درمان عصبانيت مؤثر است. هديه و رشوه خواهر سعيده غياثى, شماره اشتراك٣٦٥١, از محلات: در مورد حرمت رشوه چه آيات و رواياتى وجود دارد؟ آيا هدايايى كه به رؤسا و كاركنان مى دهند, رشوه شمرده مى شود؟ آيا آيه٤٢ و ٦٢ سوره مائده بر رشوه دلالت دارد؟ قرآن مجيد يكى از اوصاف منافقان را (أكالون للسّحت٢٢) ذكر كرده است; يعنى آن ها زياد اموال حرام و ناحق و رشوه مى خورند. سحت در اصل به معناى جدا كردن پول است و به معناى شدت گرسنگى نيز آمده است. به هر مال نامشروع رشوه صدق مى كند, زيرا اين گونه اموال, صفا و طراوت و بركت را از اجتماع انسانى مى برد همان طور كه كندن پوستِ درخت باعث پژمردگى و يا خشكيدن آن مى گردد.٢٣ در روايتى اميرالمؤمنين(ع) سحت را بر رشوه تطبيق داده است.٢٤ در آيه ٦٢ همين سوره نيز از (أكل سحت) سخن به ميان آمده است. در حديث معروفى رسول خدا(ص) فرمودند: (لعن الله الراشى والمرتشى والساعى بينهما;٢٥ خداوند گيرنده و دهنده رشوه و آن كس را كه واسطه ميان آن دو است, از رحمت خود دور گرداند.) رشوه بر سه قسم است: ١. رشوه در مقام حكم يعنى كسى به قاضى رشوه دهد تا به نفع او حكم كند; ٢. رشوه براى رسيدن به امر حرام; ٣. رشوه براى رسيدن به امر مباح; مثل اين كه مال خود را به شخصى بدهد تا با حمايت او بتواند به حق خود برسد; مانند وكيل. اين قسم از رشوه حلال است, اما دو صورت قبلى حرام است. رشوه دادن به نام هديه و حق و حساب, تغييرى در ماهيت آن نمى دهد. به رسول خدا(ص) خبر دادند يكى از فرماندارانش رشوه اى در شكل هديه پذيرفته, حضرت برآشفت و به او فرمود: چرا آن چه حق تو نيست مى گيرى؟ او گفت: آن چه گرفتم, هديه بود. حضرت فرمود: اگر شما در خانه بنشينيد و از طرف من فرماندار محلى نباشيد, آيا مردم به شما هديه مى دهند؟ سپس دستور داد هديه را گرفتند و در بيت المال قرار دادند و وى را از كار بركنار كرد.٢٦ در مورد فرق بين هديه و رشوه, آيةاللّه فاضل لنكرانى مى گويد: (رشوه, بذل چيزى است به قصد جلب توجه و متمايل كردن گيرنده به منظور اين كه به نفع دهنده حكم كند يا او را بر ظلم يا معصيت كمك كند, ولى هديه, بذل است به قصد قرب يا به قصد دوستى با هديه گيرنده.)٢٧ عكس العمل مناسب در برخوردهاى اجتماعى فاطمه حسينى مهرآبادى, شماره اشتراك١٦٠٩, از ابركوه: در موقعيت هاى حساس و نيز در برخوردهاى اجتماعى نمى توانم عكس العمل مناسب نشان دهم و در مواجه با بدى ها از بيان احساسات خود عاجزم, خواهشمندم مرا راهنمايى كنيد؟ مشكل اساسى شما, كم رويى و عدم اعتماد به نفس است. اگر نمى توانيد در جمع سخن بگوييد يا دچار مشكل مى شويد, دليلش ترس درونى است. امام على(ع) مى فرمايد: (بيان الرجل ينبىء عن قوّة جنانه; سخن آدمى حاكى از درجه قدرت روحى او است.)٢٨ راه هاى عملى درمان كم رويى عبارت اند از: ١. تلقين: به نظر روان شناسان, تلقين در درمان بسيارى از بيمارى هاى جسمى و روحى مؤثر است. اين جمله را همواره با خود تكرار كنيد كه من از عهده سخن گفتن در برابر ديگران برمى آيم. كم رويى,نشانه ترس از شكست و دليل بر وحشت از برخورد با اشخاص است. اين ضعف روحى را با فرار از معاشرت نمى توان رفع كرد. با تلقين به قدرت و تظاهر به نترسيدن, بخشى از مشكلات حل مى شود. (يكى از گويندگان مشهور انگليسى در قرن نوزدهم اقرار مى كند كه در طول چند هفته قبل از نخستين خطابه اى كه قرار بود ايراد كند, چنان ناراحت بود كه آرزو مى كرد پيش از فرارسيدن روز مقرر, پايش بشكند تا از حضور در مجلس معاف گردد. او موقعى كه به طرف كرسى خطابه مى رفت, چنان از وحشت و اضطراب خود را مى باخت كه قيافه رقت بارى پيدا مى كرد. عاقبت روزى تصميم گرفت در وضع خود به درستى تأمل كند و با خود گفت: هنگام سخنرانى چه خطرى ممكن است براى من پيش آيد؟ هيچ چيز مهمى اتفاق نخواهد افتاد. اضطراب شديد او با اين جمله برطرف و متوجه شد خيلى راحت سخن مى گويد. در نتيجه يكى از بزرگ ترين گويندگان عصر خود گرديد.)٢٩ ٢. اعتماد به نفس: افراد كم رو همواره در اين فكرند كه ديگران در مورد آن ها چه مى انديشند. در صورتى كه اگر بدانند در مقايسه با ديگران ضعفى ندارند و شايد در بسيارى از موارد نسبت به ديگران ارجحيت و برترى دارند, چنان قدرتى مى يابند كه مى توانند در برابر هر امرى مقاومت كنند. ٣. معاشرت با مردم: على رغم ترس درونى, براى درمان كم رويى لازم است با ديگران معاشرت كنيد. امام على(ع) مى فرمايد: (هرگاه سختى چيزى باعث بيم و هراس تو شد, در مقابل آن سخت و مقاوم شو تا مشكل بر تو آسان گردد.)٣٠ در جاى ديگر مى فرمايد: (موقعى كه درباره خبرى دچار ترس شدى, خود را در آن بيفكن كه اضطراب سخت تر از ابتلاى به آن است.)٣١ سعى كنيد در معاشرت ها خود را فراموش كنيد. براى آن كه اين امر حاصل شود, اولاً, به هر كه مى رسيد سلام كنيد; ثانياً, خوش رو باشيد. امام على(ع) مى فرمايد: (هر تازه واردى در محيط نامأنوس حيرت زده مى شود, براى آرامش خاطر, سخن خود را با سلام آغاز كنيد.)٣٢ ٤. تمرين: سخن گفتن مانند هر كار ديگر احتياج به تمرين و رياضت دارد. همه گويندگان كم و بيش در ابتدا با مشكلى هم چون مشكل شما مواجه مى شوند و حتى از ضعف و نارسايى در اداى كلمات رنج مى برند اما با صبر و تحمل و تمرين, نقايص خود را برطرف مى كنند. پى نوشت ها: ١ـ بقره(٢) آيه ٢١٦. ٢ـ غررالحكم و دررالكلم, ج٢, ص٥٠٠. ٣ـ طور(٥٢) آيه ٢١. ٤ـ جعفر سبحانى, رمز موفقيت مردان بزرگ, ص١٩٢. ٥ـ غررالحكم و دررالكلم, ج٣, ص٢٧٧. ٦ـ الغدير, ج٦, ص٢٢٢. ٧ـ همان. ٨ـ تفسير فخر رازى, ج١٠, ص٥٠. ٩ـ براى آگاهى بيشتر, به كتاب (نظام حقوق زن در اسلام) نوشته شهيد استاد مطهرى مراجعه كنيد. ١٠ـ اصول كافى, ج٤, باب فضل حامل القرآن, ص٤١٣, حديث٢. ١١ـ همان, ص٤١٤, حديث٤. ١٢ـ طلاق(٦٥) آيه ٣. ١٣ـ دكتر پاك نژاد, اولين دانشگاه و آخرين پيامبر, (چاپ١٣٥٠, انتشارات كتاب فروشى اسلاميه) ج١٤, ص٥١. ١٤ـ همان. ١٥ـ حسين صبورى, ورزش در اسلام, ص١٨. ١٦ـ دكتر پاك نژاد, همان, ص١٠٥. ١٧ـ همان, ص١٠٤. ١٨ـ سيد عبدالله شبر, اخلاق, ترجمه محمدرضا جباران, ص٢٤٨. ١٩ـ همان, ص٣٣. ٢٠ـ امام خمينى(ره), چهل حديث, ص١٤٢, نقل به مضمون. ٢١ـ همان, ص١٤٠. ٢٢ـ مائده(٥) آيه ٤٢. ٢٣ـ تفسير نمونه, ج٤, ص٣٨٦. ٢٤ـ نورالثقلين, ج١, ص٦٣٤. ٢٥ـ همان. ٢٦ـ تفسير نمونه, ج٢, ص٤. ٢٧ـ جامع المسائل, ج٢, ص٢٧٢. ٢٨ـ غررالحكم و دررالكلم, ج٥, ص٣٤٢. ٢٩ـ محمدتقى فلسفى, اخلاق, ج٢, ص٢٤٦ـ٢٤٧. ٣٠ـ غررالحكم و دررالكلم, همان, ص٣١٩. ٣١ـ نهج البلاغه, كلمات قصار, شماره ١٦٦. ٣٢ـ غررالحكم و دررالكلم, همان, ص٢٤.