معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - گزيده پژوهش ها از برنامه ٤٩ - ورناصرى رضا
گزيده پژوهش ها از برنامه ٤٩
ورناصرى رضا
گزيده پژوهش ها از برنامه ٤٩
علم و آگاهى
رضا ورناصرى
شماره اشتراك ٢٧٥٩, از مسجد سليمان
--------------------------------------------------------------------------------
روزى رسول اكرم(ص) وارد مسجد مدينه شد و چشمش به دو دسته افتاد كه هر دسته مشغول كارى بودند. يك دسته مشغول عبادت و ذكر و دسته ديگر به تعليم و تعلّم سرگرم بودند. رسول اكرم(ص) هر دو دسته را از نظر گذرانيد و از ديدن آن ها مسرور و خرسند شدند و به كسانى كه همراهش بودند رو كرد و فرمود: اين هر دو دسته كار نيك مى كنند و سعادت مند هستند, لكن من براى تعليم و دانا كردن فرستاده شده ام. سپس خودش به طرف همان دسته كه به تعليم و تعلم اشتغال داشتند,رفت و در حلقه آن ها نشست.١
طيبه بهارى
شماره اشتراك ١٢٤٣, از اراك
با كمى تأمل مى توان به عظمت و جايگاه علم و دانش در نزد رسول خدا(ص) پى برد. در روايات آمده: يك ساعت نشستن در محفل علم, برتر از فردى است كه هزار شب را به شب زنده دارى گذرانده و در هر شب هزار ركعت نماز به جاى آورده است.٢
شايد تصور شود كه اسلام ديدى يك طرفه داشته و بين دو واژه كلى علم و دين يكى را برگزيده, در صورتى كه با نگاهى دقيق تر درمى يابيم كه اسلام ارزش و اهميت شايانى به علم داشته و آن را يك فريضه الهى مى داند; آن جا كه مى فرمايد: (لاعزّ اشرف من العلم;٣ هيچ عزت و افتخارى بالاتر از علم نيست.)
بتول جعفرى
شماره اشتراك ١٤٠٤, از كرمان ـ زرند
علت تأكيد فوق العاده اسلام بر تحصيل علم و حكمت اين است كه احياى نفوس انسان ها جز در سايه آشنايى با علوم و حقايق اصيل, امكان پذير نيست. همان طور كه انسان براى حفظ حيات ظاهرى به غذاهاى مادى نيازمند است, براى حيات معنوى خود نيز محتاج غذايى است كه روح را از حيث معنوى نيرو و طراوت و شادابى بخشيده و به تعبير ديگر, او را زنده كند. اين غذاى معنوى جز ادراك حقايق معنوى و حكمت الهى نيست. البته حقايق و معانى برحسب نوع و رتبه خود از حيث تأثير در روح انسان, شدت و ضعف دارد و علم و حكمت واقعى در حكم نورى است كه خانه دل را روشن و صفحه ذهن را تابناك مى گرداند. علم نورى است كه خداوند در دل هر كه بخواهد مى افكند.
به همان اندازه كه بهره مند بودن از علوم و معارف اصيل بر سرعت سير و حركت روحى انسان مى افزايد, محروميت از آن, سبب پيدايش وقفه و ركود در سير روحى انسان است. بنابراين هركس براى ارتقا به مراتب بالاتر ناگزير از گسترش دايره علم و معرفت خويش است تا در سايه معارف جديدى كه تحصيل مى كند, بر قدرت معنوى خويش افزوده و دائماً از اين غذاى روحى در شكوفايى معنوى خود يارى جويد و آثار رنجورى هايى را كه بر دل عارض مى شود, با آن مداوا كند.٤
محترم اعرابى
شماره اشتراك ٥٤٤٥, از اصفهان ـ تودشك
پيامبر(ص) روزى وارد مسجد شد و مشاهده كرد عده اى اطراف مردى را گرفته اند. پرسيد: آن مرد چه كاره است؟ گفتند: انساب و وقايع عرب را خوب مى داند. پيامبر گفت: اين گونه علوم چيزى است كه هر كه نداند ضرر به جايى نمى رساند و هر كه بداند نفعى به او نبخشد. سپس فرمود: علم سه گونه است و غير از آن, فضل است:
١. آيه محكمه: اشاره به اصول اعتقادى و جهان بينى قرآنى دارد, زيرا براهين آن, آيات محكمات جهان و قرآن كريم است و در قرآن, دلايل مبدأ و معاد به لفظ آيه و آيات بسيار ذكر شده است;
٢. فريضه عادل: اشاره به علم اخلاق و خودسازى و عدالت و توجه به پرهيز از افراط و تفريط دارد;
٣. سنت پابرجا: اشاره به احكام شريعت و مسائل حلال و حرام دارد.٥
امير ثامنى
شماره اشتراك ٥٦٥٩, از سنقر
همه مسلمانان بايد همان گونه كه خواندن نماز را بر خود واجب مى دانند, تحصيل علم را نيز واجب بدانند تا عمل آنان همراه با آگاهى و معرفت باشد. يك انسان نمازگزار اگر علم نداشته باشد, ممكن است نماز خواندنش كوركورانه و فقط از روى عادت و يا يك تقليد محض باشد, اما هنگامى كه با علم و آگاهى و معرفت و شناخت همراه بود, آن گاه آگاهانه نماز مى خواند و به مرتبه اى از معرفت مى رسد كه احساس مى كند در هنگام ركوع و سجود همه موجودات عالم نيز با او در ركوع و سجودند.
حضرت على(ع) در نهج البلاغه مى فرمايد: دانش از مال بهتر است, زيرا علم نگهبان تو است و تو مال را بايد نگهبان باشى. مال با بخشش, كاستى مى پذيرد, اما علم با بخشش فزونى مى گيرد و مقام و شخصيتى كه با مال به دست آمده با نابودى مال, نابود مى شود. شناخت علم راستين (علم الهى) آيينى است كه به آن پاداش داده مى شود و انسان در دوران زندگى با آن خدا را اطاعت مى كند و پس از مرگ نام نيكو به يادگار مى گذارد. دانش فرومانروا و مال فرمان بر است.٦
حسين جعفرى
شماره اشتراك ٥٦٦٣, از سيريز
امام خمينى(ره) فرمود: (با جديّت به تحصيل علوم و كسب معارف و بهره ورى از استعدادهاى الهى خود بپردازيد و هيچ گاه سلاح مبارزه با ظلم و استكبار و استضعاف [را] بر زمين نگذاريد و دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا را شعار خود سازيد و خود را از مردم پابرهنه و مستضعف و بى پناهى كه تمامى عزت ما رهين منت و خدمت آنان است, دور نسازيد.
جوان ها متوجه باشند كه در جوانى, انسان مى تواند خودش را اصلاح كند [و به سوى علم و آگاهى بكشاند] هر مقدار انسان سنّش زيادتر مى شود, اقبالش به دنيا بيشتر مى شود; جوان ها نزديك ترند به ملكوت.)٧
نصرت جعفرى
شماره اشتراك ١٩٥٧, از سيريز كرمان
يكى از عرفا مى گويد: (مگر نه چنين [است] كه اگر از بيمار, غذا و نوشيدن و دارو را دريغ دارند آن بيمار مى ميرد, قلب و دل آدمى نيز به غذا و دارو نيازمند است. اگر دل و جان انسان از دانش و تفكر و حكمت محروم گردد, چنين دل و جانى از كار مى افتد و دچار مرگ و نابودى مى شود.)٨
ييكى از دانشمندان سلف گفته است: (اگر كسى شخصاً بينش دينى خود را از متون علمى و استاد ناديده فراهم آورد, در حقيقت سعى و اهتمام خويش را در تضييع و تباه سازى احكام دين مصروف داشته است.
دانشمندى ديگر مى گويد: از صحيفيّون بر حذر باشيد; يعنى از كسانى كه شخصاً و بدون آن كه در محضر استاد بنشينند و از محضر او مستفيض گردند, حقايق را از كتب علمى و نبشتارها استخراج و استنباط مى كنند, از اين گونه اساتيد دورى گزينيد, زيرا تباه كارى ها و لغزش هاى آنان از اصلاحات و درست كارى آن ها فزون تر است.)٩
گويند: (يكى از استادان برجسته به شاگردان و دانشجويان توصيه مى كرد كه در برخى اوقات راجع به مسائل دينى از من سؤال نكنيد: ١. آن گاه كه راه مى روم; ٢ . زمانى كه با مردم سرگرم گفت وگو هستم; ٣. وقتى كه سر پا ايستاده ام; ٤. موقعى كه براى استراحت به چيزى تكيه كرده ام, زيرا انسان در چنين مواقعى از تمركز حواس, محروم است و نمى تواند فكر خود را در جهت اداى مطلب متوجه سازد. فقط در آن موقعى از من پرسش كنيد كه بهترين زمان تجمع حواس و تمركز انديشه ها به شمار مى آيد و آن هم عبارت از زمانى است كه با آمادگى كامل جلوس كنم و از تمام وجود و قوايم در جواب به سؤالات شما استفاده نمايم.)١٠
مهناز ميرعالى
شماره اشتراك ٥٨٧٢, از انديمشك
راه ترغيب و تشويق به علم آموزى
(معلم بايد شاگردان خود را به علم و دانش تشويق نمايد و فضايل و ارزش ها و مزاياى علم و علما را به آنان تذكر دهد و يادآور گردد كه علما و دانشمندان, وارثان انبيا و پيامبرانند و بر كرسى ها و پايگاه هايى بلند و فرازنده و درخشانى از نور جاى دارند; كرسى ها و پايگاه هايى كه مورد رشك انبيا و شهدا و جانبازان راه خدا بوده و اين ووجودات مقدس در اين رابطه به حال آن ها غبطه مى خورند. بايد معلم, اين گونه سخنان شوق آفرين را كه در طى آيات و اخبار و آثار و اشعار و امثال به چشم مى خورند و بازگوكننده فضايل و منازل و مقامات والاى علم و علما است, به گوش هوش آن ها برساند.)١١
البته تشويق دانشجو و دانش طلب از طرف خانواده نيز بسيار مؤثر است. خانواده دانش آموز مى توانند با در نظر گرفتن روحيات فردى افراد در صورت كسب موفقيت در راه علم و علم آموزى, از او ستايش و تقدير به عمل آورند. البته به صورتى كه دانشجو به خود مغرور نگردد كه غرور نا به جا براى طالب علم و دانش از سمّ بدتر است.
مهرى آجيلى
شماره اشتراك ٣٠٢٠, از سنقر كليايى
غالباً در دوران نوجوانى و جوانى كه هم زمان با دوره راهنمايى و دبيرستان دانش آموزان است, افت تحصيلى و فرار از آموزشگاه بيشتر مشاهده مى شود. البته اين موضوع علل گوناگونى دارد. بعضى مربوط به محيط آموزش است, بعضى ديگر به محيط اجتماع بستگى دارد و بعضى نيز از روحيات نوجوان نشأت مى گيرد.
كثرت درس ها, حجم زياد كتاب ها, دبيران مختلف, و سخت گيرى بعضى از آن ها و قوانين آموزشگاه, جوان را از درس زده كرده, باعث عقب ماندگى او از تحصيل مى شود.
هم چنين دوستان ناباب و اثرپذيرى بعضى جوانان از آنان, بى سوادى و ناآگاهى پدر و مادر, فقر اقتصادى, كمبود امكانات تحصيلى در روستاها, كم استعدادى, عقب ماندگى ذهنى, عدم اعتماد به نفس, بى ثباتى خانواده, طرد شدن از مدارس و بسيارى دلايل ديگر از جمله عوامل افت تحصيلى نوجوانان و جوانان است.
مهوش آجيلى
شماره اشتراك ١١١٨, از سنقر كليايى
ويل دورانت مى گويد: (برج هاى بلند كليساهاى مسيحى و برج هاى ناقوس به نسبت زياد, مديون مناره هاى مساجد است… تجديد رونق سفال كارى هنرى در ايتاليا و فرانسه, نتيجه انتقال سفال گران مسلمان با اين دو كشور بود كه در قرن دوازدهم رخ داد و هم نتيجه سفر سفال گران ايتاليا به اندلس اسلامى بود. آهنگران و شيشه گران (و نيز) جلدسازان ايتاليا و زره بافان و اسلحه سازان اسپانيا همه هنر خود را از صنعت گران مسلمان فرا گرفته بودند. تقريباً در همه مناطق اروپا بافندگان به ديار اسلام توجه داشتند كه از آن جا نمونه و نقشه بگيرند. حتى باغ ها به نسبت زياد از باغ هاى ايرانى نشان داشت…
اين نفوذ [اسلام و مسلمين در كشورهاى اروپايى) از راه بازرگانى و جنگ هاى صليبى و ترجمه هزاران كتاب از عربى به لاتين و مسافرت دانشورانى از قبيل گربرت (Gerbert) و مايكل اسكات (Mical Scot) و ادلار باث (Adelad Bath) به اندلس اسلامى انجام گرفت و نيز از طرف جوانان مسيحى كه پدران اسپانيولى شان آن ها را به دربار اميران مسلمان مى فرستادند تا در آن جا تربيت شوند….
مسيحيان و مسلمانان در شام و مصر و سيسيل و اسپانيا ارتباط دائم داشتند. هر پيش رفتى كه مسيحيان در قلمرو اسپانياى مسلمان مى كردند, به دنبال آن موجى از ادبيات و علوم و فلسفه و هنر مسلمانان به قلمرو مسيحى انتقال مى يافت.)١٢
زهرا سليمانى
شماره اشتراك ٣٩٠٢, از قزوين
آن را كه علم و دانش و تقوا مسلّم است
هرجا قدم نهد, قدمش خيرمقدم است
كسى را به مال نيست بر اهل كمال فخر
علم است آن كه فخر اولاد آدم است
در پيشگاه علم, مقامى عظيم نيست
كز هر مقام و مرتبه اى, علم, اعظم است
جاهل, گرچه جست مقدم, مؤخر است
عالم اگرچه زاد مؤخر, مقدم است
جاهل به روز فتنه ره خانه گم كند
عالِم, چراغ جامعه و چشم عالَم است
پى نوشت ها:
١ـ محجة البيضاء, ج١, ص٢٣.
٢ـ بحارالانوار, ج١, ص٢٠٤.
٣ـ غرر الحكم و درر الكلم, ج٦, ص٣٨٣.
٤ـ با استفاده از كتاب: اخلاق اسلامى, درس مشترك مراكز تربيت معلم, ص٢٢٣.
٥ ـ اقتباس از: اصول كافى, ج١, ص٣٨.
٦ ـ نهج البلاغه, حكمت١٤٧.
٧ـ صحيفه نور, ج٢٠, ص٢١.
٨ ـ سيد محمدباقر حجتى, آداب تعليم و تعلم در اسلام, ص٩٠.
٩ـ همان, ص٣١٨.
١٠ـ همان, ص٣٥٢.
١١ـ همان, ص٣٥٣.
١٢ـ تاريخ تمدن, ص٣٢٠.