معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - احكام غنا و موسيقى در اسلام٤ - شريعتى سبزوارى محمدباقر
احكام غنا و موسيقى در اسلام٤
شريعتى سبزوارى محمدباقر
احكام غنا و موسيقى در اسلام(٤)
محمدباقر شريعتى سبزواري
--------------------------------------------------------------------------------
امام باقر عليه السلام :
تَبسّمُ الرجل فى وجه أخيه حَسنةٌ
لبخند به روى دوستان يكى از حسنات است.
اصول كافى, ج٢, ص١٨٨
در شماره قبل نظر جمعى از فقيهان معاصر و مراجع معروف را درباره غنا و موسيقى بيان كرديم. در اين شماره ضمن بيان نظرات بعضى ديگر از مراجع, ادله و مبانى فقهى غنا را نيز بررسى مى كنيم.
از مجموع مطالعات و ديدگاه برخى از فقيهان چنين برمى آيد كه موسيقى, آهنگى است كه از ابزارها برمى خيزد, ولى غنا صوتى است كه از حنجره برمى آيد. بنابراين, موسيقى و غنا تفاوت شكلى و جوهرى دارند. البته غالباً موسيقى با غنا توأم مى شود, چرا كه همراه با نواختن ابزارهاى موسيقى غنا نيز خوانده مى شود.
موسيقى, دو مفهوم عام و خاص دارد; گاهى مفهوم عام آن اراده مى شود كه هر نوع صدا و آهنگى را كه در روان آدمى از نظر احساسات روحى و تموّج روانى اثرگذار باشد, شامل مى گردد. ولى موسيقى به مفهوم خاص آن انواع مختلفى پيدا كرده است, كه در بدو امر به موسيقى طبيعى و مصنوعى تقسيم مى شود.
موسيقى طبيعى, به آهنگ هايى مى گويند كه از مظاهر طبيعت برمى آيد و ملايم و دل پذيرند; مانند نغمه جويبارها, صداى آبشارها, آهنگ وزيدن بادها بر درختان, آواى قمرى و هزار دستان و….
موسيقى مصنوعى (هنرى), به آهنگ هايى مى گويند كه به دست بشر ساخته شده و با وسايل مصنوعى: هم چون تار, گيتار, ويولون, سنتور, پيانو و غيره نواخته مى شود و ارتعاشات و زير و بم هاى پيچيده و ظريفى دارند. گاهى مى خنداند, لحظه اى مى گرياند, زمانى انبساط خاطر و نشاط بى حد و حصر ايجاد كرده و گاهى نيز شنونده را سخت غمگين و افسرده مى كند.
ادله و مبانى فقهى غنا
پيش از بيان ادله و مبانى فقهى غنا, خوانندگان را به اين نكته متوجه مى كنيم كه در شماره پيش, ادله حرمت غنا را صرفاً براى آشنايى خوانندگان ذكر كرديم, ليكن نقد و تحليل آن انجام نشد. در اين شماره مى خواهيم استدلالات شيخ انصارى (اعلى الله مقامه) را آورده و به نقد بگذاريم. در ضمن مى خواهيم بدانيم آيا غنا حرمت ذاتى دارد يا عارضى, از نظر شكلى حرام است يا محتوايى و در صورت حرمت, چه مواردى استثنا شده است و دلايل مطرح شده بر حرمت, كدامين نوع غنا را شامل مى شود؟
چنان كه در شماره هاى قبلى ملاحظه كرديد, نظرات فقيهان درباره ماهيت غنا متفاوت است. عده اى بر اين باورند كه غنا از مقوله لفظ نيست, بلكه نوعى ايجاد نشاط و طرب و صوت است. گروهى آن را صرفاً شنيدن الحان مختلف مى دانند نه خود الحان و آواز. برخى نيز آن را كيفيتى مى دانند كه در صدا به وجود مى آيد. جمعى غنا را به صوت موزون تفسير كرده اند و گفته اند: غنا بايد مطابق قاعده و زير و بم حساب شده باشد و انسان را تحت تأثير قرار دهد, منتها صداى انسان باشد نه حيوان; مانند بلبل. و صدايى كه با دستگاه توليد شود گرچه ممكن است مصداق لهو باشد, ليكن عنوان غنا بر آن صدق نمى كند.
درباره ميزان تأثير غنا در شنونده, عرف را بايد محور و ملاك قرار داد, چون ممكن است شنونده كسى باشد كه به سختى تحت تأثير آهنگ ها قرار گيرد و يا شخصى باشد كه با ساده ترين نغمه اى به وجد و نشاط درآيد. معيار حرمت, تأثر و انفعال نوعى است شخصى; يعنى نوع مردم بايد از آن آواز متأثر شوند. بعضى گفته اند, ميزان تأثير, از دست دادن عقل است.١
شيخ در مكاسب محرمه مى فرمايد: در حرمت غنا فى الجمله, بين فقيهان اختلافى نيست, بلكه اختلاف در مصاديق و موارد آن مى باشد تا آن جا كه برخى از بزرگان, غنا را در عروسى ها با شرايطى خاص جايز دانسته و بعضى در مراثى امامان به خاطر تعظيم شعائر روا شمرده اند٢ و اكثر فقها غنا را با عنوان (حُداء) براى ايجاد شتاب شتران در شبانگاهان حرام نمى دانند.
فيض كاشانى و محقق سبزوارى, مطلق غنا را حرام ندانسته اند, مگر اين كه مشتمل بر محرمات جنبى; از قبيل: محتواى گم راه كننده, اختلاط زن و مرد و تهييج شهوت جنسى باشد.
مرحوم شيخ انصارى بعد از اين كه مى فرمايد: غنا فى الجمله حرام است و در اين امر اختلافى بين علما نيست, رواياتى را كه درباره حرمت غنا رسيده توأم با اقوال فقيهان بيان و نقد مى كند.
به طور كلى سه دسته روايات مستفيض٣ بر حرمت غنا استدلال شده است.
الف) دسته اول: رواياتى است كه ذيل آيه: (وَاجتنبوا قَولَ الزور٤) آمده و قول زور را به غنا تفسير كرده اند. (اجتنبوا) فعل امر است و بر وجوب دلالت دارد و عمل نكردن به آن حرام است.
ب) دسته دوم: رواياتى است كه ذيل آيه: (وَمِن الناس مَن يَشتَرى لَهوَ الحديث٥) آورده شده است. اين احاديث در صورتى بر حرمت غنا دلالت دارند كه (لهو الحديث) را از باب صفت و موصوف بگيريم; يعنى حديث لهو را مى خرند. حديث لهو ممكن است به اعتبار محتوا و مدلول باشد و ممكن است از طريق كيفيت بيان و آهنگ لهوى باشد.
ج) دسته سوم: رواياتى است كه در تفسير آيه شريفه: (والذين لايشهدون الزور٦) وارد شده است. ظاهر آيه, حرمت غنا را نمى رساند, چون معناى آيه اين است كه مؤمنان, شهادت به ناحق نمى دهند, اما اگر توجيه كنيم; يعنى بگوييم: مؤمنان كسانى هستند كه هرجا زور و باطل باشد, حاضر نمى شوند و اين باطل هم يا به اعتبار مضمون كلام و لفظ است و يا به اعتبار كيفيت بيان و نحوه آهنگ كلمات, در اين صورت حرمت غنا فهميده مى شود.
مرحوم شيخ انصارى(ره) در استدلال به اين روايات خدشه وارد مى كند و مى فرمايد:روايات دسته اول و بلكه دسته دوم ظهور دارد كه غنا از مقوله سخن و تكلم است, در صورتى كه غنا از مقوله صوت و لحن است. مضافاً اين كه اخبارى كه غنا را عبارت از اين مى داند كه كسى به غناكننده احسنت بگويد, خود تأييد مى كند كه غنا از مقوله كلام گرفته شده است نه از مقوله صوت و آهنگ. بنابراين, غناى حرام به كلامى اطلاق مى شود كه شامل كلمات بازدارنده از حق و گم راه كننده است.
سپس مى فرمايد: استدلال روايات دسته سوم نيز روشن است. مجالس زور و باطل عبارت است از محافل بزمى كه تغنى و كلمات باطل در آن خوانده مى شود. البته اگر غنا را از مصاديق لهو و باطل بدانيم و ملاك حرمت, لهو بودن باشد, در اين صورت حكم حرمت بر آن بار مى شود.
سپس مرحوم شيخ انصارى(ره) به رواياتى ديگر تمسك مى كند كه امام(ع) لهو و لعبى كه انسان را از خدا غافل مى كند, از گناهان كبيره مى شمارد و غنا و ضرب اوتار را از مصاديق آن مى شمرد.
از تمام كلمات شيخ درمى يابيم كه براى اثبات حرمت غنا به معناى كيفيت صوت, بدون لحاظ لهو و زور بودن, دليلى نياورده اند و تنها به دلايل مطرح شده پاسخ داده اند. نكته ديگر آن كه اين نوع آيات و روايات بيشتر به جنبه محتوايى غنا توجه دارند, نه مجرد لحن و آهنگ.
در پايان مناسب است به نظريه دو نفر از فقهاى معاصر اشاره كنيم كه هركدام حرمت غنا را به گونه اى تفسير كرده اند.
١. آيةاللّه كوكبى: (آوازى كه مخصوص مجالس لهو و فسق و فجور است, غنا و حرام مى باشد. و هرگاه نوحه يا روضه يا قرآن را به كيفيتى كه مخصوص مجالس لهو و فسق است, بخوانند, حرام است, ولى اگر آن را با صداى خوب بخوانند, اشكال ندارد.)٧
٢. آيةاللّه صانعى: (غنايى را كه داراى محتواى باطل و مفسده دار و لهوالحديث باشد و استفاده از آن, راهى براى اضلال و گم راه كردن محسوب شود, قطعاً حرام است, و اگر اين قيود و شرايط را نداشته باشد, حرام نيست و غناى مشكوك نيز حرام نمى باشد.)٨
پى نوشت ها:
١ـ محمدرضا اصفهانى, وقاية الاذهان; به نقل از: شرح مكاسب محرمه, ج٢, ص١٩٣.
٢ـ شيخ انصارى(ره) در مكاسب, اين قول را مشهور بين فقها و علما دانسته است.
٣ـ در علم درايه, روايتى را مستفيض مى گويند كه راويانش از سه نفر بيشتر باشد, ولى به حد تواتر نرسند.
٤ـ حج(٢٢) آيه ٣٠.
٥ ـ لقمان(٣١) آيه ٦.
٦ ـ فرقان(٢٥) آيه ٧٢.
٧ـ رساله توضيح المسائل, ص٥٦٦.
٨ ـ مجمع المسائل, ج١, ص٢٩٥.