فقه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - گذشت سى روز و ثبوت اول ماه

گذشت سى روز و ثبوت آن

رواياتى كه گذشت سى روز از ماه پيشين را از راههاى ثبوت هلال شمرده اند, در حدّ تواترند.

اگر از راههايى چون: ديدن هلال به وسيله خود شخص, بينه, تواتر رؤيت و حكم حاكم آغاز ماه ثابت نشد و مردم براى انجام عبادات و ساير كارهاى خود در تحير ماندند, شارع مقدس به جهت رهاندن مردم از تحير و سرگردانى, گذشت سى روز از ماه گذشته را, ملاك اثبات ماه جديد قرار داده است. همه علماى شيعه و بـيشـتـر فـقهـاى اهـل سـنـت, ايـن راه را پذيرفته اند و اعمال مردم را بر اساس عمل به آن مجزى دانسته اند.

شيخ صدوق١ و مفيد[٢], طوسى[٣], سلار[٤], ابن براج٥, راوندى[٦], ابن حمزه[٧], ابن زهره [٨], ابن ادريس [٩], محقق حلى [١٠], ابن فهد[١١], علامه حلى [١٢], شهيد اول [١٣], محقق كركى [١٤], صاحب مدارك [١٥], فيض كاشانى [١٦], شيخ يوسف بحرانى [١٧], محقق نراقى [١٨], مقدس اردبيلى ١٩ و ديگر فقها [٢٠], پس از گذشت سى روز, بر اثبات هلال فتوا داد اند.

ائمه مذاهب اربعه اهل سنت, به جز احمد بن حنبل, در اين مسأله با فقيهان شيعه همرأيند[٢١]. بدين ترتيب مسأله از مسائل ضرورى فقه و مورد اتفاق شيعه و سنى است. بر اين مسأله, دلايلى اقامه شده, بدين شرح:

١- اجماع :

افزون بر اتفاق عالمان شيعى و سنى در مسأله, برخى دعوى اجماع كرده اند و حتى مسأله را از ضروريات دين بر شمرده اند.

عاملى, صاحب مدارك, مى نويسد:

(و اما وجوب الصوم مع مضّى ثلاثين يوما من شعبان فمجمع عليه بين المسلمين بل الظاهر انّه من ضروريات الدين٢٢)

مسلمانان اجماع دارند كه با گذشت سى روز از شعبان, روزه واجب مى شود, بلكه, ظاهراً, مسأله از ضروريات دين است.

چنين آمده در جواهر[٢٣], حدائق٢٤ و مستمسك٢٥ عروة الوثقى.

هر چند اجماع در اين گونه موارد به عنوان دليلى مستقل به شمار نمى آيد و به اصطلاح فقها, (مدركى) است. ولى اتفاق همه فقها, در مسأله و نبود قول مخالف, حكايت از ضرورت آن در فقه مى كند. اين خود, به ما اطمينان مى دهد كه اين حكم, از معصوم صادر شده و جزو مسلمات مذهب, بلكه ضرورت دين به شمار مى آيد.

٢- روايات:

روايات بسيارى, كه در مجامع روايى فريقين آمده, بر اين مطلب دلالت دارند كه با گذشت سى روز از شعبان و رمضان, بايد روزه گرفت و يا روزه گشود و عيد فطر اعلان كرد. برخى از فقهاى شيعه, روايات اين باب را مستفيضه, بلكه متواتره دانسته اند[٢٦].

اينك برخى از روايات باب:

* امام صادق مى فرمايد:

(ان خفى عليكم فاتموا الشهر الاوّل ثلاثين٢٧)

اگر ماه بر شما پنهان ماند, ماه پيشين را سى روز بشماريد.

* به همان مضمون, موثقه عبيد بن زراره ٢٨

* امام باقرياامام صادق (ع)مى فرمايد:

(شهر رمضان يصيبه ما يصيب الشهور من النقصان, فاذا صُمت تسعة و عشرين يوماً ثمّ تغيّمت السماء فاتّم العدّه ثلاثين[٢٩].)

همان گونه كه ساير ماهها كمبود دارند, ماه رمضان نيز, كمبود دارد. هرگاه بيست و نه روز, روزه گرفتى و هلال شوال بر تو پنهان ماند, سى روز كامل, روزه بگير.

* امام باقر (ع) مى فرمايد:

(اذا رايتم الهلال فافطروا, او شهد عليه عدل من المسلمين و ان غم عليكم فعدوا ثلاثين ليله ثم افطروا …٣٠)

هنگامى كه هلال ماه را ديديد و يا گروهى از مسلمانان عادل, به رؤيت آن به گواهى برخاستند, روزه بگشاييد و اگر هلال شوال بر شما پنهان ماند, سى روز را كامل كنيد, آن گاه, روزه بگشاييد.

* رسول اكرم (ص) مى فرمايد:

(صوموا لرويته وافطروا لرويته, فان غمّ عليكم فعدوا ثلاثين.)

با ديدن ماه روزه بگيريد و با ديدن آن روزه بگشاييد. پس اگر بر شما پنهان ماند, سى روز را كامل كنيد[٣١].

سيّد مرتضى علم الهدى, درباره اين خبر, چنين اظهار نظر مى كند:

(اين خبر, گرچه از اخبار آحاد است, ولى امت بر قبول آن اجماع كرده و هيچ كس از مردم, آن را رد نكرده است[٣٢].)

افزون بر اين روايات, اخبارى بسيارى, از جمله: روايت ابى خالد واسطى [٣٣], روايت دعائم الاسلام از على (ع) [٣٤], روايتى از امام صادق به نقل از پيامبر٣٥ و … بر مسأله دلالت دارند[٣٦].

ذكر (غيم=ابر) در روايات فوق, موضوعيت ندارد و از باب مثال آورده شده است.

غيم=ابر, هر آنچه را كه سبب پنهان ماندن ماه گردد, در بر مى گيرد. بنابراين, اگر علت ديگرى, به غير از ابر, مانع از رؤيت هلال شود, گذشت سى روز براى ما, معيار هلال جديد خواهد بود.

چنين است اگر دستيابى به بيّنه, تواتر و … براى مكلف امكان نداشت. مانند: شخص زندانى و …

٣- علم عادى:

با گذشت سى روز از ماه پيشين, علم عادى و اطمينان به آغاز ماه جديد, پيدا مى شود. زيرا ماههاى قمرى, از نظر علم هيئت و نجوم, بيش از سى روز, به طول نمى انجامد.

آية اللّه حكيم, مى نويسد:

(الطرق الاربعة الاوّل كلها راجعة الى العلم الذّى هو حجةٌ بنفسه و تعرض الاصحاب لذكرها كاشتمال النصّوص على بعضها, كان تنبيهاً على اسباب العلم و لالخصوصية فيها كما هو واضحٌ[٣٧].)

راههاى چهارگانه نخست [رؤيت, تواتر, شياع و گذشت سى روز] برگشت به علم دارد و علم نيز حجيّت ذاتى دارد. يادآورى اصحاب, راههاى ثبوت را, همان گونه كه روايات, برخى از آنها را در بر مى گيرند, منظور آگاهاندن مردم است به اسباب علم وگرنه, پر واضح است كه خصوصيتى در آن راهها نيست.

آية اللّه شهيد محمّد باقر صدر مى نويسد:

(الثالث. مضى ثلاثين يوماً من هلال الشهر السابق لانّ الشهر القمرى الشرعى لايكون اكثر من ثلاثين يوماً فاذا مضى ثلاثون يوما و لم يرالهلال الجديد, اعتبر الهلال موجوداً و يبدأ بذلك شهر قمرى جديد [٣٨].)

راه سوّم, گذشت سى روز از هلال ماه گذشته است; چون ماه قمرى شرعى, بيش از سى روز نمى شود. زمانى كه سى روز گذشت و هلال جديد رؤيت نشد, هلال را موجود بايد فرض كرد و ماه قمرى جديد آغاز مى شود.

ديگر فقهاء نيز, در دلايلى كه بر گذشت سى روز, براى اثبات هلال اقامه كرده اند, به دليل فوق اشاره دارند. از جمله: مقدس اردبيلى, پس از آن كه مسأله را اتفاقى مى داند و يادآور مى شود كه روايات صحيحه نيز, بر اين مطلب دلالت دارند, مى نويسد:

(اذ لا يمكن الشهر الهلالى اكثر منه كما تشهد به التجربه و علم الهيئة[٣٩].)

زيرا ماه قمرى, بيش از سى روز نيست, چنانكه تجربه و علم هيئت بدان گواه است.

بر دلايل ياد شده مى شود افزود: استصحاب بقاى بر موضوع را.

استصحاب جارى است, تا هنگامى كه علم بر خلاف پيدا نشود.

روايت: (صم للروية وافطر للروية) بر اين مطلب, دلالت مى كند.

البته اين مسأله, در خصوص روزه ماه رمضان, كه روايت در مورد آن وارد شده, يقينى است, ولى براى اثبات ساير آثار ماه, مى بايد به اصول عمليه رجوع كرد[٤٠].

آملى, در مصباح الهدى, پس از اشاره به روايات باب, مى نويسد:

(مضافا الى اصاله بقاء الشهر السابق الى ان يعلم انقضائه و امتناع الحكم بدخول الشهر اللاحق بمجرد الاحتمال٤١)

افزون بر ادّله گذشته, اصل بقاء ماه گذشته است, تا به گذشت آن علم پيدا كنيم و جايز نيست به مجرد احتمال, به ورود ماه جديد حكم شود.

صاحب جواهر نيز, استصحاب را در مورد شك در بقاى ماه گذشته, در صورتى كه معارض نداشته باشد, جارى مى داند[٤٢].

در اين مسأله چند فرع را مى شود مطرح كرد كه به اجمال بدانها اشاره مى كنيم:

١- در مقابل رواياتى كه گذشت سى روز را از راههاى ثبوت هلال مى دانند, رواياتى داريم بر خلاف, از جمله:

* امام صادق (ع) مى فرمايد:

(عدّ شعبان تسعة و عشرين يوماً فان كانت متغيّمه فاصبح صائماً و ان كانت مصحيه و تبصرته و لم ترشياً فاصبح مفطراً [٤٣].)

از شعبان, بيست و نه روز بشمار. اگر هوا ابرى بود, روز سى ام را روزه بگير و اگر صاف بود و تو پس از نگاه چيزى نيافتى, روزه نگير.

* يا:

(اذا اهل هلال رجب فعد تسعة و خمسين يوماً ثم صُم[٤٤].)

هرگاه هلال رجب ديده شد, پنجاه و نه روز بشمار, سپس روزه بگير.

دو روايت فوق و امثال آن[٤٥], به ظاهر با رواياتى كه در گذشته آورديم, منافات دارد. آن روايات دلالت داشت كه پس از گذشت سى روز از شعبان, روزه را آغاز كن. و روايت اوّل از دو روايت فوق, مى گويد: بيست و نه روز از شعبان بشمار و روز سى ام را روزه بگير. روايت دوّم مى گويد: اگر هلال رجب ديده شد, پنجاه و نه روز بشمار و روزه بگير.

در توجيه روايات فوق, گفته شده كه مقصود از روزه گرفتن در روز سى ام, روزه به قصد آخر شعبان است, به قرينه روايات روزه (يوم الشك).

شيخ طوسى مى نويسد:

(فالوجه فى هذين الخبرين … انّه يصبح يوم الستين صائماً على انه من شعبان فان اتفق ان يكون ذلك من شهر رمضان فيوم وفق له و ان كان من شعبان فقد تطّوع بيوم …٤٦)

توجيه اين دو خبر اين است كه: روز شصتم را به نيّت شعبان روزه مى گيرد. اگر مشخص شد كه از رمضان بوده وظيفه خود را انجام داده و اگر از شعبان بود, يك روز, روز أستحبابى گرفته است.

٢- اگر سى روز از ماه شعبان, شمرد, آن گاه, به نيّت رمضان, روزه گرفت و پس از آن, روشن شد كه شعبان بيست و نه روز بوده است, بايد آن روز را قضا كند. زيرا (گذشت سى روز), جنبه طريقى و كشف از واقع دارد. در راههاى ديگر نيز همين حكم جريان دارد. يعنى اگر فردى با شهادت دو شاهد و يا حكم حاكم و … روزه را افطار كرد و سپس كشف خلاف شد, مى بايست قضاى آن روز را به جاى آورد. شيخ طوسى مى نويسد:

(متى عدّ شعبان ثلاثين و صام بعده ثم قامت البيّنه بانه راى الهلال قبله بيوم قضى يوما بدله و ليس عليه شئ[٤٧].)

اگر پس از گذشت سى روز از ماه شعبان, روزه گرفت و بعد, گواهان گواهى دادند كه هلال رمضان, يك روز پيش از آن ديده شده است, بايد يك روز را قضا كند. بر او چيز ديگرى نيست.

بر اين مطلب روايات بسيارى دلالت دارند٤٨ .

٣- يادآور شديم كه با گذشت سى روز از شعبان, حكم مى شود به آغاز ماه رمضان. اين حكم, ويژه شعبان و رمضان نيست بلكه در هر كدام از ماههاى سال رؤيت هلال انجام نگرفت و يا به ديگر راهها اثبات هلال نشد, بايد گذشت سى روز را معيار قرار داد. محقق حلّى مى نويسد:

(كلّ شهر تشتبه رؤيته يعدّ ما قبله ثلاثين٤٩)

هر ماهى كه مشتبه شد ديدن هلال در آن, سى روز از ماه پيش, شمرده مى شود.

شيخ محمدحسن نجفى, صاحب جواهر, در شرح اين سخن مى نويسد:

(يحكم من غير فرق بين شهر رمضان و غيره, لاصالة بقاء الشهر ببقاء القمر فى المحاق السالمه عن معارضته عادةً٥٠)

اين حكم [شمردن سى روز از ماه پيش] بدون تفاوت بين ماه رمضان و غير آن, اجرا مى شود. زيرا در صورت شكّ به پايان ماه, اصل اقتضا مى كند كه ماه باقى مانده, چون هنوز از محاق خارج نشده است.

اين اصل معمولاً معارض هم ندارد.

٤- اگر همه هلال ماههاى سال, يا بيشتر آنها, از ديدگان پنهان بمانند و راهى براى ثبوت هلال يابيده نشود, مكلفان چه بايد بكنند؟ در مسأله چهار قول است:

* هر يك از ماههاى سال, بايد سى روز محاسبه شود بر حسب آن, اعمال انجام پذيرد. شيخ طوسى ٥١ و محقق حلى ٥٢ بر اين عقيده اند.

* بايستى برخى از ماهها را كمتر از سى روز محاسبه كرد, زيرا برخى از ماهها كمتر از سى روز مى باشند.

* در مورد فوق, بايد به روايات (خمسه) عمل بشود. به اين معنى كه پنج روز از اول سال گذشته شمارش گردد اگر اول ماه رمضان سال گذشته, روز دوشنبه بود, روز جمعه, اول ماه امسال به حساب مى آيد. علامه در تحريرالاحكام٥٣ و ارشاد ٥٤ و شيخ طوسى در مبسوط عمل به اين قول را جايز دانسته اند.

شيخ طوسى مى نويسد:

(و يجوز عندى ان يعمل على هذه الروايه التى وردت بانه يعد من السنه الماضيه خمسه ايام و يصوم يوم الخامس لان من المعلوم لا يكون الشهور كلها تامه٥٥)

* تا هنگامى كه به كمبودماه پى نبريم, تمامى ماههاى سال, كامل محاسبه مى شوند. اين نظر را سيد كاظم طباطبايى يزدى, مطرح كرده است:

(لو غمت الشهور و لم ير الهلال فى جملة منها او فى تمامها حسب كل شهر ثلاثين ما لم يعلم النقصان عادة[٥٦].)

اگر همه ماهها, ابرى شد و هلال, در برخى از ماهها و يا در تمام ماههاى سال, ديده نشد, هر ماهى, سى روز محاسبه مى شود, تا هنگامى كه كمبود ماه را معمولاً ندانيم.

اكثر فقيهان معاصر, سه نظر اول را نپذيرفته اند, بدين شرح:

درباره نظر اول گفته اند:

(گر همه ماهها را سى روز بشماريم, با علم قطعى ما ناسازگار در مى آيد; زيرا مى دانيم كه برخى از ماهها, كمبود دارند.)

درباره نظر دوم گفته اند:

(اولاً, روشن نيست كه گوينده اين سخن كيست. محقق حلّى, در شرايع, اين قول را به (قيل) نسبت داده است.

ثانياً, دليلى در دست نداريم كه چه ماهى را كمتر از سى روز به حساب آوريم و چه ماهى را سى روز.)

درباره نظر سوم گفته اند:

(بله, برخى از ماههاى سال, كمبود دارند, ولى دليلى نداريم براى محاسبه كمبودها, بدين شيوه٥٧)

امّا نظر چهارم را كه از آنِ صاحب عروة الوثقى, سيد كاظم يزدى است, همه آنانى كه بر اين كتاب حاشيه دارند, پذيرفته اند.

پس اگر ماه رجب و شعبان و رمضان ابرى بود, بايد شصت روز از اوّل رجب شمرد و روز شصت و يكم را روزه گرفت و در روز نود و يكم, روزه گشود و از آن به بعد, معمولاً, نمى شود ماهها را سى روز محاسبه كرد, چرا كه اهل حساب بر اين نظرند كه بيش از سه يا چهار ماه پى در پى, نمى تواند ماهها سى روزى باشد.

نتيجه: گذشت سى روز, اماره و علامت آغاز ماه جديد خواهد بود.

اماره, حجيت دارد, تا هنگامى كه شك وجود دارد. به مجرد اين كه علم به خلاف پيدا شد, از حجيت افتد. در اين جا, علم به خلاف داريم, از اين روى, نمى توانيم پس از آن كه سه يا چهار ماه را سى روزى محاسبه كرديم, ماه پنجم را نيز سى روز به شمار آوريم.


[١] (المقنع), شيخ صدوق, چاپ شده در: (الجوامع الفقهيه) /١٦, كتابخانه آية اللّه مرعشى (سلسله الينابيع الفقهيه), گردآورى على اصغر مرواريد, ج ٦/١٧, الدارالاسلاميه, بيروت.
[٢] (الجمل) شيخ مفيد, چاپ شده در: (سلسله الينابيع الفقهيه), ج ٦/٩١.
[٣] (نهايه), شيخ طوسى /١٥٠, دارالكتب العربى, (مبسوط), شيخ طوسى, ج ١/٢٦١, المكتبه المرتضويه.
[٤] (مراسم), سلار بن عبدالعزيز, چاپ شده در: (الجوامع الفقهيه) /٥٧٥ (سلسله الينابيع الفقهيه) ج ٦/١٦٢.
[٥] (مهذب), ابن براج, ج ١/١٩٠, انتشارات اسلامى, وابسته به جامعه مدرسين.
[٦] (فقه القران) قطب الدين الراوندى, ج ١/١٨٩, كتابخانه آية اللّه مرعشى. (سلسله الينابيع الفقهيه), ج ٦/٢٠٣.
[٧] (الوسيله الى نيل الفضيله), ابى جعفر محمد بن على بن حمزه الطوسى, معروف به ابن حمزه, چاپ شده در: الجوامع الفقهيه /٧١٩ و (سلسله الينابيع الفقهيه). ج ٦/٢٤٠.
[٨] (غنية), ابن زهره, چاپ شده در: (الجوامع الفقهيه) /٥٠٨ و (سلسله الينابيع الفقهيه) ج ٦/٢٢٥.
[٩] (سرائر), احمد بن ادريس حلى, ج ١/٣٨٤ انتشارات اسلامى, وابسته به جامعه مدرسين.
[١٠] (معتبر), محقق حلى /٣١٠. (شرايع الاسلام), محقق حلّى ج ١/١٩٩ دارالاضواء, بيروت.
[١١] (مهذب), ابن فهد حلى, ج ٢/٥٣, انتشارات اسلامى, وابسته به جامعه مدرسين, قم.
[١٢] (قواعد الاحكام), علامه حلى, ج ١/٦٨, رضى, قم.
(تذكرة الفقهاء), علاّمه حلى, ج ١/٢٧١. المكتبة المرتضويه, تهران.
(تحريرالاحكام), علاّمه حلّى, ج ١/٨٢, مؤسسه آل البيت.
(منتهى المطلب), علاّمه حلّى, ج ٢/٥٩٠.
[١٣] (اللمعه الدمشقيه), شهيد اول; (دروس), شهيد اول, ج ١/٢٨٤, انتشارات اسلامى.
[١٤] (رسائل محقق كركى), ج ٣/٩٢, كتابخانه آية اللّه نجفى مرعشى.
(جامع المقاصد فى شرح القواعد), محقق كركى, ج ٣/٩٢, مؤسسه آل البيت.
[١٥] (مدارك الاحكام), عاملى, ج ٦/١٦٥, مؤسسه آل البيت.
[١٦] (مفاتيح الشرايع), فيض كاشانى, ج ١/٢٧٥, مجمع الذخائر الاسلاميه.
[١٧] (الحدائق الناضره) شيخ يوسف بحرانى, ج ١٣/٢٤١, انتشارات اسلامى, وابسته به جامعه مدرسين, قم.
[١٨] (مستند الشيعه), مولى احمد نراقى, ج ٢/١٣٨, كتابخانه آية اللّه مرعشى.
[١٩] (مجمع الفايده والبرهان), مقدس اردبيلى, ج ٥/٢٨٩, انتشارات اسلامى, وابسته به جامعه مدرسين.
٢٠ (عروة الوثقى) سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى /٣٧٠.
[٢١] (الفقه على المذهب الاربعه), عبدالرحمن جزيرى, ج ١/٥٤٨, داراحياء التراث العربى, بيروت.
[٢٢] (مدارك الاحكام), عاملى, ج ٦/١٦٥.
[٢٣] (جواهرالكلام), شيخ محمد حسن نجفى, ج ١٦/٣٥٣, داراحياء التراث العربى, بيروت.
[٢٤] (حدائق الناضره), شيخ يوسف بحرانى, ج ١٣/٢٩٢.
[٢٥] (مستمسك العروة الوثقى), سيد محسن طباطبائى حكيم, ج ٨/٤٥٢, كتابخانه آية اللّه مرعشى.
[٢٦] (همان مدرك).
[٢٧] (وسايل الشيعه), حرّ عاملى ج ٧/١٩٢, باب ٥ از ابواب احكام شهر رمضان, ج ١٢.
[٢٨] (همان مدرك) /١٩١, حديث ١٠.
[٢٩] (همان مدرك) /١٨٩, حديث ١.
[٣٠] (همان مدرك) /١٩١, حديث ١١.
[٣١] (مستدرك الوسائل), ميرزا حسين نورى, ج ٧/٤٠٦, مؤسسه آل البيت.
[٣٢] (همان مدرك).
[٣٣] (همان مدرك) /٤٠٣.
[٣٤] (دعائم الاسلام), قاضى نعمان مغربى, ج ١/٢٨٠, مؤسسه آل البيت.
[٣٥] (مستدرك الوسائل), ج ٧/٤٠٦.
[٣٦] (وسائل الشيعه), ج ٧/١٨٩.
[٣٧] (مستمسك العروة الوثقى), ج ٨/٤٥٢.
[٣٨] (الفتاوى الواضحه), شهيد محمدباقر صدر /٦٣١, دارالتعارف للمطبوعات, بيروت.
[٣٩] (مجمع الفايده والبرهان), ج ٥/٢٨٩.
[٤٠] (مستمسك العروة الوثقى), ج ٨/٤٧٢ ـ ٤٧٥.
[٤١] (مصباح الهدى فى شرح عروة الوثقى), شيخ محمد تقى آملى/ج ٨/٣٩٨. مطبعه فردوسى, تهران.
[٤٢] (جواهرالكلام), شيخ محمد حسن نجفى, ج ١٦/٣٧٩.
[٤٣] (وسائل الشيعه), ج ٧/٢١٦, ٢١٧.
[٤٤] (همان مدرك)/٢١٧, ج٥.
[٤٥] (همان مدرك)/٢١٦, ج ٣.
[٤٦] (استبصار), شيخ طوسى, ج٢/٢١٥, دارصعب, دارالتعارف.
[٤٧] (مبسوط), شيخ طوسى, ج ١/٢٦٨, المكتبة الرضويه, تهران.
[٤٨] (تهذيب الاحكام), شيخ طوسى, ج ٤/١٥٧, روايات شماره: ٤٣٣, ٤٤٤, ٤٣٦, ٤٣٨.
[٤٩] (شرايع الاسلام), محقق حلى, ج ١/٢٠٠.
[٥٠] (جواهرالكلام), ج ١٦/٣٧٩.
[٥١] (مبسوط), ج ١/٢٦٨.
[٥٢] (شرايع الاسلام), ج ١/٢٠٠.
[٥٣] (تحريرالاحكام), ج ١/٨٢.
[٥٤] (ارشاد الاذهان الى احكام الايمان), علامه حلى, ج ١/٣٠٣.
[٥٥] (مبسوط), ج ١/٢٦٨.
[٥٦] (عروة الوثقى) سيد محمدكاظم يزدى /٣١٧, با حاشيه مراجع دارالكتب الاسلاميه.
[٥٧] (حدائق الناصره), ج ١٣/٢٩٢; (استبصار), شيخ طوسى, ج ٢/٧٦.