پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - نوگرايي در احياي يك سنت ديني

نوگرايي در احياي يك سنت ديني


حركت‌ها و اقدامات نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه‌ها در سه سال گذشته در برگزاري مراسم ازدواج گروهي از داش جويان ونيز برگزاري جشن ازدواج ٠٠٠/١٤ زوج دانشجو، به اميدواري‌هاي جامعه افروده است، ولي وجودبرخي پرسش‌ها و ابهام‌ها د ركم و كيف اين موضوع، ما را بر آن داشت تا گفت و گويي را با مسئول ستاد ازدواج دانشجويي ترتيب داده و در انداره‌ي توان خود، پاسخي در خور، براي ابهامات و پرسش‌هاي مورد نظر بيابيم.
آنچه پيش روي شما است. مشروح گفت و گوي همكار ما با حجت الاسلام بحريني است كه از نظرتان مي‌گذرد.
«پگاه»

منشا ازدواج گروهي از چه زماني آغاز و اين فكر از كجا نشئت گرفت؟
ما در سال ١٣٧٤ بر اساس يك آسيب‌شناسي فرهنگي و بررسي موانع توسعه‌ي معنوي در دانشگاه و بررسي همه جانبه‌ي مشكلات دانشجويان، به اين جمع بندي رسيديم كه كارهاي روزمره‌ي فرهنگي ديني، عادي و كليشه‌اي شده است و تنها طيف خاصي از دانشجوها رادر برگيرد. ازاين رو جمعي از اساتيد و دانشجويان رشته‌هاي كارشناسي ارشد و دكترا را بكار گرفتيم و به اين نكته رسيديم كه بزرگ‌ترين مشكل جوان دانشجو، ياس است و طيف وسيعي از جوانان دانشجو، نبست به آنيده خود نااميد بوده، آينده خوبي را براي خودشان ترسيم نمي‌كنند.
به دليل همين ياسي كه در جامعه‌ي دانشجويي وجود دارد، جوان ازدواج نمي كند و اين ازدواج نكردن، چالش‌هاي غير اخلاقي را براي دانشجو ايجاد مي‌كند و از همين جهت طيف وسيعي را از دانشجويان مي‌بينيم كه به سبب اين ياس‌ها و هم چنين مسئوليت نپذيري براي زندگي خويش، به بحران‌هايي رسيده‌اند كه ممكن است اين بحران‌ها در مقولات سياسي ظهور و بروز كند و يا در مقولات صنفي جلوه كند. جمع بندي ما اين بود كه جوان‌ها ياس دارند. وقتي كه اين يأس كم‌تر شده و تبديل به اميدواري شود. در بررسي‌ها، به نظر آمد يكي از راه‌ها ازدواج است. ازدواج باعث مي‌شود انسان اميد پيدا كند،برنامه ريزي كند، تحولي در رفاه خويش ايجاد كند و از نااميدي بيرون آيد و به تلاش وادار شود. نهايتاً اين كه بايد دانشجو در زمان دانشجويي به فكر ازدواج بيفتد.

عواملي كه منجر به ياس مي‌شوند و در حقيقت مقدمه‌ي چالش‌هاي اخلاقي محسوب مي‌گردند، چه عواملي هستند وچرا اين ياس ايجاد شده است؟
ياس جوان يك قسمتش به مسايل اقتصادي بر مي‌گردد؟ يعني مي‌بيند كه در مسايل اقتصادي مشكل دارد. يك قسمت از آن نيز به مسايل فرهنگي بر مي‌گردد ـ شما ملاحظه مي‌كنيد كه در جامعه آن قدر عادت‌هاي غلط و رسم و رسوم نادرست وجود دارد كه اگر جواني بخواهد تشكيل زندگي بدهد، از همان روز اول شكست خورده است و نمي‌تواند از عهده‌ي اين فرهنگ‌هاي نادرست جامعه برآيد.
مسئله‌ي ديگر، مقولات سياسي جامعه است. جوان در بهت و حيرت است. نمي‌داند چه كسي درست مي‌گويد، چه كسي غلط مي‌گويد؛ يعني آن قدر حق را با باطل و باطل را باحق مخلوط كرده‌اند كه جوان در تحير است و نمي‌داند كه چه كسي درست مي‌گويد.
مسايل اجتماعي هم يكي از مسايل است كه پس از فارغ التحصيلي و هنگامي كه جوان به جايگاه مطلوب خودش نرسيده و نمي‌داند بايد چه كار كند، نمود پيدا مي‌كند؛ مثلاً رشته‌اش مقبول جامعه نيست. اگر شما رشته پزشكي ملاحظه كنيد، مي‌بينيد چقدر فارغ التحصيل پزشكي داريم كه نااميد شده‌اند. در مورد دانشجويان رشته‌هاي ديگر نيز همين طور است.دانشجوي كارشناسي ارشد مي‌گويد: من حاضرم براي شما كار دفتري انجام بدهم يا دانشجوي دوره ي دكترا مي‌گويد: من حاضرم براي شما نامه تنظيم كنم. اين نتيجه‌ي آن است كه در جامعه ي ما، آن حركت لازم براي اشتغال، ايجاد نشده و بسترهاي لازم فراهم نشده است.
مسئله‌ي ديگر امكاناتي است كه بايد در هر مقوله براي جوان فراهم باشد، اما موجود نيست؛ مثلا خود دانشگاه‌ها از امكانات كافي براي پاسخ گويي به دانشجويان برخودار نيستند و اين توانايي را ندارند تا بتوانند از انرژي فراوان جوان بهره‌مند شوند. چرا؟ چون امكانات ندارند. بودجه ندارند. توانايي ندارند. دانشگاه‌ها در بودجه حقوقي كارمندان و اساتيدشان درمانده‌اند، چه برسد به اين كه بخواهند براي اين مقولات برنامه ريزي كنند. همه ي اين مسايل سبب شده است ياس بر جوان دانشجو حاكم شود.

آيا در نوع برگزاري اين مراسم از جايي نيز الگو برداري شده است. مثلا ما در دوبي و امارات متحده ي عربي به دليل برخي عوامل، مانند بالا بودن مهريه‌ها، مراسم گروهي يا «الزواج الجماعي» را داشته‌ايم؟
ما اصلا از ان‌ها اطلاعي نداشته‌ايم. ما خودمان به اين جمع بندي رسيديم كه بياييم ازدواج آسان را ترويج كنيم؛ يعني دانشگاه به عنوان جايي كه مراكز صدور فرهنگ است، بايد در جامعه فرهنگ شكني كند و به عنوان يك فرهنگ، ازدواج‌هاي جمعي را ترويج كند؛ البته ما از يك نوع ازدواج دسته جمعي در جامعه‌ي خودمان اطلاع داشتيم كه با كميته ي امداد امام خميني (ره) مربوط بوده است. ما معتقد بوديم كه هدف آن ازدواج «امداد رساني» است. از اين جهت با هدف امداد رساني، در اين مقوله قدم نگذاشته‌ايم، بلكه با هدف «فرهنگ سازي» گام به پيش گذاشتيم. در روزهاي اول با موانع و مشكلاتي هم رو به رو بوديم؛ چرا كه هنوز در ذهن جامعه ما تعبير ديگري از ازدواج دسته جمعي مي‌شد، ولي از سال ١٣٧٦ كه وارد اجرا شديم، تا امسال توانسته‌ايم تا اندازه‌اي ذهنيت جامعه را نسبت به ازدواج دانشجويي بهبود بخشيم.

فكر مي‌كنيد حالا واقعا اين جمع گرايي تا چه اندازه منتج به نتيجه شود؟
همين استقبال دانشجوها غير قابل توصيف است. شما ببيينيد ما در سال ٧٦ به سختي توانستيم ١٥٠ زوج را در دانشگاه دور هم جمع كنيم تا مراسم شان را برگزار كنيم و يك سري از بچه‌ها فقط براي اين كه فرهنگ سازي شود، در جشن آن سال حاضر شدند. از آن پس دانشجوها به سراغ ما آمدند و گفتند كه آيا باز هم ازدواج جمعي برگزار مي‌كنيد يا نه؟ اگر برگزار مي‌كنيد ما آماده‌ايم تا قدم اول زندگي مان را برداريم. سال ١٣٧٧ اين مراسم را براي ٢٠٠ زوج برگزار كرديم و به اين ترتيب استقبال دانشجوها روز به روز بيش‌تر شد. استادان و بعضي از مسئولات دانشگاهي نيز از اين كار استقبال كردند. مردم نيز اظهار نظر مي‌كردند كه كار خوبي است. نتيجه آن شد كه پارسال براي ١٠٠٠ زوج، مراسم را برگزار كرديم‌و امسال نيز ١٤٠٠٠ زوج را اعلام كرده‌ايم كه با اين وجود اين نيز براي كشور جواب گو نيست. البته استقبال بيش‌تر از حد انتظار بوده است و خود اين استقبال نشان مي‌دهد كه اين حركت در حال گسترش است.

البته چون اين مسئله يك امر غريزي و فطري است. اين آمادگي نيز وجود دارد كه طبعاً شما فقط بايد جوان را هل بدهيد تا به پيش گام بردارد، اما اين مراسم تا چه اندازه در سعادت و كام يابي و استواري خانواده‌ها نقش دارد؟
ازدواج دانشجويي، ازدواجي است آگاهانه. يك دانشجو در زمان دانشجويي حداقل دو يا سه سال و حداكثر در يك دوره ي پنج يا هفت ساله در سر كلاس، با فردي كه مي‌خواهد او را گزينش كند مي‌نشيند و تمام حركات و سكنات طرف مقابل را زير ذره بين خودش دارد. وقتي در زمان دانشجويي به اين فكر بيفتد كه بايد ازدواج كند و يقينا روي همه ي ابعاد زوج خودش توجه مي‌كند، اين را هم نمي‌توان گفت كه دانشجو يك قشر فقط احساسي است، تعقل هم در دانشجو وجود دارد و بلكه تعقل او از جوانان غير دانشجو و غير دانشگاهي بيش‌تر است.
روندي را كه ما از سال ٧٦ آغاز كرديم، سال به سال مطلوب‌تر شده است. سال پيش تمام زوج‌هاي دانشجوي ما در مشاوره ي زندگي شركت كردند. اساتيد مشاوره آمدند و ساعت‌ها را راهنمايي دانشجويان درباره ي زندگي پرداختند. جوان در ابتداي زندگي نمي‌داند چه موانعي جلوي راهش است. فكر مي‌كند كه همه چيز را مي‌داند، اما وقتي در اين كلاس‌ها شركت مي‌كند، اظهار مي‌دارد كه «حرف‌هاي اساتيد، زندگي ما را محكم كرد.» از سال پيش كارگاه آموزشي زندگي را طراحي كرديم كه در تمام دانشگاه‌هاي كشور اعمال مي‌شود تا اين كه جوان آموزش ببيند. ما مسايل ديني و حقوقي زندگي را در اين كارگاه‌هاي آموزشي، به صورت سرفصل هايي طراحي كرديم كه بنا گرديد وزارت بهداشت و درمان متكفل اين قسم شود كه به نظر من مي‌تواند در تحكيم زندگي نقش مهمي داشته باشد.

مكانيزم آشنايي‌ها ميان دانشجويان چگونه است؟ ستاد در اين زمينه چه كمكي مي‌كند؟
ما در دانشگاه، در اين جهت قدم برنداشته‌ايم كه بگوييم ما آن‌ها را با هم ديگر آشنا كرديم، چون احساس ما اين است كه دانشجو در پيدا كردن فرد مورد نظر خود مشكل ندارد. اكنون دانشجو؛ مانند زمان دبيرستان و راهنمايي و دبستان نيست. در ٩٠ تا ٩٥ درصد دانشگاه‌ها، پسران و دختران در يك محيط به تحصيل مي‌پردازند. در چند سال اخير، ما مشكلي از اين نظر كه دو نفر نتوانند هم ديگر را پيدا كنند، نيافتيم. بالاخره هر جواني براي خودش الگوهايي داردو بر اساس معيار خودش، طرف مقابل خود را پيدا مي‌كند. ممكن است مشكلي در مطرح كردن موضوع با فرد مورد نظر خود داشته باشد و از اين نظر در طرح موضوع خجالت بكشد كه در اين جهت هم برخي دانشجويان واسطه هايي را مي‌يابند كه باز هم ما در اين مسئله خيلي واسطه نشده‌ايم. اساتيد مشاور هم به كمك دانشجو مي‌آيند.
ما بايد الگوها را به جوان بدهيم؛ يعني به او بگوييم كه شما اين گونه همسري را گزينش كن. اين الگوها توسط اساتيد داده مي‌شود. وقتي الگويي داده شد، فرد مي‌تواند كفو خودش را بر اساس معيارها و استاندارهايي كه به او داده شده است، پيدا كند. جامعه ي امروز متفاوت از جامعه ي سي سال پيش است كه دختر و پسر هم ديگر را نديده باشند و خانواده برود خواستگاري كندو كار كه تمام شد، شب عروسي هم ديگر را ببينند. ما نمي‌توانيم در دانشگاه‌ها الگوي گذشته را نسبت به پيدا كردن و برقراري ارتباط، ايجاد كنيم. در اين سال هايي كه ازدواج در دانشگاه‌ها امري مذموم بود، ارتباط برقرار مي‌شد، اما در قالب گناه؛ يعني دختر دانشجو در زمان دانشجويي اين احساس را داشت كه ازدواج نمي‌كند. در چنين صورتي، در مواردي به سمت چهار سال خوش گذراني غير مشروع پيش مي‌رفت. كسي هم مراقبش نبود؛ چون خانواده‌ها در دانشگاه حضور نداشتند... نسبت به پسران دانشجو نيز همينطور بوده است. اين‌ها با هم ارتباط برقرار مي‌كردند، اما ارتباط غير ديني.
با ازدواج دانشجويي، ارتباطي كه برقرار مي‌شود، برنامه ريزي براي ازدواج است. نتيجتاً الان كميته ي انضباطي دانشگاه شهيد بهشتي گزارش داده است كه منكرات اخلاقي به يك سوم رسيده و دختران دانشجو خودشان را سنگين‌تر گرفته‌اند؛ چون مي‌داند ممكن است در زمان دانشجويي خواستگاري پيدا كند. لذا به راحتي با هر كسي وارد صحبت و مذاكره نمي‌شود و حركات سبك، از دختر دانشجو و پسر دانشجو كم‌تر سر مي‌زند؛ يعني راه رفتن آن‌ها راه رفتني است كه افراد ببينند و گزينش كنند، نه مثل راه رفتن گذشته كه هيچ ملاكي براي گزينش خودش لحاظ نمي‌گيرد.

آيا فكر نمي‌كنيد برخي از دانشگاه‌ها، مثل دانشگاه الزهرا يا در شهر قم، دانشگاه فاطميه، از اين حق و امكان محروم باشند؟
آن‌ها هم امسال در اين جشن هستند. دانشگاه الزهرا امسال بالاي صد زوج سهميه دارد. دانشگاه فاطميه ي قم نيز سيزده زوج دارد؛ يعني آن‌ها هم به‌اي فكر افتادند كه اين امر، امري مطلوب است و دانشجويان بايد در زمان دانشجويي، به فكر ازدواج باشند؛ البته درباره نوع گزينش همسر، اين مسئله بايد مسير خودش را طي كند. اين روشن است كه آن نوع امكان آشنايي كه در ساير دانشگاه‌ها وجود دارد، در اين دانشگاه‌ها ـ كه تك جنسيتي هستند ـ وجود ندارد. درصد اين جور دانشگاه‌ها خيلي كم است و برنامه‌ي خاصي را مي‌طلبند كه براي آنها اعمال شود.

ديد والدين نسبت به اين روش چگونه بوده است؟
براي والدين در سال‌هاي اول تا اندازه‌اي سنگين بود؛ چون در ذهن‌شان «جشن امداد» بود و فكر مي‌كردند مثل جشن ازدواج‌هاي امداد رساني كميته امام خميني است (كه البته اين جشن‌هاي امداد رساني را محكوم نمي‌كنم و آن جشن‌ها هم براي خودش مقوله‌اي است) الان وضعيت به گونه‌اي است كه نه تنها دانشجو پيگير است بلكه خانواده‌هاي شان هم پيگير هستند.

آيا ارزيابي دقيقي از ديد جامعه نسبت به اين رويكرد هم داشته‌ايد؟
آنچه ما از جامعه شنيده‌ايم، مطلوب است. آقاي كه من او را نمي‌شناسم از اراك شعري سروده و تبريك گفته است اين اقا اصلا اسم ما را هم نمي‌داند، اما مي‌داند كه نهاد رهبري چنين كاري را انجام مي‌دهد و از اين نوع نامه‌ها خيري مي‌آيد. بر اساس خبري كه دوستان به ما منعكس كرده‌اند، موج عجيبي در جامعه نسبت به اين حركت به راه افتاده است.
شما فكر مي‌كنيد اين حركت قابل تعميم به گروه‌هاي ديگر هم هست؟ مثلا آيا مي‌شود اين حركت را در حوزه هم انجام داد؟
بله، من فكر مي‌كنم به راحتي مي‌توان اين كار را الگوي همه ي وزارت خانه‌ها، ارگان‌ها، سازمان‌ها و نهادها قرارداد و به اين ترتيب مي‌توانيم ازدواج آسان را ترويج كنيم.

حضرت عالي با توجه به شناختي كه نسبت به بافت حوزه داريد، امكان تحقق اين امر را در حوزه چگونه پيش بيني مي‌كنيد و اساسا پيشنهاد شما چيست؟
اين كار در حوزه عملي است، ولي بافت حوزه به گونه‌اي است كه دل شير مي‌خواهد كه كسي وارد اجراي اين كار بشود.

از چه جهت دل شير مي‌خواهد؟
چون ما تنگ نظري هايي داريم. انقباض هايي وجود دارد؛ البته انبساط هم داريم و تعادل هم داريم.

شما خودتان صاحب دختر هستيد؟
بله.

ايشان به سن ازدواج رسيده‌اند؟
خير.

اگر فرزند شما در سن ازدواج، و دانشجويي بود، آيا شما ازدواج به اين شيوه، و شركت در اين مراسم را به او توصيه مي‌كرديد؟
بله، حتما اين كار را مي‌كردم. اصلا سال پيش موردي را داشتيم كه روحاني هم بود و ايشان با لباس روحاني در مراسم شركت كرده بودند.

از بين فرزندان مسئولان رده بالاي مملكتي چطور؟ آيا از اين‌ها هم موردي داشتيد؟
بله، فرزند وزير داشتيم. فرزند وكيل، فرزند رئيس دانشگاه، فرزند استاد، و به طور كلي از همه اقشار داشتيم.

آيا در زمينه ي توفيق اين روش به عنوان يك الگو، به آمار و ارقام ستادهاي ازدواج ـ كه قبلا وجود داشته است ـ مراجعه كرده‌ايد؟
هر چه كه پيش مي‌رويم كار، مسير بهتري را طي مي‌كند. ما نمي‌گوييم همه چيز مطلوب و قطعي است. ضعف هايي در كارمان بوده و اين ضعف‌ها هم هر روز كم‌تر مي‌شود و در نتيجه كار بهتر مي‌شود. به طور جدي مي‌توانيم بگوييم موفق‌ترين ازدواج‌هاي كشور، ازدواج‌هاي دانشجويي است.
ديدگاه هايي در جامعه وجود دارد كه مي‌گويد راه حل هايي كه براي حل مشكلات در جامعه ارايه مي‌شود، عمدتاً مقطعي است و چون مقطعي است، مي‌تواند آفت زا باشد.
ما چنين اعتقادي نداريم بلكه بر اين اعتقاديم كه اين كار از ١٥٠ زوج شروع شده و امسال به ٠٠٠/١٤ زوج رسيده و اين آمادگي وجود دارد كه به ٠٠٠/٥٠ زوج هم برسد؛ يعني امسال اگر مي‌خواستيم جوابگو باشيم، بايد براي ٠٠٠/٣٠ زوج و سال آينده بايد براي ٠٠٠/٥٠ زوج برنامه ريزي كنيم. ما براي اين كه اين كار مقطعي نباشد و نهادينه شود، برنامه ريزي هايي را انجام داده‌ايم و تا مراحلي هم پيش رفته‌ايم و ان شاء اللّه‌ اگر نهادينه شود، مي‌تواند از اين كه احتمال مقطعي بودن در آن وجود داشته باشد خارج مي‌شود.

شما در اين موضوع ازدواج، صرفا به وضع دانشجويان رسيدگي مي‌كنيد. از آن طرف بايد بپذيريم كه ما بيست ميليون جوان داريم كه از اين بيست ميليون جوان مستعد براي ازدواج، اگر شما خيلي هم اهتمام كنيد، مي‌توانيد بر اساس گفته ي خودتان درسال آينده ٠٠٠/٥٠ زوج را پوشش دهيد و حال آن كه اين رقم نيم درصد كل جوانان است. حالا پرسش اين است كه شما براي بقيه ي جوانان چه كار كرده‌ايد؟ آيا چون اين حركت به طور گسترده در جامعه ممكن نيست، نمي‌تواند داراي تبعاتي باشد؟
ما يك ميليون و پانصد هزار تا ششصد هزار دانشجو در كشور داريم و ٠٠٠/١٤ زوج، تنها يك صدم جمعيت دانشجوي كشور است و طبيعي است كه ما نمي‌توانيم اين عدد را در مقابل عدد كل جوانان كشور علم كنيم، ولي نمي‌توانيم بگوييم اين حركت هم نشود.

آيا تاكيد بر جنبه ي تبليغي كار با دستوراتي از قبيل آيه‌اي كه مي‌گويد: «لا تبطلوا صدقاتكم بالمن و الاذي» منافات ندارد؟
ما در روايات داريم كه خواستگاري را مخفي كنيد و مراسم ازدواج را آشكار برگزار كنيد هم چنين در روايت داريم كه هر كسي قدمي براي ازدواج يك جوان بردارد، عبادت يك سال برايش محسوب مي‌شود، يا در روايت داريم كه سه گروه در قيامت، در سايه ي عرش الاهي اند و اولين گروه كساني هستند كه برادر مسلمان خود را همسر دهد. اين مسئله‌اي كه شما مي‌گوييد، مصداق آن آيه نيست. كار ما صدقه نيست و هويت ازدواج دانشجويي، هويت امدادرساني نيست. اصلا خود دانشجو پول مي‌دهد كه مراسم اش برگزار شود.

چطور پول مي‌دهند؟
سي هزار تومان براي هر زوج جوان، البته ما صدقه نمي‌دهيم تا منتي قائل شويم. ما هيچ منتي بر دانشجو نمي‌گذاريم. دانشگاه‌ها هم همين طور؛ آن‌ها هم نمي‌توانند منتي بر دانشجو بگذارند.

خودشان اين مبلغ را مي‌پردازند؟
بله، اولين كسي كه هزينه مراسم را مي‌پردازد، دانشجو است، دانشجو خودش مي‌خواهد عزت و آبرويش حفظ شود. بنابراين، كسي كه اين مطلب را طرح مي‌كند، فلسفه‌ي ازدواج دانشجويي را به خوبي متوجه نشده است، البته ما اين مشكل را در جامعه داريم كه ازواج دانشجويي را درست متوجه نشده‌اند، اما ما معتقديم در آينده، هنگامي كه اين ٠٠٠/١٤ زوج در جامعه پراكنده شوند، اين مسايل را بيان مي‌كنند و جامعه به طور شفاف مي‌تواند متوجه شود كه ازدواج دانشجويي يعني چه؟

بعد ديگر ازدواج دانشجويي، فرح و شادي مراسم است. در مراسم‌هاي ازدواج فردي، يك شادي و فرح خاصي است. آيا شادي و شعف موجود در اين مراسم گروهي، به حد اقناع مي‌رسد؟
من فكر مي‌كنم بيش‌تر هم مي‌شود؛ چون در مراسم خصوصي، اشخاص به اندازه‌ي توانشان افراد معمولي را براي اجراي برنامه مي‌آورند، در حالي كه ما در سال گذشته بهترين هنرمندان كشور را براي اجراي برنامه آورديم و شادي و شعف اين مراسم يقيناً از مراسم خصوصي خودشان بيش‌تر است.

بر مي‌گرديم به اهداف مترتب براي هر ازدواج. اگر هدف از اين ازدواج‌ها اين است كه دين فرد كامل شود اگر بر اثر دشواري معيشت، لقمه ي حلالي در بين نباشد، تكليف چيست؟
البته اين مخالف نص صريح قرآن و روايات است؛ چون نفس ازدواج مطلوب است. هيچ كجا نيامده اگر شغل نداريد ازدواج نكنيد، اگر مسكن نداريد ازدواج نكنيد، هيچ جاي اسلام چنين چيزي بيان نشده است. تمام روايت‌ها و آياتي كه درباره ي ازدواج وجود دارد، همگي حاكي از تشويق به ازدواج است.
خداوند مي‌فرمايد: «لتسكنوا» يعني من ميان شما مودت و رحمت قرار مي‌دهم. اگر فقير باشيد، من از فضل خودم شما را غني مي‌گردانم. معصوم مي‌فرمايد: اگر كسي به سبب فقر ازدواج نكند، به خدا سوء ظن دارد. شما بررسي كنيد، بسياري از كساني كه ازدواج كرده‌اند، در پرداخت اجاره ي منزل شان هم مشكل داشته‌اند، ولي پس از چند سال در مسير قرار گرفته‌اند. اگر شما مي‌بينيد اول زندگي مشكلات هست، ما بايد اين فرهنگ را در جامعه بشكنيم و سطح تقعات را پايين بياوريم. سخت‌گيري‌ها را كم كنيم، چون جوان‌ها خودشان به راحتي با هم كنار مي‌آيند، اما با توقعات جامعه نمي‌توانند كنار بيايند.

جناب عالي اشاره كرديد ازدواج دانشجويي بهترين ازدواج، و سن دانشجويي، بهترين سن ازدواج است، الان ديدگاهي وجود دارد كه ميان بلوغ طبيعي و بلوغ اقتصادي جوانان فاصله افتاده است. بديهي است كه ازدواج مسئوليت‌هاي اقتصادي ويژه‌اي را هم طلب مي‌كند. با توجه به بلوغ ديررس اقتصادي، چگونه جوان مي‌تواند به خوبي به وظيفه و مسئوليت اقتصاديش عمل كند و مخارجش را به دوش جامعه نيندازد، بر اساس روايتي كه مي‌فرمايد: «ملعون من القي كله علي الناس»؟
اين كه بايد شخص به بلوغ اقتصادي برسد، اين را بايد متوليان جامعه به آن پرداخته و پاسخ گو باشند، اما اين كه شخص به بلوغ و تشنگي مي‌رسد و نياز به جنس مخالف دارد و ما بخواهيم بگوييم چون به بلوغ اقتصادي نرسيدي نبايد از بلوغ طبيعي برخودار باشي و بايد از حق خودت محورم بماني و اين امر را در او بكشيم، او به روش‌هاي گناه آلود روي مي‌آورد. آيا جامعه روش‌هاي گناه آلود را تجويز مي‌كند يا روش‌هاي حلالي را كه رضايت الاهي هم در آن هست؟ نكته ي دوم اين كه هيچ كس با ازدواج فقيرتر نمي‌شود، مگر اين كه روشي غير منطقي داشته باشد. بالاخره آن زن هم روزي خودش را دارد و مرد هم روزي خودش را دارد. خداوند براي هر انساني روزي اش را مقرر كرده، مگر آن كه او روش ديگري را در پيش بگيرد؛ مثلا بخواهد بلند پروازي كند. بنابراين، اگر آن‌ها روش صحيح و معتدل را در پيش بگيرد، مي‌توانند با هم كنار بيايند و زندگي صحيحي را پيش بگيرند. چقدر خوب است كه بياييم «ازدواج آسان» را ترويج كنيم. توقعات را پايين بياوريم تا زوجين، با روش درستي از يك زندگي خوبي بهره‌مند شوند.

درباره‌ي تاثيرهايي كه اين ازدواج‌ها در جامعه دارند، مانند افزايش جمعيت، با وجود مشكلات كنوني چه آموزش‌ها و چه راه كارهايي به جوانان دانشجو ارايه مي‌شود؟
يكي ديگر از مواردي كه در كارگاه‌هاي آموزشي در دستور كار آمده، همين مسئله‌ي جمعيت است، ولي ما باز هم نمي‌توانيم در كي جامعه اسلامي به اشخاص بگوييم ازدواج نكنيد، چون جمعيت زياد مي‌شود.
از جمله اهداف ازدواج، كاهش فساد و جلوگيري از فساد هم يك مقوله است. آرامش جوان، اميدواري جوان، اعتماد به نفس جوان، شخصيت دار شدن جوان، وقار پيدا كردن جوان و برنامه دار شدن جوان، همگي اين‌ها جزو اهداف ازدواج است. جوان احساس مي‌كند كه ديگر جزو جامعه است و مثل بقيه ي اعضاي جامعه بايد تلاش كند.
عواملي كه منجر به پيدايش فساد مي‌شوند، مهم هستند؛ مثلا مشكل شغل يا مسكن و امثال اين موارد. درانتقاداتي كه شده بود، ملاحظه مي‌شد يكي از دانشجوياني كه جزو هزار زوج سال گذشته بود، گفته بودند كه پس از گذشت يك سال هنوز مسكن آن‌ها تامين نشده است، علي رغم آن كه قول آن را داده بودند.
ما قول مسكن را نداده‌ايم. ما به عنوان ستاد ازدواج دانشجويي اعلام نكرده‌ايم كه به زوج‌هاي دانشجو، مسكن مي‌دهيم. رياست جمهور در آن جلسه حضور پيدا كرد و قول مسكن داد و اين مسكن نيز در بعضي از شهرها واگذار شده و در بعضي از شهرها واگذار نشده. رياست جمهور در آن جشن به آن‌ها قول داده بود كه ما به شما دو ميليون و پانصد هزار تومان وام مسكن مي‌دهيم كه شما بتوانيد پيش قسط خانه هايي را كه صندوق مسكن جوانان در حال ساخت آن است، بدهيد؛ يعني ١٠٠٠ واحد از آن خانه‌ها را به شما مي‌دهيم تا در بلند مدت قسط بدهيد. صندوق مسكن جوانان هم وام را گرفت و خود ما هم پيگير بوديم كه اين وام به صندوق جوانان داده شود و داده شد، اما بعداً اين صندوق با اين زوج‌هاي دانشجو، مثل زوج‌هاي ديگر برخورد كرد؛ يعني گفت بايد يك سوم آن را پيش بدهيد، در حالي كه به آن‌ها گفته شده بود كه اين وام ٠٠٠/٥٠٠/٢ هزار توماني پيش قسط است تا دانشجو از دم قسط بدهد، اما صندوق مسكن جوانان گفته است شما هم بايد مثب بقيه‌ي حوان‌هاي يك سوم رابدهيد. فقط فرق شما با جوان‌هاي ديگر اين است كه مسكن به طور قطعي به شما داده شده مي‌شود، ولي براي بقيه جوانان متقاضي به صورت قرعه كشي است. اين انتقاد جوان دانشجو است و انتقادش هم به حق است.
در پايان فرماييد انتظراتان از مسئولان فرهنگي و سياسي و حوزه‌هاي علميه درباره ي مسئله ازدواج چيست؟ البته بايد پذيرفت كه به همت شما در بخش دانشجويي بحمد اللّه‌ اين موضوع رونق گرفته است، اما واقعيت اين است كه ازدواج در حامعه به هر دليلي به معضل بزرگي تبديل شده است.
خيلي از كارهايي كه ما انجام مي‌دهيم، از نظر ديني، دستوي صريحي درباره‌ي آن در قران نداريم ؛ البته ممكن است به تبع مسايل ديگري بتوانيم دليلي را براي آن‌ها بيابيم تا اني كه كاري را كه انجام مي‌دهيم، از مقولات ديني محسوب شود، اما نسبت به ازدواج، قرآن كريم صراحتاً به ما امر كرده است «انكحوالايامي منكم؛ مجردها را همسر بدهيد.» دوم ان كه آيات ديگري نيز در قرآن وجود دارد كه به همين مسئله اشاره‌ي غير مستقيمي دارد مانند: «ايها الناس اتقو اللّه‌؛ مردم با تقوا باشيد.» اردواج نصف دين است. شما نمي‌توانيد بگوييد اعتكاف نصف دين را كامل مي‌كند. نمي‌توانيد بگوييد جشنواري نهج البلاغه، نصف دين را كامل مي‌كند و يا كتاب قرآن در اين زمانه نصف دين را كامل مي‌كند يا خيلي از چيزهايي كه ما روي آن مانور مي‌دهيم. «يا ايها الناس اتقوا اللّه‌» ازدواج تقوا پيشه كردن است. روايت داريم كه يك ركعت نماز متاهل به اندازه‌ي هفتاد ركعت نماز مجرد است. اردواج امر به معروف است، نهي از منكر است. ما در روايت داريم كه نماز متاهل بالاتر از نماز مجرد است يا داريم كه وقتي مي‌خواهيد به درگاه الهي برويد، با همسرتان به درگاه الاهي برويد، مجرد نباشيد. در مجموع بايد اين مسئله را در حوزه و جامعه ترويج كرد تا بتوانيم تاخير در ازدواج را بشكنيم.