پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - فقه و سكولاريسم - فیاض ابراهیم

فقه و سكولاريسم
فیاض ابراهیم

١. اگر سكولاريسم به معناى عرضى آن مقصود باشد، به اين مفهوم است كه در مسائل روزمره زندگى، به جاى اتكا بر اعتقادات و ايمان بايد بر عرف و مسائل مربوط به آن تكيه شود. يعنى ارزش‌ها و بايدها، زندگى روزمره را تعيين نمى‌كند كه فرد به ايمان و عقيده - به عنوان پايه ارزش‌ها - تكيه كند; بلكه بايستى به عرف - به عنوان اقتضائات زندگى روزمره - نگاه كرد.
٢. اين تعريف از سكولاريسم، شامل قسمت‌هايى از فقه مى‌شود; در معاملات و عقود كه عرف بر آن حاكم است، موضوع خارجى. و شرع متاثر از عرف ما قبل ظهور دين مى‌شود و آن را امضا مى‌كند و...
در احكام عبادى نيز اگر موضوع ماخوذ از شرع و به اختراع شارع نباشد، باز تابع عرف است، وعرف بر بسيارى از جنبه‌هاى آن حاكم است.
٣. جاهايى هست كه فقه از سكولاريسم جدايى پيشه مى‌كند و آن زمانى است كه حكم ديگر تابع زمان و مكان و ضرورت نمى‌شود; مثل كشتن انسان ديگر بدون گناه مستوجب مرگ و يا همجنس‌بازى بطور مطلق. ممكن است اقتضاى عرفى بودن، كشتن انسان ديگر بدون گناه مستوجب مرگ (در صورت فرمان بالاتر از خود و يا تهديد مرگ در اثر نكشتن شخص مذكور) باشد و يا آزادى همجنس‌بازى در اثر حقوق بشر و يا آزادى فحشا در اثر فشار و بحران جنسى - اجتماعى; ولى فقه راضى به احكام فوق نمى‌شود. از اينجاست كه برخورد بين فقه و سكولاريسم به‌وجود مى‌آيد.
٤. برخى از فقها اصالت را بر عرف قرار مى‌دهند و احكام بالضرورة يا ثانويه و يا مصلحتى را صادر مى‌كنند. اين عده را غالبا تابع قدرت‌هاى موجود و دربارى دانسته‌اند; زيرا بر آنچه جامعه و يا حكومت‌يا فضاى جهانى امروز طلب مى‌كند، به‌طور مصلحتى حكم نهى و يا وجوب جارى مى‌سازند; مانند كليساهاى سكولار در غرب كه حتى ازدواج از نوع همجنس‌بازى را مشروع شمرده، آن را در دفاتر خود ثبت كنند. يعنى به تمام معنا خودرا تابع قوانين سكولار حاكم بر جامعه مى‌دانند.
٥. برخى از فقها نيز سعى بر عوض كردن اوضاع جامعه و حتى وضع جهانى دارند و با يك حكم كلى به‌دنبال اين هستند كه وضعيت جهانى را از بن عوض كنند و با لقب دادن «بلاد الكفر» به بلاد حربى يا تقسيم بندى بلاد به اسلام و كفر، سعى در مبارزه جامع و خشن با دنياى اطراف خود دارند. در اين ديدگاه هيچ‌گونه مصالحه‌اى بين فقه و سكولاريسم وجود ندارد; چرا كه به‌طور اساسى و كلامى و اعتقادى با هم برخورد دارند. پس صرفا يك راه را مى‌شناسند و آن جنگ فقه عليه سكولاريسم و يا در صورت حكومت فقهى، اجراى فقه بدون توجه به عرف و زندگى روزمره جهانى است. اين قسم از فقه و فقها، بنيادگرايى راديكالى را ترويج مى‌كند.
٦. برخى راهى غير از اين دو پيشه كرده، سعى مى‌كنند با انبساط كلامى راه را براى انبساط قومى در جهان امروز هموار سازند. پس سعى در تلفيق و تزريق سكولاريسم در مرتبه‌اى بالاتر از فقه يعنى كلام دارند و پس از آن، احكام فقهى متناسب با جهان امروز و غرب اجتماعى و جهانى را استنتاج مى‌كنند.
اين مشى ظاهرا بسيار پيچيده‌تر از مشى‌گروه‌هاى قبلى است.
٧. برخى سعى مى‌كنند كه با گفت‌وگوهاى كلامى بين فقه و مبانى سكولاريسم، راهى براى زندگى روزمره و سكولار بيابند; به طورى كه نه دچار بى‌دينى شوند و نه گرفتار مسائل و مشكلات جامعه سكولار. از طرف ديگر آنها توجه دارند كه دچار عقب‌ماندگى از فضا و زمان فعلى و مقتضيات زمان نيز نشوند. اين راه بس مشكل و زمان‌بر و ريشه‌اى است كه دانشگاه‌هاى جديد دينى در پى آن مى‌باشند. اين دسته تلاش مى‌كنند در يك فرايند مطالعاتى جديد، توازن عميق ابعاد سكولاريسم و فهم مبانى آن در تماس با سطوح و گستره زندگى بشرى، دين را بفهمند و سپس با گزينش و تلفيق جديد بتوانند الگوهايى در سطح جهان امروز ارائه دهند كه اين به عبارتى راه سومى در جهان امروز است.
٨. گروهى ديگر به جاى پرداختن به بحث نظرى، به يك حكم عملى و روزمره روى آورده‌اند و آن اينكه خود مكلفين و معتقدين به دين، بايستى يك حالت دوگانه عملى در پيش گيرند و در وقت ضرورت در مسائل اجتماعى و زندگى روزمره، سكولار و عرفى عمل كنند و در عوض، اعتقادات و دين خود را در قالب حب و بغض دينى مستحكم بدارند و يا به عبارتى، فقه شخصى و خصوصى را همراه با حب ورزيدن به الگوهاى دينى و انسان‌هاى برجسته در زندگى خود اجرا كنند; ولى در زندگى اجتماعى كاملا تابع زندگى روزمره اجتماعى و عرف سكولاريسم باشند. اين مسئله هم در يهود و هم در مسيحيت و حتى در اسلام و شيعه داراى طرفدارانى بوده است كه نمونه بارز آن در شيعه، انجمن حجتيه است. اين رويكرد، به معناى پذيرفتن سكولاريسم در آراى دينى است.