پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - اديان و مذاهب در جهان - ارکان مائده

اديان و مذاهب در جهان
ارکان مائده

كشور آفريقاى جنوبى كه عموما آن را با تاريخ آپارتايد مى‌شناسند، با مساحت ٤٠٤/٢٣٣/١ كيلومتر مربع، ٤١ ميليون نفر جمعيت و حكومت جمهورى، در جنوبى‌ترين نقطه قاره آفريقا واقع شده است. اين كشور در همسايگى كشورهاى موزامبيك، بوتسوانا، لسوتو، زيمبابوه، سوازيلند و نامبيا قرار گرفته است. آفريقاى جنوبى با برخوردارى از موقعيت مناسب ژئوپلتيكى و سوق الجيشى مشرف بر دماغه اميدنيك و اقيانوس منجمد جنوبى - كه در صورت بسته شدن كانال سوئز، تنها راه آبى ميان شرق و غرب است - از اهميت استراتژيك بالايى برخوردار است. در شرايطى كه اكثر كشورهاى آفريقايى زير خط فقر به سر مى‌برند، آفريقاى جنوبى توانسته است‌به رغم تحريم‌ها و فشارهاى بيرونى و درونى خود را به سطح كشورهاى پيشرفته جهان برساند. بدين ترتيب مى‌توان نتيجه گرفت كه اتخاذ هر تصميمى در قاره آفريقا خصوصا جنوب و شرق اين قاره، بدون در نظر گرفتن آفريقاى جنوبى منطقى و نزديك به حقيقت نيست. آفريقاى جنوبى داراى سه پايتخت مى‌باشد: پايتخت اجرايى (ادارى) آن شهر پرتوريا (Pretoria) است; مركز دادگاه عالى و مركز پارلمان اين كشور به ترتيب شهرهاى بلوم فنتن (Bloermfontein) و شهر كيپ تاون (Cape Town) است.

زبان و نژاد

قانون اساسى آفريقاى‌جنوبى، يازده زبان از اقوام مختلف اين كشور را به رسميت‌شناخته است كه عمده‌ترين اين زبان‌ها عبارتند از: انگليسى، آفريكانس (ويژه اقوام سفيد هلندى)، ايزى خوسا (xhosoisi) ، ايزى زولو (zuluisi) ، تسوانا و سوتو (زبان‌هاى اقوام سياه).
چهار نژاد سياه، سفيد، دورگه و آسيايى، جمعيت آفريقاى جنوبى را تشكيل مى‌دهند، كه بزرگ‌ترين آنها بوشمن (Bushmen) ، خواخوان (khoikhoin) ، زولو (zulu) ، خوسا (xhosa) ، سوازيها (swazi) ، سوتو - تسوانا (Theso tho Tswana ، تسونگا (Tsonga) ، وندا (venda) مى‌باشد.
٧٥% از جمعيت ٤١ ميليون نفرى اين كشور سياه‌پوست هستند و حدود ١٤% آن سفيدپوست (٦٠% از سفيدپوستان از نژاد آفريقايى‌اند كه بيشتر آنها باقى‌مانده نژاد انگليسى مى‌باشند)، ٣% نژاد هندو و ٨% باقى مانده از نژاد دورگه مى‌باشند.
تبعيضات نژادى تا سال‌هاى اخير، به طور خشونت‌آميزى، بخشى از سياست رسمى حكومت آپارتايد و جدايى‌طلب بود كه به اجرا در مى‌آمد. اگر چه حكومت آفريقاى جنوبى در سال ١٩٨٩، بعد از مقاومت‌هاى طولانى، مخالفت‌ها و تحريم‌هاى اقتصاد بين المللى، شروع به حذف آپارتايد كرد، ولى نابرابرى‌هاى نژادى همچنان در حكومت اين كشور ديده شد. تاريخ آپارتايد نشان داده كه چگونه توزيع نامناسب قدرت كه مورد حمايت نيروهاى امنتى باشد، مى‌تواند يك نظام اجتماعى فاسد به وجود آورد و نيز نشان داده است كه چگونه قدرت اخلاقى يك حزب مصمم مخالف، حتى خارج از ساختارهاى مشروع، مى‌تواند آن قدرت را به چالش بكشاند; البته اگر بتواند از يك پايگاه امنيتى عمل كند و از خارج حمايت‌شود.

مذهب در جنوب آفريقا و آفريقاى جنوبى

بسيارى از تحليل گران ژئوپولتيك، خصوصا ساموئول هانتينگتون، اخيرا اظهار داشته‌اند كه ساختارهاى عقيده و ايمان، نقش حياتى در تعيين رشد ارزش‌هاى دموكراتيك غربى و نظام‌هاى سياسى در فضاى پست‌مدرن خواهند داشت. بر حسب سطوح و spiral مردم دين را به طور متفاوتى درك مى‌كنند كه نتايج كاربردى متفاوتى دارد. نخبگان فرهنگى بعد از عصر روشنگرى (رنسانس) از جمله ماركس، انگلس، راسل، آدرنو، به طور مشروحى بحث كرده‌اند كه ساختارهاى عقيده و ايمان، غالبا براى كنترل سياسى - اجتماعى مردم دستكارى مى‌شوند.
علم جديد ميمتيكس (Memetiscs) كه چگونگى گسترش عقايد را از طريق جامعه مطالعه مى‌كند، بينش جديدى براى حمايت از نظريه‌هاى فرهنگى ارائه مى‌دهد. همچنين اين علم، مكانيسم‌هاى معرفتى و روانشناختى را از طريق چگونگى عملكرد اين فرآيندها توضيح مى‌دهد. پويايى‌شناسى (Spiral Dynamics) با تمركزى كه بر روى ساختارهاى ذاتى DNA روانشناختى دارد، يك ديد ذهنى‌گرايى را ارائه مى‌دهد.
تاريخ آفريقاى جنوبى، مملو از منازعات قبيله‌اى، استعمارگرايى، سلطه كمپانى هند شرقى هلند و عمدتا رژيم‌هاى پروتستان، آپارتايد و تكثرگراى پست مدرن مى‌باشد. اين كشور مى‌تواند (مانند ژاپن) مثل يك فشارسنج واقعيت‌هاى ژئوپولتيك عمل كند. شكست مكاتب مهم، نظير ليبراليسم و واقعگرايى سياسى، اين مشكل را به وضوح نشان مى‌دهد. عواملى كه باعث تغيير در ساختار سياسى آفريقاى جنوبى شد و كوشيد تا طرح‌هاى جديدى را از غرب وارد كند، با شكست مواجه شد. تغييرات سياسى - اجتماعى كه عوامل تاريخى، اقتصادى، سياسى و اجتماعى را مورد توجه قرار داده است، بايد به سوى «شرايط زندگى‌» منطقه‌اى جهت پيدا كند. اين راه حل بايد كاملا حساب شده و قابل انعطاف باشد، تا از عهده پاسخگويى برآيد.
كتاب اديان آفريقاى جنوبى، تاريخ فرهنگى گسترده‌اى از اين كشور را ارائه مى‌دهد. نويسنده اين كتاب (ديويد چايدستر) بيان مى‌دارد كه آفريقائيان تا قبل از ورود هيات‌هاى مذهبى مسيحى كه براى گسترش و بسط مذاهب پروتستان و كاتوليك به اين كشور آمده بودند، مذاهب نياكانشان (زولو، خوز، خوزين، سوتو و تسوانا) را پرستش مى‌كردند. بخش‌هائى از اين كتاب كه مربوط به يهوديت (Zionist) ، عيدگل (Pontecostal) و كليساى مستقل حواريون (Apostolic) است، چگونگى گسترش عقايد را از طريق جامعه‌ها نشان مى‌دهد. اين نويسنده بيان مى‌دارد كه كليساى اتيوپيايى (Ethiopian) بايد تاثير عميق و درازمدتى داشته باشد; چون خط سير موسيقى جامائيكائى و الهيات سياه‌پوستان كه در دهه ١٩٧٠ ظاهر شد، هويت فرهنگى جديدى را در پاسخ به شوك‌هاى سياسى - اجتماعى، تحت تاثير قرار داده است. نحوه برخورد چايدستر نسبت‌به بسيج اجتماعات مذهبى، براى همبستگى اجتماعى و تلاش‌هاى آزاديخواهى در طول كنگره ملى آفريقا African Nationalcongress ] » قابل توجه است .
اين كتاب براى دستيابى به يك ديدگاه كلان فرهنگى كه مورد نياز براى تجزيه و تحليل (DNA) روانشناختى است، مفيد مى‌باشد.
اثر ديگرى كه به بررسى مذاهب در آفريقاى جنوبى مى‌پردازد، كتاب اديان موجود در آفريقاى جنوبى نوشته «مارتين پروزيسكى و جان دو گروچى‌» است. اين اثر يك گلچين ادبى است كه اطلاعات زيادى را به ويژه از هيات‌هاى مسيحى مهاجر و ظهور بى نظير ساختارهاى تكثرگرا، نظير اسلام، يهوديت، هندويسم، شانچيائو چينى بوديسم، جنيو و پارسيس ارائه مى‌دهد. جنبش جوانان (My MSA) كه از طريق انجمن مطالعات در سال ١٩٧٠ در ناتال تاسيس شد، يك مطالعه موردى است. اين جنبش سازمان‌هاى اجتماعى را به منظور حل پراكندگى قومى بررسى مى‌كند و بر مباحثات و مذاكرات سياه پوستان و كنگره پان آفريقا تاثير مى‌گذارد و خود نيز تحت تاثير هماهنگى‌هاى ژئوپولتيك سياسى وسيع‌تر و نقاط عطفى، چون ظهور انقلاب آيت الله خمينى در ايران است.
كتاب ديگر كه اثرى جامع و مناسب براى تحقيقات پيشرفته مى‌باشد «نظام‌هاى بدوى‌» است. نويسنده اين كتاب (چايدستر) به‌طور موشكافانه‌اى مفهوم مذاهب را بعنوان ساختارهاى عمدتا تاريخى اروپايى - آمريكايى پيشرفته كه توسط مهاجران توسعه يافته، بررسى مى‌كند. جايدستر اظهار مى‌دارد كه مهاجرنشينان اوليه با يادآورى نامه‌هاى كريستوف كلمب از دنياى جديد از فقدان دين در جامعه آفريقاى جنوبى اظهار تاسف مى‌كنند. بخش‌هاى اوليه اين كتاب، يك رابطه درونى پيچيده بين عوامل مؤثر در ايدئولوژى‌هاى مذاهب تبليغ شده، تجارب، اشكال مختلف سياسى و ساختارهاى قبيله‌اى را نشان مى‌دهد. اين طبقه‌بندى علمى در قرن نوزدهم براساس يك سنت منسوخ شده كه در معرض اشتباه قرار داشت، دوگانگى مذهب/خرافه پرستى و ساختارهاى مداوم متحول پيشرفت/انحطاط را شرح داده است.
طبقه بندى علمى قرن نوزدهم كه هنوز هم رايج است، آفريقاى جنوبى را از كار انداخته است; به اين دليل كه اين طبقه‌بندى، نتوانسته مفاهيم بقا BEE (A - N) و ساختارهاى عميق ذهنى را مورد توجه قرار دهد. دستورات قبيله‌اى، هماهنگى و خرافه‌پرستى، يا كنار گذاشته شده يا به طور سيستماتيكى محو شده‌اند، و مفهوم تاريخ فرهنگى و هويت‌شخصى آفريقاى جنوبى در آستانه نابودى است.
چايدستر بيان مى‌كند كه چگونه قبيله مفنگيو (Mfengu) و ديگر قبايل، از تكنيك‌هاى اباحه‌گرى و خلاف شريعت استفاده مى‌كردند و مباحثات تطبيقى دين را به عنوان مكانيسم‌هاى دفاعى عليه آزار و اذيت منفعلانه كه عمدتا به واسطه هيات‌هاى پروستان اعمال مى‌شد، به كار مى‌بردند. بعدها دانشمندان تنوع زيستى براى ارتباط مذاهب آفريقا را با چارچوب طبقه‌بندى علمى كه صرفا متكى بر بت‌پرستى و چند خدائى (شرك) بود، دشوار يافتند. چايدستر كتاب را با يك بخش جالب به اتمام مى‌رساند. اين بخش در رابطه با مواجهات لوئيس ليكيزى (Louis Leakey با جامعه مرموز ماوماو (Mau Mau) در طول دهه ١٩٥٠ مى‌باشد. يك كتابنامه گسترده ونوع يادداشت‌ها، اين كتاب را يك اثر آكادميك با ارزش مى‌سازد، كه با چند بار خواندن و تامل درونى، دقت و عمق بينش اين كتاب آشكار مى‌شود.
مذهب در صحنه سياسى و فرهنگى و تار و پود ساختار جامعه آفريقاى جنوبى نفوذ كرده و بر تصميم‌گيرى‌ها اثر مستقيم دارد. آزادى مذهب در قانون اساسى اين كشور تضمين شده است. از اين رو پيروان مذاهب و اديان مختلف در اين كشور، داراى تشكل‌هاى مذهبى مى‌باشند. وجود برنامه‌هاى مذهبى در راديو و تلويزيون اين كشور تاكيد بر باورهاى مذهبى در مؤسسات آموزشى و... از آثار بارز نفوذ اديان و مذاهب در اوضاع سياسى - فرهنگى اين كشور است. مذهب مردم آفريقاى جنوبى اسلام، مسيحيت، هندو، يهوديت و مذاهب سنتى مى‌باشد.

مسيحيت

از جمعيت ٤١ ميليونى آفريقاى جنوبى، ٧٠ درصد مسيحيى هستند كه جنبش كليساى سياه پوستان بزرگ‌ترين گروه مذهبى اين كشور است و از هر سه نفر سياه پوست مسيحى، يك نفر عضو اين جنبش مى‌باشد.

يهود

اولين يهوديان در سال ١٨٤١ در كيپ تاون اقامت گزيدند و نخستين كنيسه نيز در سال ١٩٦٣ در آفريقاى جنوبى ساخته شد. يهوديان در انجام مناسك مذهبى خويش آزادند.

هندو

مذهب هندو يكى از مذاهب قديمى است كه داراى پيروان زيادى مى‌باشد. هندى‌هاى مقيم آفريقاى جنوبى، اغلب داراى مذهب هندو هستند. گفته شده از هر سه نفر هندى، دو نفر هندومذهب مى‌باشند.

اسلام

به دليل سركوب و مظلوميت مستعمرات، بواسطه ملت‌هاى مسيحى اروپايى، رشد اسلام در غرب آفريقا متوقف شد، اما آمار نشان مى‌دهد كه گسترش دين اسلام در سال‌هاى اخير ٦٠ - ٥٠ درصد رشد داشته است; به طورى كه ١٦٠ ميليون نفر هوادار در جنوب اين صحرا ( (sahara داشته است. بدين ترتيب اسلام سريع‌ترين مذهب در حال رشد اين قاره مى‌باشد.
ميشل ناول خبرنگار شهرى يك روزنامه آفريقايى در باب ظهور اسلام در آفريقا اظهار داشته است: «جوانان آفريقايى به دليل وجود فساد، فقر و انحطاط نااميد شده‌اند. به اين دليل كه علت تمام اين بدبختى‌ها را از غرب مى‌دانند. از اين رو، آنها به جنبش اسلامى (بنيادگرايى) كه تنها درمان الهى است، روى آورده‌اند. محمد توفيق لادن دبير ملى جامعه دانشجويان در نيجريه معتقد است كه ما بايد نهادهاى غربى را كه با نفوذشان فرهنگ ما را منسوخ كرده‌اند و باعث فساد، انحطاط اجتماعى و فرهنگى شده‌اند، نابود كنيم. شيخ ابوبكر گام از نيجريه از مسلمانانى است كه طرفداران زيادى دارد. شاگردانش در غنا، كامرون و نبين، به طور فعالانه‌اى مشغول تبليغ دين اسلام هستند. شيخ و هوادارانش، جهانى را پيش‌بينى مى‌كنند كه عارى از نظام قبيله‌اى، ارتشا، منطقه‌گرايى و جرايم باشد. صدها و هزاران نفر از مردم نيجريه اين تصور را مى‌پذيرند و ميليون‌ها نفر اين ايده را آرزو مى‌كنند. اين در حالى است كه بيش از ٥٦ درصد از جمعيت ١٢٠ ميليون نفرى در نيجريه، كه پرجمعيت‌ترين و قدرتمندترين كشور آفريقاى است، مسلمان هستند.

اسلام در آفريقاى جنوبى

در آفريقاى جنوبى، تقريبا ٤٥٥ مسجد، ٤٨ نهاد آموزشى اسلامى، دانشكده، مدارس خصوصى و مراكز مذهبى وجود دارد. در اين كشور دانشگاه‌هايى تاسيس شده است كه علوم اسلامى و عربى را در برنامه‌هاى درسى آكادميك خود گنجانده‌اند. حدود ٤٦٥ نهاد وجود دارد كه فعاليت‌هايى در رابطه با بهداشت عمومى، فرهنگ، تجارت، مذهب، رسانه‌ها، جوانان و جنسيت انجام مى‌دهند. دراين كشور ايستگاه‌هاى راديويى وجود دارد كه در رابطه با دين اسلام فعاليت مى‌كنند. مهم‌ترين آنها عبارتند از: ايستگاه راديويى آل - ظاهر. (Al - Zaheer) فورد سبورگ ; (Fordsburg) پخش از انيا، دوربن ; (Durban) مؤسسه خدمات اسلامى; راديو پريتيوريا; سرويس‌هاى پخش اسلامى بين‌المللى، ماى‌فاير ; (Mayfair) راديوى ٧٨٦، كيپ تاون; ايستگاه راديويى صدا.
تقريبا در همه شهرهاى آفريقاى جنوبى، شاخه‌اى از انجمن‌هاى پزشكى اسلامى وجود دارد. اين انجمن‌ها داراى مجلات و نشرياتى هستند كه مقدار زيادى از آنها به زبان انگليسى منتشر مى‌شود. مهم‌ترين اين نشريات عبارتند از: Digest مسلم، آل - آكهابار كيپ تاون، آل - راشد (فورد سبورگ)، ديدگاه مسلمانان، كيپ تاون; فلسطين تايمز (فوردسبورگ) ; پيام (ژوهاسبورگ) و آل بلاغه (ژوهاسبورگ) در آفريقاى جنوبى.
زنان مسلمانان آفريقا جنوبى عقب‌تر از همتايان مردشان نيستند. آنها براى خودشان انجمن‌هايى را تشكيل داده‌اند و خدمات ارزشمندى را با يك روح اسلامى واقعى انجام مى‌دهند. شوراى هماهنگى اسلامى، شوراى زنان، كيپ تاون، جنبش دعوت اسلامى، جناح زنان، دوربان، انجمن اسلامى زنان دوربان، جماعة النساء، كيمبرلى، اتحاديه زنان مسلمانان كيپ تاون، گروه آسايش شهروندان سالخورده و گروه فرهنگى زنان دوربان، از آن جمله است.
جوانان مسلمان هم در آفريقاى جنوبى انجمن‌هايى را تاسيس كرده‌اند; مهم‌ترين آنها عبارتند از: جنبش جوانان مسلمان، فورد سبورگ، ژوهانسبورگ; اتحاديه جوانان مسلمان، كيپ تاون، انجمن جوانان نور الاسلام، كيپ تاون، حلقه جوانان كاوتر، ژوهانسبورگ و صوت الشباب كيپ تاون.

مسجد، امام، وعظ

آفريقاى جنوبى در زمان آپارتايد و بعد از آن، شاهد يك جنگ غيرخشونت‌آميز عقيدتى بين آنهائى‌كه به دنبال اسلام آزاديخواه، متكى به خود و اسلام هدفمند بودند و آنهائى كه خواستار يك اسلام سنتى و محافظه كار بودند، بود; در حالى كه هميشه در طول تلاش‌هاى آزاديخواهى در آفريقاى جنوبى يك تقسيم‌بندى افراطى از آزادى و مذهب وجود داشته است. امروزه اسلام در آفريقاى جنوبى هنوز با يك چالش بزرگ روبرو است. اين چالش براى اين عنصر ترقى‌خواه وجود دارد كه چگونه مسلمانان محافظه كار را براى پذيرش تغييرات سياسى كه در يك آفريقاى جنوبى دموكراتيك و آزاد اتفاق مى‌افتد، غسل تعميد دهد و چگونه مسلمانان را در گفتمان دموكراسى، تكثرگرايى و عدالت اجتماعى دخالت دهد.
بعد از سير آزاديخواهى كه هدف آن تاسيس يك جامعه مساوات‌طلب، برابر و برادر بود، مسلمانان اعم از زنان، جوانان، فقراى سياه‌پوستان كه سابقا سركوب و به حاشيه رانده شده بودند، اكنون در موقعيتى قرار دارند كه بدون هيچ واسطه‌اى، علنا اعتراض مى‌كنند. حتى رسانه‌ها، برنامه‌اى را با مجرى زن مسلمان اختصاص داده بودند. قبلا در سال ١٩٨٨ بين جوانان مسلمان و راديوى اسلامى محافظه‌كار، در رابطه با شركت كردن زنان در برنامه‌هاى تلويزيونى بحث و جدل وجود داشت. اين راديو، شنيدن صداى زن را حرام مى‌دانست، لذا آنان را از شركت در ايستگاه راديويى منع كرد. از سوى ديگر جوانان مسلمان عدم حضور زنان مسلمان در برنامه‌هاى راديويى را به خاطر جنسيت آنها، نقض صريح برابرى جنسى در قانون اساسى اعلام كردند. بدين ترتيب جوانان مسلمان از حمايت رسانه‌اى برخوردار شدند و برنامه‌هايى را پوشش مى‌دادند. اين مسئله باعث‌شكست عنصر سنتى و محافظه‌كار شد. سازمان جمعية العلماء (Jamiatal - Ulama) در يك برنامه در رابطه با حل مشكل مدرنيسم اظهار داشت: جوانان و جنبش‌هاى ترقى‌خواهانه در آفريقاى جنوبى كه يا فمينيسم و يا مدرنيسم هستند، ممكن است رسانه‌هايى از طرف خود داشته باشند; اما ما هنوز منبر و مسجد و امام داريم كه از آن وعظ مى‌كنيم.
اين سازمان، نقش سياسى - اجتماعى مسجد و وعظ امام را به عنوان يك خط مشى براى اسلام پويا و انقلابى در نظر مى‌گيرد و معتقد است كه مسجد و موعظه از لحاظ تاريخى ابزارهاى هستند براى بسيج مؤمنان عليه يك تهديد يا مشكل. كتاب اسلام در آفريقاى جنوبى: مسجد، موعظه، امام، اثر عبدالقادر تايوب از معتبرترين گفتمان آثار در اين زمينه است. عبدالقادر تايوب به موضوعاتى در مورد مسجد بريتس (Brits) در منطقه گوتنگ (Gauteng) و مسجد كلرامونت (Clraemant) در كيپ تاون مى‌پردازد. مسجد بريتس نماينده اسلام ارتدكس است; در حالى‌كه مسجد كلراموات نماينده اسلام آزاديخواه در آفريقاى جنوبى مى‌باشد.
تايوب در اين نوشتار از ديدگاه جامعه‌شناسى مذهب تلاش مى‌كند به يك توافق موقت‌بين مكاتب بنيادى و سير جامعه شناختى در مطالعه مذاهب بپردازد. عقيده او در مورد گفتگو بين بافت اجتماعى و قداست جسمانى در مطالعه مذاهب، بسيار خردمندانه است. براى نمونه، پرستش روزانه در اسلام ممكن است در ابعاد روانشناختى و اجتماعى‌اش تفسير شده باشد، اما پرستش در اسلام صرف نظر از اينكه تصديقى بر وجود يا عدم وجود خداوند باشد، يك عبادت محسوب مى‌شود.
وى تقريبا به‌طور موفقيت‌آميزى، رابطه قوى بين مساجد، خطبه‌هاى نماز و امامان جماعت را نشان مى‌دهد. همچنين بيان مى‌دارد كه چگونه مساجد و امامان جماعت هر دو حاصل و خالق گفتمان مذهبى هستند. مطالعات تايوب، تاييد مى‌كند كه امامان جماعت نه تنها هميشه به بررسى‌هاى بى‌طرفانه و معرفى حقيقت علاقه‌مند هستند، بلكه آنها پيامدهاى سياسى و حتى مالى موعظه‌هاى مختلف را ارزيابى مى‌كنند.
آنچه علاقه خوانندگان را براى كسب اطلاعات بيشتر درباره اسلام در آفريقاى جنوبى برمى‌انگيزد، تاثير اسلام بر فرآيندهاى اجتماعى آفريقا و شرايط پوياسازى آن بر شكل‌ها و تفاسيرى است كه از اسلام شده است.