پگاه حوزه
(١)
تكنوكراتهاى مسلمان - فیاض ابراهیم
١ ص
(٢)
دو صحنه و يك برداشت -
٢ ص
(٣)
علماى شيعه و حمايت فقهى و سياسى از فلسطين - رضوی عباس
٣ ص
(٤)
شوراى امنيتسازمان ملل تجميع يا تجمع منافع؟ - پور هاشمی سید عباس
٤ ص
(٥)
آينده باورها و اعتقادات دينى در پروسه جهانى شدن - شیرخانی علی
٥ ص
(٦)
تاملى بر نظريه تنازل معرفت دينى و ارتباط آن با عصر ظهور و مهدويت - غرويان محسن
٦ ص
(٧)
گونهشناسى جنبشهاى اسلامى معاصر - مرادى مجيد
٧ ص
(٨)
اديان و مذاهب در جهان - ارکان مائده
٨ ص
(٩)
آوازهاى ناتمام - میراحسان احمد
٩ ص
پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - تاملى بر نظريه تنازل معرفت دينى و ارتباط آن با عصر ظهور و مهدويت - غرويان محسن
تاملى بر نظريه تنازل معرفت دينى و ارتباط آن با عصر ظهور و مهدويت
غرويان محسن
يكى از مباحثى كه در باب مهدويت و ظهور منجى و مصلح موعود مىبايست از ديدگاه معرفتشناسى مورد بحث و دقت قرار گيرد، مسئله تكامل و يا تنازل معروف دينى از عصر نزول دين اسلام تا عصر ظهور منجى و مصلح كل است. هرگونه بحث و مداقه در اين موضوع مهم، از نوع مباحث و معرفتهاى درجه دوم در معرفتشناسى دين است. اين بحث از سويى با موضوع مهم «معرفت دينى» مرتبط است و از سوى ديگر با مسئله اعتقاد به «حضرت مهدى موعود (عج)» ارتباط دارد. و هم از اين رواست كه جا دارد صاحبنظران و متفكران و نظريهپردازان دينى به آن بپردازند.
مدعاى نظريه تنازل معرفت دينى
بر خلاف آنچه مشهور است، نظريه تنازل معرفت دينى، اين ايده را مطرح مىكند كه معرفت دينى از عصر نزول دين اسلام تا عصر ظهور مهدى موعود (عج) در سير و حركت كلان خود، رو به افول و نزول است و سير تكاملى ندارد.
البته حركتهاى موقتى و قسرى تكاملى ممكن است اتفاق افتاده باشد و يا اتفاق بيفتد، اما سير نهايى كاروان معرفت دينى، تنازلى است، نه تكاملى! اين نظريه مىگويد: تا گوهر دين شناخته نشود، نمىتوان در مورد معرفت دين و تكامل يا تنازلى بودن آن سخن گفت و گوهر دين چيزى جز «عبوديت» نيست: و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون (١) (اى: ليعرفون). و نيز در قرآن آمده است: و لقد بعثنا فى كل امة رسولا اناعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت (٢) . بر اساس اين نظريه، معرفت دينى در حقيقت معرفتى حضورى و شهودى است، نه معرفتى حصولى و مفهومى و ذهنى. بنابراين انباشت مفاهيم و تصورات و تصديقات ذهنى، نشانگر تكامل معرفت دينى نمىتواند باشد. اين نظريه مىگويد افزايش كمى با تكامل كيفى، فرق اساسى دارد. تكامل از مقوله كيف است و افزايش از مقوله كم. انباشت مفاهيم ذهنى با جهل مركب هم مىسازد و حال آنكه معرفتحقيقى به دين و گوهر آن، با جهل مركب سازگار نيست. نظريه تنازل معرفت دينى مىگويد تكامل و يا تنازل معرفت دينى، البته امرى قهرى نيست، بلكه به اختيار و اراده آدمى بستگى دارد. طبق اين نظريه، علوم عصرى و برون دينى، ضرورتا موجب تكامل معرفت دينى نمىشوند، بلكه چه بسا همين علوم و دانشها، معرفت دينى عالمان دين را تنزل دهند. اگر محور دانشهاى بشرى و علوم برون دينى، انسان محورى (امانيسم (Humanism) باشد - كه هست - همين علوم هرچه بيشتر شوند، بيشتر آدمى را از گوهر دين دور مىكنند و تنازل معرفت دينى، جز اين نيست. در نظريه تنازل، جايگاه معرفت دينى در جان آدمى است، نه در ذهن او.
از اين رو در باب تكامل و يا تنازل معرفت دينى نبايد از منظر كمى نگريست، بلكه بايد نگاه كيفى داشت. در حقيقت نزاع نظريه تنازل با تئورى تكامل معرفت دينى، نزاع كم و كيف است. نظريه تنازل، نگاهى كيفى دارد و نظريه تكامل، نگاهى كمى. و حق اين است كه افزايش كمى، حقيقتا تكامل نيست، بلكه توسعه و فربهى است.
غرض از ظهور مصلح و منجى كل در نظريه تنازل
نظريه «تنازل» مدعى است كه اگر روند كلى معرفت دينى رو به تكامل باشد، ديگر نيازى به مصلح و منجى كل در آخرالزمان باقى نمىماند! طبق اين نظريه، جريان كلى معرفت دينى در آخرالزمان به نهايت درجه نزول و سقوط خود مىرسد كه احتياج به منجى و مصلح پيدا مىشود. البته در عصر ظهور، عطش دينخواهى بسيار بالا است ولى خود معرفت دينى بسيار نازل است و نبايد بين معرفت دينى و عطش دينخواهى خلط شود! نظريه «تنازل معرفت دينى» بر خلاف مشهور، مدعى است كه بحث مصلح و منجى موعود را بايد به حوزه معرفت دينى هم بياوريم و آن را منحصر به حوزه عدالت اجتماعى ندانيم. اين نظريه مىگويد اگر قبل از زمان ظهور مصلح كل، ظلم و ستم فراگير مىشود، معلول علت و سببى معرفتى است و لااقل معرفت دينى، جزئى از علت - آن هم جزئى رئيسى - است و طبق قاعدهاى كه مىگويد «نتيجه تابع اخس مقدمات است» نزول و تنزل نتيجه، كاشف از نزول و تنزل مقدمات و اسباب و علل است. بنابراين اگر در آخرالزمان عمل دينى، ضعف دارد، حاكى از اين است كه علم دينى هم ضعف و كاستى دارد، ولو اينكه علم و معرفت دينى، تمام العلة براى عمل دينى نباشد، بلكه جزء العلة باشد.
نظريه «تنازل معرفت دينى» مىگويد قائل شدن به تكامل معرفت دينى از عصر نزول تا عصر ظهور با توجه به انقطاع وحى ارسالى، ملاك استغنا و بىنيازى از وحى و منجى و مصلح كل است; اما قائل شدن به تنازل معرفت دينى، ملاك نيازمندى به وحى و اصلاح كلى است و با تئورى خاتميت نبوت خاصه پيامبر اكرم (ص) سازگارتر و مناسبتر است.
شواهد و قرائن نظريه «تنازل معرفت دينى»
قرائن عقلانى
بر صحت تنازل معرفت دينى از صدر اسلام تا عصر ظهور مىتوان قرائن و شواهد عقلايى زير را ارائه داد:
الف. فاصله زمانى از عصر نزول آيات و صدور روايات و عدم دسترسى مستقيم به معصومين (ع) ;
ب. دخالتبيشتر تفسيرهاى به راى درگذشت ايام و ازمنه;
ج. گسترش روحيه انانيت و غرور علمى با پيدايش و گسترش دانشهاى بشرى;
د. جريان قاعده عام افول و نزول اديان و فرهنگها در طول تاريخ;
ه. اماره بودن ضعف عمل دينى بر ضعف علم دينى;
شواهد و قرائن نقلى
علاوه بر شواهد و قرائن عقلايى، قرائن و ادله نقلى متعددى بر درستى نظريه «تنازل معرفت دينى» وجود دارد كه ذيلا به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
الف. در دعاى عهد آمده است: «واجعله اللهم... مجددا لما عطل من احكام كتابك». از اين تعبير استنباط مىشود كه جريان معرفت دينى به سمت تعطيل احكام كتاب خدا «قرآن» پيش مىرود و آن حضرت پيش از ظهور، احكام را تجديد مىكنند.
ب. در دعاى ندبه مىخوانيم:
١. «اين المنتظر لاقامة الامت و العوج». با توجه به معناى «امت و عوج» معلوم مىشود كه در زمان قبل از ظهور، ضعف معرفتى، شك و اعوجاج و انحراف به حداكثر خود مىرسد.
٢. «اين المدخر لتجديد الفرائض و السنن». معلوم مىشود سير كلى معرفت دينى روبه فراموشى فرائض و سنن الهى است.
٣. «اين المتخير لاعادة الملة و الشريعة». با توجه به معناى واژه ملت (دين و مذهب) معلوم مىشود كه شناخت دين و شريعت توسط حضرت مهدى (عج) اعاده مىشود و معرفت دينى جديدى از سوى ايشان ارائه مىگردد.
٤. «اين المؤمل لاحياء الكتاب و حدوده». كتاب قرآن و حدود مشخصات آن در عصر ظهور احيا مىشود.
٥. «اين محيى معالم الدين و اهله». مهدى موعود و منجى كل، معالم و نشانههاى دين و اهل دين را احيا مىكند.
٦. «اين حاصد فروع الغى و الشقاق». از اين سخن فهميده مىشود كه شاخههاى گمراهى و ضلالت و انحراف از معرفت دينى، درستبه قدرى زياد مىشود كه آن حضرت (عج) همه آنها را درو مىكند.
٧. «اين طامس آثار الزيغ و الاهواء». گمراهى و سياهى قلب و هواپرستى در عصر ظهور به اوج خود مىرسد.
٨. «اين قاطع حبائل الكذب و الافتراء». رشتههاى دروغ و افترا به دين و خدا به نهايت درجه مىرسد.
٩. «اين مبيد العتاة و المردة». سركشى و ارتداد در عصر ظهور مصلح كل، به اوج مىرسد.
١٠. «اين مستاصل اهل العناد و التضليل و الالحاد». عناد، گمراه سازى (توسط عالمان) و الحاد به حداكثر مىرسد.
١١. «اين جامع الكلمة على التقوى». آن حضرت بر محور تقوى كه همان علم حضورى و شهود باطنى نسبتبه گوهر دين يعنى عبوديت است، همگان را جمع مىكنند و كلمه دعوت خود را بر آن متمركز مىنمايند.
١٢. «اين صاحب يوم الفتح و ناشر راية الهدى». از اين عبارت استنباط مىشود كه پرچمهاى ديگر قبل از ايشان، پرچمهاى ضلالت و انحراف از معرفت دينى محسوب مىشوند.
ج. و نيز در دعاى ندبه آمده است:
يابن الهداة المهديين، يابن البدور المنيرة، يابن السرج المضيئة، يابن الشهب الثاقبه، يابن الانجم الزاهرة، يابن السبل الواضحة، يابن الاعلام اللائحة، يابن العلوم الكاملة يابن السنن المشهورة، يابن المعالم الماثورة، يابن الدلائل المشهودة، يابن الصراط المستقيم، يابن النبا العظيم، يابن من هو فى ام الكتاب لدى الله على حكيم، يابن الآيات و البينات، يابن الدلائل الظاهرات، يابن البراهين الواضحات الباهرات، يابن الحجج البالغات، يابن طه و المحكمات.
از عبارت فوق در توصيف امام مهدى موعود (عج) برمىآيد كه تاكيد امام صادق (ع) در شناساندن آن حضرت بر عنصر معرفت دينى است و لذا بايد بدين نكته توجه كنيم كه آن حضرت تنها در محور «عدالت» منجى نيستند، بلكه علاوه بر اين در محور «معرفت» نيز منجى و مصلح مىباشند، كما اينكه از توجه به خود وصف «مهدى» نيز اين نكته به دست مىآيد.
شواهد و قرائن روايى
الف. در روايت آمده است: ان قائمنا اذا قام دعا الناس الى امر جديد كما دعا رسول الله (ص) و ان الاسلام بدا غريبا و سيعود غريبا كما بدا، فطوبى للغربا.(بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٦٦ ; غيبت نعمانى، ص ١٧٢).
در اين روايت ظهور امام مهدى (ع) تشبيه به بعثت و ظهور حضرت محمد (ص) شده است. در مباحث نبوت و خاتميت، گفته مىشود چون دين و معرفت دينى آيين مسيحيتبه نهايت افول خود رسيد، خداوند پيامبر اسلام (ص) را به رسالتبرگزيد. معلوم مىشود در زمان حضرت مهدى (ع) نيز معرفت دينى به نهايت درجه سقوط مىرسد.
ب. در روايت ديگر آمده است: «يهدم (القائم) ما قبله كما صنع رسول الله (ص) و يستانف الاسلام جديدا.» (بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٥٢; غيبت نعمانى ص ٢٣١).
ج. در سه روايت آمده است:
- اذا قام القائم (ع) جاء بامر جديد.(بحار، ج ٥٢، ص ٣٣٨، حديث ٨٢، باب ٢٧).
- يقوم القائم بامر جديد و كتاب جديد.(بحار، ج ٥٢، ص ٣٥٤، حديث ١١٤ باب ٢٧).
- ان قائمنا اذا قام دعا الناس الى امر جديد.(بحار، ج ٥٢، ص ٣٦٦، حديث ١٤٧، باب ٢٧).
از چهار روايت فوق به خوبى استفاده مىشود كه معرفت دينى ما آن قدر نازل مىشود كه دعوت آن حضرت (ع) را كتاب جديد، امر جديد و اسلام جديد مىپنداريم; در حالى كه كتاب ايشان همان كتاب پيامبر (ص) و اسلام ايشان، همان اسلام پيامبر (ص) است. پس معلوم مىشود معرفت دينى ما در آن زمان بسيار نازل و ضعيف است.
پارهاى از نتايج و آثار نظريه «تنازل معرفت دينى»
الف. اين نظريه هرگز مخدر نيست، بلكه مانع احساس غرور علمى مىشود، چه اينكه در باب عدالت اجتماعى، اين اعتقاد كه حضرت مهدى (عج) پس از پر شدن جهان از ظلم و ستم ظهور مىكنند، هرگز مخدر نيست و مانع انجام تكليفهاى شرعى براى ما نمىشود.
ب. اين نظريه همواره بشر و عقول بشرى را محتاج خاندان وحى مىداند.
ج. اين نظريه، خاتميت و جاودانگى دين مبين اسلام و قرآن كريم را به روشنى تبيين مىكند.
د. اين نظريه، تئورى تكامل معرفت دينى را كه از سوى برخى روشنفكران دينى مطرح شده، مآلاابطال مىكند.
ه. اين نظريه، برخلاف نظريه تكامل، با همه عناصر دستگاه عقيدتى و فكرى اسلام، سازگارى دارد.
و. اين نظريه، رابطه علم و عمل را به خوبى توجيه و تفسير مىكند و بين صعود و سقوط در محور عدالتبا صعود و سقوط در محور معرفت، تناسبى مستقيم برقرار مىكند.