پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - سختترين چالش در انديشه اسلامى معاصر

سخت‌ترين چالش در انديشه اسلامى معاصر


زكى ميلاد
مترجم: عبدالله امينى

در ميانه قرن اخير، سخن از مسائل زنان، در انديشه اسلامى، بريده يا متوقف نشده است، بلكه اين مسائل در حوزه پژوهش‌هاى فكرى و فرهنگى اسلامى، مورد اهتمام و عنايت‌بسيار بوده است; حتى از خيلى مسائل ديگر، بيشتر بدان پرداخته شده است. اين امر نشان مى‌دهد كه مسائل زنان در انديشه اسلامى به‌شدت مطرح بوده، و با انگيزه‌هاى گوناگون بدان توجه شده است; تا آن اندازه كه جايگاه بارز و برجسته‌اى در نگاشته‌هاى اسلامى يافته است. نويسنده، متفكر، فقيه يا اصلاح‌گرايى را نمى‌يابيم كه در اين باره ننوشته يا اظهار نظر نكرده و يا طرح و فكرى ارائه نداده باشد.

برخورد انديشه‌ها

شايد حكمت و علت تمامى اين كوشش‌ها و فعاليت‌ها در مسائل زنان در ادبيات اسلامى، درگيرى و برخورد شديدى است كه اين مسايل پديد آورده و يكى از سخت‌ترين برخوردها ميان زنجيره‌هاى فكرى جهان عرب و اسلام را كه نگرشى متفاوت در زمينه‌هاى اجتماعى، فرهنگى و سياسى داشته، شكل داده است. از نخستين موضوعات چالش‌برانگيز انديشه‌هاى گوناگون، مسائل زنان است كه پيوند محكمى با زندگى اجتماعى به طور عام و خاص دارد; به گونه‌اى كه هر انسانى - مرد و زن - از جنبه‌هاى گوناگون، بدين موضوع وابسته بوده، به سبب پيوندهاى مستحكم نسبى و سببى، به آن مرتبط است. اين ارتباط سبب مى‌شود كه همگان به گونه‌هاى مختلف، با پرسش‌ها يا اشكال‌ها يا دغدغه‌ها و يا نظرياتى رو در رو باشند كه در مورد مسائل زنان مطرح است.
چنين وضعيتى درباره مسائل زنان، به صورت گسترده و دامنه‌دار، خود را در جامعه مطرح كرده، مى‌طلبد مانند قضاياى مشكل و بسيار حساس با آن برخورد شود.

شگرد غرب

به سبب برخوردهاى تند ميان زنجيره‌هاى انديشه اسلامى و انديشه‌هاى متفاوت ديگر، مسائل زنان مورد مناقشه و جدل بسيار واقع شده است. در اين بين انديشه‌هاى غير اسلامى مى‌كوشند با شعار آزادى و رهايى زنان، خود را مدافع حقوق زن معرفى كنند. اين انديشه تلاش دارد از عقب‌ماندگى زن، به سود خود بهره برد. عقب ماندگى زن از ديرباز وجود داشته است. وى در آموزش و فراگيرى وانهاده شده، و داشته‌ها و توانايى‌هايش، رشد و ترقى نكرده است. زن سهم اندكى از باسوادى را دارد; در حالى كه ميانگين جمعيت نشان مى‌دهد كه شمار زنان رو به فزونى است.
زنجيره‌هاى فكرى غير اسلامى، در گفتمان فكرى و اجتماعى خود، از مسائل زنان بهره برده، و بدان رنگ و بوى نوگرايى و روشنفكرى مى‌دهد، اما زنجيره‌هاى فكرى اسلامى، گرفتار ضعف و ناتوانى در ارائه شفاف و روشن نگرش و راهكارهاى خود در مورد زنان است.

الگوى غربى

از هنگامى كه غرب به عنوان نيروى پيشرو و پيشرفته در عصر نوگرايى و نوزايى مطرح شد، كوشيد به دنيا نشان دهد كه داراى بهترين نمونه و الگو براى رشد و ارتقاى وضع زن، رهايى وى، مشاركت او در وظايف و مسئوليت‌هاى عمومى، و برابرى زن با مرد در قانون و تشريع است. غرب به الگوى خود افتخار و مباهات مى‌كرد; گرچه دنيا را به زحمت و چالش انداخته بود. غرب سعى داشت الگوى خود را به تمدن‌ها و ملت‌ها تحميل كند، حتى اگر اينان داراى نگرش متفاوتى درباره زن باشند. البته بايد پذيرفت كه به سبب واپس‌گرايى و عقب‌ماندگى تمدن‌هاى غير غربى، اينان فاقد راهكارها و طرح‌هايى براى رشد زنان بودند. از اين رو الگوى غربى زن، راهش را به ملت‌ها و تمدن‌هاى غير غربى گشود. اين كار با تشويق گسترده و فعاليت‌بسيار توسط غربى‌ها و مؤسسات بزرگ تبليغاتى انجام شد و بيشترين تاثير را بر دنيا گذاشت; تا آن اندازه كه الگوى زن غربى، به‌رغم اشكالات مهمى كه داشت، بيشترين رواج را داشته و نزد بسيارى از ملت‌ها پذيرفته شده است; مگر در جهان عرب و اسلام.

غرب بر ضد اسلام

جهان عرب و اسلام به‌شدت مخالف نگرش و الگوى غربى بود. زنجيره انديشه اسلامى از بين ديگر جريان‌هاى فكرى جهان، تن به انديشه غربى نداده، در برابر آن از لحاظ فكرى و فرهنگى ايستادگى كرد; بلكه به مبارزه‌اى بى‌رحمانه با آن پرداخته است. اين مطلب را از گذر موضع‌گيرى و برخوردهايى كه غرب با جهان اسلام دارد، مى‌فهميم; نيز از طريق ذهنيت و شيوه‌هاى تفكر غرب درباره اسلام كه مباحثى همچون جست‌وجوى دشمنى تازه و برخورد تمدن‌ها بيان مى‌كند. غرب تعمد و اصرار دارد كه شعارها يا اصطلاحاتى را علم كند كه دنيا را از اسلام مى‌ترساند و ناتوانى روحى و فكرى در برابر توسعه‌طلبى غرب را به وجود مى‌آورد; مانند اصول‌گرايى و تروريسم و راديكاليسم اسلامى! اما هم‌چنان اسلام زنده و پويا و بالنده بوده، و چشم و همت دنيا بدان خيره است. شايد بالاترين - و ژرف‌انديش‌ترين - نقدى كه الگوى زن غربى با آن رو در روست، از جهان اسلام باشد كه ادبيات فرهنگى اسلامى، اين نقد و ارزيابى را ابراز كرده، و در تمامى نگاشته‌هاى اسلام‌گرايان درباره زنان، اين نقادى ديده مى‌شود.

حجاب اسلامى

با فراوانى گفته‌ها و نوشته‌ها درباره اسلام و غرب، از آغاز دهه هشتاد و بالا گرفتن اين بحث در دهه نود، به انگيزه و علت‌هاى گفت‌وگوهاى تند و جدل برانگيز درباره زن افزوده شد. طبيعى است كه ميان تمدن‌ها برخوردهايى صورت گيرد; اما به گونه شديدتر، ميان تمدن اسلامى و غربى ديده مى‌شود; چنان كه در جريان مبارزات حجاب در فرانسه در سال ١٩٨٩ م شاهد بوديم (١) و بيش از چند بار در دهه نود در شمار ديگرى از دولت‌هاى اروپايى تكرار شد. اين وضع حساسيت فرانسوى‌ها و غربى‌ها را در مورد پديده حجاب نشان مى‌دهد; البته از آن رو كه فرآيند حجاب بيانگر معانى سمبليك درباره هويت و الگوى اسلامى زنان است و تصور مى‌شود كه حجاب، زير پا نهادن قوانين و هويت غرب و اروپاست; به‌ويژه آن كه فرانسوى‌ها به سبب پيوند عميق با فرهنگ - به خصوص فرهنگ و ادب خويش - به هويت و نشان‌هاى خود، حساسيت‌به خرج مى‌دهند.

رخدادهاى سياسى - فكرى كنفرانس پكن

در دهه نود، برخى رخدادهاى فكرى و سياسى پيش آمد كه اهتمام بيشتر جهانيان را به مسائل زنان برانگيخت. نيز درانديشه اسلامى، بر سخن و نظريه‌پردازى درباره زنان افزود; گرچه رنگ و بوى جدل‌گرايى و برهانى داشت. بارزترين پيشامد فكرى، تشكيل چهارمين كنفرانس جهانى زن در پكن (پايتخت چين) در سپتامبر ١٩٩٥ بود كه در زمان خود، مجال گسترده‌ترين سخنان و اظهارنظرها را درباره زنان، توسط جهانيان فراهم آورد و شايد بارزترين حادثه فكرى درباره زن در پايان قرن بيستم، به شمار آيد. در اين همايش، نظر و نگرش تمدن‌ها درباره زن مطرح شده، برخورد ميان ديدگاه اسلامى و غربى، به خوبى رخ نمود; چه پيش از افتتاح و چه در ميانه و چه بعد از نشست. از اين رو كنفرانس پكن در اذهان زنان خواهد ماند و در هر سخنى كه مربوط به زنان، از هر ديدگاه باشد، حضور خواهد داشت; چه در موضوعات فكرى و اجتماعى و چه اقتصادى، سياسى، حقوقى و.... برخى از زنان مى‌گويند: اين كنفرانس، انقلاب سوم فرهنگى پس از انقلاب فرانسه در مورد حقوق انسان و بر ضد نژادپرستى، و جنبشى براى از بين بردن تبعيض و دوگانگى [انديشه و عمل] عليه زنان بود.

طالبان

در جنبه سياسى، جنبش طالبان و چيرگى آنان بر قدرت و حكومت افغانستان در ١٩٩٦، تفسيرى متحجر و واپس‌گرا از شريعت را عرضه كرد. اينان نگرش خود را به زن نمايانده و وضعى به‌شدت سخت و غير ضابطه‌مند را بر بانوان تحميل كردند. زنان را از آموزش بازداشته، از دفاتر كار بيرون كرده، و مجبور ساختند كه شيوه و كنشى را در پيش گيرند كه آزادى آنان را محدود مى‌كرد و حقوق مشروع و قانونى‌شان را زير پا مى‌نهاد.
ديدگاه طالبان در جهان غرب و اسلامى، با انتقاد شديد رو به رو شد. اسلام‌گرايان آن را تحريف و نادرست جلوه دادن اسلام و جزم‌انديشى و تنگ نظرى ارزيابى كردند. غربى‌ها گفتند كه حقوق اساسى زن را كه قانون‌گذار بشرى وضع كرده، زير پا مى‌گذارند .
نگرش جنبش طالبان را نمى‌توان با زمانه كنونى همخوان دانست و آن را بيانگر گوهر متمدنانه دين پنداشت; اما دوباره گونه‌اى را از درگيرى انديشه سنتى و نوگرا در مورد مسائل زنان، در جهان عربى و اسلامى نشان داد. چنان كه آشكار شد، طالبان از پذيرش نگرش اصلاح‌گرايان مسلمان كه مى‌كوشيدند ديدگاه خود را درباره زنان به روشنى معرفى كنند، سر باز مى‌زدند.
با ظهور طالبان، دشمن فرصت‌يافت اسلام‌گرايان را در تنگنا قرار داده، لبه تيز انتقاد خود را متوجه آنان كند و اشكالات قديمى و كهنه را كه در نگرش مسلمانان در مورد زن وجود داشت، دوباره مطرح نمايد. به رغم آن كه بيشتر اسلام‌گرايان اعلام كرده بودند كه ديدگاه طالبان را نپذيرفته و آن را رد مى‌كنند، برخى از مسلمانان كه شيوه فكرى سنتى و واپسگرايانه داشتند، معتقد بودند كه نبايد علنا و آشكارا از جنبش طالبان و نظرياتشان درباره زنان انتقاد كرد.

فزونى فعاليت‌هاى اجتماعى زنان

تحول مهم در اين‌باره، فعاليت اجتماعى است كه زن در سال‌هاى گذشته در جهان عرب و اسلام داشته است و نشان‌دهنده آگاهى بسيار وى ازجايگاه و منزلت‌خويش است; چنان كه اوضاع و شرايط پيرامونش را كه علت ايستايى و عدم پويايى او بود، خوب مى‌شناسد و مى‌داند كه حضورش در جريانات اجتماع و امت چقدر لازم است و عدم حضور زنان نخبه و برگزيده، جبران‌ناپذير و نگران‌كننده است. نمونه‌هايى از فعاليت‌هاى اجتماعى و در چارچوب فكرى و فرهنگى در دهه نود، عبارتند از: نشست «جايگاه زن در جهان اسلامى‌» در قاهره به سال ١٩٩١، كنفرانس جهانى «زن مسلمان مهاجر» شارجه‌١٩٩٤، هم‌انديشى جايگاه زن در انديشه معاصر اسلامى در كويت‌١٩٩٥، زن در سياست اسلامى، ظهور فراگير و اخلاق‌گرايى عمومى، استانبول‌١٩٩٦، چهارمين نشست جهانى زنان در خارطوم‌١٩٩٦. (بيانيه كنفرانس خارطوم، موضع خود را درباره شمارى از قطع‌نامه‌ها و عهدنامه‌هاى كنفرانس‌هاى بين‌المللى ديگر درباره زنان اعلام داشت; از جمله: كنفرانس كودك و محيط زيست، و حقوق انسان، و جمعيت رشد اجتماعى) نيز هم انديشى جهانى زن در ١٩٧٥ در نايروبى، ١٩٩٥پكن، دومين هم‌انديشى اتحاديه بين‌المللى سازمان‌هاى غير دولتى زنان مسلمان در تهران‌١٩٩٧ و در آخر، كنفرانس جهانى زن مسلمان در صنعا١٩٩٧. در ادامه فعاليت‌هاى اجتماعى، زنان مسلمان اقداماتى داشتند واز اين راه، نظر و خواسته خود را بيان كردند. اين فعاليت‌ها در شمارى از هيات‌ها و سازمان‌هاى غير دولتى، سامان داده شده بود.
اين اقدامات بيانگر اهتمام زنان به مسائل خود، و به دور از چيرگى تصورات و تفسيرهاى مردان بود كه پيش‌تر در جوامع عربى و اسلامى، حاكم بر ديدگاه‌ها درباره زن بود. اين نگرش‌ها بردبارى و شكيبايى را از زن ربوده، اما سنت‌ها و عرف، آن را محكم و پابرجا مى‌كرد و رنگ ميراث دينى و اجتماعى مى‌گرفت.
آنچه بر شمرديم، بارزترين رخدادها و فعاليت‌ها و پيشرفت‌هايى بود كه در مورد مسائل زنان، موجب دگرگونى كمى و كيفى در انديشه معاصر اسلامى شد.

رويكردهاى كلى نويسندگان درباره زنان

نگاشته‌هاى اسلام‌گرايان درباره زن، بسيار گوناگون ومتنوع است. انگيزه نگارش بسيارى از اين آثار، عوامل بيرونى است. نظريات و مسائلى كه در اين باره هست و با نگرش اسلام نمى‌خواند، برگرفته از غرب و متاثر از آن است. گاه اين ديدگاه‌ها حساسيت آفرين بوده و در حوزه اسلامى و مشكل‌زا شده و آشكارا بر ادبيات و انديشه اسلامى و نيز زبان نگارش، تاثير گذاشته است.

محافظه كارى انديشوران مسلمان

اين امر نشان مى‌دهد كه اسلام‌گرايان و فقيهان در مسائل مربوط به زنان سخت‌گير بوده، به خاطر دورى از فتنه و شبهه و حرام و بى‌مبالاتى، جانب احتياط را گرفته‌اند. اين مسائل، گزينه‌ها و عنوان‌هايى است كه ذكرشان در قضايايى مانند حجاب، نگاه، اختلاط مرد و زن و بيرون رفتن زن از خانه براى كار يا ديگر فعاليت‌هاى اجتماعى، تكرار مى‌شود.
اين امر به روشنى در موضع دكتر مصطفى سباعى، در كتابش (المراة بين الفقه و القانون) به چشم مى‌خورد. وى معتقد است: اسلام حق راى و نمايندگى در پارلمان را براى زن رد نمى‌كند; اما درخواست مى‌كنم حق نمايندگى زنان به اجرا گذاشته نشود; زيرا اوضاع فعلى با وظيفه زن از نظر اسلام همخوان نيست، و اگر وى بخواهد نماينده پارلمان باشد، دچار محظوراتى خواهد شد. (٢)
اين موضع ثابت مى‌كند كه اولويت از نظر انديشه اسلامى، عفت و پاكدامنى زن و مصونيت او از فتنه و شبهه و كجروى است. اين قاعده، اساسى و جلوتر از اولويت‌هاى ديگر است; هر چند سود و نفع ديگر اولويت‌ها بيشتر باشد يا از هر نوع كه باشد.
فقه اسلامى كه مربوط به ارتباط زن با اجتماع است، برخى قيود ثابت‌يا متغير جواز و منعى دارد و تا زن بتواند در عين حفظ عفت ومصونيت‌به وظيفه و عمل و فعاليت‌خود بپردازد، اين شروط، از نگرش دين درباره اجتماع و زندگى اجتماعى جدا شدنى نيست; زيرا جامعه مى‌بايست‌به فضايى پاك و روابطى پاكيزه آراسته باشد و از هر چه كه تاثير بد بر اخلاق جامعه مى‌نهد و سبب كجروى و كژرفتارى مى‌شود، دورى كند. كجروى‌ها توان آدمى را هدر داده، نيروى مادى و معنوى‌اش را نابود مى‌كند و مانع از آن مى‌شود كه اميدوارانه به آينده نظر كند. كژرفتارى باعث زيان آدمى شده، خلل و نارسايى‌هاى خطير اجتماعى بر جاى مى‌گذارد.
ملاحظه مى‌شود كه ادبيات اسلامى، كرامت زن را به پاكدامنى و عفت مى‌داند، نه به حق و حقوق; اما ادبيات مخالف، كرامت زن را به حقوقش مى‌داند، نه به عفت و پاكدامنى.
وضع كلى در مورد زن چنين است كه گفته شد; اما در مورد خانواده، فقه و انديشه اسلامى، يكزبان مى‌گويد كه وظايف و مسئوليت‌هاى زن در داخل خانه اولويت دارد و مقدم بر ارتباطات و وظايف بيرون از خانه است. البته اين بدان معنا نيست كه زن نمى‌تواند يا نبايد مسئوليت‌هاى بيرون خانه را در صورتى كه موجب اخلال يا كوتاهى در كارهاى درون خانه نشود، بر عهده گيرد.
دست كم به نظر اصلاح‌گرايان مسلمان، چنين است كه گفته شد. اين ترتيب و اولويت‌بندى به سبب ذهنياتى است كه از پيش براى حمايت از خانواده و محافظت از كيان آن، به جا مانده است; زيرا از ديگر عوامل، بيشتر اهميت داشته، در همبستگى و بلند طبعى و حفظ اجتماع، تاثير گذارتر است. از اين رو آنچه در اين باره است، مورد اهتمام و نهايت گسترده در ادبيات و انديشه اسلامى بوده، ديگر جوانب و مسائل، بسته به اوضاع و طبيعت فرآيندها، خاستگاه‌هاى گوناگون و متعددى داشته است.
از اين رو مشكل بتوان سرآغاز ادبيات و نگاشته‌هاى انديشه اسلامى درباره زنان را، با رويكردها و مسيرهايى كه داشته، در زمان يا مقطع تاريخى خاص مشخص كرد، اما به سهولت مى‌توانيم رويكردهاى كلى و اساسى اين ادبيات را مشخص بكنيم، بى آن كه ترتيب زمانى يا كيفى آن را تعيين نماييم; يعنى فقط گزارش كلى ارايه دهيم. در اين باره نوشته‌هايى هست كه از حجاب سخن گفته و از پديده بى‌حجابى و سنت‌هاى جامعه انتقاد كرده است. نوشته‌هايى ديگر به چاره‌يابى مسائل زنان خانه‌نشين پرداخته يا از مسائل زنان در قانون‌گذارى اسلامى از لابه‌لاى متون دينى (قرآن و سنت) بحث كرده است. برخى نگاشته‌ها هم به نقد و ارزيابى روى آورده، نگرش و الگوى غربى زن را كه بر شعار آزادى زن استوار است، رد مى‌كند و بعضى مكتوبات مى‌كوشد برخى متون دينى را كه احكام خاصى براى زنان تشريع كرده، شرح و توجيه و تاويل كند كه در اين باره گسترده‌ترين نگاشته‌هاى جدل‌برانگيز وجود دارد، مانند احكام ميراث و قيمومت (سرپرستى مرد) و شهادت دادن و طلاق و چند همسرى (تعدد زوجات) چنان كه نگاشته‌هايى به نزديك‌سازى نگرش اسلامى و غربى اهتمام دارد.
شايد برجسته‌ترين رويكردها، مربوط به پيش از مقطع زمانى دهه هشتاد ميلادى باشد كه مشكل بتوان دگرگونى‌هاى فكرى و نظرى مشخصى را با آن مقايسه كرد و يا آن را بازتاب تحولات و تغييرات در وضع موجود و ماهيت موضوعات دانست. البته درجه‌بندى يا ترتيب و يا جابه‌جايى ميان اين رويكردها چنان درهم تنيده است كه دسته‌بندى زمانى و تاريخى آنها مشكل است.
در مقطع هشتاد، فراورده‌هاى انديشه اسلامى متاثر از اوضاع و دگرگونى‌هايى شد كه بر منطقه عربى و اسلامى گذشت. اين فراورده‌ها در زمينه نظريه‌پردازى با دگرگونى‌هاى فكرى مرتبط بود و در زمينه عملى، با دگرگونى اوضاع و احوال. نگاشته‌هايى كه درباره جهاد زن و تشويق او به مقاومت و تاكيد بر مسئوليت تبليغى و اصلاح‌گرايانه وى بود، به روشنى متاثر از پديده احياگرايى اسلامى بود كه با آغاز دهه هشتاد، شاهد تولدى دوباره بود و به برخى از مسائل مرتبط با زنان، علاوه بر مضمون اصلى دينى كه داشت، معنا و مفهومى سياسى مى‌داد; مانند (٣) حجاب كه وجود آن به معناى حضور و بروز اسلام احياگرايانه بود.
خانم هبة رؤوف عزت، در پايان بحث‌خود درباره زن و فعاليت‌سياسى مى‌گويد: فعاليت‌سياسى زن واجب شرعى است كه خود يا عينى است و يا كفايى. در هر حال زن جدا از فعاليت‌سياسى نيست و مانند مرد است; زيرا هر دو در توحيد و عبوديت و مقام خليفة اللهى و تن دادن به سنت‌ها، مشتركند. (٤)
اين سخن كه تا پيش از آن شناخته شده و به اين روشنى مطرح نبود، نمايانگر تاثيرپذيرى از نوزايش اسلامى است. پيش از دهه هشتاد، انگيزه و عاملى براى سخن گفتن از زن و فعاليت‌سياسى وجود نداشت و زن هيچ حضور و مشاركت مهم و حياتى در زمينه فرهنگى و اجتماعى نداشت، چه رسد به اين كه توجيه و دليلى براى مشاركت در فعاليت‌هاى سياسى داشته باشد!
با گسترش حجم نوشته‌ها درباره مسايل حقوق بشر درانديشه اسلامى - كه توجه به آن درنيمه دوم دهه هشتاد فزونى گرفت و در نتيجه داده‌ها و شرايط سياسى، حقوقى و فكرى در حوزه جهان اسلام و بين‌الملل با اهتمامى بيش‌تر در دهه نود ادامه يافت - مباحث زنان نيز از همين زاويه مطرح شد و نوشته‌هايى به رشته تحرير در آمد كه از حقوق زن سخن مى‌گفت. هنوز هم هر گاه سخن از حقوق انسان در اسلام مى‌رود، اين مسائل مطرح و دوباره گفته مى‌شود. (٥)
تحول مهمى كه در ادبيات انديشه اسلامى در موضوع زن به دست آمد، ظهور برخى آثار بود كه نقد را به درون حوزه اسلام مى‌كشاند. شايد عوامل فراوانى بيانگر اين دگرگونى است كه پيشاپيش اين عوامل، جدل و نزاع فكرى شديد درباره زن است كه تقسيم‌بندى‌هاى تمدنى آشكارى بين ديدگاه اسلامى و ديدگاه اروپايى پيرامون آن ظهور يافت.
هر يك از انديشه‌هاى اسلامى و اروپايى، بر نگرش و نظر خود پافشارى مى‌كند; به ويژه نگرش اسلامى كه در مقطع زمانى پيش از هشتاد، در موضع دفاع و صيانت از خويش بود. چنين موقعيتى از لحاظ روانى، اسلام‌گرايان را به سرپوش نهادن بر عيب‌ها و ندادن فرصت‌به طرف ديگر براى استفاده از نواقص و كاستى‌ها مى‌خواند; به ويژه آن كه خود اسلام‌گرايان قبول داشتند كه نارسايى‌هايى وجود دارد.
از ديگر عوامل نقد اوضاع داخلى جوامع اسلامى اين بود كه انديشه اسلامى به صورت كلى، مسائل و پديده‌ها را با منطق نقادانه و سازوكار و شيوه‌هاى شناخته شده و روشن، مطرح نمى‌كرد.
(ادامه دارد)
پى‌نوشت:
١) اشاره به پافشارى دختران مسلمان فرانسوى براى حضور در كلاس‌هاى درس با حجاب اسلامى و مخالفت‌سياستمداران اين كشور (مترجم).