پگاه حوزه
(١)
چرخش آلمان به سوى سياستى جديد -
١ ص
(٢)
تضاد جهاننگرى و جنگطلبى - فیاض ابراهیم
٢ ص
(٣)
بنيادگرايى آغاز غربى و تكثر شرقى - مرادى مجيد
٣ ص
(٤)
قدرتهاى بزرگ و مواضع حقير - شیرودی مرتضی
٤ ص
(٥)
بازخوانى موافقتنامه بن از منظر حقوقى و بينالمللى - محمدی عبدالعلی
٥ ص
(٦)
آفاق -
٦ ص
(٧)
گفتمان قرآنى و سؤالات امروزى -
٧ ص
(٨)
سختترين چالش در انديشه اسلامى معاصر -
٨ ص
(٩)
دريچه -
٩ ص
(١٠)
تفكر سيار در افسونزدگى جديد - شیرخانی علی
١٠ ص
(١١)
خوانشى نو از عارفان كهن - میراحسان احمد
١١ ص
پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - چرخش آلمان به سوى سياستى جديد
چرخش آلمان به سوى سياستى جديد
مرورى بر عوامل و زمينههاى بروز اختلاف بين آلمان و آمريكا
اميد حاتمى
چرخش آلمان به سوى سياستى جديد اميد حاتمى بحران كنونى در روابط اخير آمريكا با آلمان را مىتوان يكى از استثنايىترين بحرانهاىبينالمللى در عرصه مناسبات سياسى دو كشور پس از حادثه يازده سپتامبر به شمار آورد. در حقيقت طرح راهبرد مستقل < da وco>به عنوان سياست جديد برلين در برابرموضوع عراق نه تنها سنگ بناى تنش بين دو كشور آلمان و آمريكا را گذاشت، بلكه يك
نقطه چرخش آلمان و آغاز سياستى تازه
نقطه چرخش آلمان، درست از زمانى آغاز شد كه آمريكاتىها با ناديده گرفتن نقشائتلاف ضد تروريسم تحت رهبرى سازمان ملل متحد، يكجانبه گرايى را در مبارزه باتروريسم براى بهره بردارىهاى بينالمللى به نفع خود پايهريزى كردند. به دنبال اين رويكرد آمريكايىها، آلمان در شمار نخستين كشورهايى قرار گرفت كهبافاصله گرفتن از واشنگتن، به يك سياست جديد و مستقل روى آورد; سياستى كه نام آنبود. هم اينك سياست كه محصول مشترك گرهارد شرودر صدراعظم و يوشكافيشر وزيرامور خارجه آلمان است، مبدل به يكى از مهمترين تعاملات بحثبرانگيز درصحنه روابط بينالمللى شده است. در حالىكه برخى تحليلگران سياسى در ارزيابىهاى اوليه خود به اين نتيجه دستيافتهاند كه سياستبرلين تنها يك رويكرد با اهداف انتخاباتى بوده است، برخى آن رانشانگر عرضاندام يك و قدرتمند در عرصه مناسبات جهانى مىخوانند. اين امر با اعزام گسترده مسئولان عالىرتبه سياستخارجى اين كشور به واشنگتن وهمچنين سفر سريع شرودر به لندن آغاز شد; حركتى كه بيش از هر چيز نشانگر اين نكتهبود كه راه آلمانى در ابتداى ظهور با موانع سختى روبرو شده است. برخى ديگر از تحليلگران مىگويند، استراتژى راه آلمانى شرودر، چه با هدف تاكتيكانتخاباتى باشد و چه با هدف دگرگونى درسياستخارجى اين كشور، يك پديده جديدسياسى قلمداد مىشود كه در هر حال به خاطر ضربات سهمگينى تدبر سياستخارجىآمريكا و شخص بوش وارد كرد، و خشم كاخ سفيد را برانگيخت; خشمى كه شرودر براىحل آن گامهاى بسيارى بايد بردارد. هم اكنون، مخالفت آلمان نه تنها باعث تقويت مخالفتبا جنگ عراق در جهان و اروپاشد، بلكه مايه اصلى موضع ضد جنگ در درون آمريكا را نيز فراهم ساخت. بى جهتنيست كه هم اكنون تمامى رسانهها و سياستمداران آمريكايى نوك تيز حملات خود رامتوجه گرهارد شرودر و دولت وى نمودهاند. هم اكنون در بيشتر محورهاى تبليغاتى رسانههاى آمريكايى از شرودر به عنوان تنهادوست صدام ياد مىشود، دوستى كه توانستبا مخالفت در حمله يكپارچه آمريكا بهعراق، شكاف ايجاد كرده و از اين رهگذر به پيروزى انتخاباتى نيز دستيابد. اما نخستين موضعگيرى مشترك شرودر و فيشر بعد از پيروزى در انتخابات و در پاياناولين نشست دولت ائتلافى در برلين كه بر ادامه مخالفتبا جنگ عليه عراق تاكيد كردند، نه تنها تداوم استراتژى راه آلمانى را آشكار ساخت، بلكه بر خشم كاخ سفيد عليه برلينافزود. اين امر نشان داد كه ظاهرا راه آلمانى و مخالفتبا جنگ عليه عراق، نه تنها كاركردانتخاباتى نداشته است، بلكه از يك تحول پيچيده سياسى در سياستخارجى آلمان وهمچنين صحنه مناسبات جهانى اين كشور خبر مىدهد. از سوى ديگر، وزير دادگسترى آلمان در مقايسه روشهاى بوش باهيتلر كه با هدف فريب افكار عمومى مردم آمريكا در حمله به عراق صورت گرفت، تنهايكى از نمودهاى آشكار روحيه آلمان جديد در برابر يكجانبه گرايى آمريكا در جهاناست. اين سخنان بزرگترين ضربه سياسى را به درون كاخ سفيد و بىاعتبارى سياستهاىجنگطلبانه بوش در درون آمريكا و در ميان افكار عمومى مردم اين كشور وارد ساخت; امرى كه زمينه تعميق گسترده شكاف بين آمريكا و آلمان را نيز هرچه بيشتر فراهم كرد . هم اكنون بوش نه تنها عذرخواهى شرودر را در اين مورد بى پاسخ گذاشته، بلكه باتبريك نگفتن به شرودر به مناسبت پيروزى در انتخابات بر تشديد كينهتوزىهاى خود عليه صدر اعظم آلمان افزوده است.
نشانههاى پايان جنگ ديپلماتيك
به هر حال، در كنار اين جنگ وسيع ديپلماتيك، يك جريان آشتىجويانه قوى نيز درهفته جارى با هدف پايان دادن به نزاع ميان برلين و واشنگتن در حال فعاليت است. مواضع اخير كالين پاول وزير خارجه آمريكا درباره ضرورت پيوند مناسبات با آلمان و بهرسميتشناختن انتخاب ملت آلمان، سفر وزير خارجه آلمان در مهر ماه جارى به آمريكا واحتمال ديدار سران آمريكا و آلمان در اجلاس سران ناتو در آبان در پراگ، نشانههاىبسته شدن پرونده درگيرىهاى لفظى و شروع مذاكرات آشتىجويانه و واقعگرايانه دوكشور است. واشنگتن هم اينك كه سختبراى بسيج امكانات حمله احتمالى به عراق فعاليتمىكند، ادامه جنگ سرد با آلمان را به مصلحتخود نمىبيند و از سوى ديگر نيازهاىاستراتژيك و متقابل آلمان به آمريكا نيز ديگر ادامه روابط سرد با واشنگتن را بر نمىتابد. در حال حاضر برخى تحليلگران معتقدند كه به دنبال شرايط جديد آشتىجويى ميانآمريكا و آلمان، برلين ممكن است از يك مخالف فعال و پر حرارت ضد جنگ، به يكمخالف تشريفاتى و غير فعال تبديل شود; امرى كه براى آمريكا نيز از هر جهت قابلتحملتر است.