پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - بسط تأثيرات انديشهي سياسي - لکزايی نجف
بسط تأثيرات انديشهي سياسي
لکزايی نجف
همانگونه كه پيدايش اصل انقلاب اسلامي به احياي انديشهي سياسي اسلام ـ توسط رهبر كبير انقلاب حضرت امام خميني(ره) ـ به وقوع پيوست استمرار و دوام آن نيز با تداوم اين انديشه خواهد بود؛ همچنانكه بيداري مردم مسلمان ايران با رهبري ديني آغاز شد، آگاهي و قيام مردم خارج از اين مرز و بوم هم با هدايت ديني انجامپذير است و اين همان معناي «صدور انقلاب» است. بنابراين، صدور انقلاب به «معناي پاسخ دادن به سؤالهاي فكري بشر، تشنهي معارف الهي است».(١) و اين چيزي غير از تداوم، پويايي و بالندگي انديشهي اسلامي به ويژه انديشهي سياسي اسلام، كه امام راحل(ره) احياگر آن بود، نيست.
در ادامهي اين مقال، تأثيرات و روند اين انديشه را پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در سه سطح (ايران، جهان اسلام و نظام بينالملل) مورد اشاره قرار ميدهيم.
١ـ ايران: اگر چه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، برخورد و رويارويي انديشهي اسلامي عمدتا با سلطنت بود، ولي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، مسايل ديگري روياروي انديشهي اسلامي، به ويژه انديشهي سياسي اسلام قرار گرفت. اين رويارويي سبب احيا و گسترش انديشهي سياسي اسلامي در حوزههاي كلامي، فلسفي، اجتماعي و فقهي گرديد. (بررسي مسأله در همهي اين حوزهها نياز به بحثهاي مستقل و مفصّل دارد؛ بر همين اساس، در اين نوشته تأكيد بر حوزهي فقهي خواهد بود. گامهايي كه در اين گرايشها برداشته شده، بسيار اساسي است و ميتوان گفت: زمينه را براي مطالعات و پژوهشهاي بعدي در اين حوزهها، فراهم كرده است.
اگر چه روزي تدريس فلسفه و يادگيري زبان خارجي كفر به حساب ميآمد، امّا امروزه اينگونه نيست. اگرچه روزي جوّ غالب از آنِ گرايش جدايي دين از سياست بود و يا به تعبير امام راحل(ره) «آخوند سياسي» لقبي نابخشودني به حساب ميآمد، ولي امروز چنين نيست. سخن امام خميني(ره) در اين مورد، سندي است كه هر پژوهشگري را از تفصيل بينياز ميكند.
«وقتي شعار جدايي دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان، غرق شدن در احكام فردي و عبادي شد... بزعم بعضي افراد، روحانيت زماني قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سر و پاي وجودش ببارد، والاّ عالم سياسي و روحاني كاردان و زيرك، كاسهاي زير نيم كاسه داشت. و اين از مسايل رايج حوزهها بود كه هر كس كج راه ميرفت، متدينتر بود. ياد گرفتن زبان خارجي كفر و فلسفه و عرفان گناه و شرك به شمار ميرفت.»(٢)
يكي از تحولات مهمِّ به وجود آمده از سوي امام(ره)، تحوّل در حوزهي فقه بود؛ با توجه به اين كه ايشان در مورد روش تحصيل و تحقيق در حوزهها... معتقد به «فقه سنّتي و اجتهاد جواهري» بوده و تخلّف از آن را جايز نميدانستند، ولي معتقد بودند كه «اين بدان معنا نيست كه فقه اسلام پويا» نباشد.(٣) لذا ايشان بر نقش دو عنصر زمان و مكان توجه خاص داشته و ميفرمودند: «زمان و مكان دو عنصر تعيينكننده در اجتهادند». مسألهاي كه در قديم داراي حكمي ظاهري بود، همان مسأله در روابط حاكم بر سياست و اجتماع و اقتصاد يك نظام، ممكن است حكم جديدي پيدا كند. بدان معنا كه «با شناخت دقيق روابط اقتصادي، اجتماعي و سياسي، همان موضوع اول كه از نظر ظاهر با قديم فرقي نكرده است، واقعا موضوع جديدي شده كه قهرا حكم جديدي ميطلبد».(٤)
و از همه مهمتر اين كه ايشان حكومت را فلسفهي عملي تمامي فقه دانست:
«حكومت، در نظر مجتهد واقعي، فلسفهي عملي تمامي فقه در تمامي زواياي زندگي بشريّت است. حكومت نشاندهندهي جنبهي عملي فقه در برخورد با تمامي معضلات اجتماعي، سياسي، نظامي و فرهنگي است».(٥)
همچنين ايشان ويژگيهاي مجتهد واقعي را اينگونه برشمرد:
«آشنايي به روش برخورد با حيلهها و تزويرهاي فرهنگ حاكم بر جهان، داشتن بصيرت و ديد اقتصادي، اطلاع از كيفيت برخورد با اقتصاد حاكم بر جهان، شناخت سياستها و حتي سياسيّون و فرمولهاي ديكته شدهي آنان و درك موقعيت و نقاط ضعف... از ويژگيهاي يك مجتهد جامع است».(٦)
با اين همه اگر سخن استاد مطهري را به ياد داشته باشيم كه فرمود: «حق اين است كه در برابر هر يك از رسالههاي عمليّه... دهها رسالهي عمليه، فكريه، اصوليه، اجتماعيه، اقتصاديه و سياسيه بر طبق احتياج و درك و قبول مردم و شأن زمان... نيز نوشته شود».(٧) بايد بپذيريم كه هنوز در ابتداي راهيم و تا رسيدن به آنچه كه آرزوي امام(ره) بود فاصلهي زيادي داريم.
٢ـ جهان اسلام: با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، چراغ اميدي در قلب امّت جهان اسلام روشن شد و مسلماناني كه تا آن هنگام فكر ميكردند براي رهايي از يك ابرقدرت، بايد به ابرقدرت ديگري روي آورند و يا بعضي گمان ميكردند كه امكان برقراري حكومت اسلامي در اين عصر و زمانه وجود ندارد، انديشه و فكرشان بطور كلي متحوّل شد. از جمله شاهد اين مدعا اين كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي از نفوذ انديشههاي ماركسيستي و... در ميان مسلمانان كاسته شد، و در مقابل، اسلام به عنوان راهنماي عمل انتخاب گرديد. بدينگونه فرياد اسلامخواهي مردم لبنان، سودان، الجزاير، مصر، افغانستان، كشمير و ديگر اقصي نقاط جهان، متأثر از انقلاب اسلامي و انديشهي امام خميني(ره) به حساب ميآيد.
آنچه گفته شد، چيزي نيست كه بر كسي پوشيده باشد. در اين مورد حتي بيگانگان نيز به اين حقيقت اعتراف كردهاند. اشاره به يك مورد، خالي از فايده نيست:
«اسلام تولد مجدد خود را از امام خميني دارد، او بود كه با احياي ارزشهاي فراموش شدهي ميليونها انسان، تعجب رهبران غرب و جهانيان را برانگيخت».(٨)
بدينگونه، پژواك انديشهي انقلاب اسلامي ايران در سطح جهان اسلام، احياي مذهب و به راه انداختن جنبشهاي اسلامي بود. چيزي كه به نفوذ اين «انديشه» كمك كرد، آرزوهاي امام(ره) در جهت آزادي جهان اسلام از زير يوغ استعمارگران و طاغوتيان، مجد و عزّت مسلمانان، از بين رفتن تفرقههاي سياسي، مذهبي، ملي و قومي در جهان اسلام و همچنين آگاهي بخشيدن به مسلمانان جهان، بازسازي و نجات تفكر ديني، و در يك كلام، نجات مسلمين بود.
ايشان در فرمايشان زيادي ميفرمودند: «ما اميد واثق داريم كه ملل اسلامي، در آتيهي نزديكي بر استعمار چيره شود».(٩) و نيز «بايد بسيجيان جهان اسلام، در فكر ايجاد حكومت اسلامي باشند و اين شدني است؛ چرا كه بسيج، تنها منحصر به ايران اسلامي نيست؛ بلكه بايد هستههاي مقاومت را در تمامي جهان به وجود آورد».(١٠)
ثمرات عميق نفوذ و تأثير انديشهي امام(ره) در حمايت همه جانبهي مسلمانان جهان از حكم اعدام سلمان رشدي ـ كه توسط امام خميني(ره) صادر شد ـ به خوبي روشن گشت و دشمنان اسلام را بيش از پيش از قدرت جهان اسلام به وحشت انداخت.
٣ـ نظام بينالملل: اگرچه تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ميگفتند كه «دين افيون تودههاست»، امّا پس از پيروزي انقلاب اسلامي و انديشهي ديني در ايران، اين سخن به موزههاي تاريخ انديشه سپرده شد. به نظر ميرسد يكي از علل عمدهي غافلگير شدن تحليلگران غربي و شرقي در پيشبيني وقوع انقلاب اسلامي، تصوّرات غلط آنها از دين و انديشهي ديني بود. يكي از روزنامهنگاران غربي طي تحقيقي، به بررسي رويدادهاي ايران در فاصلهي زماني ده سال قبل از وقوع انقلاب ـ در ١٢ روزنامهي مشهور جهاني كه در سطح بينالمللي منتشر ميشوند ـ پرداخته است. وي در پايان، به اين نتيجه رسيده است كه هيچ يك از اين روزنامهها نتوانسته بودند خوانندگانشان را براي اعلام خبر وقوع انقلاب آماده كنند.(١١)
يكي از عواملي كه به نفوذ انديشهي سياسي اسلام (علاوه بر دين اسلام) در سطح نظام بينالملل قوّت بخشيد و قرآن را به صورت يك انديشهي جهاني ـ كه تمام جهان را به سوي خويش دعوت ميكند ـ درآورد، نامهي امام(ره) به گورباچف ميباشد، نامهاي كه يادآور نامههاي پيامبر اسلام(ص) به پادشاهان جهان بود؛ در اين نامه امام(ره) به صراحت مشكل اصلي كشور شوروي سابق را «عدم اعتقاد واقعي به خدا» معرفي كرده و از گورباچف خواست كه دربارهي اسلام به طور جدي تحقيق كند.
«آقاي گورباچف!... بايد به حقيقت روي آورد. مشكل اصلي كشور شما، مسألهي مالكيت و اقتصاد و آزادي نيست، مشكل شما عدم اعتقاد واقعي به خداست؛ همان مشكلي كه غرب را هم به ابتذال و بنبست كشيده و يا خواهد كشيد... اكنون از شما ميخواهم دربارهي اسلام، به صورت جدي تحقيق و تفحّص كنيد؛ و اين نه بخاطر نياز اسلام و مسلمين به شما، كه به جهت ارزشهاي والا و جهانشمول اسلام است كه ميتواند وسيلهي راحتي و نجات همهي ملتها باشد و گره مشكلات اساسي بشريّت را باز كند».(١٢)
به اين ترتيب، طرح انديشهي ديني و مذهبي در جهان امروز، يكي از ثمرات مهم انقلاب اسلامي ايران و انديشهي بنيانگذار آن ميباشد، چيزي كه تا قبل از پيروزي انقلاب در رديف مسايل فراموش شده و بلكه تخديركنندهي جوامع به حساب ميآمد. قابل توجه اين كه مطرح شدن انديشهي اسلامي در سطح جهان، از چنان جديّتي برخوردار است كه نظام موجود جهاني را به اعمال واكنش مجبور ساخته كه طرح تئوريهايي؛ همچون «رويارويي تمدّنها» در اين راستا قابل تحليل است.(١٣)
پينوشتها:
١ـ آواي توحيد، ص ٢١.
٢ـ از پيام امام به روحانيت، ٣/١٢/٦٧.
٣ـ مجلهي حوزه، شماره ٣٨-٣٧، ص ٩.
٤ـ همان، ص ١٠.
٥ ـ همان، ص ١٢.
٦ـ همان، ص ١١.
٧ـ گزيدهي مقالهها (مجموعه مقالههاي تحقيقي و پيشنهادي مجلهي حوزه، دربارهي مسايل حوزههاي علميه)، ص ٢٦.
٨ ـ يك روزنامهي آرژانتيني، به نقل از حوزه، ش ٥٨، ص ٩٤.
٩ـ حوزه، ش ٣٢، ص ١٣.
١٠ـ همان، ص ٤١.
١١ـ مارتين واكر، قدرتهاي جهان مطبوعات، ترجمه م. قائد. روزنامههايي كه مؤلف اين كتاب مورد بررسي قرار داده است از اين قرارند: تايمز، لوموند، ديولت، كوريه ره دلاسرا، الاهرام، آساهي شيمبون (با ٣٥ ميليون خواننده!)، نيويورك تايمز، واشنگتن پست، گلوب اندميل، ايج ملبورن و راند ديلي ميل. وي به اين نتيجه ميرسد كه «اگر بررسيهاي اين كتاب نكتهاي ناگوار داشته باشد اين است كه جوامع بشري روزنامههايي در خور شايستگيشان ندارند. ص ٤٢. و اين اعتراف، از يك روزنامهنگار غربي بسيار گويا است.
١٢ـ از پيام امام(ره) به گورباچف، ١١/١٠/٦٧.
١٣ـ براي مطالعهي نظريه «رويارويي تمدنها» اثر ساموئل هانتينگتون ر. ك به: مجتبي اميري، ماهنامهي اطلاعات سياسي ـ اقتصادي، شماره ٧٠-٦٩ و ٧٤-٧٣.