پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - عقده گشايي اسراييل عليه جهان اسلام و جبران شكست در لبنان - حاتمی امید
عقده گشايي اسراييل عليه جهان اسلام و جبران شكست در لبنان
حاتمی امید
هنوز براي حملات و جنايات اخير رژيم صهيونيستي به مناطق خودگردان فلسطيني و كشتار و سركوب شديد مردم فلسطين، هيچ پايان مشخصي قابل تصور نيست.
پيروزي آريل شارون، رهبر راستگراي متعصب حزب ليكود فلسطين اشغالي و قصاب صبرا و شتيلا در انتخابات ١٨ بهمن ماه سال ١٣٧٩ اسراييل، معنايي جز اين نداشت كه تنها سياست «مشت آهنين» به عنوان سياست و مشي رسمي اين رژيم برگزيده خواهد شد و دليل اين هم چيزي جز سوابق شارون و حاميان تندرو او نبود.
شارون ٧٤ ساله و ژنرال سابق، در سال ١٩٥٠ م با بمباران دهكدههاي فلسطيني موجب ويراني چهل منزل مسكوني و كشته شدن ٦٥ فلسطيني شد كه نيمي از آنان زنان و كودكان بودند.
شارون در سال ١٩٨٢ در سمت وزير جنگ اسراييل با حمله به لبنان بيست هزار نفر را به قتل رساند و در «صبرا» و «شتيلا» هشتصد مرد و زن فلسطيني و لبناني را قتل عام كرد. وي هيجده سال بعد، يعني در سپتامبر سال ٢٠٠٠ با رفتن به حرم الشريف آغازگر تشنج جديدي شد كه تعداد زيادي از فلسطينيها را به كشتن داد.
ديدار از پيش برنامهريزي شدهي آريل شارون، رييس افراطي حزب ليكود در مهرماه ١٣٧٩ش، جرقهي قيام تازهي مردم فلسطين را عليه جنايتهاي مستمر رژيم صهيونيستي ايجاد كرد كه به انتفاضهي مسجد الاقصي شهرت يافت. مردم فلسطين طي چهار ماه حدود چهار صد شهيد تقديم اين نهضت كردند و شمار زخميهاي آنان از مرز هفده هزار نفر تجاوز كرد.
اما دولت شارون در تهاجم تازهي خود، گرچه در ظاهر عرفات و حكومت خودگردان را هدف قرارداده و تلاش دارد حملهي ناتمام ١٩٨٢ م لبنان را در رام الله به پايان برساند؛ اما هدف واقعي آن، بيترديد نابودي كامل جنبش مردم فلسطين به عنوان نماد همبستگي اعراب و مسلمانان عليه رژيم اسرائيل و نيز مرعوب و تحقير كردن جهان اسلام است.
رژيم صهيونيستي در اين راه تا كنون با تمسّك به وقايع ١١ سپتامبر امريكا و جريان مبارزه با تروريسم و نيز كسب حمايتهاي معنوي و مادي از دولت امريكا، به خوبي از تشتّت آرا و نظرات ميان رهبران و كشورهاي عربي و مسلمان سوء استفاده كرده است.
دولت شارون براي موفقيت خود بر روي چند متغير مهم؛ يعني سكوت كشورهاي اسلامي و مجامع بينالمللي، ترديد و دودلي اعراب و حمايت صريح امريكا و جناحهاي داخلي دولت رژيم صهيونيستي آن هم در مقياس وسيع حساب باز كرده است.
جهان عرب، هر بار در حالي گرد هم آمدهاند كه تعداد قابل توجهي از آنها به دلايل و يا به بهانههاي مختلف از شركت در گردهماييها خودداري كرده و حاضران نيز يا به علت وجود اختلاف و رقابت ديرينه با يكديگر و يا به علت تهديد ابرقدرتها نتوانستند به نتيجهاي دست يابند.
كشورهاي اسلامي بايد با بسيج منابع و ظرفيتهاي خود، گامهاي عملي و مؤثري در جهت حمايت از انتفاضه و مقاومت ملت مظلوم فلسطين و نيز برخورد با سياستهاي نژادپرستانه و سركوبگرايانهي اسراييل بردارند كه البته اين امر جز با انسجام و هماهنگي ميان كشورهاي اسلامي ميسر نخواهد بود.
حمايت كامل از مردم فلسطين، قطع كامل روابط با اسراييل، عدم هرگونه مذاكره و يا تماس با حكومت شارون و نيز تنظيم روابط با حاميان اسراييل بر اساس عملكرد و سياستهاي آنها در قبال كشتار مردم فلسطين و در نهايت بررسي استفادهي منطقي از سلاح نفت، از جمله اصولي هستند كه تمامي كشورهاي اسلامي بايستي خود را متعهد به انجام آنها كنند
تشابهات طالبان و رژيم صهيونيستي
از سوي ديگر، جنايات و اقدامات رژيم صهيونيستي تشابهات و مطابقتهاي زيادي با حكومت طالبان دارد كه به اين ترتيب، ضرورت برخوردهاي يكسان جوامع بينالمللي را با اين دو پديده، مورد تاكيد قرار ميدهد.
اشغالگري، ترور، گرايشات نژادپرستانه، افراطگرايي، برداشت متحجرانه از مذهب، نسلكشي، ناديده گرفتن حقوق انساني و اجتماعي، ناديده گرفتن قوانين و حقوق بينالمللي و حكومت براساس زور و اسلحه، ساختار حكومتي غير مردمي و مبتني بر استبداد و ديكتاتوري و همينطور قتل عام انسانهاي بيگناه، از جمله شاخصههاي كاملاً يكسان حكومت طالبان و رژيم صهيونيستي است.
همان گونه كه صهيونيستها با حمايت مالي و تسليحاتي قدرتهاي بزرگ، جغرافيا و سرزمين فلسطين را به اشغال خود درآوردند و بازور سرنيزه بر مردم مسلمان فلسطين مستولي شدند، طالبان نيز با بهرهگيري از عناصر و قدرتهاي خارجي و حمايتهاي مالي و تسليحاتي آنان، بر بخش اعظم سرزمين افغانستان، سيطره يافتند.
ترور و وحشت كه به عنوان يكي از شاخصترين عوامل برخورد با طالبان عنوان شده، اكنون از جملهي مهمترين ابزاري است كه در عملكرد و رفتارهاي رژيم صهيونيستي به شكل سابقهدار و سازمان يافته به كارگرفته ميشود و البته حاميان غربي اين رژيم نيز از عمليات تروريستي آن بي اطلاع نيستند.
تشكيلات و ساختار حكومتي طالبان بر پايهي عقايد متحجرانه و نژادپرستي بنا شد و اين همان نگرشي است كه اقليت صهيونيست هم به طور شديدتري آن را دنبال ميكنند.
با اين شرايط اكنون اين سؤال مطرح است كه چرا امريكا و برخي قدرتهاي غربي، هم چنان به حمايتهاي خود از رژيم نژادپرست و تروريست اسراييل كه عامل ناامني و ترور در خاورميانه و جهان است، ادامه ميدهند؛ اما در برچيدن بساط طالبان، به عنوان حامي تروريست و حكومت غيرمردمي، به سرعت وارد عمل شدند.
*****
واشنگتن برايجلب افكار عمومي جهان و نيز همياري كشورهاي عربي در مبارزه با تروريسم، با طرح هر موضوع انحرافي به مخالفت ميپردازد. رييس جمهور امريكا براي آرام نگه داشتن اوضاع ملتهب خاورميانه؛ بويژه با توجه به روند انتفاضهي مردم فلسطين به تلاشهايي در اين زمينه دست زده است. تا شايد مانع بروز شكاف و دودستگي در كشورهاي هم پيمان براي مبارزه با تروريسم شده و كشورهاي اسلامي و عربي را همچنان با خود همصدا نگه دارد.
با اين همه، واشنگتن به خوبي ميداند كه شرايط در فلسطين به نقطهاي حساس و تعيين كننده رسيده و تداوم سياستهاي جانبدارانه از رژيم صهيونيستي نتيجهاي جز دور شدن ملتهاي منطقه و يأس دولتهاي عربي از اين كشور ندارد.
*****
به هر جهت، نگاهي به كارنامهي جنايات رژيم نژادپرست اسراييل از آغاز اعلام موجوديت در سرزمين فلسطين، اين واقعيت دردناك را آشكار ميسازد كه مردم فلسطين در دوراني ـ به درازاي بيش از نيم قرن ـ هم چنان تاوان سياستهاي تجاوزكارانهي اين رژيم را ميپردازند.
به عقيدهي آگاهان، تا زماني كه امريكا به سياست دوگانهاي خود در قبال تحولات منطقه، بويژه در مسألهي فلسطين ادامه دهد، بحران خاورميانه روزبهروز پيچيدهتر خواهد شد؛ چرا كه نه ميتوان فلسطين اشغالي، مصر، سوريه و لبنان را با افغانستان مقايسه كرد و نه دولتهاي منطقه را با گروه طالبان برابر دانست.
ادامهي اين وضعيت، علاوه بر دامن زدن به حس بي اعتمادي ملتهاي منطقه نسبت به امريكا آتش جنگ و خشونت را در خاورميانه به عنوان كانون بحران شعلهور نگه خواهد داشت.