پگاه حوزه
(١)
سياست بحران سازي امريکا و روان پريشي سياسي بوش - صبوری ضیاء الدین
١ ص
(٢)
گفتمان وحدت حوزه و دانشگاه در دههي اول انقلاب اسلامي ايران -
٢ ص
(٣)
فساد مالي مبناي افول نظامها و گفتمانهاي هژمون - کوهزاد حمید
٣ ص
(٤)
تحولات فلسطين -
٤ ص
(٥)
بنيادهاي متزلزل اخلاق وفرهنگ درجامعه ي آمريکا - مظفری محمد رضا
٥ ص
(٦)
سه رويكرد در آموزش تعاليم دين (1) - فعالى محمدتقى
٦ ص
(٧)
كارويژههاي حكومت ديني در انديشهي صدرالمتألهين - لکزايی نجف
٧ ص
(٨)
ماکياوليسم وانديشه ي ديني از منظر انسان شناسي وسياست - زارع محمد
٨ ص
(٩)
نقد نگرش اسطوره اي به نهضت حسيني - پوراحسان امیر
٩ ص
(١٠)
هويت باوري در جهان بيني انديشه ي اسلامي معاصر - مرادى مجيد
١٠ ص
(١١)
وضعيت زنان در سطوح مديريت ايالات متحده -
١١ ص
(١٢)
تجدد در آيينه ي سنت گرايان معاصر -
١٢ ص
(١٣)
ادوارد سعيد و وظيفه منتقد -
١٣ ص
(١٤)
عاشورا درسينماي ايران - حمد امیر
١٤ ص
(١٥)
عاشورا درسينماي ايران - حمد امیر
١٥ ص
(١٦)
شاعرانگي در نثر دفاع مقدس - فیروزی اسماعیل
١٦ ص
(١٧)
از بهار ارغوان(چند غزل از رضا اسماعيلي) -
١٧ ص
(١٨)
سفر به سوي نور - حقی پور رحمت
١٨ ص

پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - تحولات فلسطين

تحولات فلسطين


نهضت و مبارزات فلسطينيها درپنجاه سال گذشته، ازچه فرازونشيبهايي گذرکرده است؟
در صحنه ي فلسطين گفتمانهاي مختلفي را شاهد بوديم که در مقطع مورد اشاره ي جنابعالي،گفتمان ناسيوناليستي و پان عربيستي را شاهد هستيم که به عنوان محور مبارزات جهان عرب عليه دولت اشغالگر فلسطين مورد توجه است و درکنار پان عربيسم و گفتمان ناسيوناليستي عرب، مکاتب ديگري هم تلاش کردند تا خودشان را به عنوان محور فکري مبارزات مطرح کنند که در نهايت ناکارآمدي همه ي اين نوع مبارزات آشکار گرديد و گفتمان اسلام گرايان ـ که قبل از تأسيس دولت يهود در سال ١٩٤٨ م در صحنه ي فلسطين با حضور عزّالدين قسام و ديگران حضور داشت ـ بيش از گذشته خودنمايي کرد و درصحنه ي مبارزات عملاً هم مشخص گرديد که در سايه ي فرهنگ اسلامي و گفتمان اسلام گرايي است که مي توان به مبارزه اي ريشه اي و همه جانبه براي احقاق حقوق مردم فلسطين دست يازيد.

حرکت مقاومت فلسطين در افول پان عربيسم چه نقشي داشته و چه تغيير و تحولي را در الگوي مبارزاتي ايجاد کرده است؟
انتفاضه ي مردم فلسطين که از نيمه ي دوم دهه ي هشتاد ميلادي در عرصه ي مبارزات براي احقاق حقوق خود مطرح شد، با محوريت بخشيدن به هويت ديني و باورهاي مذهبي،درصحنه ي مبارزات و با شعار «لااله الا الله» ومشتهاي خالي و يا «ثور الحجاره» و يا انقلاب سنگ و سنگهايي که در دست جوانان و نوجوانان فلسطيني قرار گرفت،اين نکته را نشان داد که مردم فلسطين بايد متکي به دين باشند و با پشتوانه ي اصيل و عميق ديني و ملي و با اعتماد به هويت اسلامي در صحنه ي مبارزه با اشغالگران حضور پيدا کنند؛ و ما الگوي جديدي از مبارزات را شاهد هستيم که به نوعي به مبارزات مردم مسلمان ايران در جريان انقلاب اسلامي نزديک هست و مشابهتهايي را هم مشاهده مي کنيم.مکاتب الحادي ومادي وناسيوناليستي ويا ازانديشه هاي ليبراليستي وکانسرواتيسم و محافظه کاري درعرصه ي فلسطين بوجود آمد و آزمونش را طي کرد ولي ناموفق بود.
درجمع بندي نسلهاي دوم وسوم، اين نکته حايزاهميت است که بايد طرحي نو درافتد وبا اتکا به آنچه هويت ملي فرزندان فلسطين ناميده مي شود ـ يعني باورهاي ديني و اتصال به منبع لايزال الهي ـ و با قدرت بازوي خودشان در صحنه ي مبارزات حضور پيدا کنند تا بتوانند دشتمن را سرنگون کنند.وبراين اساس امروزه به رغم فراز ونشيبهاي مختلف، شاهد آن هستيم که مبارزات هم چنان ادامه دارد و انتفاضه تنها راههايي مردم فلسطين از يوغ اشغالگران ومتجاوزان ورسيدن به حقوق خود مي باشد.

حوادث ٢٠شهريور(١١سپتامبر)و وقايع پس از آن وهمچنين «بحث تروريسم» چه ارتباطي مي تواند با مسأله ي فلسطين داشته باشد؟
حادثه ي ١١سپتامبر(٢٠شهريور) سال ١٣٨٠بايد درجاي خودش تجزيه وتحليل شود و از انگيخته هاي وانگيزه هاي اين حاديه و واقعه بايد در فرصت مناسب با داده ها و اطلاعات صحيح و دقيق مبتني برواقعيات،تحليل مناسبي را ارايه داد؛چرا که هنوز درکوران آن حوادث هستيم وموج رسانه هاي تحميل شده ي جهاني،بسياري از واقعيتها را کتمان مي کنند.ولي در ارتباط با تحولات منطقه موسوم به خاورميانه،واگر بطور دقيق تر بگوييم آسياي غربي،اين مسأله قابل توجه وحائز اهميت است؛ چرا که در شرايطي که کلّ جهان به اين نکته مجاب مي شد که رژيم صهيونيستي نه تنها طالب صلح و آرامش در منطقه نيست، بلکه همان مختصر حق اوليهه ي شهروندان فلسطيني را هم ضايع کرده است که طبيعتاً مورد خشم جهانيان قرار خواهد گرفت.درچنين شرايطي بايد حادثه اي هم چون ١١ سپتامبر اتفاق بيفتد که انظار وافکار عمومي جهان را از موضوع فلسطين به موضوع ديگري متوجه کند. لذا حادثه ي ١١سپتامبر اتفاق بيفتد که انظار و افکار عمومي جهان را از موضوع فلسطين به موضوع ديگري متوجه کند . لذا حاذثه ي ١١سپتامبر ازاني جهت قابل بررسي و حائي اهميت است.
از سويي ديگر،با توجه به هزينه هاي بالايي که رژيم غاصب صهيونيستي براي غرب به ويژه ايالات متحده امريکا دارد و بايک نگاه استراتژيکي ممکن است درآينده در يک محاسبه سود و زياني و حمايت بدون قيد و شرط فعلي از رژيم اسرائيل درجهت منافع غرب نباشد،بايد به طراحي نويني دست مي يازيدند،تا هم فشار روحي و رواني موجود درغرب و اسراييل را کاهش دهند و هم در صورت بحراني شدن اوضاع و پيش بيني روز مبادا،در نقطه اي استراتژيک و مهم در قلب آسيا مستقر بشوند تا کنترل غرب را دراين نقطه ي کليدي از دنيا، هم چنان حفظ کنند؛ چرا که حضور اسراييل درجنوب غرب و در قلب جهان اسلام براي کنترل اين منطقه توسط غرب بوده و در صورت از دست رفتن اين نقطه ي استراتژيک،نقطه ي جايگزين،نقطه اي است که شمال وجنوب آسيا وشرق و غرب آسيا را مي تواند کنترل کند ودرواقع همين مکاني است که افغانستان در قلب آن قرار دارد که هم کنترل روسيه وچين را در شمال شرق و شمال غرب آسيا،وهمين طور کنترل هندوستان و جهان اسلام در مرکز وجنوب آسيا را مي تواند براي غرب به همراه داشته باشد؛لذا سلسله حوادثي که پس از ١١سپتامبر در آسيا شاهد آن هستيم بايد در اين رابطه تحليل شود.ولي به طور خاص درارتباط با کاهش فشار موجود بررژيم اسرائيل،طبيعتاً با طرح مقوله اي به نام مقابله با تروريسم،تلاش شد که حرکت هاي آزادي بخش و استقلال طلبانه ي مردم مظلوم فلسطين تحت پوشش انتفاضه را به عنوان يک حرکت تروريستي قلمداد کنند.هرچند امروزه دردنيا و در افکار عمومي جهانيان به رغم فشارهاي رسانه هاي خبري اين نکته مشهود است که،ادعاهاي هميشگي غرب چندان مورد قبول واقع نشده است واجلاسي مانند کنفرانس دورگان درافريقاي جنوبي درماه هاي گذشته نشان داد که عموم جهانيان با اعمال نژادپرستانه رژيم صهيونيستي اسرائيل ميانه ي خوبي ندارند،وتنها با حمايت قدرتهاي استکباري واستعماري است که چنين رژيمهايي توانسته اند به حيات خود ادامه دهند.
بنابراين اميدواريم که درشرايط نوين جهاني ودرفرداي حوادث ١١ سپتامبر با تنوير افکار جهانيان به ويژه جهان اسلام و با بيداري مسلمانان جهان ووحدت امت اسلامي وکشورهاي اسلامي،حقوق از دست رفته وپايمال شده،مردم مظلوم فلسطين احيا شودوآن مردم مظلوم که امروزه با تمام وجود به نمايندگي ازجهان اسلام ازهويت اسلامي دفاع مي کنند درکسب حقوق مشروع خود موفق شوند تا سرزمين اسلامي فلسطين به دست صاحبان اصلي آنها برگردد.
جنابعالي چه نظري درمورد کنفرانس «فلسطين به نگاه ايراني» داريد.
تفکيک نگاه ايراني ازنگاه اسلامي در مقوله ي فلسطين،نه علمي است ونه انطباق با واقعيتهاي تاريخ معاصرما دارد. امروزه مقوله ي فلسطين واحقاق حقوق حقه ي مردم فلسطين،ازمنظرانساني،دني واسلامي وهم ازمنظر منافع ملي،حائز توجه واهميت است چرا که هرانسان آزاده ومسلمان وباهويت اصيل ايراني بايد به اين مقوله توجه کند که صلح وثبات آينده درمنطقه وجهان وگريز ازيک جنگ فراگير ديگر، درحل عادلانه ي مسأله فلسطين است.
بنابراين طرح مقولات ناسيوناليستي دراني زمينه تفکيک منافع ملي ازنگاه انساني واسلامي به اين موضوع،خدمت به آرمان ومنافع ملي ايران وايرانيان نخواهد بود.چرا که سخنراني تاريخي مرحوم آيتالله کاشاني هنگام اشغال فلسطين در سال ١٣٢٧نشان داد که چگونه فرزندان ايران زمين به حمايت از مردم مظلوم فلسطين برخاستند؛ ويا دردهه ي ٤٠ که آغاز نهضت اسلامي درادامه ي مبارزات تاريخي ملت براي احقاق حقوق خود را شاهد هستيم،باز موضوع فلسطين ومقابله با اسرائيل مطرح مي شود. وامروزهم درشرايط نوين جهاني که جهاني سازي تحميلي را شاهد هستيم،طبيعتاً وجود يک مرکز قدرت توسط قدرتهاي جهاني براين منطقه درشُرف تحميل بوده وهست.بنابراين بايد همگان دست به دست هم دهند وکمک کنند که اين طرحهاي استعماري در منطقه اجرا نشود،چرا که آينده ي صلح وامنيت جهان ومنطقه درخطر خواهد افتاد.وبراين اساس بايد همه ي منصفان وحق جويان از هر آنچه که به حل اين مشکل به صورت دقيق وعادلان جلوگيري مي کند پرهيز کنند،چرا که با تفکيک نگاه هاي ديني وانساني ازنگاه ايراني،به يک نکته ي بسيار مهم تاريخي وواقعيتهاي جهان معاصر بي توجهي مي شود. همچنانکه عرض کردم از ديرباز ايران وايراني ِ مسلمان و حق طلب وآزادي خواه به دنبال اعتلاي کلمه ي حق و مقابله با باطل وحق ستيزان بوده و سرنوشت ايران وايراني وکل فرزندان اين منطقه درگرو مقابله با فزون خواهي ها وحق ستيزيهاي رژيم اشغالگر صهيونيستي در منطقه مي باشد.