پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢

انتفاضه‌ي فلسطين چالش‌ها و اميدهاي تازه


دكتر برهان غليون
حاتم عبدالقادر
دكتر عبدالاله بلقزيز

با آغاز دومين ماه پياپي از جنبش جديد انتفاضه ملت فلسطين با محدوديت مسجد اقصي و شعله ور شدن تصاعدي اين حركت، توجه جهانيان و به ويژه تحليل گران سياسي بيش از حد انتظار اوليه به اين مسئله معطوف شد. آنچه از پي مي‌آيد، گفت و گويي است كه غسان بن جدو گزارش‌گر تلويزيون الجزيره با چهار تن از صاحب نظران و متفكران عرب درباره‌ي آينده‌ي جنبش انتفاضه انجام داده است. شركت كنندگان در اين مصاحبه عبارتند از:
دكتر محمد سعيد ادريس كارشناس مركز مطالعات سياسي و استراتژيك الاهرام.
دكتر برهان غليون، مدير مطالعات معاصر شرق در دانشگاه سوربن.
حاتم عبدالقادر، عضو كادر رهبري فتح درنواره غزه.
و دكتر عبداله بلقزيز، متفكر معروف مغربي و عضو دبيرخانه‌ي كنگره‌ي قومي عرب.
غسان بن جدو: با آقايان خوش آمد مي‌گويم. شما چهار نفر در كنفرانس جهاني قدس ـ كه در دوحه بر پا شد ـ شركت كرده‌ايد. اجازه دهيد از فلسطين شروع كنم و از آقاي حاتم عبدالقادر، جناب آقاي عبدالقادر، انتفاضه وارد دومين ماه خود شده است و همچنان ادامه دارد. به نظر شما، عناصر استمرار اين انتفاضه چيست؟
حاتم عبدالقادر: اين جنبش از عناصر سياسي و واقعي و عملي جهت استمرار برخوردار است. انتفاضه ـ چنان كه مي‌دانيد ـ نتيجه‌ي احساس سركوفتگي مردم از به بن بست رسيدن روند صلح است و نيز نتيجه‌ي تلاش مكرر اسرائيل براي مهار اراده‌ي فلسطيني‌ها و تحميل صلحي ننگين بر ملت فلسطين.
جلوه‌ي اين تلاش‌ها را در اجلاس كمپ ديويد مي‌بينيم. نقطه‌ي اصلي آغاز انفجار، مسجد مبارك اقصي است كه شاهد حضور اهانت‌آميز و از پيش طراحي شده‌ي شارون بود.

غسان بن جدو: آيا فقط شارون از پيش چنين طراحي كرده بود؟
عبدالقادر: به نظر مي‌رسد، سناريويي براي به هم ريختن اوضاع تدوين شده بود تا پس از شكست همه‌ي تلاش‌هاي سياسي براي واداشتن فلسطيني‌ها و مشخصاً ياسر عرفات به عقب نشيني‌هاي بيش‌تر در كمپ ديويد، سياست مشت آهنين را به كار گيرند. بنابراين، اسرائيلي‌ها مي‌خواهند با اين خشونت‌ها چيزي را كه نتوانستند پشت ميز مذاكره‌ي سياسي و سازش به دست آورند، به چنگ آورند.

غسان بن جدو: آيا به نظر شما، باراك در دام شارون افتاده است يا تنها شريك او در اين كار به شمار مي‌آيد؟
عبدالقادر: به نظر من شريك او است؛ اما گويا انتظار نداشت انفجار به اين حد برسد و انتفاضه به شكلي پيش بيني نشده و برنامه ريزي نشده اوج گرفت. انتفاضه، ابراز نيروي مردم بود و مردم فلسطين با تمام ابعاد سياسي، اجتماعي، ايدئولوژيك و ديني پيرامون آن گرد آمدند و اين حركت رابراي مبارزه با اشغالگران اسرائيلي، شكل دادند. به نظر من، در هيچ وضعي نمي‌توان اين حركت را متوقف كرد. هدف از اين حركت، تنها تشكيل گروه حقيقت ياب بين المللي نيست. مردم از اين خواسته بسيار فراتر رفته‌اند. هدف انتفاضه انتقال اين تانك از اين محور به آن محور يا بازگشت به مرزهاي ٢٨ سپتامبر ٢٠٠٠ نيست. امروزه هدف روشن همه‌ي گروه‌هاي ملي و اسلامي فلسطين، استمرار انتفاضه تا غلبه بر اشغال و رسيدن به قدس است. امكان ندارد از اين هدف كوتاه بيابيم.
غسان بن جدو آقاي عبدالقادر، شما عضو رهبري پيمان نيروهاي ملي و اسلامي هستند و عمليات انتفاضه را مديريت مي‌كنيد. شما از عناصر عملي و اجرايي استمرار انتفاضه سخن گفتند: اين موضوع را بعداً پي خواهيم گرفت. اما از دكتر عبداله بلقزيز مي‌پرسم آيا با نظر آقاي حاتم عبدالقادر ـ كه انتفاضه را از عناصر سياسي تداوم برخوردار مي‌داند ـ موافقيد يا خير؟ و آيااين عناصر محلي و داخلي است يا ممكن است عربي ـ اسلامي (منطقه‌يي) باشد؟
دكتر بلقزيز: اين عناصر، وجوه متعدد دارند. وجه ملي و داخلي فلسطيني به اندازه‌ي كافي روشن است. اولين عنصر همين مردم حاضر در خيابان‌هاي فلسطين اند كه در برابر اشغال و تجاوز ايستاده‌اند و در درگيرهاي روزانه و اشغالگران حضور دارند.
عنصر دوم هم آهنگي تصميم و اراده‌ي فلسطين با اين وضعيت مردمي است كه انتفاضه را نتيجه داده است.
سوم نبودن هيچ افق ديگر در برابر مردم و رهبري فلسطين براي بيرون آمدن از تونل روند صلحي است كه خود را در آن قرار داده بودند.
عناصر فوق عناصر ذاتي شكل دهنده و استمرار بخش حركت انتفاضه‌اند؛ يعني در درون جامعه‌ي فلسطيني ريشه دارند. عناصر و عوامل ديگري نيز وجود دارد كه موضع رسمي و مردمي فلسطين را تقويت مي‌كند. خيزش خياباني ملت‌هاي عرب و حركت گسترده و بي سابقه و شگفتي برانگير آنان براي دست يابي به نتايج مطلوب، يكي از اين عوامل است. آثار اين عامل را در كنفرانس اتحاديه‌ي عرب و تصميم‌هاي پس از آن و بروز نشانه‌هايي مثبت درهم نوايي با خواست ملت‌هاي عرب ـ كه قطع رابطه با اسرائيل و بستن نمايندگي‌ها و دفاتر اين رژيم است ـ مشاهده مي‌كنيم. بنابراين، عناصر و عوامل داخلي و منطقه‌يي و قومي تا حد زيادي پشتيبان انتفاضه‌ي ملي فلسطين است.
غسان بن جدو: آقاي برهان غليون، شما در فرانسه سكونت داريد و كارشناس ماهر مسائل اروپا و امريكاييد. آيا فكر مي‌كنيد اروپا و امريكا در آينده براي توقف انتفاضه، به شكلي قوي‌تر بر فلسطيني‌ها و يا حتي كشورهاي عربي فشار مي‌آورند يا اين كه غرب و مشخصاً امريكا در حالت سر درگمي و سكوت به سر مي‌برد؛ فعلاً به فلسطيني‌ها و عرب‌ها فشار نمي‌آورد و منتظر حوادث آينده است؛
دكتر غليون: من معتقدم از همان روزهاي اول ـ كه اروپايي‌ها در كنفرانس شرم الشيخ شركت كردند ـ فشار بر فلسطيني‌ها آغاز شده بود. آنان هدف خود را به طور صريح «توقف خشونت» اعلام كردند. منظورشان از خشونت، خشونت اسرائيلي‌ها نبود. حتي امروز كه اروپايي‌ها و غربي‌ها و مطبوعات و مقامات سياسي از خشونت در فلسطين سخن مي‌گويند، منظورشان خشونت فلسطين است. همين امر خود نشانه‌ي موضع‌گيري آنان است. آنان خشونت فلسطيني را از خشونت اسرائيلي تميز مي‌دهند؛ يعني اين كه خشونت اسرائيلي ـ بر عكس فلسطيني‌ها ـ خشونت دولتي قانوني است. بنابراين، معتقدم فشار بر فلسطيني‌ها از مدت‌ها پيش شروع شده است؛ اما وقتي انتفاضه استمرار يابد، اروپايي‌ها به تدريج مي‌فهمند اين جنبش دگمه‌يي نيست كه عرفات ياديگران آن را فشرده باشند. اين حركت، پيش از هر چيز نشانه‌ي عصيان ملت فلسطين بر وضع موجود ورد سياست سازش با اسرائيل است. فلسطيني‌ها فهميدند كه مذاكرات سازش در چارچوب اسلو و نشست‌هاي صلح، هيچ نتيجه‌يي برايشان ندارد به همين اندازه درك اروپايي‌ها از مسئله نيز فزوني يافته است. اكنون پشتيباني ثابتي از سوي ملت‌ها و دولت‌هاي غربي در جريان پشتيباني ثابتي از سوي ملت‌ها و دولت‌هاي غربي درجريان است. من معتقدم پشتيباني دولت‌ها بسيار مهم است و نبايد آن را دست كم گرفت. و هر چه اين حمايت‌ها افزايش يابد، از شدت فشار بر فلسطيني‌ها كاسته مي‌شود و مسئوليت استمرار خشونت رامتوجه اسرائيل خواهد كرد؛ و اكنون نشانه‌هايي از اين امر آشكار شده است. به نظر من، موضع اروپا در قبال مسئله چنين است.
غسان بن جدو: آقا دكتر محمد سعيد ادريس، آقايان درباره‌ي امكاناتي كه مي‌تواند انتفاضه را پشتيباني كند. سخن گفتند و دكتر برهان غليون از موضع رسمي غرب ـ كه برخي از آثار مثبت نيز همراه دارد ـ گفت وگو كرد. اكنون، پس از برگزاري كنفرانس سران عرب و اتخاذ تصميم‌هايي در آن هشدار آنان به اسرائيل ،موضع رسمي نظام‌هاي عرب را چگونه مي‌بينيد فكر مي‌كنيد اين موضع‌گيري، در پشتيباني از انتفاضه و برخورد با اسرائيل تا كجا پيش رود؟

دكتر محمد سعيد ادريس: نخست اين كه به طور مشخص و در سطح رسمي، موضع عربي يگانه‌يي وجود ندارد، كنفرانس سران عرب اختلاف روشن و شديد مواضع رهبران عرب را آشكار ساخت. اختلاف سطح اين مواضع از دعوت به حركت نظامي تا احتياط در قطع روابط و بستن نمايندگي‌هاي اسرائيل در نوسان بود. به طور كلي، مي‌توان گفت نتايج كنفرانس سران عرب، از منظري كه پيش از كنفرانس به آن نگريسته مي‌شد. مثبت است؛ اما از حد انتظار ملت‌هاي عرب و از حد نياز انتفاضه پايين‌تر بود. مهم اين است كه مواضع پس از اجلاس مواضعي جديداست؛ براي مثال عمرو موسي وزير خارجه‌ي مصر اعلام كرد چارچوب صلحي كه در كمپ ديويد دوم جريان داشت، ديگر پذيرفته نيست؛ سستي آن ثابت شده است و اكنون، باب هر گزينه‌يي [از جمله رويارويي نظامي] باز است. اين موضع، نسبت به سياست مصر و مواضع رسمي آن، بسيار مهم است؛ يعني موضع هيچ دولتي مصادره شده نيست و چه بسا به تناسب پيشرفت انتفاضه و حجم همراهي مردم عرب با آن دگرگون مي‌شود. بنابراين، اكنون بايد بر تحليل اين نكته متمركز شويم كه چگونه مي‌توانيم اين انتفاضه را نقطه‌ي شروع عملياتي آزادي بخش از استعمار صهيونيستي قرار دهيم؟

غسان بن جدو: بسيار خوب: من از سخن شما چنين در مي‌يابم كه عوامل ديگري ميزان همراهي دولت‌ها را تعيين مي‌كند. آيا شما با من هم نظر نيستيد كه نظام‌هاي رسمي (دولت‌ها) خود، تعيين كننده‌اند نه فقط فشار مردم يا پيشروي انتفاضه؟
دكتر ادريس: فرض شما چنين است كه نظام‌هاي عربي خودشان تصميم مي‌گيرند وابتكار عمل را در دست دارند؛ ولي در واقع چنين نيست. نظام‌هاي عربي فعال نيستند. منفعل‌اند. بسياري از دولت‌هاي عربي فاقد قدرت اعمال اراده‌ي سياسي خود هستند. فشارهاي زيادي متوجه دولت‌هاي عرب است. حجم بسياري فشارهاي امريكا و مشكلات داخلي فراوان، رهبران اين نظام‌ها را به درنگ در هر گونه موضع‌گيري و شتاب نورزيدن در اعلام آن را مي‌دارد؛ اما هر چه اوضاع كنوني داخل سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين تدام يابد و تحرك مردم بيش‌تر شود، فشار بيش‌تري به رهبران مي‌آيد و آنان براي حفظ مشروعيت و دفاع از حيثيت حكومت خويش، ناگزير مواضعي شديدتر عليه اسرائيل خواهند گرفت. از اين رو، من معتقدم مواضع دولت‌هاي عرب در ماه‌ها و چه بسا هفته‌هاي آينده، بهتر از پيش مي‌شود.
غسان بن جدو: آقاي دكتر بلقزيز: كشور مغرب سفارت خود را در اسرائيل تعطيل كرده و سفير خود را فراخوانده است. آيا، به نظر شما، اين موضع پاسخي منطقي و طبيعي به فشار ملت مغرب است؟ با توجه به صحبت‌هايي كه شد، آيا شما هم معتقديد مواضع رسمي عرب‌ها، در جهت حمايت از انتفاضه، عملاً روندي مثبت دارد يا اين كه در آينده فشارهاي بين المللي بيش‌تر خواهد شد و جهت آن را عوض خواهد كرد؟
دكتر بلقزيز: ترديدي نيست كه بستن دفتر ارتباطي اسرائيل در رباط و مشابه آن در تل آويو موضعي مثبت است و در سطح ملي مغرب و جهان عرب آثار مثبت فراوان دارد. بي ترديد اين حركت مثبت پاسخي به خواسته‌هاي افكار عمومي بود كه در تظاهرات عظيم خياباني شهرهاي مغرب به ويژه تظاهرات دو ميليون نفري رباط، خود را نشان داد. بستن دفترهاي ارتباطي، تجاري و حافظت منافع در برخي از كشورهاي عربي مانند عمان و تونس پاسخي درست به خواسته‌هاي مردم است.

دكتر غليون، درست است كه شما در غرب زندگي مي‌كنيد؛ اما از نزديك بر اوضاع دولت‌هاي عرب نظارت داريد. فضاي حاكم بر اين دولت‌ها و آفاق پيشرفت عملي آنان در حمايت از انتفاضه را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
دكتر غليون: نبايد سرخوردگي دولت‌ها و ملت‌هاي عرب از شكست مذاكرات صلح و فروپاشي روند صلح را دست كم گرفت. سخن صريح وزير خارجه‌ي مصر و بيانيه‌ي پاياني ـ كه خواهان توقف مذاكرات شد ـ دليل اين امر است. من معتقدم شكست مذاكرات براي دولت‌هاي عربي ـ كه به منظور تجديد روابط با غرب و امريكا و تامين آرامش و امنيت در داخل كشورهاي خود به مذاكره دل بسته بودند ـ هشداري جدي به شمار مي‌آمد. روشن است كه فروپاشي مذاكرات صلح و استمرار انتفاضه‌ي فلسطين در آينده آرامش كشورهاي عربي را با مشكل روبه رو مي‌سازد؛ زيرا خواست‌هاي محلي و داخلي باخواست‌هاي ملي عربي درباره‌ي فلسطين و درگيري با اسرائيل به هم گره خواهد خورد. طبيعي است كه دولت‌هاي عرب و نيز ايالات متحده و اروپا اين خطر را درك كرده‌اند و نمي‌خواهند آرامش منطقه به هم بخورد. آن‌ها خواهند كوشيد راهي براي برون شدن از اين تنگنا بيابند. به نظر من، با تداوم انتفاضه و پس از آن كه سران عرب اطمينان بيش‌تري از اوضاع داخلي كسب كنند كم كم فشار امريكا و اروپا متوجه اسرائيل مي‌شود و آنان در پي راه برون شد از بحران مي‌شتابند، كلينتون نيز عرفات و باراك را به ملاقات فرا خوانده است؛ يعني دولت‌هاي غربي و پيمان ناتو از ايده ي بازگشت به مذاكرات و خارج كردن منطقه از حالت تونل خطر و جنگ دست ننشسته‌اند. لازم نيست كه حتماً جنگ علني و رسمي باشد؛ بلكه سلسله شورش‌ها و ناآرامي‌هايي كه امنيت منطقه را بر هم زند، كار جنگ رامي‌كند. پيش بيني من اين ست كه هر چه انتفاضه استمرار يابد و با مردم عرب گره بخورد، نتايج بهتري در پي خواهد داشت.

آقاي عبدالقادر، روشن است كه شما خواهان آن هستيد كه با استمرار انتفاضه دولت‌هاي عرب را به اقدامات جدي و قاطع تشويق كنيد. به صراحت بگوييد به چه كساني دل بسته‌ايد واز كدام گروه اميد حمايت داريد؟ به عبارت ديگر از كه انتظار داريد چيزي به شما تقديم كند؟ از ملت‌ها يا دولت‌هاي عربي و يا از هر دو؟
حاتم عبدالقادر: ما، پيش از هر كس، به ملت خود در داخل فلسطين مديون و متكي هستيم؛ زيرا هرگز از دل بستن به ملت خود زيان نديده‌ايم. تجربه‌هاي فراوان هم داريم، تجربه‌هاي نظامي و سياسي، اما بسياري از نظام‌هاي عرب اين ملت را نه در سطح نظامي و نه حتي سياسي ياري نكرده‌اند. زماني كه رئيس عرفات به كمپ ديويد رفت، هيچ دولت عربي با او همراه نشد و ازخواسته‌هاي او حمايت نكرد. غالب رهبران عربي ـ كه با برادر ياسر عرفات د ركمپ ديويد تماس مي‌گرفتند ـ فقط پرس و جو مي‌كردند كه چه خواهد شد؟ امريكايي‌ها چه چيزي پيشنهاد كردند شما به آنان چه گفتيد؟ يعني اين كه ما در مذاكرات صلح تنها بوديم.

اين سخن بسيار مهم است. شما گفتيد تقريباً هيچ كدام از رؤساي عرب رئيس عرفات را در كمپ ديويد مورد حمايت قرار ندادند. اطلاعات شما در اين زمينه چه اندازه است؟
حاتم عبدالقادر: منظور من حمايت معنوي نبود؛ بلكه حمايت عملي است؛ يعني مادر وضعيتي بسيار خطير وارد كمپ ديويد شديم. بسياري از رؤساي عرب، رئيس عرفات رانصيحت كردند؛ برخي به رفتن و برخي به نرفتن؛ و وقتي پرسيد چرا نروم؟ گفتند: اگر بروي آن قدر فشار مي‌آوردند تا از تو امضا بگيرند. عرفات گفت: در آن صورت نخواهم پذيرفت. گفتند: چه كسي مي‌تواند فشارهايي امريكا را پس زند؟ عرفات گفت: من ياسر عرفاتم و مي‌توانم فشارهاي امريكا را رد كنم.
دكتر ادريس: من در صدد دفاع از سياست رسمي نيستم و تنها موضع شخصي خود را بيان مي‌كنم؛ اما حقيقت حكم مي‌كند هر چيزي را در نصاب واقعي‌اش قرار دهيم. رئيس مبارك دقيقه به دقيقه همراه ابو عمار در مذاكرات كمپ ديويد ٢ بود و ارتباط آن دو هيچ گاه قطع نشد. آقاي مبارك به دليل موضع رسمي و شجاعانه‌ي خود، مورد انتقاد شديد امريكا قرار گرفت .
به ياد داريم كه فريدمن در مقاله‌يي، به گونه‌يي اهانت‌آميز، تصريح كرد مبارك در دو مسئله بر عرفات فشار نخواهد آورد: يكي حذف مسئله‌ي قدس از مذاكرات كمپ ديويد و ديگري امضاي قرار داد پايان درگيري. مصر هر دو موضوع را رد كرد. رئيس جمهور مبارك اين موضع را اعلام داشته، به آن پاي بند ماند و براي همين امر، مورد هجوم امريكايي‌ها قرار گرفت. البته اين عادت آنان است. هر گاه مصر موضع شجاعانه‌ي سياسي مي‌گيرد، دستگاه تبليغاتي امريكا حمله‌هايي شديد عليه اين كشور ترتيب مي‌دهد.
برهان غليون: اين مسائل، حاشيه‌يي بودن مسئله‌ي فلسطين براي حكومت‌هاي عرب را، پيش از كمپ ديويد ٢، نفي نمي‌كند. عرفات بدون پشتيباني حقيقي عرب‌ها وارد كمپ ديويد شد و من معتقدم كه بخش بزرگي از انتفاضه واكنش در برابر موضع عرب‌ها و بي تفاوتي و دست شستن آن‌ها از مسئله‌ي فلسطين است. اين جنبش واكنشي است در برابر اسرائيل و واكنشي است در برابر عرب‌ها كه مي‌توانستند ضامن تحقق مذاكرات صلح باشند. من قبول دارم كه هيچ دولت عربي وجود ندارد كه تقسيم حاكميت بر قدس را بپذيرد؛ اما باصرف نظر از مواضع سياسي مصر و برخي كشورهاي ديگر، بسياري از نظام‌هاي عرب علاقه دارند فلسطيني‌ها بروند، مذاكره كنند. توافق نامه‌يي امضا كنند و ما را از اين مسئله راحت كنند تا وارد مرحله‌يي تازه شويم.
حاتم عبدالقادر: من نمي‌خواهم از رهبر يا دولت عربي معيني نام ببرم. ما براي رئيس جمهور مبارك و نقش مصر در پشتيباني از ملت فلسطين احترام قائليم. مصر فشارهاي امريكا براي فشار آوردن بر عرفات و قبول صلح ننگين ـ كه براي ما و مصر و هيچ عرب و مسلماني پذيرفتني نيست ـ رد كرده است؛ اما مي‌خواهم بگويم زماني كه برخي از سران عرب يا آقاي عرفات تماس گرفتند و از او پرسيدند: طرح اسرائيل براي مسجد الاقصي چيست؟ به آنان پاسخ داد كه اسرائيل مي‌خواهد در حاكميت بر مسجد الاقصي با ما شريك باشد. در اين جا، محكوم كردن طرح اسرائيلي كافي نيست؛ انتظار بود كه روساي عرب به عرفات بگويند؛ برگرد و ايالات متحده را ترك كن، ما پشت سرت هستيم؛ اما ياسر عرفات اين جمله را از هيچ كس نشنيد. حتي كشورهاي عرب بيانيه‌ي مشتركي در پشتيباني از موضع فلسطيني‌ها درباره‌ي حرم صادر نكردند.
عبداله بلقزيز، به نظر من، نمي‌توان دراين موضوع بين زيد و عمرو تميز داد. كساني كه ما از آنان سخن مي‌گوييم كساني بودند كه ياسر عرفات را به اسلو و كمپ ديويد كشاندند؛ در حالي كه مي‌توانستند در حمايت از موضع فلسطيني‌ها اقدامات عملي انجام دهند و در برابر موضع سازش كارانه‌ي برخي فلسطيني‌ها، سرسختي انجام دهند. چرا زماني كه حركت حماس در سال ١٩٩٦ به عمليات شهادت طلبانه دست زد، سران عرب تشكيل جلسه ندادند؟! اين دولت‌ها، به جاي حمايت از حماس، كنفرانسي بين المللي عليه آنچه كه تروريسم مي‌ناميدند، تشكيل دادند. در ظرف ٤٨ ساعت اجلاس سران در شرم الشيخ ساخته و پرداخته شد! ولي زماني كه ملت فلسطين در محاصره و گرسنگي قرار مي‌گيرد، حتي اجلاس كوچكي هم براي حمايت از موضع فلسطيني‌ها تشكيل نمي‌شود.
غسان بن جدو: به هر حال اجلاس سران برقرار شده است.
عبداله بلقزيز: اجلاس سران عرب برگزار شده؛ زيرا اعتراض ملت فلسطين به ديكته‌هاي امريكايي و صهيونيستي در كمپ ديويد و استقبلال اين ملت از سر برتافتن رهبران خويش از امضاي سازش نامه ـ استقلال مردم فلسطين از رهبران خود در غزه بسيار پر شكوه بود. براي اولين بار است كه ملتي به استقبال رهبران خود مي‌رود، نه براي آن كه آنان ره آوردي تقديم او كرده‌اند، بلكه براي آن كه آنان پيشنهاد امضاي تسليم نامه را رد كرده‌اند ـ و نيز انتفاضه‌يي كه پس از آن شكل گرفت. حكام عرب را ناگزير ساخت به اجلاس بيايند.

غسان بن جدو: مهم اين است كه اجلاس سران اتحاديه‌ي عرب برگزار شد. شما آقاي عبدالقادر، به كدام پي آمد اين اجلاس دل خوش كرده‌ايد؟

دكتر محمد سعيد ادريس: اجازه دهيد مطلب كوتاهي، در تكميل سخنان دكتر عبدالاله بلقزيز اضافه كنم. پيش از نشست كمپ ديويد ٢، ما در قاهره ميزبان يك هئيت فلسطيني بوديم كه آمدند و مركز را ديدند. خواست اساسي اين گروه آن بود كه خط قرمز عربي تدوين شود تا آنان روي آن تمركز يابند. عجيب است كه هئيت مذاكره‌گر فلسطيني، پيش از رفتن به كمپ ديويد، موضع عرب‌هاي حامي را گدايي مي‌كند. نبود اين موضع‌گيري يكي از عوامل انفجار عمليات انتفاضه است. اگر اين مطلب را خوب درك مي‌كنيم، آينده‌ي انتفاضه را خواهيم فهميد.
حاتم عبدالقادر: ما، پيش از هر كس، به مقاومت مردم فلسطين دل بسته‌ايم و به خون فلسطيني‌ها كه ريخته مي‌شود و در پرتو آن، آينده‌ي اين ملت روشن مي‌گردد. همچنين به ملت‌هاي عرب ـ كه از حكام خود جلوتر حركت مي‌كنند ـ دل بسته‌ايم. متأسفانه هنوز نظام‌هاي سياسي عربي تا سطح ملت‌هاي خود ارتقا نيافته‌اند.

غسان بن جدو: آيا هدف اين انتفاضه دست يابي به استقلال است يا به صلحي تازه و بر مبناي اسلو، هر چند بانامي ديگر؟ بايد روشن و صريح بود تا مسائل با هم مخلوط نشود. حقيقتاً شما در پي چه هدف اساسي هستيد؟
حاتم عبدالقادر: هدف اساسي ما تغيير قواعد بازي است.
غسان بن جدو: اين سخن شما با سخن چند دقيقه پيش شما در مورد استقلال اختلاف دارد.
حاتم عبدالقادر: ما به مقاومت ملت فلسطين به عنوان عنصر اساسي رسيدن به استقلال تكيه مي‌كنيم. اين حركت ممكن است در آينده با نوعي صلح يا مذاكره همراه باشد. ما اساساً با مذاكره بر اساس مبنايي جديد ـ و نه بر مبناي اسلو ـ مخالفتي نداريم. با اين حال، انتفاضه استمرار خواهد داشت. اگر اسرائيل خواهان مذاكره و بازگشت مجدد به مسير گفت و گوها، بر اساس مبناهاي جديد و ديدگاه‌ها و روش‌هاي تازه است. ما آن را خواهيم پذيرفت.
غسان بن جدو: دكتر بلقزيز، آقاي عبدالقادر مي‌گويد اين انتفاضه تا رسيدن به استقلال تدام خواهد داشت و در عين حال، خواهان تغيير قواعد بازي براي به نتيجه رسيدن گفت وگوها است.
دكتر عبدالاله بلقزيز: انتفاضه با تصميم و اراده آغاز مي‌شود؛ ولي با تصميم و اراده پايان نمي‌يابد. اگر همراهي علني فلسطيني با انتفاضه را به دقت بنگريم، خواهيم ديد اين همراهي از حصاري كه نيروهاي صهيونيست در ورودي شهرها و روستاها و مناطق مسكوني فلسطيني كشيده بودند، گذشته است؛ و مي‌توان گفت اين انتفاضه تحت عنوان استقلال جريان دارد و جز با پيروزي ملت فلسطين در پايان دادن به اشغال و كسب استقلال و بر پايي دولتي ملي، به مركزيت قدس، متوقف نخواهد شد.
طبعاً اين همراهي عمومي نشانه‌ي رشد آگاهي نخبگان فلسطيني است كه در جايگاه قدرت يا مبارزه قرار دارند. انتفاضه جديد، در مقايسه با انتفاضه ١٩٨٧، ويژگي‌ها و شرايطي متفاوت دارد. درك تازه‌يي از اين پديده شكل گرفته است و تلاشي براي سرمايه گذاري در آن درجريان است.در زمينه‌ي سرمايه گذاري در انتفاضه، مي‌توان گفت اين انتفاضه به روي همه‌ي احتمالات باز است؛ از جمله، قدرت يافتن مردم براي ايجاد تزلزل امنيتي در نيروهاي اشغالگر وتحميل هزينه‌هايي سنگين و بيش از هزينه‌ي عقب نشيني براشغالگران؛ مانند جنوب لبنان. انتفاضه در اين صورت خواهد توانست ادامه‌ي اشغال را به جهنمي براي اشغالگران تبديل كندو با وارد كردن عناصر جديدي از قدرت، در سطح رهبري فلسطين و گفت وگوها، استفاده ي سياسي نيز ببرد و كار را به جايي برساند كه مذاكره گر فلسطيني بتواند شروط خود را تحميل و قواعد بازي را دگرگون كند.
شنيده مي‌شود كه معاهده‌ي اسلو باطل است. من هم با اين نظر موافقم حتي كساني كه مي‌خواهند روح حيات در كالبد سازش بر مبناي معاهده مادريد بدمند، مرگ معاهده‌ي اسلو را باور دارند؛ اما من مي‌گويم معاهده‌ي اسلو فرزند معاهده‌ي مادريد شمرده مي‌شود و اين معاهده‌ها هر دو بي اعتبار است. امروزه چه كسي به مفاد اين مذاكرات پاي بند است. ايالات متحده امريكا؟! امروزه امكان بازگشت به مرحله‌ي پيش از بحران خاورميانه و اجراي تصميمات و قطعنامه‌هاي سازمان ملل متحد در موضوع فلسطين سخن مي‌گفتند ـ فراهم است. اما اين روند بايد با نظارت سازمان ملل متحد باشد نه امريكا؛ زيرا امريكا يك طرف نزاع است و در جبهه‌ي صهيونيست‌ها قرار دارد.
غسان بن جدو: آقاي عبدالقادر، به نظر مي‌رسد واقعيت انتفاضه‌ي فعلي با انتفاضه‌ي پيشين تفاوت دارد؛ به ويژه آن كه نيروهاي اسرائيل در آن زمان در مناطق خودگران حضور داشتند. برخي از صداها از درون حاكميت فلسطيني به گوش مي‌رسد كه مي‌گويد، مر حله‌يي جديد از انتفاضه ـ كه بر درگيري مستقيم با نيروهاي اسرائيلي مبتني است ـ فرا رسيده است. آيا اين امر عملاً ممكن است؛ به ويژه آن كه نيروهاي اسرائيلي در پشت ديوارها حضور دارند؟
حاتم عبدالقادر: در اين كه انتفاضه‌ي جديد با انتفاضه‌ي پيشين متفاوت است. با شما هم نظرم. در انتفاضه‌ي نخست نوعي تماس و برخورد مستقيم ميان نيروهاي اشغالگر و شهروندان فلسطين وجود داشت. اكنون آنان به خارج از منطقه A رفتند و تنها برخي موانع ايجاد كرده‌اند؛ يعني اين كه شرايط عيني عوض شده است و ما مي‌توانيم در مناطق C و B با آنان درگير شويم. بله، شرايط عوض شده است؛ اما ما تاكنون نتوانسته‌ايم زيان‌هاي جاني جدي به اسرائيلي‌ها وارد كنيم. زيانهاي وارد كرديم، اما اين زيانها در حدي نيست كه مطلوب ما باشد؛ زيرا اين مرحله ويژگي‌ها و حساسيت‌هاي خود را دارد. ما اكنون مي‌كوشيم فقط از سنگ در درگيري‌ها استفاده كنيم تا هم بتوانيم همدلي جهانيان با انتفاضه را كسب كنيم و هم هيبت دشمن را بشكنيم.
غسان بن جدو: شما از كدام همدلي سخن مي‌گوييد؟ حقيقت اين است كه نه جامعه‌ي جهاني و نه حكومت غربي هيچ كدام ... .
حاتم عبدالقادر: درست است، اما ما مي‌خواهيم از تبادل آتش بپرهيزم. ما مي‌خواهيم بگوييم كه يك ارتش اشغالگر با يك ملت نبرد مي‌كند نه با يك ارتش.

غسان بن جدو: اين سخن برخي مسئولان حكومتي فلسطين كه گفتند «مرحله‌يي جديد از انتفاضه، مبتني بر درگيري مستقيم، آغاز خواهد شد»؛ چه معنا دارد؟
حاتم عبدالقادر: معنايش اين است كه در تداوم گلوله باران شهرها و شهروندان ما در برخي مناطق، احتمال رويارويي نظامي وجود دارد؛ و امكان دارد ضربه‌هاي نظامي بر اسرائيلي‌ها وارد سازيم.

غسان بن جدو: آيا انتفاضه براي انجام علميات در داخل مرزهاي ١٩٤٨ آمادگي دارد؟
حاتم عبدالقادر: ما فعلاً از مرزهاي ١٩٦٧ سخن مي‌گوييم. در داخل اين محدوده ـ كه سرزمين فلسطين است ـ ما مي‌توانيم هر گونه ضربه‌اي به نيروهاي اشغالگر وارد سازيم؛ اما من نظري ديگري دارم. نظرم اين است كه اهميت سنگ زدن به اسرائيلي‌ها، به لحاظ شكستي كه به روحيه‌شان وارد مي‌كند، زياد است. ارتش اسرائيل ارتشي پيشرفته است. ما، زماني كه به اسرائيلي‌ها سنگ مي‌زنيم، تانك و موشك و توپخانه را از كار مي‌اندازيم. فكر مي‌كنيم اسرائيل ـ كه پنجمين يا ششمين قدرت نظامي منطقه‌اي است ـ در مقابل سنگ فلسطيني بسيار ضعيف است. اين هدف اساسي است؛ اما به معناي آن نيست كه ما هرگز از ديگر سلاح‌ها استفاده نخواهيم كرد. در آينده از همه‌ي سلاح‌هاي تشكيلات و نيروهاي ملي و سلاح‌هاي رسمي استفاده مي‌كنيم و درهاي جهنم را به روي اسرائيلي‌ها مي‌گشاييم.
غسان بن جدو: آقاي دكتر غليون، آيا فكر مي‌كنيد پس از انتخابات رياست جمهوري امريكا تغييراتي در سياست خاورميانه‌يي اين كشور رخ دهد. اكنون امريكا در بين كشورهاي خليج شديداً مورد نفرت است. آيا اين كشور دست كم براي حفظ منافع اساسي خود در اين منطقه، واقع بينانه‌تر عمل نخواهد كرد؟
دكتر برهان غليون: لازم است افكار عمومي ـ كه به مسئله فلسطين اهتمام مي‌ورزد ـ اين نكته را به روشني دريابد كه در سياست بين المللي صداقت و احسان وجود ندارد.
بنابراين، ايالات متحده با هر كشور ديگري مواضع خويش را تنها در ارتباط با منافع خود يا آنچه منافع خود مي‌پندارد، تعريف مي‌كند. اسرائيل از سال ١٩٨٩ هم پيمان استراتژيك و رسمي آمريكا است. امريكايي‌ها معتقدند، براي تامين امنيت خاورميانه، فشار بر عرب‌ها از فشار بر اسرائيل آسان‌تر است. امريكا مي‌خواهد اسرائيل قوي و برتر از همه‌ي كشورهاي منطقه را در اين جا نگه دارد. من معتقدم كه مشكل، امريكا نيست. حتي مشكل اسرائيل نيست. فقط اسرائيلي‌ها مسئول شكست روند صلح نيستند. مسئول عمده شكست صلح و مذاكرات عربهايند. به چه معنا؟ به اين معنا كه عرب‌ها در عرصه صلح سستي نشان دادند. آن‌ها تصور كردند قضيه تمام شده است و مي‌توان براي رسيدن به راه حل به امريكا اعتماد كرد. با اين پندار، تقريباً همه‌ي عرب‌ها عقب كشيدند و كار را بر فلسطيني‌ها وانهادند. در اين موقعيت امريكايي‌ها و اسرائيلي‌ها دريافتند كه مي‌توانند بيش‌ترين امتيازات و عقب نشيني‌ها را از طرف فلسطيني يا عربي بگيرند. بنابراين، توازن قوا با اسرائيل وجود نداشت. اگر بخواهيم از اين وضع خارج شويم ـ كه هدف انتفاضه هم خروج از اين وضع است ـ بايد توازن قوا پديد آوريم. بايد نخست به اسرائيلي‌ها و دوم به اروپايي‌ها و سوم به امريكايي‌ها بفهمانيم كه دست نيافتن به صلحي عادلانه ـ كه حقوق قانوني فلسطيني‌ها را تامين كند ـ در آينده هزينه‌هايي سنگين بر منافع ملي امريكا و اسرائيل و اروپا تحميل خواهد كرد. مشكل اساسي اين جا بود كه ما بهاي صلح را دست كم گرفتيم. صلح باكوتاه آمدن و اظهار حسن نيت و عقب نشيني از ميدان به دست نمي‌آيد. صلح معركه‌يي است كه بايد براي آن قرباني داد. فلسطيني‌ها امروز براي صلح قرباني مي‌دهند نه براي جنگ. جنگ هدف هيچ ملتي نيست. جنگ وسيله‌اي است. هدف اساسي انتفاضه بر عرب‌ها دست يابي به صلح مبتني بر قطعنامه‌هاي سازمان ملل متحده است. سبب شكست روند صلح اين بود كه اسرائيلي‌ها در حذف هدف‌هاي واضح و فراگير صلح توفيق يافتند. ما مذاكره مي‌كنيم و نمي‌دانيم به كجا خواهيم رسيد. روند گفت وگوها بايد از آغاز بر پايه‌هايي محكم، صريح و روشن تكيه داشته باشد. هدف گفت و گوها، تحقق دولتي فلسطيني و مستقل در همه سرزمينهاي مشخص شده در قعطنامه‌ي ٢٤٢ است.

غسان بن جدو: آقاي دكتر بلقزيز: بيننده‌يي از كلمبيا به نام غسان حمود تماس گرفته و پرسيده است: برادران ما در فلسطين تا چه ميزان مي‌توانند تجربه‌ي نظامي ومدني حزب اللّه‌ را در آزادي سرزمين خود به كار گيرند؟ آيا برادران فلسطيني ما قادر و يا مجاز به حركت جهادي آزادي بخش هستند؟
دكتر بلقزيز: شك نيست كه تجربه مقاومت اسلامي جنوب لبنان ـ كه حزب اللّه‌ ستون فقرات آن است ـ به عنوان تجربه‌يي مرجع و الگو براي جنبش‌هاي آزادي بخش در جهان و جنبش ملي فلسطين است؛ اما معناي مرجعيت اين تجربه آن نيست كه رونوشت آن در جاهاي ديگر پديد آيد؛ زيرا موقعيت مردم فلسطين در نوار غزه و قدس با موقعيت جنوب لبنان تفاوت دارد. درس عبرت بزرگي كه از اين تجربه مي‌توان گرفت. اين است كه يك ملت، وقتي راه مقاومت رابرگزيد بايد در اين مسير از ابزارها و نهادها و پيماني‌هاي تعيين كننده و سودمند استفاده كند. مقاومت لبنان به پيمان داخلي محكمي با ملت و دولت لبنان متكي بود؛ و اگر پشتيباني ملت و سياست‌هاي رسمي و متين دولت لبنان نبود به پيروزي نمي‌رسيد. مقاومت لبنان از پيمان راهبردي قوي با سوريه و ايران نيز سود برده است. اين پيمان عناصر مؤثر و سرنوشت ساز و پيروزي آور را وارد عرصه‌ي درگيري با دشمن صهيونيستي كرد.
انتفاضه مي‌تواند اين درس را فراگيرد و مبارزه‌ي ملي را به محيط طبيعي آن - محيط عربي و برآيند اتحاد استراتژيك با سوريه و لبنان است - اين مثلث مي‌تواند تحت حمايت عميق استراتژيكي عربي ـ اسلامي باشد كه پايه‌هاي اصلي آن ايران و عراق هستند. اين مثلث استراتژيك و اين عمق استراتژيك مي‌تواند بسياري از معادلات را تغيير دهد و عناصر جديد را، در مسير دست يابي به هدف، وارد صحنه كند.
غسان بن جدو: دكتر محمد سعيد ادريس، بيننده‌يي از كويت پرسيده است: چرا عرب‌ها به فلسطيني‌ها كمك تسليحاتي و مالي نمي‌كنند؟! البته سران عرب تاسيس صندوق كمك مالي را تصويب كرده‌اند. ممكن است اين امر كافي نباشد اما گام اوليه‌ي خوبي است.
دكتر محمد سعيد ادريس: مسئله‌ي كمك نظامي فعلاً غير واقعي است؛ زيرا اين كار كارشناسان نظامي خبره نيازمند است. تا راه‌هاي رساندن كمك‌هاي نظامي از طريق مرزهاي اسرائيل به داخل سرزمين فلسطين را بررسي كنند. براي همين اسرائيل، در پذيرش برپايي دولت با دولتك، به شدت اصرار داشت كه تشكيلات فلسطين مرز مشتركي با كشورهاي عرب نداشته باشد؛ يعني چنين تشكيلاتي در دل اسرائيل باشد. هدف اسرائيل از عدم عقب نشيني به مرزهاي ١٩٦٧، تعقيب سياسي است كه به فلسطين اجازه نمي‌دهد با دولت‌هاي عرب همسايه و هم مرز باشد. اين سياست سبب مي‌شود ميان فلسطينيان و اعراب روابط غير قابل كنترل شكل نگيرد.
به نظر من، مسئله‌ي مهم‌تر، تصحيح درك خطايي است كه عرب‌ها از حوادث فلسطين دارند. برخي عرب‌ها مي‌گويند: حوادث فلسطين اعمالي خشونت بار است كه بايد براي توقف آن دخالت كنيم؛ هر چند اين خشونت از سوي اسرائيلي‌ها است. جناح عربي حوادث فلسطين را حوادثي خشونت‌آميز مي‌داند كه اسرائيلي‌ها به وجود آورده‌اند و هدف خود را جلوگيري از تداوم اين خشونت، جلوگيري از خسارت بيش‌تر، جلوگيري از شهادت شمار بيش‌تر و حمايت از ملت فلسطين مي‌داند؛ اما بايد پرسيد: آيا اين تصور واقع بينانه است؟ مردمي كه براي رويارويي با تانك‌ها و هواپيما از خانه‌هاي خود بيرون مي‌روند، چه مي‌خواهند؟ آنان مي‌توانند در خانه‌هاي خود بمانند و خود را ايمن بدارند؛ اما، پس از نوميدي كامل از روند صلح و اتكا به ديگران، با تكيه بر خوني كه در رگ‌هايشان جريان دارد، وارد اين عرصه شده‌اند. بنابراين، بايد ديدگاه دولت‌هاي عربي درباره آنچه اكنون در فلسطين جريان دارد، تغيير يابد بايد درك كنيم اين ملت قيام كرده و در پي پديد آوردن ساز و كاري ويژه و شيوه‌ها و ابزارهاي چالش مقاومت فلسطين و با انتفاضه را مشخص كنم. انتفاضه در آينده با ساز و كارهاي ويژه خويش تحول تكامل خواهد يافت و آنچه در جنوب لبنان روي داد، به شكل‌هايي ديگر و متناسب و با وضع داخلي فلسطين، اتفاق خواهد افتاد.

دكتر برهان غليون: من پاسخي به سخنان دكتر محمد سعيد ادريس دارم. معتقدم كه بايد مسائل را روشن مطرح كرد. مسئله‌ي انتفاضه نبايد ما را توجه به موضع عمومي عرب‌ها و فلسطيني‌ها باز دارد. به نظر من، زماني كه عرب‌ها وارد گفت و گو صلح مادريد شدند، اين نكته را درك كرده بودند كه تداوم جنگ اسرائيل ـ كه به طور مطلق از سوي امريكا و به لحاظ سياسي و تكنولوژيك و نظامي از سوي غرب پشتيباني مي‌شود ـ نتيجه‌يي برايشان ندارد. حداقل حقوق و ضمانت غرب هم آنان رادر باور كردن رسيدن به صلحي كه برايشان حداقل حقوق و ضمانت وامنيت اسرائيل را تأمين كند. كمك كرد. به اين ترتيب، ايده‌ي خروج از برخورد نظامي و ورود به عرصه‌ي گفت وگو شكل گرفت. اكنون گفت وگوهايي كه براساس توافق‌هاي مادريد شكل گرفت. به بن بست رسيده است. اين به معناي بازگشت به جنگ نيست. اگر شرايط جنگ فرد هم بود. هرگز وارد گفت و گو نمي‌شدند. معناي اين بست آن است كه مي‌خواهم روند گفت وگو را مبانيي تازه شروع كنيم. به نظر من، در اين جا سه مبناي مهم وجود دارد:
١. ضرورت اعتراف به اين كه هدف گفت و گوها رفع اشغال فلسطين است.
٢. ضرورت ابتناي گفت وگوها بر مبناي مشروعيت بين المللي
٣. درك اين نكته از سوي عرب‌ها كه مسئله‌ي فلسطين مسئله‌يي عربي است و همه‌ي عرب‌ها با اسرائيل درگيرند.
غسان بن جدو: اما به نظر مي‌رسد كه ملت‌هاي عرب نظري ديگر دارند. دكتر عبدالاله بلقزيز نظر ديگري دارد و مي‌خواهد به سخن دكتر غليون كه مي‌گويد: بايد واقع گرا بود و ملت‌هاي عرب را بي جهت به بسيج و هيجان نكشاند، پاسخ دهد.
دكتر عبدالاله بلقزيز: كسي ملت فلسطين را به هيجان نياورده است. اين ملت در اثر يأس ملي و تجربه‌ي اوهامي به نام صلح وارد انتفاضه شده است. من معتقدم سرنوشت چنين بوده كه اين ملت توهم را تجربه كند؛ چنان كه ديگر ملل عرب هم پيش از فلسطيني‌ها با اين توهم به سر بردند و زيان ناشي از چيرگي اين توهم بر منافع و حقوق ملي و نژادي خود را دير هنگام دريافتند.
ما اكنون تحت فشار نتايج منفي فرضيه صلح به سر مي‌بريم؛ فرضيه‌يي كه از زمان انعقاد توافق نامه‌هاي پايان درگيري با جبهه‌ي مشترك سوريه و مصر، پس از جنگ اكتبر ١٩٧٣، بر ما سايه افكنده است. ما امروز پي برديم كه اين روند ما را به تنازل و عقب نشيني هرچه بيش‌تر از مواضع و مايه گذاشتن از دارايي‌ها و ارزش‌هاي ملي ـ نژادي واداشته است. اما امروز هزينه‌ي اين توهم را از حقوق و منافع خود مي‌دهيم. ملت فلسطيني ملتي نيز نيست كه دست گدايي به طرف نصايح ما دراز كرده باشد. اين ملت مي‌داند چه بايد بكند؟ اين ملت بيش از ديگران با روند طولاني صلح سرگرم شده است و ساعات گفت وگو درباره‌ي او قابل شمارش نيست. اين ملت همه‌ي ابزارهاي مبارزه‌ي مسلحانه و نهضت آزادي بخش ملي و مقاومت مدني و مقاومت مسلحانه، را تجربه كرده است. اين ملت به چنان بلوغ و آگاهي رسيده كه بتواند راه رويارويي با اشغال را انتخاب كند. صلح هدف ما نيست. هدف ما كسب حقوق ما است. كسب حقوق راه‌هاي فراوان دارد. صلح يكي از اين راه‌ها بود كه تجربه شد و پريشاني و بيهودگي آن آشكار گشت.
مطلب دوم اين كه ما در حوزه‌ي لبنان گزينه‌يي ديگر ـ غير از صلح را تجربه كرديم. اسرائيلي‌ها از اين كشور بيرون رفتند. بي آن كه به چيزي دست يابند نه آب، نه زمين و نه حتي توافق نامه يا ترتيبات امنيتي، اين تجربه‌يي زنده در تاريخ معاصر عرب است كه از آسمان فرو نيفتاده و بلكه از دل منطقه‌ي عربي بر آمده است.
ما در تاريخ معاصر خود تجربه‌ي انقلاب الجزاير را داريم. تجربه رهايي الجزاير از چنگ استعمار از راه صلح به دست نيامد. من مخالف صلح نيستم. صلح مي‌تواند ـ در صورتي كه مبتني بر قواعد و مباني شفافي و صادقانه باشد ـ به عنوان ابراز به كار گرفته شود؛ اما اين صلحي كه دكتر برهان غليون خواهان آن است. امكان ندارد راه حقيقي كسب حقوق ملت فلسطين باشد، مگر آن كه به منافع قدرت و توازن قدرت تكيه كند. اگر توازن نباشد، صلح به معناي تسليم شدن است؛ و اين امر كاملاً تجربه شده است.
دكتر برهان غليون: شما بين هدف و ابزارها خلط كرده‌ايد. صلح هدف همه‌ي ملل است و با حقوق تعارض ندارد. ما به صلح عادلانه كه هدف همه‌ي ملت‌هاي نظام‌ها است معتقديم؛ اما ابزارها متفاوت است. آيا ما براي تشكيل دولت فلسطين مستقلي كه بر همه‌ي اراضي مورد نظر ما حاكميت داشته باشد، نيازمند راه انداختن جنگ فراگير عربي ـ اسرائيلي هستيم؟ يا اينكه بايد موضع فلسطيني‌ها را به وسيله‌ي موضع عربي قوي ـ كه توان تحقق اهداف مورد نظر برخوردار است ـ تقويت كنيم؟ من معتقدم انتفاضه، نقطه‌ي آغاز جنگ فراگير عرب با اسرائيل نيست. واكنشي است كه فلسطيني‌ها براي اصلاح روند صلح ـ كه به سبب سستي نقش عرب‌ها شكست خورده ـ نشان داده‌اند. دليل سستي نقش عرب‌ها، نبودن نيروي حقيقي پشت صلح و پندار نادرست يا جنگ يا صلح است؛ يعني عرب ها صلح را جايگزين جنگ مي‌دانند؛ در حالي كه صلح و جنگ بايد همراه يكديگر باشند و نيز مذاكره و مقاومت. كاري كه ما در كشورهاي عربي انجام داديم اين بود كه، به گمان دست يابي به صلح، در برابر اسرائيل و مبارزه‌ي نظامي را متوقف كرديم. صلح ، مستلزم گفت و گو و در عين حال جنگ است. منظورم از جنگ، جنگ فراگير نيست؛ مراد جنگ در قالب مقاومت مسلحانه ـ مانند انتفاضه، است. اين همان درسي است كه انتفاضه و مقاومت جنوب لبنان مي‌دهد. بنابراين، صلح وسيله نيست بلكه جزئي از اهداف ما است.
دكتر عبدالاله بلقزيز: ملت‌هاي آگاه و متمدن بايد از تاريخ خود درس بياموزند. ما از سال ١٩٩١، در قالب برنامه‌ي صلح و در شرايط عدم توازن قوا و متكي بر مشروعيت و كمك امريكا، مذاكره مي‌كنيم. امريكا ما را از مبانيي كه پشتوانه‌ي صلح بود، يعني قطعنامه‌هاي قانوني بين المللي، محروم كرد و نتوانستيم چيزي از اسرائيل بگيريم. صلحي كه ما توانستيم به آن دست يابيم، پس از جنگ اكتبر ١٩٧٣ بود. هر كس گمان كند با گفت و گو مي‌توان به صلح رسيد، خود را فريب داده است. جنگ اكتبر ١٩٧٣ همينه‌ي اسرائيل را در هم شكست و او را به مذاكره و عقب نشيني از صحراي سينا واداشت. امروزه تجربه‌يي مشابه داريم.
البته عاقلانه نيست كه خواهان جنگ با اسرائيل شويم؛ اما راه عاقلانه اين است كه از همه‌ي منابع قدرت در سطح جهان عرب استفاده كنيم و به اسرائيل بفهمانيم كه قوي هستيم و حتي يك ريگ از خاك فلسطين را نمي‌بخشيم. بايد همه باور كنند، اگر اسرائيل به سخن عقل گوش ندهد، ما ابزارهاي فراواني در اختيار داريم. منظورم افروختن آتش جنگ نيست. ابزارهاي فراوان ديگري هست. ملاحظه كنيد، به محض موافقت حكام عرب با برپايي كنفرانس سران، موضع امريكا عوض شده و اين كشور از و تو كردن تصميم اخير شوراي امنيت چشم پوشيد.

غسان بن جدو: پرسش‌هاي بسيار از آقاي حاتم القادر شده كه از طريق نمابر به ما رسيده است. بيننده‌يي از اردن از شما پرسيد: چرا ارتباط دولت فلسطين با مقاومت مانند ارتباط دولت لبنان با حزب اللّه‌ نيست و آن را آزاد نمي‌گذارد؟
حاتم عبدالقادر: دولت فلسطين ميزبان انتفاضه نيست.
غسان بن جدو: دولت لبنان هم ميزبان مقاومت نبود.
حاتم عبدالقادر: شرايط لبنان غير از شرايط ما است. لبنان داراي جنوب و عمق و مرز بود. ما نه جنوب داريم و نه عمق و مرز. بايد به اين ويژگي توجه داشت.
غسان بن جدو: آقاي عبداللّه‌ امين الصادق از رام اللّه‌ مي‌گويد: حركت فتح مي‌كوشد انتفاضه را به نفع خود مصادره كند و شهيداني كه به هيچ سازماني گرايش نداشتند. به نام خود به ثبت رساند. و قدرت مالي و تبليغاتي تنها در خدمت منافع اين حركت است. پرسش ديگري را اسحاق الطويق از برزيل پرسيده است: چرا هنوز هم دولت خودگردان به حبس برادران مجاهد حركت حماس ادامه مي‌دهد؟
حاتم عبدالقادر: در پاسخ بايد بگويم ما از دولت ملي فلسطين خواسته‌ايم همه‌ي زندانيان را آزاد كند؛ زيرا ما هيچ توجيهي براي دستگيري و زنداني كردن افراد حماس نمي‌بينيم. درباره‌ي به كارگيري امكانات مادي و تبلغاتي به سود حركت فتح تصور در رأس انتفاضه قرار دارد و ستون خيمه‌ي آن است؛ زيرا اين حركت اساساً براي حفاظت و حمايت از جامعه و ملت فلسطين پديد آمده است. بنابراين، ما با ديگر گروه‌هاي تعارض نداريم. چنان كه مي‌بينيم برخي از آنان در تشيع جنازه‌ها پرچم مخصوص خود را بر مي‌افرازند؛ ولي حركت فتح تنها پرچم فلسطيني را بلند مي‌كند.

آخرين پرسش از آقاي عبدالقادر اين است كه وضعيت فعلي قدس چگونه است؟
حاتم عبدالقادر: نخست اين كه معركه‌ي حقيقي فلسطيني‌ها و مسلمانان اسرائيل در قدس است. قدس براي ما موضوع اساسي است. اما وضع كنوني قدس چندان هم نااميد كننده نيست. ما ريشه‌ها و موسسات موجوديت قوي در قدس داريم. اما به كمك معنوي و سياسي و مادي نيازمنديم. ادره‌ي موسسات قدس، بر اساس برآورد ما هر سال، ساليانه حدود سي ميليون دلار نياز دارد. براي نوسازي و ارتقاي وضعيت نيز هر سال معادل همين مبلغ نيازمنديم؛ يعني هزينه‌هاي سالانه‌ي قدس شصت ميليون دلار است كه معادل قيمت يك فروند فانتوم است و چندان زياد نيست. مسئله‌ي ديگر اين كه حدود ٨٥ درصد مؤسسات قدس تحت تسلط فلسطين است. آموزش و پرورش به استثناي برخي مدارس ـ در دست ما قرار دارد. بهداشت، بيمارستان‌ها و اوقاف مسيحي و اسلامي و اتاق‌هاي بازرگاني دردست ما است. در شهر قديمي قدس در برابر حدود ٢ هزار يهودي ساكن، ٣٧ هزار عرب سكونت دارند. وضع ما خوب است؛ اما براي اداره‌ي قدس به چنين مبلغي نيازمنديم.
دكتربرهان غليون: انتفاضه‌ي كنوني، وضعيت قدس را به سود فلسطيني‌ها تغيير داده است. هدف جوهري و اساسي انتفاضه نيز همين بوده است؛ اما كمك‌هاي مالي فراوان بايد به فلسطين سرازير شود و با تاكيد بر ضرورت كمك مالي و سياسي بحث را پايان مي‌دهيم.