پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - نگاهي ديگر به ريشههاي انتفاضه
نگاهي ديگر به ريشههاي انتفاضه
به عنوان اولين پرسش، علل و عوامل از سرگيري دور جديد انتفاضهي فلسطين چه بوده است؟
حركت جديد مردم فلسطين ـ كه به انتفاضه موسوم است ـ نبايد امر جديد تلقي شود؛ چرا كه سابقه و ريشهي آن به سال ١٩٨٧ بر ميگردد. هم زمان با تولد گروههاي جهادي حماس و جهاد اسلامي، مبارزات مردم فلسطين با تكيه بر ارزشهاي عقيدتي و ديني آغاز شد. بعد از ٣ سال استمرار آن انتفاضه، در سال ١٩٩١، امريكا و اسرائيل موفق شدند با ارائهي طرحي موسوم به صلح كشورهاي مختلف عربي و اروپايي را در مادريد گرد آورند و اين حركت مردمي را با وعدههاي توخالي متوقف كنند. مردم فلسطين ـ كه بيش از ٤٠ سال از مبارزاتشان عليه اسرائيل ميگذشت و هيچ نتيجهيي به دست نياورده بودند ـ با اميد به اين كه در مذاكرات به حقوق خود دست يابند، منتظر ماندند تا ببينند چه نتيجهيي ميگيرند. از سال ٩١ تا سال ٢٠٠٠، ٩ سال مذاكره صورت گرفت و چندين توافق نامهي اسلوي ١ و اسلوي ٢، الخليل، وايپلانيتشن و يونيور ٢، آخرين مرحلهي مذاكرات نيز كمپ ديويد ٢ بود كه ٢٣ تير ماه ٧٩ آغاز شد و سوم مرداد پايان يافت. در نهايت كلينتون ـ كه در اين مذاكرات حضوري فعال داشت ـ شكست گفت و گوها را اعلام كرد وعلت آن را اختلاف نظر دو طرف در موضوع قدس و سخت سري طرف فلسطين دانست.
حركت جديد مردم فلسطين در روز پنج شنبه ٧ مهر ماه ٧٩ با ورود آقاي آريل شارون، رهبر افراطي حزب ليكود به مسجد اقصي، آغاز شد. اين قضيه بهانهيي براي دور تازه حركت مردم بود؛ اما نميتوانيم بگوييم حركت جديد است؛ زيرا انتفاضهي مردم فلسطين دست كم از سال ١٩٨٢ تاكنون به عنوان آتشي زير خاكستر وجود داشت و منتظر كوچكترين بهانه و جرقه بود تا شعله ور شود. اين جرقه را آقاي آريل شارون زد و مردم فلسطين، با توجه به اين كه ٩ سال منتظر بودند، شايد از مذاكرات سازش نتيجه بگيرند. حركت اعتراضي خويش را پي گرفتند. آنها دريافتند در اين سالها طرف فلسطيني ٣ امتياز اساسي به اسرائيليها داد، ولي نتيجهيي به دست نياورد. اين امتيازها عبارت است از:به رسميت شناختن اسرائيل، لغو منشور ملي فلسطين ـ كه به منزلهي ناموس، آبرو، شرف و افتخار مردم فلسطين قلمداد ميشد ـ و تشكيل كميتهي اطلاعاتي ـ امنيتي مشترك با دستگاههاي اطلاعاتي امريكا و اسرائيل براي سركوب مبارزان فلسطيني . در مقابل تنها امتيازي كه بدست آورد، اين بود كه در صورت به اجرا در آوردن توافق نامههاي سازش چيزي حدود ٥ درصد مساحت كل فلسطين را در اختيار گيرد. الان ميبينم ٥ موضوع و مسئله اساسي حل ناشده باقي مانده است. مسئلهي اول تعيين وضعيت قدس است؛ يعني حاكميت آن به عهدهي چه كسي باشد. طرف فلسطيني نظرش اين است كه قدس به دو بخش غربي و شرقي تقسيم شود و بخش شرقي آن پايتخت دولت فلسطين گردد. اسرائيل اعتقاد دارد قدس خط قرمز است و به صورت يكپارچه و غير قابل تفكيك پايتخت اسرائيل شمرده ميشود.
مسئلهي بعدي وجود ٥ ميليون آوارهي فلسطيني در نقاط مختلف جهان است. با وجود قطعنامههاي بين المللي در خصوص بازگشت آنها به سرزمين ابا و اجدادشان، اسرائيل با اين امر مخالفت ميورزد. اين دومين معضل اساسي در موضوعات مورد اختلاف است.
مسئلهي سوم مسئلهي شهركهاي يهود نشين است. با وجود قطعنامههاي بين المللي بر لزوم شهرك سازي و برچيده شدن شهركها، اسرائيل به اين امر بي اعتنا است.
مسئله چهارم بحث حاكميت فلسطيني و مرزهاي دولت فلسطين است كه مورد اختلاف است.
مسئلهي پنجم بحث آبها و كنترل آن است. چيزي حدود ٧٠ درصد آب هايي كه در محدودهي اسرائيل است و براي صهيونيستها اهميت حياتي دارد. توسط كشورهاي عربي منطقه تامين ميشود.
اين ٥ مسئله، مسائل اساسي است و در هيچ يك از توافق نامههاي قبلي به هيچ وجه به آن پردخته نشده است. همواره ميگفتند اين ٥ مسئله بعداً در توافق نامهي نهايي مورد بحث قرار ميگيرد. ما ميبينيم. براي اولين بار، اين ٥ مسئله در كمپ ديويد ٢ مطرح شد. با توجه به اهميت قدس براي مسلمانان جهان و جايگاه آن در جهان اسلام به عنوان آرمان اسلامي، عرفات نميتواند كوچكترين امتيازي در مورد اين شهر به طرف مقابل بدهد و خود را در اين زمينه فاقد صلاحيت ميبيند؛ زيرا قدس بخشي صرفاً فلسطيني نيست و متعلق به كل جهان اسلام است. بنابراين، مذاكرات كمپ ديويد(٢)، بي نتيجه ماند وانتفاضه ديگر بار شعله ور شد.
اساساً كلمهي انتفاضه درفرهنگ عربي به معناي خروشيدن و قيام توام باخشونت و عصبانيت است. بدين سبب حركت كنوني انتفاضه نامگذاري شده است.
در طرف مقابل آريل شارون، رهبر افراطي حزب ليكود، با توجه به اين كه اسرائيليها موفق نشدند در مذاكرات امتيازي از قدس بگيرند، به اين اقدام دست يازيد. به نظر من، هدف اساسي اين طرح اين بود كه فلسطينيها را در مقابل يك كار انجام شده قرار دهند و با ورود به بيت المقدس در واقع حاكميت اسرائيل را بر قدس تثبيت كنند.
و اين كه گفته ميشود كه اين اقدام جناحي است و توسط يك جناح خاص براي بهره برداريهاي تبليغاتي در آينده صورت گرفته است. درست نيست؛ زيرا شارون هنگام ورود به مسجد الاقصي بيش از ٢٠٠٠ نفر نيروي امنيتي همراه داشت. اين پليسها به فرمان نخست وزير باراك و فرمانده كل پليس رژيم صهيونيستي شارون را همراهي كردند.
اساساً اين اقدام هم آهنگ شده بود و با موافقت رژيم صهيونيستي صورت گرفت.
ممكن است اين پرسش پيش آيد: آيا آنها اطلاع نداشتند تبعات اين كار چه خواهد بود؟ بايد گفت نه، فكر نميكردند واكنش تا اين اندازه گسترش داشته باشد؛ به اين حد به كليه نقاط جهان سرايت پيدا كند و موجي جهاني پديد آورد. آنها چنين تصوري نداشتند؛ والا قطعاً چنين كاري نميكردند.
يكي از مسائل اساسي و اولين عامل اصلي شكلگيري دور جديد حركت مردم فلسطين، شكست اسرائيل در جنوب لبنان بود. اين امر بر روحيه مردم فلسطين تاثير بسيار داشت. اسطورهي شكستناپذيري اسرائيل براي اولين بار فرو ريخت و ثابت شد اسرائيل را هم ميتوان شكست داد.
فلسطينيان دريافتند اگر بر ايدئولوژي اسلامي و ارزشها و اعتقادات ديني تكيه كنند، موفق خواهند شد اسرائيل را شكست دهند و ما ميبينيم كه مردم فلسطين بيمهابا سينههاي خود را در برابر گلولههاي اسرائيليها سپر كردند تا بتوانند از اين راه به حقوق خود دست يابند.
از مذاكرات صلح خاورميانه سخن به ميان آمد. به نظر شما انتفاضهي فلسطين چه تأثيري در روند مذاكره داشته است؟
اثر واضح انتفاضه متوقف كردن روند سازش است. فعلاً اولين اولويت امريكاييها و اسرائيليها متوقف ساختن انتفاضه است. گاه در اخبار شنيده ميشود كه مثلا سازمانهاي بين المللي توصيه ميكنند مذاكرات را سريعاً آغاز كنند تا اين حركت را به اين شكل كنترل كنند؛ اما خود امريكاييها تصريح ميكنند تازماني كه حركت به اين شكل با خشونت ادامه داشته باشد، امكان از سرگيري مذاكرات وجود ندارد. بنابراين، اولين اثر مهم انتفاضه اين بود كه حركت سازش را متوقف ساخت.
- بانگاهي به تحولات داخلي رژيم صهيونيستي، موضوع احزاب و گروههاي صهيونيستي در مورد انتفاضه چه بوده است؟
اولا اين را من بايد متذكر شوم كه وضعيت رژيم صهيونستي، ازنظر داخلي، بسيار شكننده و ناپايدار بوده و هست. ما در طول تاريخ ٥٠ سالهي رژيم صهيونيستي شاهد اين قضيه بوديم كه همواره كابينههاي بسيار ناپايدار تشكيل شده است. اين كابينهها با كوچكترين مسئله با هم اختلاف پيدا ميكردند و انتخابات زود هنگام برگزار ميشد. اين بايد به عنوان ملاحظهي اساسي مورد توجه باشد. علت آن اين است كه بافت جمعيتي اسرائيل ناهمگون و نامنسجم است و اين عدم انسجام و ناهم آهنگي در كابينه اثر ميگذارد. مردم اسرائيل از گروههاي گوناگون پديد آمدهاند. اين گروهها از كشورهاي مختلف مهاجرت كردند و به سرزمين، هيچ گونه احساس وابستگي ندارند، و براي آنها مهم اين است كه در يك سرزمين با امنيت زندگي كنند. تنها عامل مهم براي آنها وجود امنيت است. بنابراين، شاهد هستيم كه همواره، در ميان احزاب اسرائيل، در موضوعات گوناگون اختلافات شديد وجود دارد؛ براي مثال در يك دسته بندي، اسرائيليها به اشكنازها و سفاردين تقسيم ميشوند. اشكنازها از كشورهاي غربي مهاجرت كردهاند و سفاردينها از كشورهاي شرقي، بين اين دو طيف همواره تنش و اختلاف شديد وجود داشته است. با توجه به اين كه اساساً صهيونيستها اصل تبعيض نژادي راپذيرفته و خودشان را نژاد برتر ميدانند؛ در مورد يهوديان غربي و شرقي، نيز اين نژاد پرستي را مورد توجه قرار دادهاند. و يهوديان اشكناز خود را از سفاردينها برتر ميدانند.
علاوه بر اختلافي كه بين اشكنازها و سفاردينها وجود دارد، در بين سفاردينها ـ كه از كشورهاي شرقي مهاجرت كردهاند ـ بسته به نوع كشوري كه از آن جا آمدهاند. اختلاف و تبعيض نژادي وجود دارد. بنابراين، يك شكنندگي و ناهم گوني و عدم تجانس در بين مردم مهاجر وجود دارد. آثار اين اختلاف، در بين احزاب ـ كه نمايندگي مردم را بر عهده دارند ـ مشاهده ميشود. با توجه به اين كه انتفاضه در واقع امنيت و موجوديت همهي صهيونيستها را به خطر انداخته، طبيعي است كه همهي آنها در برابر آن متحد باشند. به رغم اختلافات شديد احزاب در موضوعات گوناگون، همگي متفق القول اند كه بايد در جهت برقراري امنيت حركت انتفاضه را به هر وسيلهي ممكن متوقف كنند.
ضمن توجه به مبارزات مردم فلسطين خصوصاً سير جديد انتفاضه تا چه اندازه دورنماي تشكيل دولت مستقل فلسطيني را موفقيت آمير ميدانيد؟
آن چيزي كه اساساً فلسطينيها در مورد دولت مستقل ميانديشند با آنچه مورد نظر رژيم صهيونيستي است، كاملاً متفاوت است. ما شاهد بوديم تشكيلات خودگردان فلسطين توفق نامه هايي را انجام داد و تاريخ ١٤ ارديبهشت ٩٩ را، زمان پايان دوري انتقالي و آغاز نهايي وضعيت اعلام كرد. اين گروه حتي تاريخي را براي تشكيل و اعلام دولت مستقل فلسطيني اسرائيل به صورت يك جانبه دولت مستقل را اعلام ميكند. در آن سال، اسرائيليها فشار آوردند كه هنوز برخي از موضوعات دورهي انتقالي انجام نشده و نميتوانيم به بحث دولت بپردازيم. در نهايت عرفات به بيش از چهل كشور مسافرت كرد. ثمرهي آن مشورتها اين شد كه از اتحاديهي اروپا ضمانت بگيرد و تاريخ اعلام دولت فلسطين را به سال بعد موكول كند. در سال بعد، ٢٢ شهريور را زمان اعلام دولت مستقل فلسطين خواند. در اين تاريخ نيز ميبينيم كه عرفات، به رغم تهديدات بسيارش، از اعلام يك جانبهي دولت عدول كرد و آن را به تاريخي جديد حواله داد. او گفت بعد از حدود ٢ ماه ديگر شوراي مركزي فلسطين بايد تشكيل جلسه دهد و در مورد اعلام دولت تصميم بگيرد . آن تاريخ هم سپري شد و اكنون اعلام ميكند با شرايط كنوني امكان نشست شوراي مركزي فراهم نيست تا در اين مورد تصميم بگيرد. بنابراين، همواره رژيم صهيونيستي از مسئلهي تشكيل دولت شانه خالي ميكند و طرف فلسطين نيز اقدام جدي در اين خصوص انجام نميدهد. دولت مورد نظر رژيم صهيونيستي، دولتي فاقد دستگاه سياست خارجي و ارتش و مرز است. در واقع به تشكيل دولتي در داخل مرزهاي اسرائيلي ميانديشد. دولتي كه از نظر سرزمين، بخشهاي پراكنده و جدا از هم دارد. اين دو جزيره در دو منطقهي غزه و كرانه باختري واقع شده است و از طريق گذرگاههايي كه حاكميت امنيتي و نظامي آن بر عهدهي رژيم صهيونيستي است به هم متصل ميشود. بنابراين، چيزي كه مورد نظر اسرائيليها است فراتر از همين شهرباني و شهرداري نيست و نميشود آن را دولت خواند. به هيچ وجه اسرائيليها حاضر نميشوند دولت مستقل فلسطيني مورد نظر مردم فلسطين در سرزمين مقدس فلسطيني پديد آيد.
جايگاه و نقش سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در حمايت از انتفاضهي جديد مردم فلسطين را چگونه ميبينيد؟
جمهوري اسلامي ايران، از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي، موضع اساسي خود در حمايت كامل از قضيهي فلسطين را اعلام كرده است. به طور كلي، حضرت امام (ره) در سال ٤٢ موضع خود را در مورد فلسطين و اسرائيل بيان كرد و لزوم احقاق حقوق مردم فلسطين از طريق نابودي رژيم صهيونيستي را ياد آور شد. اين موضع، پس از انقلاب، از سوي دولت جمهوري اسلامي ايران پيگيري گرديد وبه عنوان يك اصل پرافتخار ـ كه مورد توجه وحمايت تمامي مردم ايران است ـ مورد تاكيد قرار گرفت. بر همين اساس، جمهوري اسالامي حداكثر تلاش خود را در جهت كمك به مردم فلسطين و حمايت از موضع آنها به كار برده است. در اين خصوص، جا دارد به طرحي هم كه اخيراً مقام معظم رهبري در مورد فلسطين ارائه دادند، اشاره كنيم. جا دارد واقعاً افرادي كه ادعاي دموكراسي و مردم سالاري دارند و شعار تأمين حقوق مردم سر ميدهند. با نگاه جديدتر به اين طرح بنگرند. بر اساس اين طرح ـ كه چهار مرحلهيي است ـ آوارگان فلسطيني به سرزمين اجدادي خود بر ميگردند. اين قضيه در قطعنامههاي بين المللي نيز مورد تاكيد قرار گرفته است. در مرحله دوم، بعد از بازگشت آوارگان به سرزمين خودشان، رفراندمي برگزار ميشود و مردم اصلي فلسطين اعم از مسلمان، يهودي، مسيحي، در رفراندم شركت ميكنند. در مرحلهي سوم، نظام سياسي مورد نظر اكثريت تاسيس ميشود و در مرحلهي چهارم، نظام سياسي منتخب اكثريت در مورد بقيهي ساكنان فلسطين تصميم ميگيرد.
آنهايي كه ادعا دموكراسي و مردم سالاري را دارند، بايد با ديدي واقع بينانهتر به اين طرح نگاه كنند. اگر واقعاً دنبال تامين حقوق مردم هستند، من فكر ميكنم اين طرح كاملاً احقاق حقوق ميكند.
نكته مهم اين است كه آنچه براي اسرائيل اهميت حياتي دارد امنيت است. با توجه به اين كه انتفاضه امنيت را مختل كرده، براي اسرائيليها بسيار غير قابل تحمل است و در دست يابي به اهداف فلسطينيان تاثير فراوان دارد. اين حركت بايد چنان كه هست پايدار بماند. اگر حالت مسلحانه به خود بگيرد. ديگر قطعاً اثر كنوني رادست كم نزد افكار عمومي جهان نخواهد داشت. از سوي ديگر در صحنهي داخل نيز جنگي نابرابر رخ ميدهد. بنابراين، به نظر من استمرار انتفاضهي مردم فلسطين، با همين روش كه اكنون در پيش گرفته اند ، آن ها را در جهت دستيابي به نتيجه ياري مي دهد، ملت رنج كشيدهي فلسطين، با استمرار همين روش زودتر به نتيجه مورد نظر ـ كه احقاق حقوق مردم و در رأس آن حق تعيين سرنوشت و بازگشت آوارگان است ـ دست مييابند.
باتشكر از حضرت عالي كه وقت خود را در اختيار اين نشريه قرار داديد.
خواهش ميكنم.