پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - برگزیده تحولات سیاسی جهان - ارکان مائده
برگزیده تحولات سیاسی جهان
ارکان مائده
اولين انتخابات دموكراتيك در بهار عربى
پيروزى "حزب النهضه" در تونس: پيروزى اسلامگرايان در سكولارترين كشور جهان عرب اميد آن را مىدهد كه اسلامگرايانى كه براى سالهاى طولانى دور از قدرت سياسى بودهاند پا به عرصه حكومت بگذارند.
انتخابات مجلس مؤسسان در تونس روز اول آبان برگزار گرديد. در اين انتخابات كه تمامى گروههاى فعال سياسى در تونس از جمله اسلامگرايان، كمونيستها و سكولارها در آن حضورى پررنگ داشتند، حزب النهضه به رهبرى "راشد الغنوشى" توانست ٤١ درصد آراء را به دست آورد و ٩٠ كرسى از ٢١٧ كرسى پارلمان را از آن خود كند. ديگر احزاب شركتكننده در اين رقابت عبارت بودند از حزب كنگره براى جمهورى ، دموكراتيك پيشرو (سكولارترين حزب) ، المبادره ،جمهورى مدرن دموكراتيك، آفاق التونس و حزب كمونيست كارگران. حزب راشد الغنوشى به علت اين كه نتوانسته است حد نصاب آراء را به دستآورد بايد با ديگر احزاب ائتلاف كند تا "دولت ائتلافى موقت" را تشكيل دهد وپيش نويس قانون اساسى را بنويسد.. پس از اعلام نتايج انتخابات حزب النهضه در تلاش بوده تا به سكولارها و غيراسلامگرايان اطمينان دهند با پيروزى آنها (اسلامگرايان) جايى براى نگرانى ديگر احزاب نيست. به عنوان مثال تأكيد شده كه بانكدارى اسلامى را جايگزين سيستم فعلى نخواهند كرد و حجاب اجبارىنيست. به اين ترتيب است سخنگوى وزارت امور خارجه ايالت متحده، ويكتوريا نولاندو به خبرنگاران در واشنگتن گفت كه براى نخستين بار از زمان طولانى در تونس سياست واقعى شكل گرفته وجود دارد. وى گفت كه قضاوت دولت اوباما درباره احزاب سياسى تونس "برپايه آنچه ناميده مىشوند" چه اسلامى و يا چپ و يا ديگر القاب نخواهد بود. وى افزود ما مىخواهيم آنها را با توجه به عملكرد شان قضاوت كنيم.
تونس يكى از ليبرال ترين كشور هاى جهان عرب، كشورى عمدتاً مذهبى و با طبقه متوسطى نسبتاً مرفه مىباشد . بر طبق قانون اساسى دوران زين العابدين بن على تونس يك دولت آزاد و مستقل است و دين كشوراسلامى است. اصول آزادى عقيده و بيان و قانون پيشرو در حمايت از زنان ، مردود بودن چندهمسرى در قانون اساسى اين كشور وجود داشته. اما بعلت اينكه حكومت بن على حكومتى استبدادى بود قدرت سياسى تنها در دست خاندان بن على وهمسرش متمركز شده و اين امر منجر به نارضايتى مردم و در نهايت سقوط بن على گشت.
با پيروزى انقلاب مردم تونس واكنون حزب النهضه كه حزب اسلامى و ميانهرو مىباشد اين كشور وارد دوران جديدى از تاريخ سياسى خود شده است.. رهبرى اين حزب راشد الغنوشى يكى از متفكرين اسلامى مى باشد كه در سال ١٩٨١ ميلادى همراه با عده روشنفكر ديگر حزب النهضه را تأسيس كردند. الغنوشى به دليل فعاليتهاى سياسى خود و مخالفت با مقامات سياسى تونس در دوران حكومت حبيب بورقيبه و زين العابدين بن على چندبار دستگير شد
. وى در سال ١٩٨١ به ١١ سال زندان محكوم گشت اما با به قدرت رسيدن بن على در سال ١٩٨٧ از زندان آزاد شد. رهبر حزب النهضه در سال ١٩٩٢ دوباره دستگير و به زندان افتاد و بعد به الجزاير و سودان منتقل گشت و سپس به لندن تبعيد شد. "الغنوشى" كه استاد فلسفه وداراى تأليفات متعددى در زمينه اجتماعى، سياسى و اسلامى مى باشد چند سال را خارج از تونس و در تبعيد به سر برد. حزب الغنوشى كه ابتدا با الهام از حزب اخوان المسلمين مصر تأسيس شد، خواهان تشكيل يك جامعه اسلامى در تونس بود. در همين راستا اين حزب در سال ١٩٨٩ در انتخابات سراسرى تونس شركت كرد و بعد از حزب حاكم در مقام دوم قرار گرفت. اما عقيده براين است كه در اين انتخابات تقلب صورت گرفته و حزب النهضه تا حدود دو برابر آراء رسمى را كسب كرده بود. به اين ترتيب اسلامگرايان براى چند سال از صحنه سياسى حضور تونس دور بودند.. اكنون كه حزب النهضه توانسته دولت ائتلافى را تشكيل دهد بايد يك حكومت اسلامى بر طبق نظريات اين حزب تاسيس كند. مقامات اين حزب اظهار داشتنه اند كه در پى سياستهاى افراطى نيستند، به اصول دموكراتيك احترام مىگذارند و احزاب ديگر را در قدرت سهيم خواهند كرد. اين اظهارات نشان از ميانهروى و عدم افراطىگرى حزب النهضه را مىدهد. حزبى كه رهبر آن الغنوشى معتقد به تلفيق اسلام با دموكراسى است. الغنوشى معتقد است كه دموكراسى ابزارى است كه به وسيله آن مجموعهاى از مبانى مورد نظر انديشه سياسى جديد محقق مىشود. وىمعتقد است اسلام مردم را به اصل شورا دعوت مى كند. بنابراين اصل قدرت سياسى بايد تقسيم شودچرا كه انحضار قدرت در دست يك گروه فساد آور است وبه استبداد منجر مى شود.. الغنوشى معتقد است كه همه كشورهاى جهان به سمت (اسلام و دموكراسى) و اسلام و آزادى پيش مىروند . به باور غنوشى اسلام نخستين دينى است كه آزادى بيان و اديان را به رسميت مى شناسد وى در مصاحبه با شبكه خبرى بى بى سى اظهار داشت كه هيچكس در نهضت ترديدى در دموكراسى ندارد. هيچ ترديدى در برابرى زن و مرد نيست. هيچكس در نهضت نمىگويد فلان حزب را بايد منحل كرد به اين دليل كه كمونيست مخالف ما است. الغنوشى همچنين در اين گفتوگو اعلام كرد كه نظام اسلامى نظام شورااست و امروزه نزديكترين نظام به آن نظام دموكراتيك مىباشد. به اين ترتيب وى كه سالها درپى ايجاد يك حكومت اسلامى در تونس با توجه به اصول دموكراتيك بود ه است اكنون در پى اجرايى كردن آن مىباشد. موفقيت وى در ميانهروى، همكارى با ديگر احزاب، توجه به حقوق شهروندى و تكثرگرايى و انواع آزادىها در تونس باشد.. موضوعاتى كه سالها به صورت تئوريك در تأليفات و سخنرانىهاى خود بيان كرده است؛ در اين بهار عربى بايد شاهد اجرائى شدن آنها باشيم . اكنون جامعه تونس و جامعه جهانى نگاهشان به حزب النهضه مىباشد. حزبى كه داراى سابقه سياسى طولانى در اين كشور مىباشد با انديشههاى اسلام گرائى و دموكراتيك. سايت خبر آن لاين مىنويسد: طبيعتاً توان حزب النهضه در تدوين قانون اساسى با كمك احزاب ديگر و چگونگى تلفيق اصول و باورهاى اسلامى با اصول و قواعد دموكراتيك مىتواند در تقويت اميد و يا افزايش خوف و تهديد براى دموكراسى در جامعه تونس و آينده سياسى اين حزب در عرصههاى حكمرانى و ائتلاف را رقم بزند.
به اين ترتيب سابقه احتماعى وسياسى طولانى اين حزب در تونس به علاوه انديشههاى اسلامى معتدل، تكثرگرايى سياسى ، احترام به عقايد و آراى همه احزاب و گروهها و تأكيد بر آراى مردم باعث گشت كه اين النهضه بيشترين آراء را در انتخابات كسب كند. اكنون هم مقامات حزب اعلام كردهاند كه اين حزب اولويتهاى خود را در براى دستيابى به ثبات سياسى، بهبود شرايط اقتصادى و برقرارى نهادهاىدموكراتيك عنوان كرده است. به اين ترتيب عملكرد درست حزب النهضه و دولت ائتلافى موقت مىتواند الگويى باشد براى ديگر كشورهاى منطقه كه دولتهايشان سقوط كردهاند و يا در حال سقوط مىباشند در اين بهار عربى.
اعتراضات جهانى عليه نظام سرمايهدارى
جنبش وال استريت ژورنال: دراين جنبش نظام كاپيتا ليستى غرب كه باعث پايين آمدن رفاه اجتماعى، اقتصادى و معيشتى گروهى از مردم جهان شده است مورد اعتراض قرار گرفته است.
جنبش اعتراض عليه وال استريت ژورنال كه روز ١٧ سپتامبر در پارك كوچكى در نيويورك آغاز گشت، حركتى اعتراضآميز عليه نظام سرمايهدارى جهانى است كه منجر به نارضايتى بخشى از مردم جهان گشته است .اعتراضاتى كه سيستم اقتصاد جهانى را خطاب قرار داده و نه دولتها را. اين جنبش كه خود را "گروه اشغال وال استريت" "the occupid Wall street Journal " ناميده ، معتقد است كه از حقوق ٩٩ درصد از مردم آمريكا در برابر يك درصد از طبقه ثروتمند و مرفه كه درآمد سرانه بالايى دارند ، حمايت مىكند. هدف اين جنبش اعتراضى عليه نابرابرىهاى موجود اقتصادى است كه از نظام كاپيتاليستى غرب ريشه گرفته، نابرابرى هائى كه منجر به نارضايتى مردم شده است. اين جنبش به ديگر كشورهاى جهان همچون اسپانيا، انگلستان، ژاپن، نيوزيلند و آفريقاى جنوبى گسترش پيدا كرد و باعث اعتراضاتى را در آنجا شد... باراك اوباما، در يك كنفرانس مطبوعاتى با ابراز همدردى با معترضان گفت كه "مردم مأيوس هستند و اعتراضها بيان گستردهتر اين يأس است".
وال استريت ژورنال مركز تجارى نيويورك واقع در خيابان وال استريت است. شواهد نشان مىدهد كه شهرت اوليه اين خيابان از آنجا آغاز شد كه در دهههاى (٨٠ - ١٧٧٠ م) و پس از جنگ انقلاب آمريكا و استقلال اين كشور از بريتانيا گروهى از بازرگانان زير يك درخت چنار جمع شدند و تصميم به اتخاذ سياستها و تصميمات مشترك براى رونق كار خود كردند. بعد از مدتى ازفعاليت اقتصادى اين گروه انجمنىتحت "عنوان انجمن درخت چنار" تأسيس گرديد كه هسته اصلى بازار بورس نيويورك امروزه در خيابان وال استريت مى باشد. اين انجمن سپس فعاليتهاى اقتصادى خود را گسترشداد و سرمايهگذاران را تشويق به سرمايهگذارى در اين انجمن مىكرد . بنا براين ابتداى قرن بيستم نقطه اوج وال استريت بود.. اما اين مركز تجارت جهانى بعلت سقوط ارزش سهام بورس نيويورك در دهه (١٩٢٠م) با بحران اقتصادى روبرو شد ، بحرانى كه يك چهارم كارگران بيكار شدند و پيشرفت وال استريت متوقف گشت . به اين ترتيب اين مركز تجارى بهاى سنگينى را پرداخت... اما با ورود ايالات متحده به جنگ جهانى دوم و پيروزى متفقين عليه دولتهاى محور كه باعث رونق گرفتن اقتصاد آمريكا گشت، وال استريت ژورنال دوباره احياء شد. به اين ترتيب است كه وال استريت تا امروز مركز تجارت جهانى نيويورك ناميده مىشود.
برخى از صاحب نظران به نقل از سايت خبر آن لاين معتقدند ضعف نظام سرمايهدارى جهانى در دههها ى اخير را ناشى از فروپاشى نظام سوسياليستى اتحاد جما هير شوروى مى باشد. با فروپاشىسوسياليسم -لنينيسم "رونالد ريگان" و "مارگارت تاچر" رئيس وقت آمريكا و نخستوزير اسبق انگلستان براين عقيده بودند كه اكنون كه نظام سوسياليسم - لنينسيم سقوط كرده نظام كاپيتاليستى تنها نظام سرمايهدارى جهانى است و اين نظام اقتصادى بايد به سراسر جهان گسترش يابد. اما امروزه ما شاهد هستيم كه اين نظام با نواقصى و كاستىهاى روبرو شده كه باعث نارضايتى گروهى ازمردم آمريكا و اروپا و ديگر نقاط جهان شده است.اين جنبش كه بر روى پلاكاردهايشان شعارهاى از بيكارى تا جنگ در افغانستان را نوشته شده بود ند خواهان تقسيم عادلانه ثروت بطور برابر بين مردم مى باشند. اين گروه كه نسبت به نظام اقتصادى كاپيتاليستى اعتماد خود را از دست دادهاند ، معتقد هستند نظام سرمايهدارى كه فلسفه آن از غرب آمده و در اين سرزمين رشد كرده و بالنده شده آنها را به مرز فقر كشانيده است. در اين اعتراضات كه نظام سرمايهدارى زير سؤال رفته اعتراضات كنندگان معتقد هستند دولتمردان آنان به جاى كمك به مردم به بنگاههاى اقتصادى ، شركت ها و بانكها كمك مىكنند و اين باعث نابرابرى اقتصادىشده كه مردم بايد هزينه آن را بپردازند. معترضان مى گويند باراك اوباما قول اصلاحات داده بود ولى عملاً از بانكها پشتيبانى مىكند. البته لازم به ياد آورى است كه چندى پيش اوباما برنامه چند ميلياردى دلارى را براى مبارزه با بيكارى به كنگره آمريكا فرستاد اما با مخالفت جمهورىخواهان روبرو شد و وى نتوانست برنامه دولت خود را اجرائى كند .
به اين ترتيب جنبش وال استريت را اشغال كنيد جنبش عليه نظم اقتصادى موجود در جهان است كه باعث ايجاد فقر و بيكار، پايين آمدن خدمات رفاهى و معيشتى شهروندان كشورها گشته است. برخى از تحليلگران معتقد هستند كه اين نوع حركتها ضدنظام سرمايهدارى ،جنبش نيستند بلكه حركتهاى اعتراضآميز عليه نظم اقتصادى موجود جهانى است كه فاقد رهبرى و برنامهاى مشخص مىباشد .اين جنبش كه تاكنون توانسته نظم رسانهها را جلب كند برنامههاى بعدىاش چيست؟ اما سخنگوى جنبش وال استريت مىگويد هدف ما از اين جنبش اين است كه ما مىكوشيم جوامع منفرد را توان ببخشيم و به شيوهاى دموكراتيك و بدون رهبرى متمركز و با كمك تصميمگيرى، افقى جهانى را مىخواهيم به تصوير بكشيم و به جاى تشكيل حزب سياسى راه متفاوتى را در پيش بگيريم.
عدهاى از تحليلگران سياسى، جنبش "وال استريت" را اشغال كنيد در نقطه مقابل جنبش "تى پارتى" قرار مىدهند. و برخى از شباهت آن با جنبش مارتين لوتركينگ ياد مىكنند اما به نظر مىرسد اعتراضات وال استريت هنوز آنقدر ادامه پيدا نكرده تا تبديل به يك جنبش مدنى مانند جنبش مارتين شود.