پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - چشم انداز شعر مقاومت - صدیقی عظیم

چشم انداز شعر مقاومت
صدیقی عظیم

اشاره؛
دومين روز از كنگره شعر مقاومت بين‌الملل اسلامى روز پنج‌شنبه دوازدهم آبان با شعرخوانى شاعران ايرانى و خارجى در بوشهر آغاز شد و روز جمعه با برگزارى مراسم اختتاميه به كار خود پايان داد.
بهروز اثباتى دبير دومين كنگره شعر مقاومت بين‌الملل اسلامى در باره اهداف برگزارى اين كنگره مى گويد: " ايده شكل‌گيرى اين كنگره به بيش از يك سال و نيم قبل برمى‌گردد كه احساس كرديم ادبيات اجتماعى در دنيا دچار تحول شده و در حال حركت به سمت تبديل شدن به يك ادبيات دين‌مدارانه است. البته اين موضوع زمانى شكل اجرايى گرفت كه هنوز موضوعى به نام بيدارى اسلامى شكل نگرفته بود. اما وضعيت ادبيات داستانى و نمايشى ايران و جهان به نوعى اين موضوع را به ما نويد مى‌داد. كنگره ايده‌اى بود كه ما را به سمت اين ادبيات جديد حركت داد كه نخستين دوره آن سال گذشته در اروميه برگزار شد و سعى ما اين بود كه با حفظ حلقه علمى كنگره اول به برگزارى كنگره دوم برسيم.
در كنگره امسال دو نكته مورد تاكيد ما است؛ نخست اينكه به هيچ عنوان شعرى جز شعر مقاومت و بيدارى اسلامى در كنگره حاضر نباشد و دوم اينكه آثار حاضر در جشنواره بايد از ميان آثار تازه سروده شده انتخاب شده باشد. ١٠٠ شاعر از ايران و كشورهايى چون عربستان، يمن، لبنان، عراق، تركيه، هند، مراكش، ليبى و ... براى حضور در اين كنگره انتخاب شدند. شاعرانى ازشانزده كشور در اين كنگره حضور دارند.تعداد كشورهاى حاضر در كنگره بيش از اين بود اما برخى از شاعران به دليل مسائل امنيتى و ديپلماتيك توانايى شركت در كنگره را پيدا نكردند كه از ميان آنها مى توانيم به شاعرانى از مصر و عراق اشاره كنيم. با اين وجود براى نخستين گام حجم اشعار رسيده به كنگره غير قابل باور بود.ما در كنگره دوم شاهد حضور مسئولان فرهنگى نهضت‌هاى آزادى بخش از كشورهاى مسلمان هستيم اما جاى خالى‌مسئولان فرهنگى خودمان بسيار خالى است و اين بر عهده رسانه‌هاست تا سئوال كنند اين دوستان چرا در اين كنگره حضور كمرنگى دارند."
از دستاوردهاى اين كنگره رونمايى ازسه اثر تازه در حوزه ادبيات بيدارى بود با عناوين "در مشرق بيدارى"، برگزيده ى شعرهاى مقاومت به كوشش حسين اسرافيلى، "بيدارى كلمات" شامل مقالاتى‌دربررسى و تحليل شعرهاى مقاومت به كوشش جواد محقق و "از پايدارى تا پرواز" گفتگو با شاعران شركت‌كننده در كنگره شعر مقاومت.
از اتفاقات جالب توجه اين كنگره مى توان به شعرخوانى پرشورشاعر جوان بحرينى "احمد القجيرى" در گلزار شهداى بوشهر اشاره كرد كه با استقبالى مضاعف همراه شد. در بخشى از شعرهاى اين شاعر بحرينى آمده بود؛ "به عقب برنگرد/ پشت سر آب است/ داخل آتش شو/ كه اين رواست/ صداى زخم‌هايمان بلند است/ اما گوش ظالمان ناشنواست". مراسم پايانى دومين كنگره شعر مقاومت بين‌الملل اسلامى، پيش از ظهر امروز برگزار شد و اين كنگره رسماً در سواحل خليج هميشه فارس به كار خود پايان داد.
سخنرانى استاندار بوشهر در مراسم پايانى كنگره هم خالى از لطف نبود،كه نام قيصر امين‌پور را اشتباه گفت و هم شعر اين شاعر بزرگ و فقيد انقلاب را اشتباه خواند كه با تذكر كتبى يكى از حاضران، او نام قيصر را اصلاح كرد تا شاهد مثالى معاصر باشد براين بيت سعدى عليه الرحمه كه "دوچيز طيره ى عقل است ؛ دم فروبستن / به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشى".!

شعر مقاومت ، ستم ستيز و بيدادگريز
غلامرضا كافى
در تعريف شعر مقاومت بايد گفت : گونه اى معناگرا از شعر است كه با تكيه بر مؤلفه هاى بيدارى، دردمندى، فريادگرى و جهان وطنى، ستيز با تمام ناراستى و عشق ورزى به تمام ارزش هاى والاى انسانى را جان مايه دارد. شعر مقاومت، شعرى معنامند و بى مرز است كه خوى فريادگرى و فرياد رسى را باهم دارد. امّاقيد اسلامى، اين گونه شعر را رنگ قدسى و الهى مى زند، گرچه برخى معتقد به محدود شدن آن باشند. امّا اسلام به دليل برخوردارى از جامع فضايل انسانى ، قدسى و ربوبى، شعر مقاومت را از جنبه ى اومانيستى بيرون مى آورد و به الوهيّت نزديك مى گرداند و الزام و تعهد نسبت به انسان را به عنوان خليفه الله و خداگونگى اش پاس مى دارد و شعر مقاومت اسلامى را محدود به تاريخ و جغرافياى خاصى مى نمايد، امّا خدا محورى و انسان مدارى او را از اين دو مرز فراتر مى برد.جلوه هاى بصرى و ساختارى مشترك ادبيات مقاومت اسلامى، به درج آيات و احاديث و برخى مناسبات و مشتركات زبانى،تلميحات و تلويحات تاريخ اسلام محدود مى شود.
شعر مقاومت در ايران با ظهور مناقبيان پديد آمده است، بنابراين همزاد شعر فارسى است؛ و از همان زمان كه زبان "ابوطالب مناقبى" را بريدند، زبان باز كرده است! شعر مقاومت در مزرعه ى ذهن "ابن حسام خوسفى" شاعر كشاورز و منيع الطبع، رشد كرده است كه هرگز به در بارى نگراييده و دست از خروش و اعتراض بر نداشته و با الزام آيينى به نظم سخن پرداخته است. يكتا پرستى، دين مدارى، تكريم انسان هميشه در ادبيات ايران حضور داشته است و خوى ستم ستيزى، خون شاعران بسيارى از اين ادبيات را بر زمين ريخته است. به نظر مى رسد؛ اوج مبارزه ى خونين شعر ايران، در روزگار رشد و خدا خواهى‌اتفاق افتاده است. امّا تفاوت شعر و نگاه شاعران در اين عصر با عهد انقلاب اسلامى كه يكى ديگر از نقطه هاى اوج شعر مقاومت ايران است، در چند دقيقه ى قابل اعتنا مى تواند رديابى شود. تفاوت شعر مقاومت در عهد مشروطه با شعر عصر انقلاب يكى در نگاه ملّى صرف در مشروطه خواهى است؛ در شعر مشروطه نگاه ملّى بر نگاه دينى و عالم انسانى و بى مرز غالب است؛ در حالى كه در شعر پس از انقلاب اسلامى ، اين نگاه به سمت ارزش هاى دينى و انسانى گراييده است. التفات به تجددگرايى غربى در شعر مشروطه پيداست، در حالى كه در عصر انقلاب با آن مبارزه مى شود. سياست زدگى در شعر مشروطه پيداست و اين جهت،سخنوران را سياسّيون شاعر معرفى كرده است تا شاعران سياسى ، در حالى كه در شعر مقاومت پس از انقلاب اسلامى چنين نگاهى نيست، شأن شعر در عهد مشروطه منحصراً به عنوان ابزار مبارزه پايين آمده و الزامات ادبى و پرهيزهاى اديبانه در آن وجود ندارد، در حالى كه شعر انقلاب اسلامى در عين معنامندى و فراگيرى تمام ويژگى هاى درونى شعر مقاومت، ساخت و صورت فخيم دارد.

شعر مقاومت، شعرى معترض و ستيهنده است
احمد نادمى
تعبير "شعر مقاومت" را نخستين بار براى شعرهايى كه شاعران پارتيزان فرانسوى در زمان اشغال فرانسه توسط نيروهاى آلمان نازى در جنگ جهانى دوم عليه اشغالگران مى نوشتند، در منابع غربى به كار برده اند. با اين تعبير، "شعر مقاومت" امرى تاريخى و پروژه اى مختومه است. (در سال هاى اخير نمونه اى از اين شعرها به فارسى ترجمه و منتشر شده است) اما آن چه امروز "شعر مقاومت" خوانده مى شود، در واقع، استقبال از سخن نويسنده ى فلسطينى، غسان كنفانى است كه به آثار ادبى اى كه معطوف به مبارزه ى فلسطينيان با اشغالگران صهيونيست باشد (اعم از داستان، شعر، مقاله و ...) نام "ادب المقاومه" را بخشيده است. اين تعبير، نشان از يك جريان ادبى است كه همچنان پوياست.
شعر مقاومت، شعر "يادآورى" است؛ يادآورى وطنى كه غصب شده و حتى نامش را عوض كرده اند، يادآورى هويتى كه انكار مى شود و به جاى آن صورتى مسخ شده را به نمايش مى گذارند، يادآورى خون هايى كه بى گناه به خاك ريخته شده و مى شود.شعر مقاومت، لحنى اندوه زده اما معترض و ستيهنده دارد. لحنى كه در خدمت ستايش از زندگى است، چه در اردوگاه باشد، چه در تبعيد.
شعر مقاومت مديون ترجمه است. با توجه به سيطره ى صهيونيسم بين الملل بر رسانه هاى فراگير، اين ترجمه بوده است كه صداى در محاصره را به گوش جهانيان رسانده است.
شعر دفاع مقدس و شعر مقاومت، هر دو، بيان ادبى مبارزه با دشمن هستند. هر دو به اشغالگرى پاسخى خون رنگ مى دهند. هر دو خون هاى به ناحق ريخته را شهادت مى دهند. هر دو شعر يادآورى هستند. اما شاعر دفاع مقدس ايستاده بر خاك خود استقلالش را به رخ مى كشد، در حالى كه شاعر مقاومت مى كوشد كه وطن خود را باز تعريف كند...

شعر مقاومت ستايشگرمقاومت در برابر تجاوز
سعيد بيابانكى
جنگ به خودى خود تقدسى ندارد، ولى دفاع ايران را بايد تمام و كمال مقدس دانست. در نتيجه شعرى كه از دل اين دفاع بر مى آيد به ناچار راهى جز تقديس اين دفاع ندارد و انتقاد از اين دفاع منطقاً پسنديده نيست. اصطلاح "شعر مقاومت" يك اصطلاح بزرگ تر و يك مفهوم جهان شمول تراست. شعر مقاومت شعرى است كه مقاومت در برابر زور و تجاوز را در همه ى مكان ها و همه ى زمان ها تقديس مى كند. طبيعى است كه اشتراك اين دو شعر يعنى شعر دفاع مقدس و مقاومت در تقديس دفاع در برابر تجاوز و ستم گرى است. چه اين ستمگرى از نوع نظامى باشد و چه فرهنگى يا سياسى يا مثلاً اقتصادى. به اعتقاد من شعر دفاع مقدس بيشتر يك مقوله ى تقويمى است، ولى شعر مقاومت يك مقوله ى تاريخى. به بيان ديگر شايد زمانى فرا برسد كه شعر دفاع مقدس فراموش شود، ولى شعر مقاومت يك واقعيت هميشگى است.
اين گونه شعر در ايران را بايد به كودكى تازه متولد تشبيه كرد: كودكى كه هنوز درست و حسابى لب باز نكرده و تازه ديگران دارند به او توجه مى كنند. عمر اين گونه شعر در كشور ما به كمتر از سى سال مى‌رسد و در اين سى سال هم مدام در حال آزمون و خطا بوده ايم. مضافاً بر اين كه جامعه ى منتقدان و به خصوص روشنفكران هم در بايكوت كردن و بى اهميت جلوه دادن اين گونه شعر نقش بسزايى داشته اند. شعر مقاومت در ايران در قياس با كشورهاى ديگر متأسفانه جايگاه مناسبى ندارد. دليل عمده ى آن هم ضعف در ترجمه است. شعر مقاومت ايران بيشتر در قالب هاى سنتى عرضه شده و همين يعنى سد بزرگى در برابر ترجمه شدن. وجود يك پايگاه مهم ادبى يا يك بر نامه اختصاصى رسانه اى به زبان هاى زنده ى دنيا.

شعر مقاومت به گستردگى تاريخ
پرويز بيگى حبيب آبادى
با عنوان شعر جنگ در كنار ساير نام ها مخالفم، زيرا جنگ هيولايى است كه از دهان خود آتش مى بارد و در ردّپاى خود خون و خاكستر بر جاى مى نهد. جنگ واژه نفرت آورى است و شعر جنگ، شعر خونريزى و تخريب و خون و خاكستر است. در دفاع مقدس هشت ساله شعر مقاومت و پايدارى و شعر دفاع معنا دارد. يعنى نسلى در مقابل تهاجم و دشمن ايستاد و از كيان و هويت و گذشته و حال و حتى‌آينده خويش دفاع كرد و دفاع همواره مقدس است.
اگر حوزه و گستره ى شعر مقاومت و پايدارى را ايران و كشورهاى همجوار بدانيم، همه ى قالب ها داراى كاربرد مناسب با توجه به ظرفيت هاى خاص خود مى باشند. از آنجا كه شعر برخاسته از ضمير ناخودآگاه شاعر و شكسته شدن ناگهانى گسل هاى سكوت است، نمى توان قالب از پيش تعيين شده اى براى خود داشته باشد. اگر تعيين قالب نيز ناخودآگاه باشد مى توان گفت همه چيز از فطرت شاعرانه سرچشمه گرفته و در غير اين صورت شاعر متمايل به شكلى تصنعى شده است. اما اگر حوزه ى شعر مقاومت و پايدارى را كل جهان قلمداد كنيم، قالب سپيد به علت عدم استفاده كاربردى و مستقيم از وزن و موسيقى و آهنگ هاى عروضى خيال بر انگيز همگونى بيشترى را با مترجم و رسيدن به يك ترجمه قابل قبول براى انتقال صحيح پيام ها خواهد داشت. بديهى است پرداختن به قالب سپيد به شكلى تصنعى نيز آسيب ها و عوارض خاص خود را خواهد داشت.
از آنجاكه مقاومت و پايدارى جزء تفكيك ناپذير فطرت و سرشت انسانى و به تبع آن جزء جدايى ناپذير ملت ها و جوامع بشرى است مى توان اين مقوله را داراى بيشترين وجوه اشتراك ملت ها با يكديگر دانست. درست مانند دواير متقاطع كه فصل هاى مشتركى را به وجود مى آورند كه همان فصل هاى مشترك مقاومت و پايدارى است. فصل هايى كه وجوه اشتراك فراوانى در آن وجود دارد.

استمرار خاكريزها
محمد حسين جعفريان
خاكريزها براى شاعر مقاومت علاوه بر خطوط مقدم جبهه، تا صفحات كتب، كارزار رسانه و جهان كلمات امتدادمى يابد.او هنگام وقوع نبرد معمول، در دو جبهه مى جنگد و پس از پايان آن، وقتى همة سربازان باقيمانده و فرمانده هايشان به خانه بر مى گردند، تازه جنگ اصلى اش آغاز مى شود.شرح حقايق و نقاشى آرمانهايى كه انبوه برادرانش جان بر سر آن گذاشته اند. شعر پايدارى تنها صدايى است كه از انبوه هياهوها و انفجارها و شليك ها باقى مى ماند و تا جهان باقى است، ديگر نسل ها را وا مى دارد تا واقعيت و آمال جنگاوران را بشنوند و مرور كنند... حتى براى جنگهايى كه شايد به ظاهر رخ نداده باشند نيز، چنين است.شعر مقاومتى كه من مى شناسم، صداى حقانيت در تمام پيكارهاى جهان، از ازل تا به ابد، ميان پاكى و پليدى است.شعر و شاعر پايدارى حنجره ى اعلام دايمى پاكيزگى ها و نقاش سبز در آستين، حين و پس از نبرد و فرو نشستن ها است و كار اصلى اثر با شليك آخرين تير، آغاز مى شود.
ادبيات و بصورت اخص شعر مقاومت بايد در دانشگاهها صاحب كرسى شود.نمونه هاى جهانى آن، فراتر از حوزه ى شعر مقاومت اعراب و ممالك همسايه، در ديگر كشورها شناسايى و ترجمه شود، با ممالكى كه اين مباحث را تئوريزه كرده اند، مراوده داشته باشيم. از ترجمه هاى شعر پايدارى در ممالك ديگر جنگهاى بزرگ معاصر، بويژه جنگهاى جهانى و به طور خاص ممالكى كه مورد هجوم قرار گرفته و بيشتر مدافع بوده اند، استفاده درست شود. ماجرا خيلى وسيع تر و مهمتر از چند و چند جشنواره سالانه است.اين را باور كنيم و مهمتر از همه بايد تمهيداتى انديشيد تا اين شعر كه بسيار مى تواند پر مخاطب و مردمى باشد، با سياستها و مديريتهاى ناپخته، به مخاطب گريزترين هنر ما تبديل شود.بايد زنجيره اى از ادبيات و هنر پايدارى را در امتداد هم پيش برد و عرضه كرد تا شعر، رمان، سينما، تئاتر، نقاشى و كاريكاتور و ... همه و همه در كنار هم و با همپوشانى يكديگر، اندام اين نوع را از هنر و ادبيات به وضوح براى مخاطب ترسيم كنند.مخاطب تصور نكند با يك ناظم كلمات و عده اى آدم متوهم روبروست كه با خيالبافى در صدد تحميل نوعى از هنر و ادبيات به اويند.صداى مقاومت هميشه بى پيرايه ترين و نزديكترين صدا به ذات انسانى است و اگر هنر و ادبياتى كه بناست، بلندگوى آن باشد، وظيفه اش را درست انجام دهد، اين صدا ديگر و گوشخراش نخواهد بود كه مألوف و مأنوس ترين صدا خواهد شد.كما اين كه در معدود آثار درخشان پديد آمده، ديده ايم كه اقبال مخاطب مان بر آن حيرت آورده است.

از فرماليسم به سمت محتوامدارى
حميدرضا شكارسرى
شعر مقاومت در نخستين مرحله ايجاد، به طور طبيعى به آرايه‌هاى ساده لفظى بسنده مى‌كند و به باورها و آرمان‌ها توجه تام و تمام مى‌كند تا در نهايت بتواند در سريعترين زمان معناى خود را بر زبان جارى كند.
اما شاعر شعر مقاومت بايد به تدريج با فاصله گرفتن از زمان وقوع پديده اى كه منجر به سرايش آن شده، خود را از صراحت بياندازد و زمان‌مندى و مكان‌مندى خود را به شيوه‌اى قراد دهد كه بتواند در فاصله‌اى‌دورتر از وقوع حادثه نيز قابل فهم و استفاده باشد.
شاعر ايرانى دوران هشت سال دفاع مقدس را و به دنبال آن دوران اول شاعرانگى با موضوع مقاومت اسلامى را تجربه كرده است. او سال‌هايى را كه شعر مقاومت تنها تظاهرات ژورناليستى داشته پشت سر گذرانده است و لذا اگر امروز در اين حيطه قدم مى‌گذارد بايد سعى كند شعرش عارى از عوالم زيبايى‌شناسانه نباشد.
محتواگرايى و آرمان‌گرايى در شعر مقاومت باعث مى‌شود شعر جزئى‌نگر شده و اين توجه بيش از حد به اجزا آن را به يك زمان خاص محدود مى‌كند و در نتيجه وقتى از آن زمان خاص بگذريم، ديگر نمى‌توان آن شعر را قابل استفاده بدانيم مگر با نوشتن پانويس و توضيح زمان وقوع حادثه كه اين عارضه در شعر مقاومت امروز زياد به چشم مى‌خورد.
امروز ديگر مى‌توانيم به راحتى عنوان كنيم كه در ادبيات مقاومت مرزهاى جغرافيايى فروشكسته است و ما نيز بايد در اين ميان از طريق استفاده از اشتراكات دينى و جايگزين كردن آن به جاى افتراق‌هاى قومى‌به نوعى وحدت رويه دست پيدا كنيم.
حوادث دينى بايد در شعر امروز يك ساختار واحد در نظر گرفته شود و در بستر زمان جارى شود. اين به معنى جايگزينى شخصيت‌ها با هم نيست بلكه به معنى استفاده از جنبه‌هاى رومانتيك در سرايش شعر در مقابل تاريخ‌نگارى و مستندنگارى در شعر است.
شعر مقاومت با وجود تمامى تغييرات موجود در گفتمان‌هاى حاكم بر خود نمى‌تواند و نبايد از آرمانگرايى فاصله بگيرد و به نظر من نوع آرمانى آن حركت از سمت فرماليسم به سمت محتوامدارى با تاكيد بر حفظ ارزش‌هاى ادبى

انقلاب كنيد تا نور در كره زمين حاكم شود
سمير مقبل (شاعر عراقى)
امام خمينى( ره ) امريكا را ام المفاسد دنيا معرفى كردند؛ من نيز با توجه به حوادث اخير در اين كشور شعرى را با اين مضمون سروده ام ؛ "انقلاب كنيد تا نور در كره زمين حاكم شود..." و همين طور ادامه اش داده ام.
به شكست بسيار بزرگ اعراب از اسرائيل در سال ١٩٦٧ اشاره مى كنم؛ بعد از اين شكست كشورهاى سوريه و مصر و اردن ضررهاى زيادى متحمل شدند و همين امر باعث شد تا تمام شاعران اين نقاط بعد از اين جريان از لحاظ نوع و تعداد شعر جهشى را براى نهادينه شدن فرهنگ پايدارى داشته باشند كه شاعران مغرب، فلسطين ، مصر، لبنان ، عراق و همچنين كويت با هم متفق و متحد شدندكه ديگر نبايد تسليم زورگويان شويم و همگى بايد در مقابل اسرائيل ايستادگى كرده تا سزمين هاى اشغال شده را آزاد كنيم، در اين ميان انقلاب اسلامى ايران نيز تاثير بسيار بزرگى را در ديد اعراب گذاشت و باعث شد آنان در مقابل امريكا و اسرائيل و به طور كلى استكبار ايستادگى كنند.

خونى در رگهاى مقاومت
رستم عجمى (شاعر تاجيك)
بنياد و اساس اسلام، ظلم ستيزى است و ما مسلمانان شاهد كربلا و جان فشانى حضرت امام حسين( ع)وياران اوهستيم كه چگونه براى بيدارى اسلام و زنده نگه داشتن عشق الهى بوسه بر شمشير زدند. احساس مى كنم وقتى دشمنان اسلام در ذهن، فكر جدايى كشورهاى اسلامى را مى پرورند اين كلام و كلمه و شعر است كه با رسالتش مى تواند آن احساس انسان دوستى را بيدار كند. ما در دورانى به سر مى بريم كه تكنولوژى انسان را از طبيعت و واقعيت خويش دور ساخته و حتى مى توان گفت انسانها را به نحوى مغرور كرده است.ما نبايد به خاطر تكنولوژيِ بي احساس، آن طبيعت و حقيقت انساني را كه انسان دوستى و شعر و كلام است از ياد ببريم. در اصل شعر مقاومت بيدارى ذهنها و كشف حقيقت جوهر انسانى است كه مى تواند دست مظلومان را نوازش كند و زبان ظالمان را ببندد.بيدارى ذهنها عامل اصلى يكپارچگى مسلمانان جهان است كه اميدوارم با رسالت شعر، اين بيدارى و يكپارچگى را بتوانيم ايجاد و حفظ نماييم.