پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - جهان كتاب
جهان كتاب
جنگ سايبرى؛ تهديدى ديگر بر امنيت ملى
ساناز نصيرپور
نام كتاب: جنگ سايبرى
نويسندگان: ريچارد كلارك، رابرت نيت
ناشر: انتشارات اكو
سال انتشار: ژانويه ٢٠١٢
تعداد صفحات: ٣٢٠ صفحه
قيمت: ١٩/١٠ دلار
پيش از اين ريچارد كلارك، كارمند سابق كاخ سفيد و مسئول ضد تروريسم و امنيت سايبرى، به آمريكا در مورد تروريسم ويران كننده اى كه امنيت ملى اين كشور را مورد تهديد قرار مى دهد هشدار داده بود. اكنون، وى توجه ما را به تهديد ديگرى كه بى صدا اما به همان ميزان خطرناك است جلب مى كند.
جنگ سايبرى كتاب جامعى در مورد تكنولوژى، حكومت، استراتژى نظامى، جنايت، جاسوسان، سربازان و هكرهاست. نويسندگان در اين كتاب به توصيف جنگ سايبرى در دنياى مجازى پرداخته و به دليل وابستگى زياد تجهيزات نظامى به ارتباطات شبكهاى و اينترنتى، آن را تهديدى براى قدرت نظامى ايالات متحده آمريكا مىدانند. در اين اثر به سوالات بيشمارى از قبيل اينكه جنگ سايبرى چيست، چگونه اسلحه هاى سايبرى كار مى كنند و ميزان ارزشمندى ما بر حسب ملت و يا به صورت فردى براى مجرمان سايبرى به چه صورت است پاسخ داده شده است.
كلارك و همكارش رابرت نيت خيزش عصر سايبرى را، از اولين ملاقات بحران سايبرى در كاخ سفيد تا مذاكرات مديران در سيليكن ولى و تونل هاى الكترونيكى منتهى به منطقه منهتن، رديابى كرده و از اماكن و شخصيت هاى ناشناس نمايه بردارى كرده اند.
آنها موضوع نفوذ جاسوسان سايبرى خارجى به دفتر وزير دفاع، سيستم كنترلى شبكه هاى برق آمريكا و طرح هاى حفاظتى آخرين جنگنده هاى آمريكايى را بازگو كردند. تصور خساراتى كه ما در جنگ سايبرى - به صورت فردى و به صورت امنيت ملى- متحمل مى شويم دهشت بار است. باگ هاى كامپيوترى باعث به هم خوردن سيستم هاى ايميل نظامى مىشوند؛ پالايشگاه ها و خطوط انتقال نفت منفجر مىشوند؛ سيستم هاى كنترل ترافيك هوايى دچار فروپاشى مىشوند؛ قطار هاى مترو از خط خارج مىشوند؛ اطلاعات مالى مغشوش مىشوند؛ شبكه برق در شرق آمريكا قطع مىشود؛ ماهواره ها از مدار چرخش خود خارج مىشوند. با كمياب شدن غذا و اتمام پول، جامعه به زودى از هم مىپاشد. بدتر از همه، هويت مهاجمان ممكن است يك راز باقى بماند.
بازيگران غيردولتى نيز با استخدام مزدوران سايبرى از ميان كارتل هاى بينالمللى جرائم سايبرى در نهايت شايد به توانمندى هاى مهم جنگ سايبرى دست يابند. هر روزه ملت ها و بازيگران غيردولتى درگير فعاليت جاسوسى اينترنتى مى شوند كه به دفعات توانايى آنها در عبور از سيستمهاى پدافند سايبرى و دانلود حجم زيادى از اطلاعات با ارزش را به اثبات رسانده است. جاسوسان فضاى مجازى در آمريكا برخلاف هكر هاى دولتى ساير كشورها هيچگاه به دنبال كسب اطلاعات اقتصادى براى تحويل به شركت هاى آمريكايى نيستند. اما قدرت هاى نرم افزارى مى توانند از قابليت جاسوسى سايبرى براى كسب برترى اقتصادى در رقابت با جوامع مبتنى بر دانش به نفع خود سود ببرند.
جنگ سايبرى به عنوان اثرى قوى و تأثيرگذار، آغازگر يك مجادله بحرانى درباره تهديد بزرگ آينده به امنيت ملى محسوب مى شود.
* ريچاردكلارك رئيس سابق سازمان ضد تروريسم و مشاور ارشد كاخ سفيد در مبارزه با تروريسم و جنگ سايبرى و نويسنده كتاب در برابر همه دشمنان (Against All Enemies ) در سال ٢٠٠٦ است.
تورق
مفهوم شناسى در چارچوب نظريه جايگزين
ضياءالدين صبورى
در حيطه و موضوع كتاب هايى كه در قالب مفهوم شناسى تدوين و منتشر مى شوند، معمولاً با دو دسته كتاب ها برخورد مى كنيم: دسته اى كه رابطه علّى (علت و معلولى) يك يا دو پديده در مقابل هم را بررسى مى كنند و دسته ديگر، كتاب هايى كه به زمينه ها و بسترهاى پديدارى يك يا دو پديده هم نهاد يا متقابل مى پردازند. اين قبيل كتاب را عموماً مى توان در چارچوب نظريه "جايگزين" ارزيابى و مطالعه كرد. روشن ترين بيان اين نظريه، به مسأله "توزيع منابع" در بين پيش زمينه ها و ريشه هاى اقتصادى برمى گردد كه به عنوان عامل حياتى در پديدارى شرايط و وضعيت هاى متفاوتى چون فقر و غنا يا ديكتاتورى و دموكراسى نقش ايفا مى كند.
با تعميم اين نگاه به پديده هاى مشابهى چون فقر و غنا و نيز وضعيت هاى متضاد ديكتاتورى و دموكراسى، به اين نتيجه مى رسيم كه هر كدام از اين وضعيت ها ريشه در فرهنگ يك ملت داشته و با نحوه توزيع منابع اقتصادى ارتباط تنگاتنگى مى يابد؛ چراكه فقر فرهنگى در هر جامعه اى به يقين زمينه ساز بروز فقر اجتماعى و اقتصادى خواهد شد و اين دو يعنى فقر فرهنگى و اقتصادى دو مفهوم متلازم و متعاكس هستند كه در راستاى هم و در طول يك رابطه علت و معلولى معنا مى يابند.
نگاه جايگزين به دموكراسى نيز بر همين مبنا قرار دارد كه بيشتر تصميمات جمعى كه يك جامعه، تحت لواى هر نوع نظام سياسى اتخاذ مىكند، حداقل به نوعى و تا قسمتى در رابطه با توزيع منابع است.
دو مفهوم متضاد دارايى و فقر (همان فقر و غنا) و ديكتاتورى و دموكراسى از جمله مفاهيم يا پديدارهايى هستند كه چنين رابطه اى با هم دارند و پيوستگى ها و وابستگى هاى عريان و عيانى در ماهيت آنها به چشم مى خورد. در همين باره و در بين كتاب هايى كه بزودى شاهد نشر آن خواهيم بود،به كتابى تحت عنوان " اقتصاد " نوشته پارتا داسگوپتا نويسنده بنگلادشى و استاد اقتصاد دانشگاه كمبريج برمى خوريم كه جعفر خيرخواهان آن را ترجمه و آماده نشر ساخته است. اين كتاب كه از مجموعه "مختصر و مفيد" انتشارات ماهى به شمار مى آيد، دو جهان و دو وضعيت مختلف در دو دنياى متفاوت را شرح مى دهد كه وجود يك زمينه يا ساختار در يك دنيا به ايجاد وضعيت فقر و در دنياى ديگر، به ايجاد وضعيت ثروت و غنا انجاميده است.
كتاب با داستان "دستا" و "بكى"، دو نوه فرضى نويسنده، آغاز مىشود كه اولى در يكى از روستاهاى كشور فقير اتيوپى با درآمد سرانه ١٠٠٠ دلار در سال و ديگرى، در يكى از شهرهاى آمريكا با درآمد سرانه ٣٠ هزار دلار زندگى مىكند. نويسنده، زندگى آن دو را از منظر امكانات، فرصتها و همچنين محدوديتهايى كه دارند، بررسى مىكند و علل فقر و ثروت آنها را با استفاده از ابزارهاى اقتصادى توضيح مىدهد.
اين كتاب كه انتشارات آكسفورد آن را منتشر كرده، با تكيه بر نهادگرايى اقتصادى، بيان مىكند كه در جهان دستا چه نهادهايى غايباند و در جهان بكى چه نهادهايى وجود دارند كه سبب فقر و ثروت شدهاند.
وجود اين نهادها را آنگونه كه نظريه جايگزين مطرح مى كند، در بنيان فرهنگى جامعه مى توان جستجو كرد. پيش شرط هايى كه مطالعه آن در بررسى زمينه هاى ظهور وضعيت هاى اجتماعى و سياسى مختلف و در ارتباط با گروه هاى اجتماعى و صاحبان قدرت بسيار محورى و در عين حال سودمند است.
بر مبناى نظريه جايگزين، از هر سياست و تصميمى، گروهى منتفع و گروهى متضرر مىگردند. دموكراسى، مجموعه مشخصى از نهادها براى اتخاذ اين نوع از تصميمات جمعى است كه با توزيع نسبتاً برابر قدرت سياسى در ميان آحاد جامعه، از ديگر انواع مكانيسمها و نهادهاى تصميمگيرى جمعى متمايز شده است. در حالى كه در ديكتاتورى يا در يك نظام سلطنتى، قدرت تصميمگيرى جمعى در دست عده قليلى از افراد جامعه متمركز است، دموكراسى در اتخاذ تصميمات جمعى، وزن و اهميت بيشترى به اكثريت افراد جامعه مىدهد. بنابراين، بر طبق نظريه جايگزين، تا زمانى كه توزيع منافع حاصل از فرآيندهاىدموكراتيك با توزيع قدرت سياسى نهفته در بطن جامعه سازگار باشد، دموكراسى در هر جامعهاى قابل رشد و نمو است و بر عكس، اگر اين شرايط اقتصادى و سياسى برآورده نشود، دموكراسىفرو مى پاشد.
اين نظريه، كه ريشههاى آن به نظريات ارسطو باز مىگردد و به فصيحترين شكل ممكن توسط جامعهشناس آمريكايى سيمور مارتين ليپست در دهه ٥٠ ميلادى بسط يافت، از آنچنان مقبوليتى برخوردار است كه امروزه كاملا فراتر از "خرد عرفى" است. اما دريچه نگاه اين نظريه، تنها راه ديدن نهادهاى دموكراتيك و چگونگى شكلگيرى آنان نيست. اين نظريه بر اين فرض اساسى استوار است كه دموكراسى بر بنيانهايى قرار دارد كه منتج از جمعيتى با آموزشهاى بالا و در يك كلام "فرهنگ دموكراسى" است.
كتاب "ريشههاى اقتصادى ديكتاتورى و دموكراسى" نوشته دارون عجم اوغلو نويسنده ترك تبار و همكارش رابينسون، كارشناس علوم سياسى كه اتفاقاً جعفر خيرخواهان با همكارى على سرزعيم آن را به فارسى برگردانده است، از دريچه بنيان هاى فرهنگى و رفتارشناسى اقتصادى د وطبقه فرادست و فرودست يا همان فقرا و اغنيا (در واقع صاحبان منابع قدرت و اقتصاد) به وضعيت متضاد ديكتاتورى د دموكراسى پرداخته است. اين اثر كه انتشارات كوير به تازگى به نشر آن همت گمارده، اين پرسش را مطرح مى كند كه "چگونه امكان دارد نظام ديكتاتورى كشورها به دموكراسى تبديل شود؟"
پاسخ كلى نويسندگان به پرسش مذكور آن است كه : گاهى اوقات هزينه سركوب اعتراضات مردمى و سركوب شورشها و اعتراضات در نظامهاى ديكتاتورى بسيار بالاست و همچنين وعده امتيازدهى نيز هميشه چارهساز نيست، بنابراين فرادستان جامعه براى حفظ ثبات اجتماعى و از دست ندادن تمامى منافعشان چارهاى جز ايجاد دموكراسىسازى ندارند. بنابراين، قدرت سياسى را به شكلى معتبر به اكثريت شهروندان انتقال مىدهند. براين اساس، دموكراسى زمانى ايجاد مىشود كه انقلابيون و شورشيان پيروز شده، صحنه را در دست گيرند. آنان فرصت موقت به دست آمده (قدرت عملى) را به برترى دايمى(قدرت قانونى ) تبديل مىكنند كه همان دموكراسى است.
نويسندگان اين كتاب چارچوبى علمى براى ايجاد و تحكيم دموكراسى ارايه مىدهند و براى اين منظور از نظريه بازى استفاده فراوان مىكنند و همچنين از علم تاريخ نيز براى پشتيبانى از نتايج مدلهاى خود كمك مىگيرند. آنان براى ورود به مباحث كتاب از تجربه تاريخى چهار كشور (انگلستان، آرژانتين، سنگاپور و رژيم آپارتايد)بهره مىگيرند كه هر يك از آنها در چهار مسير متفاوت حركت مىكنند. اين كشورها مىتوانند برخوردار از نظام ديكتاتورى يا دموكراسى باشند. پيشروى دايم به سوى دموكراسى، نوسان ميان دموكراسى و ديكتاتورى، ديكتاتورى باثبات و عملكرد عالى اقتصادى و سرانجام رژيم ديكتاتورىسركوبگر، نوع نظام اين چهار كشور را تشكيل مى دهند.
انگلستان در روند حركت خود به سوى دموكراسى از سده سيزدهم ميلادى توانست دموكراسى را مستحكم كند. كشور دوم، آرژانتين است، اين كشور در ابتداى سده بيستم دموكراسى را ايجاد كرد، اما پس از آن به طور مدام بين كودتا و انقلاب در نوسان بود و اين به معناى تحكيم نشدن دموكراسى در اين كشور است. سنگاپور كه به صورت ديكتاتورى اداره مىشود، توانست ثروت مردم را چنان افزايش دهد كه هيچ مخالفت جدى با نظام در ميان آنها شكل نگيرد. به عبارت ديگر مردم كشور سنگاپور از زندگى در رژيم ديكتاتورى راضى هستند. اما اقليت سفيدپوست رژيم آپارتايد آفريقاى جنوبى مجبور بودند به سركوب متوسل شوند تا اعتراض و شورش اكثريت سياهپوست را فرونشانند.
مدل اقتصادى مورد توجه كتاب از نظريه بازىها بهره فراوانى برده و بيانگر اين واقعيت است كه در جامعه گروههاى متفاوتى وجود دارند كه در سادهترين حالت مىتوان آنها را در دو گروه فرادست و فرودست جاى داد. فرادستان در اقليتاند و فرودستان در اكثريت قرار دارند. فرادستان، ديكتاتورى و فقرا، دموكراسى را ترجيح مىدهند، زيرا نظام ديكتاتورى، قدرت سياسى و منابع اقتصادى را به نفع فرادستان توزيع مىكند در حالى كه اين وضعيت در دموكراسى معكوس است.
اما نويسندگان كتاب در پاسخ به اين سوال كه چه شرايطى سبب تحكيم دموكراسى و بازنگشتن نظامها به ديكتاتورى مىشود، شش عامل را در اين امر تاثيرگذار مىدانند كه به تحكيم پايههاى دموكراسىمى انجامند: ساختار نهادهاى سياسى، ساختار اقتصادى، ماهيت بحرانهاى سياسى و اقتصادى، ميزان نابرابرى اقتصادى يا همان مبحث طبقه متوسط و شكل و دامنه جهانى شدن.
در همين راستا و در موازات ريشه هاى اقتصادى اين دو پديده، "ريشه هاى اجتماعى ديكتاتورى و دموكراسى" نوشته "برينگتون مور" نيز سه دهه مورد توجه محافل نشر و دانشگاهى كشور بوده است . اين كتاب كه ابتدا با ترجمه دكتر حسين بشيريه در سال هاى ١٣٦٩ و ١٣٧٥ و سپس با ترجمه يوسف نراقى در سال ١٣٨٢ به قفسه ها راه يافت، به تبيين و تحليل آن دسته از شرايط اجتماعى و تاريخى مى پردازد كه طبقات دهقان و ارباب( زميندار) را به طبقاتى موثر در روند نوين سازى در سه كشور انگلستان، فرانسه، آمريكا و در نقطه مقابل سه كشور چين، ژاپن، و هند بدل نمود. لذا اين كتاب كوششى جامع و همه نگر در راستاى تحليل شرايط و رخدادهاى تاريخى و چگونگى تاثير آنها بر چگونگى مناسبات ميان طبقات بالا و پايين ارزيابى مى شود.
به طور كلى، اگرچه مور بر اين عقيده است كه طبقه دهقان همواره در روند نوين سازى مورد ستم قرار مى گيرند؛ اما تحليل او در واقع تجليلى است از سهمى كه مازاد اقتصادى و ارزش افزوده توليد شده در جامعه روستايى در روند نوين سازى ايفا مى نمايد. طبقه محرك نوگرايى از ديدگاه او بورژوازى است اما بر اين باور است كه اگر طبقه دهقان بار سركوب ها و تعديات را بر دوش نكشد؛ كار چندانى از بورژوازى نيز برنخواهد آمد. تحليل چندبعدى مور به همه جامعه شناسان و توسعه گران گوشزد مى نمايد كه مسير توسعه و نوين سازى مسيرى پرخطر و خشن است و تنها مى توان از ميزان خشونت آن تا حدى كاست اما هيچ گاه نمى توان بطور كامل آن را برطرف نمود. كمونيسم و فاشيسم تنها دو نمونه از جلوه هاى زيانبار و سركوبگرانه توسعه در تاريخ اند؛ اما شايد جلوه هايى ديگرى نيز در آينده سربرآورند.
در واقع،تحليل مور تحليلى جامعه شناختى و تطبيقى است كه سعى كرده است ضمن تحليل مناسبات ميان دربار ( سلطنت)، اشراف، طبقه بورژوازى و طبقه دهقان به ترسيم سه مسير عمده جهت حركت به سمت نوگرايى يا نوين سازى مباردت ورزد. كتاب در سه بخش تنظيم شده كه هر كدام از بخشها مشتمل بر سه فصل مى باشد.
در بخش اول تحت عنوان " ريشه هاى انقلابى دموكراسى سرمايه دارانه" نويسنده به كندوكاو در مسيرهايى پرداخته است كه طى يك انقلاب بورژوايى در سه كشور انگلستان، فرانسه و آمريكا، اين سه كشور شاهد دستيابى به يك دموكراسى پارلمانى بودند. در فصل اول مور تاريخ و شرايط انگلستان را از قرن چهاردهم، انحطاط فئوداليسم و جايگزينى استبداد سلطنتى رهگيرى كرده است. آنچه در مورد انگلستان بيش از هر چيز نظر نويسنده را به خود جلب مى كند؛ عوامل و رخدادهايى هستند همچون تجارت پشم كه از اواخر قرون وسطى آغاز شده بود؛ آغاز جنگ داخلى، آرامش دوران سلسله تودورها و نيز آغاز جنبش حصار كشى (enclosure movement ) در قرن شانزدهم كه همگى سبب ساز ورود انگلستان به سرمايه دارى و انقلاب گشتند. مور استدلال مى كند كه گذار انگلستان به دوران مدرن با تجارىشدن كشاورزى و جذب تمايلات و گرايش هاى تاجرمآبانه از سوى زمينداران و آريستوكرات ها همراه بود. دربار انگلستان بدون داشتن دستگاه قضايى و ادارى نيرومند نتوانست دهقانها را در برابر يورش خشن زمينداران سرمايه دار زير چتر حمايت پدرانه خود بگيرد و با گردن زدن چارلز اول تماماً از هم فروپاشيد و بدين ترتيب بازرگانان خود به طور مستقل كنترل تحولات را در دست گرفتند. جنبش حصاركشى در انگلستان به شدت سبب تقويت زمين داران بزرگ شد و ستون فقرات جامعه دهقانى را درهم شكست. تجارى شدن طبقه اشراف و زميندار، ضعف و فروپاشى دربار، جنگ داخلى و انقلاب پيوريتنى و جنبش حصاركشى طى سه مرحله خشونت آشكار و انقلاب قرن هفدهم، خشونت قانونى و پنهان قرن هجدهم و در نهايت گذار آرام قرن نوزدهم، خط سير كلى نوين سازى در انگلستان را مشخص مى كند.
فصل دوم به نوين سازى و انقلاب در فرانسه اختصاص دارد با اين تفاوت اساسى نسبت به انگلستان كه در اينجا، نجيب زادگان فرانسوى نه در استقلال نسبت به دربار كه در هم آغوشى و وابستگى نسبت به آن، و از طريق بهره كشى از دهقانان در دوران سلطنت بوربون ها و نيز وابستگى آنها نسبت به زمين راه را براى نفوذ سرمايه دارى در جامعه دهقانى و دوشيدن مازاد اقتصادى آن هموار كردند. از وجوه مشخصه نوين سازى در فرانسه خصلت اشرافى گرفتن طبقه بورژوازى و استثمار بيش از حد دهقانها است كه در نهايت سبب ايجاد نوعى راديكاليسم روستايى و شهرى منتهى به انقلاب در فرانسه شد. بنابراستدلال نويسنده، اگر انقلاب فرانسه رخ نمى داد، بعيد نبود كه اتحاد ميان اشراف قدرتمند از يك سو و بورژوازى ضعيف فرانسه از سوى ديگر راه را براى نوعى انقلاب محافظه كارانه از بالا هموار سازد. او خود در جايى ميگويد:" طبقه اى از شهرنشينان و بورژوازى نيرومند و مستقل يكى از عوامل ضرورى رشد دموكراسى پارلمانى بوده است".
فصل سوم به بحث نوين سازى در آمريكا اختصاص دارد؛ كشورى كه نه شاهد ديوانسالارى از نوع شرقى بود و نه فئوداليسم اروپايى. نه خبرى از اشراف و دربار بود و نه طبقه كارگر و دهقان آنچنانكه در اروپا شاهد آن بوديم. اما آمريكا دو قيام بزرگ مسلحانه به خود ديده كه به شدت بر روند نوين سازى در آن كشور تاثير گذاشته است: انقلاب آمريكا و جنگ هاى داخلى. مسير نوين سازى در آمريكا از رهگذر تفكيك جغرافيايى ميان شمال، جنوب و غرب و تعامل ميان آنها كه هر كدام داراى نظام اقتصادى و اجتماعى مختص به خود بوده اند؛ تعيين مى شود. سرمايه دارى صنعتى در شمال، نظام برده دارى زراعى(plantation slavery ) در جنوب و نظام زراعى مبتنى بر مزارع آزاد خانوادگى در غرب. ائتلاف هاى گوناگون و متناوب ميان شمال، غرب و جنوب كه در نهايت به اتحاد شمال و غرب عليه جنوب منجر شد مسبب پى ريزى تمدنى شد كه به نحو بنيادينى با تمدن جنوب متفاوت و بدين ترتيب جرقه اى جنگ داخلى زده شد. جنگ داخلى در آمريكا كه توسط " جمهوريخواهان راديكال" آغاز شد، آخرين يورش بورژوا-كاپيتاليست به ميراث فئودالى نظام قديم بود. يورشى كه با لغو نظام برده دارى راه را براى رسيدن به دموكراسى پارلمانى هر چند باز هم با خشونت هموار ساخت.
بخش دوم كتاب تحت عنوان " سه مسير نوسازى در آسيا" به روند نوين سازى در سه كشور هند، چين و ژاپن پرداخته است. در فصل چهارم مسير انقلاب از پايين در چين و چگونگى منتهى شدن آن به كمونيسم مورد بحث قرار گرفته است. نويسنده از خلال تبيين موارد پيش رو مسير چينى گذار به نوگرايى را مورد كاوش قرار مى دهد: تغيير و تحولات سلسله منچوها (١٦٤٤-١٩١١(، نظام امتحانات ديوانى ( system of examination )، شورش تايپينگ ( taiping rebellion )، ائتلاف ميان زمينداران و جنگ سالاران بخصوص درون حزب كومين تانگ( چيزى شبيه حزب فاشيست فرانكو در اسپانيا) و تحت لواى رهبر مستبدش چيانگ-كاى شك (Chiang Kai-SHEK ) كه به ائتلاف كلاسيك بورژوا- فئودالى بدل شد؛ تقابل كومين تانگ كه خود را نماينده ماندارن هاى عصر امپراطوى مى دانست از يك سو با كمونيست هايى كه خود را وارث شورش هاى دهقانى ميدانستند؛ ارتباط ميان انديشه هاى سون-يات سن و كنفسيوس با مرام اخلاقى و فكرى حزب كومين تانگ، ضعف ساختارى جامعه دهقانىو عدم ارتباط وثيق ميان رعيت ها و طبقات بالاى زمين دار، رواج نوعى گانگستريسم در روستاهاى چين كه در نهايت و با حمله ژاپن به اين كشور سبب شد تا دهقانان و روستاييان عاصى و ناراضى از كومين تانگ كه آنها را در برابر دشمن خارجى به حال خويش واگذارده بود؛ تحت لواى كمونيستها قرار بگيرند؛ اينها همه و همه مد نظر نويسنده قرار گرفته اند.
فصل پنجم به ترسيم انقلاب محافظه كارانه از بالا تحت لواى نوعى سرمايه دارى ارتجاعى كه در نهايت منجر به بروز فاشيسم آسيايى در ژاپن شد؛ پرداخته است. نويسنده ضمن بررسى دقيق سلسله مراتب هرمى قدرت در ژاپن عصر توكوگاوا اياسو(١٦٠٠-١٨١٢( و دوران امپراطورى ميجى (١٨٦٨-١٩١٢( كه مشتمل بر طبقاتى همچون شوگون ها، دايميوها، سامورايى ها، و نگون ها است به اين نتيجه مى رسد كه حضور فئوداليسم قدرتمند در ژاپن و تبعيت محض دهقانان از عناصر طبقات بالا تحت تاثير آموزه هاى كنفسيوسى مسير اتحاد ارتجاعى ميان اعيان و بورژواها را در آن كشور هموار ساخت. ژاپن هيچ گاه شاهد شورش هاى دهقانى موثر و تاثير گذار نبود. نظام ماليات بندى در عصرتوكوگاوا آنچنان بود كه بار اقتصادى چندانى را بر دوش دهقانان نمى گذاشت و اين امر از تمايل آنها به سوى راديكاليسم ممانعت به عمل مى آورد. تصوير ژاپن صنعتى شده از ديدگاه مور؛ تصوير جامعه اى است كه زمين دار در تمام زواياى آن رسوخ كرده و صنعت را به بهاى سركوب روستاييان به پيش مى برد.
فصل ششم نمودار تلاش و تقلاى هند است براى رسيدن صلح آميز به دوران نوين كه صد البته نه صلحى حاصل مى آيد و نه چيز نوينى. دموكراسى نيم بند هند ماحصل طرد مسيرهاى سه گانه توسعه ( دموكراتيك، ارتجاعى، كمونيستى) از سوى اين كشور است. موانع توسعه فراوان اند از نظام طبقاتى كاست و سنت چندش انگيز "ساتى" گرفته- بيوه زنان را به جسد گنديده و متعفن شوهر مرده شان مىبستند مردها با چوب دستى در اطراف مى ايستادند تا اگر بندها بسوزد و قربانى كه بطور سطحى سوخته و مجروح شده بخواهد خود را رها سازد او را به سوى آتش برانند و سرجايش نگاه دارند( ص ٣٠٩) - تا وجود و حضور " رباخوار" در جامعه روستايى و تثبيت مالكيت خصوصى از سوى اشغالگران انگليسى و حمايت آنها از طبقات بالاى زمين دار و " بومى هاى محترم". نيروى اشغالگر سبب ايجاد نيروى مخالف خود در " حزب كنگره ملى" شد كه از گاندى گرفته تا روشنفكران سوسياليستى همچون نهرو تا بازرگانان مرتجع را در بر مى گرفت. اما نه عقايد ناسيوناليستى گاندى نه برنامه توسعه ايده آليستى روستايى نهرو هيچ كدام نتواستند دردى از وضعيت به هم پيچيده هند دوا كنند. " آنچه در هند رخ داد اين بود كه همه چيز روى كاغذ انجام گرفته بود و نه در محل" ( ص ٣٥٣). نويسنده براى حل مساله هند كاربرد زور و اجبار را تجويز مى كند:" به هر حال اگر قرار باشد كه تغييرى حاصل شود استفاده از زور و اجبار ضرورى به نظر مى رسد ( ص ٣٦٠)."
در بخش سوم تحت عنوان " توضيحات و پيشنهادهاى نظرى"، و در فصل هفتم نويسنده به خلاصه و جمع بندى مطالب خود پرداخته و ضمن تاييد سرمايه دارى دموكراتيك كه به دموكراسى پارلمانى منتهىمى شود بعنوان بهترين شيوه نوين سازى در جهان، آن را ماحصل بروز و ظهور يك طبقه شهرنشين و بورژوازى نيرومند، تجارى شدن كشاورزى و تاجرپيشه شدن اشراف و زمينداران، جلوگيرى از پيدايش دربار يكه تاز و اشراف زميندار و نيز ممانعت از اتحاد اشراف و طبقه بورژوازى عليه دهقانان و كارگران مى داند.
در فصل هشتم، شرح و بسط كوتاهى است از نمونه حكومت هاى مرتجع و واپسگرايانه در آلمان ( بيسمارك و هيتلر)، ايتاليا( دوران زمامدارى كاوور و موسيلينى)، ژاپن ( امپراطورى ميجى)، و حتى روسيه و انگلستان. تركيبى از نيروى نظامى و دولت قدرتمند، و ملغمه اى از شوونيسم و ايده آليسم كور در ستايش و تمجيد آميخته به مرگ و خون.
در فصل نهم نويسنده در پى شناسايى علت بروز انقلاب ها و شورش هاى دهقانى است چراكه" روند نوسازى با انقلاب هاى دهقانى آغاز شد....و دهقان عنصر منفعل تاريخ نيست" ( ص ٣٩٩). از وضعيت اقتصادى گرفته تا مذهب و به هم ريختن ساختار جامعه روستايى، دربار مستبد و نيز قطع ارتباط ميان زمين دار و جامعه دهقانى مى توانند سبب آغاز شورش هاى دهقانى شوند. اما مهم تر از همه "فقدان انقلاب كشاورزى تجارى به رهبرى طبقات بالاى زمين دار و بقا و تداوم نهادهاى اجتماعى دهقانى و تهديد فشار بر روى اين نهادهاست ( ص ٤٢٠)." بطور كل تاريخ بسيارى از كشورها نشان مى دهد كه شورش هاىدهقانى يا ايجاد نشده اند يا به شدت سركوب گشته اند.
نويسنده، در موخره كتاب تحت عنوان " تصورات ارتجاعى و انقلابى" درصدد روشن نمودن ارتباط ميان انديشه و جنبش هاى اجتماعى است. نويسنده معتقد است كه نقش آفرينى انديشه ها هم در دوران ثبات اجتماعى و هم پويايى اجتماعى (جنبشهاى اجتماعى) مهم است. در اين فصل مور براى اولين بار به ابداع واژه " CATONISM " ( منسوب به Cato The Elder سياستمدار رومى ٢٣٤- ١٤٩ پيش از ميلاد) پرداخته و آن را نوعى انديشه ارتجاعى مختص طبقات بالا مى داند. عناصر اصلى كاتونيسم از ديدگاه او عبارت اند از: دفاع از تقواى سفت و سخت و تهذيب اخلاق، نظامى گرى، تحقير بيگانگان " در حال زوال"، مخالفت با گرايش هاى هنرى و روشنفكرانه. كاتونيسم انديشه اى متناقض است ضمن آنكه سرشار از مفاهيم اخلاقى است؛ اما زير پوشش چنين اخلاقياتى سرشار از احساس گناه و هرزگىدرباره مسايل جنسى است. " به رغم تاكيد كاتونيسم بر گرماى عواطف انسانى، اين ايدئولوژى شديداً از مهر و علاقه و محبت انسانى به مثابه شكلى از نرمش و ملايمت وحشت دارد......كاتونيسم مخالف بازرگانان، رباخواران، سرمايه داران بزرگ، جهان وطنان، و روشنفكران است ( ص ٤٣٤) كاتونيسم علل اجتماعى نارضايتى را پنهان مى دارد و تصويرى از تسليم محض دائمى ارايه مى دهد. ( ص ٤٣٥)"
..........................................................
در باره عجم اوغلو :
دارون عجم اوغلو، استاد تركتبار دانشگاه اماىتى به همراه دنى رودريك و تيمور كوران يك مثلث از اقتصاددانهاى تركيهاى مقيم آمريكا را مىسازند كه به مسايلى فراتر از موضوعات استاندارد اقتصاد كشورهاى توسعهيافته - بىكارى و تورم و ادوار تجارى و سياست رقابت و امثال آن - علاقه دارند. عجم اوغلو از اقتصاد نيروى كار شروع كرد ولى بعد در حوزه اقتصاد سياسى و اقتصاد توسعه مشهور شد، دنىرودريك در حوزه سياستهاى اقتصادى و اقتصاد توسعه (عمدتا با نگاه انتقادى) حرفهاى خواندنى مىزند و كوران روى توسعه نيافتگى خاورميانه و جهان اسلام متمركز است. جالب است كه عجم اوغلو مسيحىتبار، رودريك يهودىتبار و كوران مسلمانتبار هستند كه از بستر يك جامعه پرچالش و پرسوال مىآيند و بعد در فرآيند آموزشى و تحقيقاتى جدى قرار مىگيرند و هم پيوندى پژوهشى خود را به آزمون مى گذارند.
...................................................................................
منابع:
- سايت رستاك
- سايت انسان شناسى و فرهنگ
- يك ليوان چاى داغ،يادداشت هاى حامد قدوسى
- وبلاگ ايران بيز
- سايت هاى خبرى
- سايت مركز پژوهشى كوثر
- ريشه هاى اجتماعى ديكتاتورى و دموكراسى، ( نقش و ارباب و دهقان در روند نوين سازى)"، برينگتون مور، ترجمه حسين بشيريه، تهران: مركز نشر دانشگاهى ، چاپ هاى ١٣٦٩ و ١٣٧٥
- همان،ترجمه يوسف نراقى، نشر فرزان، تهران: ١٣٨٢
تورق
جنگ جهانى دوم در سرزمين قشقايىها
محمدحسين خسروپناه ×
نبرد سميرم: انگليسىها، قشقايىها و جنگ دوم جهانى
نوشته : كاوه بيات
چاپ اول : ١٣٨٩
٣٨٤ صفحه -- ٩٠٠٠تومان
ناشر : انتشارات خجسته
حمله ارتشهاى شوروى و بريتانيا به ايران در سوم شهريور ١٣٢٠موجب كناره گيرى رضاشاه از سلطنت و فروريختن نظام ديكتاتورى او گرديد. در پى اين واقعه ، از يكسو نظام مشروطه پارلمانى در ايران احياء شد؛ سياستمداران عصر مشروطه از تبعيد وانزوا و فعالان سياسى جوان تر از زندان رهايى يافتند و با انتشار روزنامه ، احزاب سياسى، اتحاديه هاى كارگرى و تشكل هاى صنفى و... فعاليت خود را براىتحكيم نظام مشروطه واجراى اصلاحات سياسى ، اجتماعى و فرهنگى آغاز كردند. از سوى ديگر ، همزمان با اين تحول ، ايلات و عشاير روند متفاوتى را در پيش گرفتند: سران ايلات و عشاير در صدد برآمدند موقعيت اقتصادى خود را كه در دوره سلطنت رضاشاه به طور جدى آسيب ديده بود بازسازى كنند و اقتدارسياسى ازدست رفته خويش را بار ديگر به دست آورند. از اين رو شورش عشايرىدرمناطق مختلف كشور آغاز شد.
دردوره سلطنت رضاشاه اكثر قريب به اتفاق ايلات و عشاير سركوب، خلع سلاح و مجبور به اسكان اجبارى (تخته قاپو) شدند. به منظور تضعيف و مهاركردن عشاير ، بيشتر سران و خان ها را مجبور به اقامت اجبارى در شهرها كردند و اداره تامينات شهربانى آنها را زير نظر گرفت.عده اى از آنها را هم كه خطرناك مى دانستند اعدام يا زندانى كردند و... . اسماعيل خان صولت الدوله سردار عشاير قشقايى از جمله سرداران و خان هاى عشاير بود كه در دوره سلطنت رضاشاه زندانى و املاكش مصادره شد و در سال ١٣١١ در زندان درگذشت. خانواده صولت الدوله نيز تبعيد گرديدند؛ در دوره تبعيد ، محمدناصرخان به همراه خانواده اش در آدران شهريار و خسروخان به اتفاق مادرش (خديجه بى بى) و خواهرانش در شميران روزگار مى گذراندند. چند روز پس از سوم شهريور با انتشار خبر خروج خانواده سلطنتى از تهران ،خسروخان موقع را مغتنم شمرد و به فكر افتاد كه خود و محمدناصرخان و ساير بستگان سردار عشاير را از تهران نجات دهد. " نيمه شبى به ديدار محمدناصرخان به آدران رفت وهمان نيمه شب به اتفاق هم و با زن ها و بچه ها به سوى فارس حركت كردند.محمدناصرخان تلگرافى براى سرتيپ عميدى فرستاد و ضمن مطلع ساختن او از مراجعتش به فارس ،اعلام كرد كه درشرايط پرمخاطره اشغال ايران آماده اجراى اوامر دولت است. اما سرتيپ عميدى گروهى از نظاميان را براى دستگيرى محمدناصرخان وخسروخان اعزام كرد. چون آنها به كوه زده بودند ، ماموران اعزامى خديجه بى بى و دخترانش را به همراه خانواده محمدناصرخان بازداشت و تحت الحفظ به اصفهان فرستادند.
بازگشت محمدناصرخان و خسروخان به فارس تحركى در خان ها وسران طوايف قشقايى پديد آورد، با آن دو همراه شدند و اقداماتى براى " بازسازى پيوندهاى گذشته ايلى و جذب نيرو" به عمل آمد. به سرعت پيوند ها برقرار شد و خان ها متحد شدند ، تفنگچى ها گرد آمدند وسامان ايل احيا گرديد و اتحاد قشقايى با عشايركهگيلويه و بويراحمد و... برقرار شد. و اين در حالى بود كه خانواده صولت الدوله در اصفهان تحت نظر قرار گرفته وستون اعزامى به سميرم نيز كماكان در تعقيب قشقايى ها بود.سران ايل قشقايى از يكسو و دولت و ارتش از سوى ديگر هدف هاى متفاوتى را در سر داشتند؛ سران قشقايى در پى آن بودند كه در فارس بمانند و به تبعيد بازنگردند، املاكشان به آنها بازگردانده شود و دولت اقتدارمنطقه اى آنها را به رسميت بشناسد.اما دولت و ارتش درپى تداوم سياست عشايرى رضاشاهىبودند.گواينكه در پى فروريختن ديكتاتورى رضاشاه تداوم آن سياست ، آن هم به همان سبك وسياق سابق ، امكان پذير نبود. علاوه بر اين، سفارت انگلستان نيز با توجه به سابقه رويارويى قواى آن كشور وايل قشقايى در دوره جنگ جهانى اول وبرخى نشانه هايى كه ملاحظه مى كردند،احتمال مى دادند در پى اقتدارخوانين قشقايى بازهم چنان وقايعى تكرار شود ، در ارسال اسلحه و مهمات به شوروىوقفه پيش آيد و فارس به كانونى براى طرفداران و ستون پنجم آلمان تبديل شود.از اين رو، سفارت انگلستان رويارويى نظامى را تشويق مى كرد . همچنين عده اى از مالكان بزرگ و خان هاى منطقه نيز كه بازيابى اقتدارايل قشقايى را به دلايل مختلف به صلاح و منفعت خود نمى ديدند ، از برخورد قاطع نظامى حمايت مى كردند. مجموعه اين عوامل موجب مى شد تا عليرغم پاره اى مذاكرات، ماجرا به مسالمت فيصله نيابد و دو طرف به سوى برخورد نظامى پيش بروند. برخوردهاى پراكنده نظامى كه نه تنها به تضعيف عشاير نينجاميد بلكه موجب تقويت آنها هم شد در نهايت به نبرد سميرم (٨ تا ١١ تير١٣٢٢)انجاميد . در اين نبرد قواى ارتش در منطقه سميرم از قواى عشاير به سختى شكست خورد ودولت ايران به ناچار از طريق مذاكره و پذيرفتن خواسته هاى عشاير، مناقشه را فيصله داد؛ اقدامى كه با اندكى درايت و واقع بينى مى شد در همان مهرماه ١٣٢٠ انجام گيرد و آن همه مصائب به بار نيايد.
نبرد سميرم پژوهشى است درباره شورش ايلات جنوب كشور به محوريت ايل قشقايى در سال هاى ١٣٢٠١٣٢٢ و دلايل ،انگيزه ها و اقدامات نيروهاى درگير در آن. در اين پژوهش، كاوه بيات علاوه بر معدود كتاب ها و بررسى هاى منتشرشده، عمدتا از اسناد ومدارك منتشرنشده آرشيوهاى داخلى و همچنين گزارش هاى ادوارى سفارت انگلستان در تهران و شمارى از ديگراسناد وزارت امورخارجه انگلستان مربوط به اين برهه زمانى استفاده كرده وتوانسته است يكى از وقايع نه چندان شناخته شده تاريخ معاصر ايران را به طور مشروح و با جزييات تشريح و تحليل كند.
× تارنماى ايران چهر