پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - برگزيده تحولات سياسى جهان - ارکان مائده

برگزيده تحولات سياسى جهان
ارکان مائده

تنش در روابط افغانستان و پاكستان
پاكستان عامل بى‌ثباتى: تيره شدن روابط سياسى ميان اسلام‌آباد و كابل پس از آن صورت گرفت كه رئيس جمهور افغانستان به دنبال كشته شدن "برهان الدين ربانى" پاكستان را متهم دانست و اعلام كرد كه ديگر با طالبان گفت‌وگو و مذاكره نخواهد كرد.
اقدامات تروريستى و خونين در ماه‌هاى اخير در شهرهاى افغانستان از جمله ترور نزديكان حامد كرزاى، رئيس جمهور و اخيرا ترور برهان‌الدين ربانى، "رئيس شوراى مشورتى صلح" افغانستان ، به تيرگى‌روابط ميان كابل و اسلام‌آباد انجاميده است. افغانستان مدعى است برطبق اسناد و مداركى كه به دست آورده گروه حقانى عامل ترور برهان‌الدين ربانى بوده ؛ لذا تعليق سفر نخست‌وزير پاكستان به افغانستان و توقف فعاليت كميسيون مشترك صلح ميان دو كشور در همين راستا مى‌باشد.اين در حالى است كه حامد كرزاى در طى نطقى اظهار داشت كه مذاكرات صلح با طالبان بى‌فايده است. وى گفت ما در واقعيت با دولت هستيم نه با نيروهاى وابسته به آنها. از اين رو بايد با طرف اصلى و صاحب صلاحيت گفت‌وگو و مذاكره كنيم. كرزاى همچنين اعلام كرد كه هيچ طرف مذاكره‌كننده‌اى در ميان طالبان نبوده و دسترسى به ملاعمر، رهبر طالبان غيرممكن است. به اين ترتيب ترور ربانى روابط سياسى ميان اسلام‌آباد و كابل را تحت تأثير قرار داده و منجر به تنش در روابط ميان اين دو كشور انجاميده است.
برهان الدين ربانى، رئيس جمهور سابق افغانستان ، رئيس شوراى مشورتى صلح، رهبر حزب جمعيت اسلامى ونماينده پارلمان روز ٢٩ شهريور توسط افراد تروريست در خانه‌اش كشته شد. وى كه مرد صلح افغانستان ناميده مى شد تحصيلاتش (الهيات و فلسفه اسلامى) را در دانشگاه‌هاى كابل و الازهر به پايان رسانيد و تحت تاثير انديشه هاى اخوان المسلمين مصر قرار گرفت. در سال ١٣٥٣ ميلادى ربانى‌وعده‌اى ديگر از فعالان اسلام‌گرا تحت تعقيب حكومت وقت (داوود خان) از افغانستان به پاكستان فرار كردند و ربانى مدتى را در آنجا زندگى كرد. وى بعداً به عربستان سعودى رفت و در آنجا سكنى‌گزيند. ربانى پس از شكست دولت نجيب الله (ژوئن ١٩٩٢) از طرف نيروهاى اسلامى به عنوان رئيس جمهور افغانستان منصوب شد. و در دسامبر ١٩٩٢ توسط شوراى حل و عقد نخستين رئيس جمهور حكومت مجاهدين در افغانستان شناخته شد. اما در سال ١٩٩٦ به دليل حملات طالبان پايتخت را از كابل به مزار شريف منتقل كرد. با پيشروى طالبان در خاك اين كشور وى تنها توانست بر ده درصد خاك افغانستان حكومت كند . بعد از حمله امريكا به افغانستان و سقوط طالبان، ربانى در دسامبر ٢٠٠١ حكومت را به اداره موقت افغانستان تحويل داد. وى تا زمان مرگش رئيس شوراى مشورتى صلح و نماينده مردم ولايت بدخشان در پارلمان بود .ربانى تلاش فراوانى براى برقرارى صلح در افغانستان انجام داد. به همين دليل ترور ش ضربه سهمگينى بر پروسه صلح در افغانستان وارد ساخت و روابط كابل واسلام آبادرا تحت تأثير قرار داد. افغانستان شبكه حقانى پاكستان را مسئول اين ترور مى‌داند، اما پاكستان اين اتهام را رد مى كند.
بعد از سقوط طالبان و تشكيل حكومت جديد به رياست جمهورى حامد كرزاى، طالبان اقدامات تروريستى فراوانى را براى بى ثبات كردن حكومت افغانستان انجام داده‌است. از كشتن شهروندان معمولى و نظاميان نيروهاى ائتلاف تا ترور نزديكان كرزاى، اين شبكه در واكنش به قتل بن‌لادن، رهبر گروه القاعده در ابيت‌آباد پاكستان توسط كماندوهاى آمريكايى به اقدامات تروريستى خود عليه دولت افغانستان و نيروهاى امريكائى شدت بخشيد.از جمله حمله به پايگاه بگرام و كشته شدن تعدادى از نظاميان آمريكايى ،ترور برادر رئيس جمهور افغانستان و اخيراً ترور رئيس شوراى مشورتى صلح. اقداماتى تروريستى‌كه كابل ،اسلام آباد و گروه حقانى را مقصر مى داند.
برخى از تحليل‌گران معتقدند از زمان حمله شوروى به افغانستان ميان شبكه حقانى و پاكستان ارتباط وجود داشته است . نويسنده سايت خاوران در همين رابطه مى‌نويسد كه آمريكا كمك‌هاى مالى خود را از طريق شبكه آى اس آى ، مركز اطلاعات ارتش پاكستان، به مجاهدين افغان مى‌رساند و در عوض آى اس آى هم سازمان‌ها و احزاب اسلامى پاكستان را براى تنظيم جنبش‌هاى نظامى اسلامى در افغانستان بكار گرفت. اين نويسنده مى‌افزايد كه رشد نفوذ و قدرت آى اس آى در دولت پاكستان و ارتباطشان با سازمان‌هاى اسلامى پاكستان حتى پس از خروج شوروى از افغانستان ادامه يافت و مثلث آى اس آى، دولت پاكستان و بنيادگرايان افغان در زمان حكومت بى‌نظير بوتو نيز فعال بود.
شبكه حقانى توسط بريتانيا ايجاد شد و توسط آمريكا و عربستان پرورش يافت. پس ازفروپاشى اتحاد جماهير شوروى اين نيروهاى افراطى رها شده و از كنترل نيروهاى اطلاعاتى پاكستان و آمريكا خارج شدند. بنابراين بطورى سنتى ارتش پاكستان با اين گروه‌ها در ارتباط است. البته لازم به ياد آورى است كه ارتش اين كشور در تدوين سياست خارجى اسلام آباد نقش دارد .كه اين موضوع به دوران جنگ سرد مرتبط مى شود. گرچه اكنون نقش سنتى ارتش دچار تحول شده است. يكى از تحليل‌گران مسائل افغانستان و پاكستان به نقل از سايت بى‌بى سى مى گويد كه كم رنگ شدن نقش ارتش به اين دليل مى‌باشد كه در سال‌هاى آخر حكومت پرويز مشرف ارتش اين كشور در نزد افكار عمومى اين كشور به دلايلى از جمله كشته شدن بى‌نظيربوتو و بركنارى قاضى اعظم توسط پرويز مشرف تا اندازه اى اعتبار خود را از دست داد. امااكنون اين نهاد نظامى درصد بازسازى خود مى‌باشد. لذا يكى از عوامل اين بازسازى دور بودن از صحنه سياست مى‌باشد.
روابط افغانستان و پاكستان كه بعد از جنگ جهانى دوم گاهى دوستانه و گاهى خصمانه بوده ، امروزه هم داراى فراز ونشيب‌هايى مى‌باشد. البته از زمان تشكيل دولت حامد كرزاى حملات تروريستى در اين كشور افزايش يافته و كابل ، طالبان پاكستان را مسئول اين حملات مى‌دانند.
ريشه اختلافات افغانستان و پاكستان را بايد بر سر خط مرزى "ديو رند" دانست. مرزى كه باعث تقسيم پشتون‌ها شده و براساس اين تقسم بندى دوسوم اين قوم در خاك پاكستان و يك سوم آنان در افغانستان سكنى گزيده اند. اين مرز در سال ١٨٧٩ ميلادى توسط بريتانيا كشيده شد؛ اما افغان‌ها تاكنون از پذيرش آن به عنوان مرز بين المللى با پاكستان سرباز زده‌اند. افغان‌ها معتقدند كه اعتبار زمانى اين مرزدر سال ١٩٩٧ به پايان رسيده است و اكنون اين مرز هيچ‌گونه اعتبارى ندارد. به اين ترتيب اين موضوع اساس اختلاف اين دو كشور همسايه با يكديگر شده است. اما ريشه ديگر اختلاف كابل و اسلام‌آباد را مى توان در سياست پاكستانى ها نسبت به افغانى ها جستجو كرد. اسلام آباد بطور سنتى از نزديكى هند با افغانستان نگران است ، لذا هميشه خواهان بى‌ثباتى و عدم ثبات سياسى و امنيتى در افغانستان بوده تا از شكل گيرى دولتى با ثبات در خاك اين كشور جلوگيرى كند و مانع از گسترش روابطش با هند شود. استراتژى سياسى اسلام‌آباد در افغانستان بحران و بى‌ثباتى در اين كشور است. اجراى اين استراتژى، سياست كلى پاكستان در طول ساليان دراز بوده و با آمدن و رفتن دولت‌ها متفاوت در پاكستان تغييرى نمى كند.. گسترش روابط سياسى و اقتصادى كابل و دهلى به اين معنا است كه هندوستان دشمنى هميشگى پاكستان در كشور همسايه استقرار مى يابد. سايت دپلماسى ايران مى نويسد ،پاكستانى ها فكر مى‌كنند كه افغانستان بايد عمق استراتژيك آنها در مقابل هند را تامين كند نه اين كه مقرى براى نفوذ هند ى ها باشد.
به اين ترتيب اختلاف ديرينه افغانستان و پاكستان و اقدامات تروريستى طالبان پاكستان در سال‌هاى اخير هميشه باعث تنش در روابط كابل - اسلام‌آباد بوده. اما اخيرا ترور برهان الدين ربانى باعث سردتر شدن روابط بين اين دو كشور شده است. مقامات افغانى معتقد هستند كه ترور برهان الدين ربانى توسط گروه حقانى در پاكستان صورت گرفته. اين گروه كه از حمايت سازمان اطلاعات پاكستان موسوم به "آى اس آى" برخوردار است يك گروه افراطى است كه براى رسيدن به اهداف پاكستان در افغانستان دست به اقدامات تروريستى مى‌زند . بنابراين اسلام‌آباد از اين گروه به عنوان اهرم فشار سياسى در افغانستان استفاده مى‌كند .پاكستانى ها معتقدند كه اگر اسلام آباد اهرم فشارى در افغانستان نداشته باشد نمى تواند در اين كشور نفوذ داشته باشد.. پاكستان كه امروزه شاهد حضور سه گروه طالبان، حقانى و گروه حكمتيار در خاك كشورش مى‌باشد هميشه اين‌گونه عمليات‌هاى تروريستى را در خاك افغانستان رد كرده و آنها را اتهام‌زنى افغان‌ها عليه پاكستانى‌ها مى‌داند.
حضور اين نيروهاى افراطى در پاكستان باعث نگرانى دولت ايلات متحده شده است به نحوى كه حمله هواپيمايى‌هاى بدون سرنشين آمريكا در مناطق قبايلى پاكستان در راستاى نابودى گروه‌هاى افراطى به ويژه گروه حقانى در اين كشور مى‌باشد. اين حملات گسترده كه باعث كشته و زخمى شدن شبه نظاميان طالبان و غيرنظاميان شده فضاى سياسى حاكم برروابط اسلام‌آباد - واشنگتن را تيره كرده است. پاكستان كه براى ايالات متحده از دوران پايان جنگ سرد اهميت استراتژيك خود را از دست داده ، از سال‌هاى گذشته سياست دوگانه‌اى را در برابر اين كشور در پيش گرفته است. از يك سوى از كمك‌هاى‌نظامى و مالى آمريكا براى برخورد با گروه‌هاى افراطى برخوردار است و از سوى ديگر اين كشور متهم به حمايت و كمك به اين گروه‌ها مى‌باشد. اما اكنون واشنگتن اعلام كرده كه بخشى از كمك‌هاى دو ميليون دلارى اين كشور به پاكستان قطع خواهد شد. واشينگتن با صراحت اعلام كرده است مركز اطلاعات ارتش پاكستان با گروه حقانى در ارتباط مى‌باشد و ترورهاى اخير در افغانستان را به اين گروه نسبت داده است ؛لذا فشار واشنگتن براسلام‌آباد افزايش يافته و از اين كشور خواسته كه سياست روشنى را در پيش بگيرد. در همين راستا اخيراً سناتورگراهام از جمهوريخواهان سنا به نقل از سايت خبر آن لاين اعلام كرده است كه واشنگتن تصميم جدى گرفته است كه به سياست دو گانه پاكستان پايان دهد، وى همچنين معتقد است كه بايد اعمال تروريستى كه پاكستان عليه واشنگتن و كابل درپيش گرفته پايان داده شود. در همين رابطه مايك مولن، فرمانده ستاد مشترك ارتش آمريكا اعلام كرده كه دولت پاكستان و به ويژه ارتش و آى اس آى با انتخاب افراطى گرايى خشونت‌آميز به عنوان ابزار سياسى، نه فقط چشم‌انداز و مشاركت راهبرد ما را بلكه فرصت را براى خود به عنوان كشورى قابل احترام و تأثيرگذار در منطقه به مخاطره افكنده است. دو واژه "قابل احترام" و "تأثيرگذار" در جملات مولن نشان از اهميت ازياد پاكستان براى آمريكا در منطقه را مى‌دهد. اما اقدامات تروريستى كه منشأ آن از پاكستان است آمريكا را نگران كرده و روابط اين دو كشور را كمى تيره كرده است . چنان كه آمريكا ئى ها را واداشته كه به "ازبكستان"بيانديشند. جايى كه بتوانند از آن جا اسلحه و مهمات براى نظاميان ناتو در افغانستان ارسال كنند. آمريكا بخشى از نيروهاى انسانى و نظامى ناتو در افغانستان را از طريق خاك پاكستان ميفرستد . اين موضوع به پاكستان جايگاه مهمى در سياست خارجى ايالات متحده بخشيده است . اما اكنون با تيره شدن روابط اسلام آباد - واشنگتن، كاخ سفيد به ازبكستان مى‌انديشد. اين در حالى است كه با توجه به اين تحولات در منطقه، پاكستان سعى مى‌كند رابطه خودرا با چين نزديك‌تر كند و به گسترش روابط سياسى و اقتصادى با اين كشور بپردازد . والبته افغانستان، هند و آمريكا هم سياست‌هاى همسوئى در پيش گرفته‌اند . افغانستان سعى مى‌كند جايگزين براى پاكستان در افغانستان پيدا كند لذا كابل هم به هند مى‌انديشد. اما پاكستانى‌ها سرمايه‌گذارى‌هاى عميقى را در بخش‌هاى عمران و آموزش نيرو هاى نظامى در افغانستان كرده اند.
به همين دليل برخى از تحليل‌گران معتقدند كه هند نمى‌تواند جاى پاكستان را در افغانستان پر كند . به اين ترتيب اين تغيير وتحولات در ميان اين كشورها باعث تغيير در موازنه قدرت در منطقه حواهد شد.
سفر اخير حامدكرزاى به هندوستان در راستاى تقويت همكارى‌هاى سياسى، امنيتى، اقتصادى، آموزش و اجتماعى اين دو كشور مى‌باشد. در اين سفر دو رئيس جمهور يك قرارداد همكارى‌هاى استراتژيك را امضاء كرده‌اند. قراردادى كه شايد به نحوى پيامى باشد براى دولت هاى منطقه كه افغانستان براساس منافع ملى خود با دوستانش مذاكره مى‌كند. ١