پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - مستند بحران و ضرورت آلترنايتوها - میراحسان احمد
مستند بحران و ضرورت آلترنايتوها
میراحسان احمد
سينماى مسنتد بحران، شاخهاى از مستندسازى است كه امروز در جهان از اهميت بى بديلى برخوردار است. براى داشتن اين سينما، سطحى از رشد تفكر سينمايى و تكنولوژيك سطح معينى از رشد اجتماعى، سطحى معينى از تحولات سياسى و اقتصادى و فرهنگى و نيروى انسانى و توسعه زندگى شهرى لازم است.
تا زمانى كه جامعهاى عقبمانده، خودكامه، فقير، ناتوان از نظر پيشرفت فنى و دانش و توجه مردم به مسايل سياسى و خواستهاى فرهنگى و آگاهى است، نيازى به سينماى مستند، آگاهى از جهان پيرامون، انديشيدن به آن، استقلال ملاحظه اسناد بصرى، عدم اعتماد به شبكه تبليغى قدرتهاى سلطهجو، و تلاش به كسب اطلاعات ژرف و زنده در خود احساس نمىكند.
يكى از ويژگىهاى مثبت تمدن معاصر، نزديك كردن مردم جهان به يكديگر، توسعه ميل بهآگاهى از حال همديگر و سهولت امكان دسترسى به شيوه زندگى، رخدادها و تجربيات مردم ديگر به سبب توسعه تكنولوژيك و رسانههاست.
به همان ميزان كه به وسيله پيشرفت فنى و تمدنى جهان معاصر وضع مناسبترى نسبت به گذشته دارد و جنبش و حركت براى بهبود زندگى و كسب حقوق انسانى پيشرفته است، به همان ميزان، بحرانهاىگوناگون، جنگها ورشكستگى ها، كشتارها، بيمارى، و حوادث تراژيك همفزونى گرفته است. حوادث طبيعى نظير سونامى، زلزلهها، سيلهاى بىسابقه و آتش سوزىهاى بزرگ، هم مزيد بر علت اوضاع بحرانى جهان ماست. ضمناً بحرانها، سويه ديگرى هم دارند، حركتهاى انسانى براى مقابله با علل ستم و سلطه و ديكتاتورى قدرتهاى داخلى و خارجى، از جمله سازنده شرايط بحرانى است و برعكس جنگهاى قدرتها براى سلطه و كشتار ديكتاتورها براى تثبيت خود، خواهان كسب حقوق انسانى، آزادى مشروع، استقلال و رفع عقبماندگىهاى حاصل از بىعدالتى است.
در همه موارد مذكور، سينماى مستند يكى از مهمترين راههاى ثبت سند زندگى و رخدادهاى بحرانى است.
متأسفانه عليرغم طرح اين بحث پس از انقلاب و حتى نگاشتن مقاله و سخنرانى، هنوز به اين خوبى ضرورت پاسخ داده نشده است.
از آنجا كه نهادهاى خصوصى متأسفانه در ايران ضعيف است و امكان كار مستقل و مبتكرانه گروههاى علاقهمند مستندسازى و سفارش بخش خصوصى مثل شبكه كابلى يا تلويزيونهاى غيردولتى در ايران وجود ندارد، و دولت همه بار را بر دوش خود نهاده و خود نيز با سرعت و به موقع قادر به پاسخگويى به مطالبات ما نيست، مستندسازى ما محروم از ثبت بحرانهاى بزرگ شده است. ثبت بحران بزرگ از نظر درساموزى، انسانشناسى بحران، شناخت شگردهاى نظام هاى سلطه براى بحرانافزايى، شناخت حركتهاى اصيل مردم جهان براى اصلاح امور، راههاى معقول پاسخ به بحرانها و شناخت انسانها و كسب حافظه تاريخى و فراهم آوردن آرشيو ملى مستند، بسيار اهميت دارد.
نگاهى به همين بحران مصر بياندازيد. سينماى مستند ما از پيش مىتوانست با انواع مستندها درباره زندگى روزمره مردم منطقهمان كه تأثيرى ترديدناپذيرى بر احوال ما دارند، ديدگاهى زنده از حيات اجتماعىآنان ارائه دهد. و درباره مفاهيم و لايههاى جنبش اجتماعى و فرصتها و تهديدهاى آن آگاهى يابد.
مردم مصر سالهاست كه گرفتار يك شبه فرعون دست نشانده سياست آمريكايى / اسرائيلى شدهاند كه به نحو مضحكى نام رئيس جمهور انتخابى را يدك مىكشد. اما ما هيچ مستندى درباره واقعيتهاى زنده مردم كوچه و بازار مصر و تفكرشان و علل تحمل آنان در اين سالها نداريم.
هيچ شكى نيست كه قشربندى داخلى جامعه مصر تأثيرى در اوضاع پس از ناصريسم داشته، اما ما در مورد اقشار شهرى، اقشار روستايى، اقشار سنتى، اقشار جوان جامعه مصر هيچ سندى مستندى نداريم. درباره اسلامشان و يا سكولاريسم در مصر همچنين است.
مىدانيم كه اسرائيل و آمريكا پروژههاى مختلفى درباره خاورميانه بزرگ دارند و دست از آن نخواهند جست. مىدانيم وقتى بنا به تحليل و پژوهش به اين نتيجه برسند كه مهرهاى مرده است و ابقاى او و حفظ منافع از طريق او ممكن نيست و سبب شورش مردم عليه نظام سلطه مىشود، پيش دستى مىكنند، و هرچند در ظاهر مدتى به دفاع از آن مهره برمىخيزند، اما خود مسير سوار شدن برنارضايتى مردم و ظهور آلترنايتوهاى وابسته به خود را طراحى مىنمايند، تا با نيروى ناشناخته و جديدى كه مردم مىانديشند حاصل جنبش آنهاست، سلطه خود را تداوم بخشند و آزادىخواهى و استقلال طلبىشان را به شكست بكشانند. همانطور كه چه بسا به نحو پيچيده وقتى بقاى ديكتاتورى را به سود خود مىدانند، به شيوه رذيلانهاى با تأييد نيروهاى مستقل آزادىخواه و رهبران توانمند به توسعه مستقل جامعه، آنها را بد نام مىكنند. يعنى با وانمود كردن وابستگىشان و با ايجاد پيچيده توهم عليه آنها و با حركات موذيانه براى ساختن چهره ضدآمريكايى از افرادى كه در اصل كنششان به سود آمريكاست (مثل علم كردن طالبان و ماجراى برج دوقلو جهت بهانهاى براى حضور بيشتر در خاورميانه). در همه اين موارد ما مىتوانستيم با مستندهاى پژوهشگر، و آگاهىبخش، و با هوشمندى، به شناخت واقعيت از طريق مستندهامان كمك كنيم، با اسناد و مصاحبه و حضور ميدانى و تحليل و تفسير هنرمندانه، نه مردم خود، كه مردم منطقه و جهان را نسبت به حقيقت بحرانها، حفظ استقلال جنبشهاى اصيل، افشاى پروژههاى پيچيده سلطه آگاه سازيم. فيلمهاى مستند بحران چشم ما را باز مىكند تا به دنبال تيله نظام سلطه نيافتيم و به ساختن راهبران مقبول تحت فرمان و منحرف كردن جنبش مردم و ممانعت از حركت پيشرو آزادىخواهان واقعى را ناآگاهانه تأييد ننماييم.
اگر تصور كردهايم، آمريكا دست از نقشههاى منطقهاىاش كه براى فردا و فرداهاى حفظ سلطه طراحى كرده، مىكشد، اگر به جاى درك رفتار پيچيده سلطهگرى، به ظاهرسازىها و بازىهاى صورى او تسليم شويم و اگر واقعيت مستمر چالش حقيقت و ناحقيقت را نشناسيم، يك كلمه درباره موفقيت نبايد بگوييم. نه موفقيت سياست منطقهاى بلكه حتى موفقيت در پيشرفت جامعه خودمان. چه بسا سياست سلطه، براى جلوگيرى از دسترس نظام و مردم مسلمان ايران از دستامدهاى معقول و جديد اداره مملكت و نفى نظام و سيستمى شاداب، رقابتى و مستقل، و راندن ما به سمت نظمى بسته و عقبمانده و خودكامه در طويل المدت و قربانى كردن نيروهاى دلبسته انقلاب و كوچك و كوچكتر كردن نيروهاى شركتكننده در دايره قدرت، و منزوى كردن قدرت و جدا كردن آن از مردم به وسيله رشد آرام آرام نظامىگرى و مناسبات مدل بلوك شرق، هزار نقشه پياده كند و نه صرفاً از جاسوسان خود كه از متحجران يا غربگرايان به يك اندازه چون دو لبه قيچى سود جويد كه نشاط و اعتماد جامعه و نظام سياسى پويا را از بين ببرد و حس مردم را در اين مورد كه خود انتخاب كنندگانى با اراده هستند و بسيار مهم است نابودساز و زمينه ديكتاتورى و استحالهنظام اسلامى و ميراث امام(ره) را از يك سو و ايفاى نقش آزادىخواه و رهايشگر براى خود را از سوى ديگر شكل دهد. تيزهوشى رهبران ما كه با عمق حقيقت امام و جمهورى اسلامى آشنا هستند و از مسير رشد انسانى، اجتماعى، سياسى، اقتصادى و فنى نظام عليه تحجرگرايى و استبداد از يك سو و غربگرايى و وابستگى از سوى ديگر دفاع مىكنند و از جامعه آزاد اسلامى و رقابت معقول دفاع مىنمايند تنها راه نجات است.
اين مسير با تجربههاى سينماى مستند و تصوير بحرانهاى معاصر مىتواند تحكيم شود.
× × ×
براى آن كه نمونه زندهاى را مورد كاوش قرار دهيم، درباره جنبش مردم مصر عليه خودكامگى مبارك مىتوانيم گفتوگو كنيم و ببينيم آلترنايتو استنادى ما در چه وضعى است. و در برابر مستندات ديگران چه جايگاهى دارد.
١. استنادات جنبش مردم مصر، به وسيله انقلاب ديجيتالى سندگذارى مىشود. تلفنهاى همراه، تصاوير روشن اين حركت، شعارهاى آن، شكل و شمايل مردم، شركت اقشار مختلف را و خواستهايشان را بيان مىكند.
٢. سندگزارى شبكههاى رسانهاى غرب، مدام در حال استفاده زيركانه از تصاوير گزارشى و مستند و تفسير و تحليل و جهت دادن آن بر طبق منافع نظام سلطه است. از آنجا كه اين رسانهها جزيى از سياست تصاحب جنبش مردم به وسيله قدرت سلطهجو است، بايد پيش از هر چيز به موضع خود نظام سلطه پرداخت.
آنچه مسلم است، نظام سلطه، بارها مهرههاى خود را قربانى كرده تا با مهرههاى جديد، بر جنبشهاى اعتراضى سوار شود و همچنان سلطه خود را ادامه دهد.
دستگاه پژوهشى سلطه، مدتهاى طولانى با دقت تحولات كشورهاى تحت سلطه را زيرنظر مىگيرد، و زمانى كه متوجه به پايان رسيدن عمر يك مهره دردسر ساز مىشود، براى آن كه نوك حمله مردم به سر منشأ اصلى سياستهاى ضدمردمى يعنى ابرقدرت سلطهگر متوجه نشود، مىتواند به پايش و شعبده، حركت عليه خودكامگى را به سود خود باز سازماندهى كند و آن را غيرمستقيم در اختيار گيرد و مردم را فريب دهد. و آرام نمايد و كماكان مثل سابق به ادامه سلطهگرى و مداخله جويىاش ادامه دهد.
هم كارشناس مسايل ارتباط جمعى هم سندگذارى و اخبار و تفاسير بايد مورد توجه قرار گيرد.
٣. جمهورى اسلامى ايران، از تصاوير موجود سود مىجويد. آيا اين كافى است؟ به نظرم خير!
ما بايد مستندات خود را بسازيم، بايد در ميدان بحران حضور بيابيم و امكان ساختن دهها گزارش مستند، فيلم مستند و اثر ثبتكننده رويداد را فراهم آوريم. و براساس اطلاعات و تحليل واقعگرايانه، حقيقت را در جهان تصوير سازيم. تنها در صورت وجود اين مستندات تصويرى است كه در مسير جريان قادر خواهيم بود همواره سند خود را داشته باشيم و نشان دهيم تا چه ميزان دربرحذر داشتن مردم از توطئههاىسلطه جويان و نفوذ ابرقدرت هاى پشت پرده و آمريكا، توانا بوده ايم و روند تسلط بر جنبش يا تلاش براى تسلط بر جنبش چه بوده است. چنين است كه جدى گرفتن مستند بحران و گام پيشرو امرى حتمى است.