پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - در چند و چون نمایشگاه بین المللی کتاب - نویدی بهروز
در چند و چون نمایشگاه بین المللی کتاب
نویدی بهروز
نمایشگاه بین المللی کتاب که هرسال در اردیبهشت ماه برگزار می شود ، از مهم ترین ویترین های فرهنگی کشور است؛ دستاورد تلاشِ سالانه ی ناشران و مؤلفان سراسر کشور در معرض تماشای میلیون ها نفر بازدید کننده قرار می گیرد ، فروش انبوه کتاب در این رخداد بزرگ، در بهبود اقتصاد نشر و امداد رساندن به دخل و خرج ناشران اثری شایان اعتنا دارد ؛ گرچه سهم ناشران در اغتنام از این بازار بزرگ یک سان نیست و بسته به قدرت اقتصادی و سیاسی و میزان برخورداری از هوش اقتصادی و روابط عمومی و خصوصی به انتفاعی متفاوت می رسند.از دیگرسو، مدیریت این رخداد بزرگ همتی والا و مدیریتی توانمند می طلبد که در دوره های مختلف در یک سطح نبوده است ؛ قدر متیقن این که توقع به حق جامعه ی فرهنگی از مدیران فرهنگی چیزی نیست جز ارتقای سالانه ، رفع نقاط ضعف نمایشگاه ، افزودن بر کیفیت و غنای آن در سامان دهی به ناشران و خدمات به بازدیدکنندگان .
باید اقرار کرد که سمت گیری ها و التهاب های موسمیِ سیاسی و میزان اهتمام دولت ها به موضوع فرهنگ و کتاب در شیوه ی برگزاری نمایشگاه بی تأثیر نبوده است ؛ حتی رویکردهای مدیریتی معاونان فرهنگی وزارت ارشاد ، نمونه ی بارز آن تفاوت مدیریت دو دوره ی اخیر نمایشگاه ، در سایه ی مدیریت دو معاون فرهنگی ِ یک وزیر است. با احترام به همه ی کوشندگان عرصه ی مدیریت فرهنگی بر برخی از کاستی های نمایشگاه امسال درنگ می کنیم؛ به امید آن که در شعاع بازنگری ها در سال آینده نمایشگاهی به مراتب پربارتر و مطلوب تر داشته باشیم.
١-مکان نمایشگاه
واقعیت این است که مکان فعلی نمایشگاه کتاب مناسب موضوع آن نیست ، همان گونه که مکان قبلی آن نیز مناسب نبود . مصلای تهران که پس از دودهه ـ متأسفانه ـ هنوز نیمه تمام مانده ، حتی در صورت اتمام بنا ، برای کاربری متفاوتی طراحی شده ؛ که با شکل و شمایل و اهداف بازاری بزرگ با تردد صدها هزاربازدید کننده سازگار نیست ؛ گروه های مختلف بازدیدکنندگان که هریک به اهداف و انگیزه های خاص در نمایشگاه حضور می یابند و گاه ـ از سر سهو یا عمد ـ قداست یک مکان عبادی را نادیده می گیرند و حساسیت متصدیان امور معنوی جامعه را برمی انگیزند. چرا کتمان کنیم؛ طیف قابل توجهی از کسانی که در نمایشگاه حضور می یابند ، نه سودایی کتاب و کتابخوانی اند ، نه شیدای فرهنگ و نشر ، بی هیچ تعارفی ، برای تفریح و وقت گذرانی می آیند ، این طیف همان گونه که در همه ی فضاهای اجتماعی هنجاررا نادیده می گیرند ، در این عرصه نیز با همان حال و هوا حضور می یابند ، تحلیل جامعه شناختی و روانشناختی عادات و خصلت ها و دردها و درمان های این طیف ، مجالی خاص می طلبد ، اما عجالتاً باید به این نکته نظر داشت که حذف فیزیکی این طیف از عرصه های فرهنگی نه مطلوب است ، نه ممکن ، و ای بسا در صورت تفطن بر این امر و طراحی زمینه ها و شرایط مناسب ، می توان بخشی از این طیف را در شعاع اثرگذاری کتاب جذب کرد و به بلوغی فرهنگی رساند. و الا در صورت غفلت ، همان می شود که بارها دیده ایم ؛ شماری از پسران و دختران با پوشش ها و آرایش های نابه هنجار ، و رفتارهای خارج از عرف و زننده در مرکز عبادی پایتخت ، نظیر دختران سیگار به دست و خوشباش در مدخل ِورودی نمایشگاه ! ، اگر در این زمینه چاره ی مناسبی اندیشیده نشود، در دوره های بعد نیزشنیدن دیدگاه هایی ازاین دست از مسئولان نمایشگاه عجیب نخواهد بود ؛ سخنانی از جنس سخنان معاون فرهنگی وزیر ارشاد و رئیس نمایشگاه بین المللی کتاب تهران ، بهمن دری اخوی در پاسخ به سوالی در مورد گشت ارشاد در نمایشگاه کتاب و همچنین ارزیابیاش از وضعیت رعایت حجاب در این دوره از نمایشگاه به تصریح می گوید: از مساله پوشش در نمایشگاه راضی نیستم.آنچه مسلم است نمایشگاه کتاب تهران، نمایشگاه جمهوری اسلامی است و ضرورت دارد حریم آن رعایت شود و باید بر اساس ضوابط قانونی جمهوری اسلامی فعالیت کنیم و اگر قرار باشد بستری فراهم شود که قوانین و مقررات نظام مورد تخطی قرار گیرد باید برخورد شود. نمایشگاه باید یک آوردگاه فرهنگی باشد. اینجا محل عروسی یا بزم نیست که عدهای با آرایشهای وحشتناک حضور داشته باشند که من هم از دیدن آنها شرم دارم. تعداد معدودی از بازدیدکنندگان با وضعیت نامناسبی در نمایشگاه حاضر شدند که شخصا راضی نیستم و نباید هم راضی باشم. البته غرفهداران و متصدیان غرفهها مساله حجاب را رعایت کردهاند و افرادی هم بودند که این مساله را رعایت نمیکردند و به آنها تذکر دادیم و خوشبختانه رعایت شد. البته برخی افراد ناآگاه هم هستند که فقط برای تفریح به نمایشگاه میآیند؛ در حالی که نمایشگاه کتاب صرفا محلی برای تفریح نیست و رعایت عفاف یک شرط اصلی است. وی می افزاید: من برای نمایشگاه همان قداستی را قائلم که برای شبستانها و صحنهای بارگاه امام رضا (ع) که در مشهد است. من قداست نمایشگاه کتاب را به این شکل میبینم. برخی که ناآگاه هستند متاسفانه به شکلی در نمایشگاه میآیند که حتی در خانه خودشان هم آنجور نیستند و مردم و افراد حزباللهی را نسبت به نمایشگاه کتاب بدبین میکنند.( ایسنا )
تقسیم فضا برای تردد انبوه تماشاگران و حاضران از نکات دیگری است که عدم تناسب مکان کنونی برای کاربری آن به عنوان بازار بزرگ و سالانه ی کتاب کشور را یادآوری می کند. رضا امیرخانی ـ رمان نویس توانا و نام آشنای نسل جوان ـ معتقد است که فضای نمایشگاه کتاب در مکان فعلی متناسب با این رویداد فرهنگی نیست. او پیشنهاد می دهد که «مسوولان به همراه خانوادهشان به نمایشگاه کتاب بروند و شلوغی نمایشگاه را ببینند و بعد بروند درباره مکان نمایشگاه سخنرانی کنند و بگویند که آیا فضای نمایشگاه مناسب است یا نه؟»
نویسنده رمان «من او» می گوید : «علمی در تخصصهای رشته جامعهشناسی وجود دارد به نام «جامعهشناسی تحلیلی» که کارش توزیع رفتارهای انبوه انسانی است. این علم که خیلی نوظهور نیست؛ مثلا به معمار ساختمان مشورت میدهد که پله ی فرار کجا باشد که انبوه ی انسانی بعد از شنیدن زنگ خطر از آن مسیر بتواند به بیرون هدایت شود .همین علم میآید سالنی را با ورودی و خروجی مشخص تعین میکند و غرفهها را طوری میچیند که به شکل طبیعی و بر اساس رفتار انبوه انسانی مساوی باشد؛ یعنی مسیر و راهروها طوری چیده میشود که در شرایط خطر و همچنین شرایط طبیعی توزیع جمعیت به شکل مساوی باشد. از آنجا که ما نسبت به این علوم بیتوجه هستیم، سالی یک بار ترتیب الفبایی غرفهها را عوض میکنیم و هیچ توجهی به طراحی سالن و تقسیم مساوی جمعیت در سالنها نداریم. در حالی که این موضوع در برگزاری نمایشگاه بسیار اهمیت دارد.» (خبرآنلاین)
مدیر نشر توس می گوید: «از مدتها پیش کلنگ چند مکان را برای برگزاری نمایشگاه کتاب زدهاند، و قول دادهاند که درفلان زمان خاص افتتاح خواهد شد، اما هنوز این اتفاق نیفتاده است؛ زیرا برای یک کار یک مسوول نیست، چند نفر مدیریت میکنند در نتیجه اعمال سلیقهها باعث شده که کارهایمان جلو نرود، امسال دو یا سه پارکینگ در مصلا بود که کتابهای آموزشی و کمکآموزشی در آنجا بودند. انبوه آلودگی هوا، شلوغی و برنامه نداشتن مردم برای سر زدن به غرفهها و به دنبال آن سرازیر شدن خیل عظیمی از جمعیت، درست کار نکردن تهویه سالن از مشکلاتی بود که امسال نمایشگاه درگیر آن بود.
من از اولین نمایشگاه کتاب بودهام، با توجه به تجربهای که دارم بر این باور هستم که تا وقتی مکانی با اسلوب برای نمایشگاه نسازند، وضع همین است. بهترین جا در زمان فعلی همان موسسه نمایشگاههاست ، به هر حال فضای بازی داشت که اگر خسته میشدی میرفتی نفسی تازه میکردی. اگر آن مکان ایمنی نداشت و سولهها خراب بود؛ الان چادرهایی که در مصلا برپا میکنند چقدر ایمنی دارند؟ افراد بازدیدکننده چقدر رفاه دارند؟
او با اشاره به تجربه حضورش در نمایشگاه فرانکفورت گفت: «نمایشگاه فرانکفورت درست است که در مرکز شهر است، اما زیرش قطار دارد، تاکسی و اتوبوس ویژه دارد و بدون اینکه ترافیک باشد، نمایشگاه با نظم فراوان برگزار میشود. زیرا آنها مدیریت درستی دارند، اینجا تصمیمگیری با یک نفر یا ارگان نیست، هر کس حرف خودش را میزند. به نظرم تا ده سال دیگر امکان ندارد نمایشگاه در جایی راه بیفتد، هر وزیری که عوض میشود، کاروانی از تیم خودش را میآورد، وزارت ارشاد به اندازه چهار وزارتخانه کارمند دارد، اما آیا پیشبردی حاصل شده است؟»( ایسنا)
٢-تقسیم غرفه ها
یکی از نکات چالش برانگیز در اغلب دوره های نمایشگاه ، نحوه ی تقسیم غرفه ها ست ؛ متراژ غرفه ها و شیوه ی چینش غرفه ها ، که بر دیده شدن و میزان فروش و استقبال از کتاب های یک ناشر تأثیر مستقیم و انکار ناشدنی دارد. بسیاری از ناشران با گلایه از شیوه ی چینش و تقسیم فضا ، برای این رفتار معیاری روشن و عادلانه سراغ ندارند ، گاه ناشری نوپا ، با کتاب هایی اندک در جایگاهی مستقر می شود که مورد غبطه ی ناشری پرتلاش با کتاب های متعدد است.
٣-برخوردهای سلیقه ای و موسمی
نکته ی مهم دیگری که در این نمایشگاه مورد انتقاد ناشران بوده است ، بررسی روزانه ی کتاب ها و جلوگیری از پخش کتاب هایی است که با مجوز رسمی از وزارت ارشاد منتشر شده اند . حق آن است که به هیچ وجه شایسته ی نظام اسلامی نیست که با رفتارهای موسمی و سلیقه ای مجوزها و ضوابط خود را ـ مدام ـ انکار کند ، برخورد برخی از افراد غیر مسئول که به ظاهر فاقد هویت مشخص هستند ، امری است که از کنار آن نمی توان به سادگی گذشت ؛ اگر کتابی از ممیزی همین دولت مجوز گرفته ، چگونه با مطالعه ی چند دقیقه ای آدم هایی دیگر از پخش آن ممانعت می شود و اگر واقعا دارای اشکال و ایراد است ، چگونه از ممیزی ارشاد عبور کرده است و در هر دو صورت چرا خسارت این رفتار سرشار از تشکیک را باید نویسنده و ناشر و کتابخوان بپردازند و چرا صدمات معنوی آن متوجه نظام اسلامی شود؟ چرا متهم ردیف اول در این ماجرا هیچ وقت هیچ مسئولیتی نمی پذیرد ؟ توبیخ و مجازات نمی شود ؟ خسارتی نمی دهد ؟ عذری نمی خواهد ؟ این درست که بهانه جویان و معاندان مترصد فرصتند، اما این نیز درست است که عذر آنان که مدام بهانه های نوبه نو می سازند ، توجیه پذیر نیست !
نکته هایی از این دست را از زبان ناشران می توان شنید ؛
غرفهدار نشر ميترا در اينباره ميگويد: اگر کتابهاي ما جزو منابع دانشگاهي نبود، حضور در نمايشگاه بيفايده بود. راستش ما آثارمان به دليل اينکه دانشجويان ادبيات آنها را نياز داشتند، فروش رفت. اما ناشران ديگر را نميدانم که چه وضعيتي دارند. مسألهاي که در نمايشگاه مدام تکرار ميشود، بررسي آثار است. کتابهايي را ميبرند و ميگويند بايد چک شود، بعد هم توصيه ميکنند که کتابهايي عرضه نشود؛.
غرفهداري که در غرفهي نشر مهتاب ايستاده است و چند بار کارت ميکشد و جواب نميگيرد، با پشت دست عرق از پيشانياش ميگيرد و ميگويد: آدم به نمايشگاه نيايد، انگار بهتر است. ميآيم وسط حرفش و ميگويم واقعا؟ برخي از ناشران ميگويند که يک دوره حضور در نمايشگاه به اندازهي چند ماه فروش در کتابفروشي است. ميخندد و حرفم را تأييد ميکند و ادامه ميدهد که البته حضور در نمايشگاه هم دشواريهاي خاص خودش را دارد. ميگويد: ببينید الآن به دليل اينکه من غرفهام به اندازه نيست، مجبورم هر روز دست کم يک وانت کتاب به غرفه بياورم و مسؤولين نمايشگاه هم ما را ملزم کردهاند که صبح اول وقت کتابها را بياوريم و هنگامي هم که ميآييم، با درهاي بسته روبهرو ميشويم. از طرفي هم کتابها را چک ميکنند و يا جمع ميکنند؛ در حاليکه بنده ضوابط را رعايت ميکنم.
مدیر نشر توس با انتقاد از عادلانه نبودن اختصاص غرفهها به ناشران تاکید می کند : «انتشارات بزرگ جاهای خوب را میگیرند و عدهای هم از همان اول همیشه در غرب شبستان هستند و جایشان ثابت است.»
باقرزاده همچنین درباره آمار فروش نمایشگاه کتاب امسال که از سوی مسوولان اعلام شده است اظهار داشت: «از هر کس در مورد این آمار و ارقام که درباره فروش دادند، همه میدانند که بیشتر این فروش برای کتابهای آموزشی و کمک آموزشی است. بلندگوها هم مدام در نمایشگاه کتاب مردم را بمباران تبلیغات کردند، و این آمار مربوط به کتابهای حوزههای دیگر نیست وتنها درصد کمی از آن به ناشران عمومی اختصاص دارد.»
غرفهدار نشر آبي ميگويد: فروش بد نبود، متراژ غرفه هم کم و بيش اندازه بود؛ اما راستش مدام کتابها را براي بررسي ميبرند و تذکر ميدهند که آثاري را عرضه نکنيم. ميپرسم مثلا چه کتابهايي؟ ميگويد، به ما گفتهاند چيزي در اينباره نگوييم. تو در پاسخ به این پرسش که مسؤولان انتشارات اين را از شما خواستهاند يا برگزارکنندگان نمايشگاه. جواب ميدهد، نميدانم؛ فقط از ما خواستهاند در اينباره حرف نزنيم.
غرفهدار نشر نگاه معاصر عنوان ميكند: امکانات نمايشگاه مانند سال گذشته بود و هيچ چيز فرق نداشت. عليرغم اينکه ما کتابهاي بيشتري را نسبت به سال قبل درآورده بوديم؛ اما از متراژ غرفهمان کم شد و خوب اين در فروش هم تأثير ميگذارد.
مدير نشر آموت نيز در ارزيابي نمايشگاه كتاب و فروشش ميگويد: از آنجاييكه ما در رديف آخر قرار گرفتيم و اين بخش از سالن شبستان به جايي براي استراحت تبديل شده، فروش زياد خوب نبود و من عليرغم اينكه جشن امضاي كتاب برگزار كردم و نويسندگان مختلف را به غرفهام دعوت كردم، در نهايت موفق به فروش هفت ميليون تومان شدم؛ در حاليكه اگر اين تبليغات خودم نبود، سه ميليون تومان هم نميتوانستم بفروشم. او همچنين ميگويد: مخاطبان آثار ما مردم عادي و بازديدكنندگان هستند و بسياري از آدمهايي كه اهل ادبيات و كتاب هستند و ميآمدند، يا به دنبال كتاب هديه گرفتن بودند يا اصلا كتابي نميخريدند.
همچنين مدير نشر امرود در ارزيابياش از نمايشگاه ميگويد: نحوهي برگزاري اين دوره از نمايشگاه نيز مانند سال گذشته بود كه با توجه به حجم بالاي شركتكنندگان، چه مخاطبان و چه ناشران، من مديريت اجرايي نمايشگاه را خوب ارزيابي ميكنم؛ زيرا برقراري نظم و انضباط در اين حجم، كار سختي است. اين ناشر با اشاره به مشكلات اين دوره از نمايشگاه، عنوان ميكند: ما در اين دوره با مشكلاتي به عنوان غرفهدار مواجه بوديم كه يكي از آنها، تهويهي نامناسب هوا بود، هواي سالنها گرفته بود و چون تهويهي مناسبي براي هوا وجود نداشت، دچار كسالت شديم. هواي سالن با توجه به تردد بسيار آلوده بود و به افراد ضربه زد كه اميدوارم اين مشكل در سال آينده برطرف شود. او همچنين ميگويد: برخي از ناشران گله داشتند كه چرا آخر سالن هستند؛ اما با توجه به اينكه سال گذشته بر اساس حروف الفبا، ما اول بوديم، به نظر من، اين حق ديگران است كه ابتداي سالن باشند؛ اما بهتر بود همهي درهاي سالن شبستان را باز كنند.
مدير انتشارات داستانسرا نيز به ایسنا ميگوید: متأسفانه عدم رعايت ضوابط و همچنين رفتارهاي تبعيضآميز برگزاركنندگان در فروش ما تأثير بدي گذاشت. غرفههايي هستند كه آثار ناشران ديگر را عرضه ميكنند و به نوعي پخشكنندهي كتاب هستند و ناشر نيستند. در سالهاي اخير، سمت و سوي جهتگيري نمايشگاهها به گونهاي بوده است كه عملا به يك فروشگاه بزرگ تبديل شود، بعد ناشران پيشكسوت و معتبري هم كه قبلا از وضعيت فروش كمتر حرف ميزدند و سعي ميكردند آثارشان را در نمايشگاه عرضه كنند، اكنون تنها معيار ارزيابيشان، فروش خوب يا بد در نمايشگاه است.
غرفهدار انتشارات نمايش هم در توضيحي ميگويد: اين ترتيب الفبايي همه چيز را به هم ريخته است. بهتر بود که غرفهي ما در کنار ساير غرفههاي آثار هنري بود تا مخاطبان آثار نمايشي، ما را راحتتر پيدا کنند و از همهي اينها بدتر اين است که هيچ اطلاعاتي از نمايش در بانک اطلاعات نمايشگاه موجود نيست و همين باعث شده که در بازديد و فروش غرفهي ما تأثير مستقيم بگذارد.
همچنين غرفهدار نشر کولهپشتي که ميگويد عموما در حوزهي ادبيات معاصر آثاري را منتشر ميکند، نسبت به متراژ غرفهاش گله دارد و ميگويد: نه تنها نتوانستم خوب فروش کنم؛ به دليل فضاي کمي که در اختيار دارم، مجال اينکه همهي کتابهايمان را به معرض ديد هم بگذارم، ندارم. ضمن اينکه من تعداد زيادي آثار چاپ اول را در نمايشگاه عرضه کردهام. ببينيد من در حالي که جزو رديفهاي اول در سالن شبستان هستم، به اندازهي سال گذشته که در رديفهاي آخر بودم، مجال نيافتم آثارم را معرفي کنم.
مدير نشر رادمهر هم که مترجم است و عموما کتابهاي خودش را عرضه کرده است، ميگويد: غرفهي ما خيلي کوچک است و براي همين فرصت معرفي همهي آثار منتشرشده را نداشتيم؛ اما در مجموع، فروش خوب نبود. به نوعي تنها تفاوت نمايشگاه با بيرون اين است که فروش در نمايشگاه نقدي است؛ در حاليکه بيرون با چک مدتدار کتابها را به توزيعکننده ميدهيم و بعد از يک سال سرمايه برميگردد.
ماجرای نزاع انتشارات تیمورزاده و مدیران نمایشگاه نیز از نکات پرسروصدای نمایشگاه امسال بود ؛ انتشارات تیمورزاده که در روزافتتاح از حضور در نمایشگاه بازمانده بود ، با شکایت به دیوان عدالت اداری و رسیدگی سریع قاضی کشیک شعبه ی سوم دیوان عدالت اداری حکم شرکت در نمایشگاه را دریافت کرد بنا بر گزارش «تابناک»،مدیر انتشارات تیمورزاده اظهار داشت: متأسفانه، پس از دریافت حکم دیوان عدالت اداری هم مشکلاتی برای غرفه ما به وجود آوردند و باز هم همان حرف های قدیمی «عذرخواهی از رییس نمایشگاه» به گوش ما رسید؛ افزون بر اینکه عصر پنجشنبه، افرادی با در دست داشتن بی سیم، خود را به غرفه رساندند و مردم را از غرفه ما دور کردند؛ به این عنوان که این غرفه پلمپ شده است.
وی توضیح داد: این افراد که خود را مأموران حراست عنوان می کردند، با حضور در جلوی غرفه ما و تشکیل زنجیره انسانی، فعالیت ما را مختل کرده و با وجود درخواستهای پی در پی از سوی ما، هیچ گونه حکمی مبنی بر توقف فعالیت تیمورزاده ارایه نکردند و با تأکیدات و پافشاری های بنده، تنها به این جمله بسنده کردند که از رئیس نمایشگاه شفاهاً دستور این کار را گرفتهاند!
تیمورزاده خاطرنشان کرد: این کار در حالی انجام می گیرد که من برای باز کردن غرفهام و فعالیت در نمایشگاه، حکم بالاترین مرجع رسیدگی به شکایات، یعنی دیوان عدالت اداری را دارم که رونوشتی از آن را هم به دفتر معاون فرهنگی وزیر ارشاد ـ که رئیس نمایشگاه نیز هست ـ فرستادهام.
بنا بر این گزارش، پس از شکایت دوباره مدیر این انتشارات و اعتراض به پلمپ غیرقانونی غرفه اش توسط حراست نمایشگاه، قاضی کشیک مستقر در نمایشگاه به غرفه تیمورزاده می رود و با مستقر کردن سربازی، دستور اکید می دهد که کوچکترین اخلالی در کار غرفه تیمورزاده با بازداشت اخلالگران همراه شود.
بلقيس سليماني ـ رمان نویس ـ از جمله نویسندگانی بود که كتابش از نمايشگاه كتاب تهران جمعآوري شد. اين نويسنده ـ گلایه مندانه ـ عنوان كرد: «خالهبازي» كه توسط نشر ققنوس منتشر شده، از محل نمايشگاه جمعآوري شد. اين اثر در سال ٨٧ تجديد چاپ شده و از ضوابط نمايشگاه تخلف نكرده است. او با انتقاد از رفتارهاي دوگانه در مواجهه با مسألهي كتاب، عنوان كرد: چرابا كتابي كه خودشان مجوز آن را دادهاند و تخلف هم نكرده است، برخورد ميكنند و حاضر نيستند آن چيزي را كه خروجي كار و دستپخت خودشان است، بچشند و افرادي در سايه كه نه نويسندگان و نه ارشاد آنها را ميشناسد، به جمعآوري كتاب اقدام ميكنند؟ ضمن آن که دربارهي جمعآوري اين كتاب به مدير غرفهي نشر در نمايشگاه هيچ توضيحي ندادهاند. (ايسنا)
٤-بن کتاب و یارانه ها
بن کتاب و امکانات یارانه ای وزارت ارشاد از دیگر نکاتی است که باید بر آن درنگ کرد ؛ راستی بودجه ی سالانه ای که صرف بن کتاب می شود ، دقیقاَ چقدر است ؟ معیار ها و ضوابط توزیع و اهدای بن چیست ؟ آیا به تمام اهل قلم اهدا می شود ، یا به گروهی خاص ؟ اگر بودجه ی تأمین مبلغ بن از بیت المال و متعلق به ملت ایران محسوب می شود ، چرا مردم نباید بدانند که با چه شرایطی می توانند از چه میزان بن کتاب برخوردار شوند ؟ آیا متصدیان مربوطه در امر بن چنان مطلق العنان هستند که می توانند به هرکسی که تمایل دارند ، به هرمیزان که بخواهند ، بن کتاب اهدا کنند ؟
بسیاری از ناشران و نویسندگان در طول سال و به ویژه ایام نمایشگاه با آدم هایی مواجه شده ومی شوند که برخورداری و بهره مندی ویژه ای از بن کتاب دارند و از دیگرسو ، بسیاری از نویسندگان و اهل فرهنگ در طول تمام این سال ها هیچ گونه برخورداری از بن کتاب نداشته اند ، شگفت آن که در برخی از مراکز و استان ها به بسیاری از مسئولان سیاسی ـ که غالبا نه فرصت و نه شور و شوق کتابخوانی دارند ـ مبالغی قابل توجه بن کتاب اهدا می شود ، حتی می توان از آدم هایی خبر داد که به انبارکتاب های اهدایی وزارت ارشاد در نواحی مختلف کشور تردد و بهره مندی بسیاردارند که بدون تعارف این امر چه از نظر رفتار دینی و چه از نظر تناقض با شعار عدالت گستری جای پرسش بسیار دارد .
اگر کاری بر اساس ضوابط قانونی انجام می پذیرد ، چرا از شفافیت در گزارش عملکرد و ارائه ی آمار دقیق به ملت خبری نیست ؟ به نظر می رشد ؛ وزارت ارشاد به عنوان کارگزار فرهنگ کشور و دستگاه های نظارتی ذیربط باید در این امر و در امر تسهیلات یارانه ای و حمایت های دولتی دیگر ، نظیر خرید های انبوه کتاب از ناشران، تخصیص فرصت ها و وام ها به اهل فرهنگ ، سفرهای خارجی برای نویسندگان و ناشران و اعطای مجوزهای فرهنگی دقت بیشتری مبذول دارند ؛ هم در شفاف کردن ساز و کارها و قونین و مقررات ، هم در بازرسی و نظارت و برخورد با متخلفان احتمالی ، تا مردم به حقوق قانونی خویش واقف تر شده و رانت خواران ـ نیز ـ احساس امنیت نکنند ؛ رانت خوارانی که در همه ی عرصه های مالی از جمله در عرصه ی اقتصاد فرهنگی کشور حضوری نامیمون دارند. نیازی به ذکر نام ناشرانی نیست که به مدد روابط خاص خویش با برخی از متصدیان ، با فروش فله ای تولیدات خویش وتمتع خاص از موقعیت های محدود کشور زالوصفتانه ورم می کنند و روابط ناسالم را دامن می زنند و با خدشه دار کردن اعتماد جامعه ی فرهنگی کشور ، تلاشگران راستین این عرصه را در عسرت و انزوا قرار می دهند . با عنایت به چنین زمینه هایی ، امور مرتبط با نمایشگاه کتاب نیازمند بازنگری و نقادی هوشمندانه و منصفانه است.
علیاکبر اشعری ـ رییس سابق سازمان اسناد و کتابخانه ملی ـ در ارزیابی نمایشگاه کتاب تهران می گوید: «همانطور که قانون اساسی کشورمان در طی سالها بازنگری شده، چه اشکالی دارد در مورد نمایشگاه کتاب هم این کار را انجام دهیم و بعد از ٢٤ دوره آنرا بازنگری کنیم و ببینیم که برگزاری آن ضرورت دارد یا نه ؟» او با اشاره به راهاندازی نمایشگاه کتاب در ٢٤ سال پیش متذکر می شود: «آن موقعها به دلیل ضعف و فقر مفرط کتابخوانی در کشور این نمایشگاه راهاندازی شد و خیلی هم ایده خوبی بود، اما الان چه؟ الان که سرعت حرکت علمی جامعه ما قابل مقایسه با آن زمان نیست، آیا بازهم ضرورت دارد؟ اگر آن موقع عیبی نداشت که محققی برای به دست آوردن کتابی یکسال صبر کند، الان یک ساعتش هم خسارت است.» (خبرآنلاین)