پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - برگزیده تحولات سیاسی جهان - ارکان مائده
برگزیده تحولات سیاسی جهان
ارکان مائده
پيامدهاي مرگ بنلادن
واکنش پاکستان و القاعده: مرگ بن لادن توسط کموندوهاي آمريکايي روابط اسلامآباد - واشينگتن را وارد مرحله جديدي کرده است. پاکستان اين اقدام آمريکا را دخالت در حاکميت ملي کشورش دانسته و به اين امر اعتراض نموده. برخي از تحليلگران اين گونه عمليات را نوعي "قمار" دانستهاند که برد و باخت آن ميتواند براي رئيس جمهور آمريکا و يا حزب حاکم سرنوشتساز باشد.
خبر کشته شدن اسامه بنلادن، رهبر گروه سياسي - نظامي القاعده در دوم ماه مي توسط کموندوهاي ايالات متحده آمريکا در خانهاي در ابيت آباد پاکستان توسط رئيس جمهور آمريکا، باراک اوباما به اطلاع جهانيان رسيد. وي طي يک نطق تلويزيوني اعلام کرد که آمريکا طي عملياتي در پاکستان اسامه بن لادن رهبر شبکه القاعده و عامل حملات يازدهم سپتامبر را کشته است و جسدش را در اختيار دارد. خبر مرگ اين تروريست جهاني و عامل حملات ١١ سپتامبر با واکنشهاي متفاوتي در جهان روبرو شد. آصف علي زرداري، رئيس جمهور پاکستان، اين عمليات را نتيجه يک دهه همکاري مشترک ميان آمريکا و پاکستان دانست و هيلاري کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا، کشته شدن بن لادن توسط نيروهاي آمريکايي را نقطه عطفي در مبارزه با تروريسم اعلام کرد. وي گفت که اين مبارزه هنوز به پايان نرسيده است. اما حيدر مصلحي، وزير اطلاعات ايران اظهار داشت که ادعاي آمريکا در مورد کشتن اسامه بن لادن، ادعايي بيجا است که براي تحت الشعاع قرار دادن "بيداري اسلامي" در منطقه بيان شده است. اين در حالي است که شبکه پيچيده القاعده مرگ بن لادن را تأييد کرده است. در بيانيهاي که وب سايت گروههاي اسلامگرا منتشر کردهاند اخطار داده شده که خون اسامه بن لادن مثل يک نفرين، آمريکاييها و مأمورانشان را دنبال ميکند و آنها را هر جا که باشند گرفتار خواهند کرد. شادي آنها را تبديل به يأس ميکند و اشک آنها را به خودشان آغشته ميشود. در اين بيانيه ازمردم مسلمان پاکستان که بن لادن در خاکشان کشته شده است، خواسته شده که قيام کنند.
"اسامه بن محمد بن عوض بن لادن" که متولد عربستان و ٥٤ ساله بود حملات تروريستي بسياري را در جهان رهبري ميکرد. از جمله بمبگذاري سفارتخانههاي آمريکا در دارالسلام (تانزانيا) و نايروبي (کنيا)، حمله به کشتي جنگي يواس اس کول و حملات ١١ سپتامبر ٢٠٠١ به مرکز تجارت جهاني و پنتاگون. وي که در سال١٩٩٨ عليه تمام امريکائي ها در جهان اعلام جنگ کرد نزديک به ده سال تحت تعقيب پليس فدرال آمريکا قرار داشت و بالاخره توسط کموندهاي آمريکايي کشته شد.
بن لادن که داراي ٥٠ خواهر و برادر، ٥ همسر و حداقل ٢٠ فرزند ميباشد به مدت ٦ سال در ويلايي در ابيت آباد پاکستان مخفي بود. در اين محل هيچگونه وسائل ارتباطي از جمله تلفن و اينترنت وجود نداشته و رهبر گروه تروريستي القاعده براي آنکه بتواند به اشخاص مورد نظر خود ايميل ارسال کند، مطلب را بر روي کامپيوتر خانگي خود تايپ کرده و سپس نسخهاي از آن را بر روي يک حافظه فلش کوچک ضبط ميکرد. وي پس از انجام اين کار حافظه فلش را به يکي از قاصدان مورد اعتماد خود ميداد تا به يک کافي نت دور از محل اقامتش رفته و پيامهاي رهبر القاعده را به آدرس مورد نظر ايميل کند. مقامات آمريکايي ميگويند فقدان هرگونه خدمات اينترنتي و ارتباطي در اين ويلاي يک ميليون دلاري در منطقهاي ثروتمندنشين خود باعث شد که نيروهاي آمريکايي به اين مکان مشکوک شوند و بيش از پيش اين ويلا را زيرنظر بگيرند. از طرف ديگر واشنگتن اعلام کرد که اطلاع از محل اختفاي بن لادن از طريق جاسوسهاي انساني و يا از طريق بازجويي و محاکمه اعضاي القاعده در گوانتانامو صورت گرفته است.
کشتن اسامه بن لادن توسط ارتش آمريکا منجر به جنگ داخلي ميان اسلامآباد و واشنگتن شده است. مقامات پاکستاني که ورود هليکوپترهاي آمريکايي را به خاک کشورشان نقض حاکميت ملي خود دانسته، اعلام کردهاند که هيچگونه اطلاعي از اين عمليات نداشتهاند. اين در حالي است در ويلايي که بن لادن در آن حضور داشته و زندگي ميکرده در نزديکي يک کالج نظامي پاکستان بوده است که مجهز به پدافندهاي هوايي بسيار حساس ميباشد. به اين ترتيب اين سؤال براي افکار عمومي جهان به وجود آمده که چگونه ارتش پاکستان از اين مکان اطلاعي نداشته و متوجه حضور هلي کوپترهاي آمريکا در آسمان اين کشور نشده است. البته بايد گفت که سازمان اطلاعات ارتش پاکستان هميشه متهم به ارتباط با طالبان و القاعده بوده . درهمين راستا برخي از تحليلگران معتقد هستند که حمايت پاکستان از طالبان يک حمايت استراتژيک است. افغانستان عمق استراتژيک پاکستان محسوب ميشود به اين دليل که اسلام آباد به افغانستان به ديد مقابله با هندوستان مينگرد لذا نميخواهد در افغانستان دولت مستقل و قدرتمندي به وجود بيايد لذا حضور القاعده در اين کشور با حمايت پاکستان روبرو است.
در همين راستا، لئون پانتا، رئيس سازمان اطلاعات آمريکا (سيا) در گفتوگو با نشريه تايمز گفته است که سرويس اطلاعاتي پاکستان قابل اعتماد نبوده به همين دليل درباره عمليات کشتن بن لادن واشنگتن اطلاعاتي به اسلامآباد نداده است. اما يوسف رضا گيلاني، نخست وزير پاکستان، ضمن ايراد سخنراني در پارلمان اين کشور اتهامات وارد به سازمان اطلاعاتي ارتش پاکستان (ISI) را مبني بر بيکفايتي و همکاري با شبکه القاعده ردکرد. وي همچنين اظهار داشت که حمله ايالات متحده آمريکا به پاکستان نقض حاکميت ملي پاکستان است و افزود که در دوران اشغال افغانستان توسط نيروهاي شوروي سابق؛ آمريکا به ايجاد شبکه القاعده کمک کرده است. به اين ترتيب منظور زرداري اين است که القاعده خود توسط آمريکاييها به وجودآمده و اکنون به مقابله با آن پرداختهاند. آياکشتن بن لادن توسط آمريکا بر روابط اسلام آباد -واشينگتن تأثير خواهد گذاشت يا خير. لازم به ياد آوري است که واشنگتن و اسلامآباد با يکديگر همکاريهاي اطلاعاتي و اقتصادي و سياسي دارند و با يکديگر پيمانهاي اطلاعاتي به امضارسانده اند. به نظر نميرسد آمريکا اينگونه کمکهايش را به پاکستان قطع کند. به اين دليل که رابطه نزديک و استراتژيک با پاکستان در راستاي منافع واشينگتن ميباشد و مرگ بن لادن امکان افزايش کمکهاي مالي و اقتصادي آمريکا را به پاکستان تشديد خواهد کرد. امااز طرف ديگر اسلامآباد نگران استقرار پايگاههاي نظامي بلند مدت در افغانستان ميباشد. يوسف رضا گيلاني نارضايتي خود را از اينگونه پايگاهها اعلام کرده. البته ايران هم در اين رابطه ابراز نگراني کرده است.
مرگ بنلادن اعتبار سياسي باراک اوباما را در دوران انتخابات رياست جمهورياش افزايش داد. براساس يک نظر سنجي تعداد قابل توجهي از مردم امريکا نظرشان نسبت به اوباما بهبود يافته است لذا کشتن بن لادن مي تواند موفقيتي براي وي و حزبش (دموکرات) در انتخابات رياست جمهوري آينده آمريکا باشد. کشتن اين تروريست موقعيت حزب دموکرات آمريکا را که در مسائل دفاعي از حزب جمهوريخواه ضعيفتر بود بهبود بخشيد ه است البته گرچه برخي معتقدند کشتن بن لادن توسط کموندوهاي امريکائي به غيرقانوني بوده است. ناوي پيلاي، کميسرعالي حقوق بشر سازمان ملل از آمريکا خواسته است که اطلاعات مربوط به اين عمليات و چگونگي کشته شدن بن لادن را به سازمان ملل بدهد. اين مقام سازمان ملل تأکيد کرده که در هرگونه عملياتي حتي براي مقابله با تروريستها، قوانين بينالمللي بايد رعايت شود. مخالفان اين عمليات کموندويي معتقد هستند که بن لادن مسلح نبوده و نميتوانسته از خودش دفاع کند.به اين ترتيب رهبر يکي از خشن ترين وپيچيده ترين گروهاي تروريستي جهان توسط ارتش امريکا به هلاکت رسيد که بي شک ضربه محکمي بر ساختار پيچيده اين گروه تروريستي وارد آمد.اما با مرگ بن لادن گروه تروريستي القاعده به اين زوديها ازبين نخواهد رفت .بطوريکه اکنون اين گروه به دنبال انتقام گيري از خون رهبرشان هستند.
اتحاد دو گروه فلسطينى
توافق نامه صلح ميان حماس و فتح: امضاء قرارداد صلح ميان دو جنبش اسلامى فلسطينى؛ روابط گروه هاى فلسطينى را وارد مرحله جديدى كرده است.اين توافق نامه كه به نظر مىرسد تحولات سياسى كشورهاى عرب خاورميا نه درشكل گيرى آن موثر بوده است راه را براى تشكيل دولت وحدت ملى هموار مى كند.
توافق براى رسيدن به صلح ميان دو جنبش فتح وحماس كه پس از گذشت چهار سال از اغاز گفتوگوهاى ملى به ميزبانى قاهره به نتيجه رسيد نمايندگان ١٠٨ گروه فلسطينى وسازمان هاى بين المللى از جمله سازمان ملل متحد ؛اتحاديه عرب و اتحاديه اروپا درآن حضور داشتند.آمريكا هيچ نماينده اى به اين نشست نفرستاد.اين توافق ميان خالد مشعل(رئيس دفتر سياسى جنبش مقاومت اسلامى)ومحمود عباس (رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين ) به امضاء رسيد. امضاء اين قرارداد كه با ميانجيگرى مصر صورت گرفت با واكنش مثبت جامعه جهانى روبرو شد .به اين دليل كه اين توافق راه را براى مصالحه ملى در فلسطين باز مى گذارد واميد براى تشكيل يك دولت مسقل فلسطينى هموار مى شود.
حماس و فتح پس از پنج سال اختلاف به پاى ميز مذاكره رفتند.شكاف ميان اين دو گروه فلسطينى پس از پيروزى حماس در سال ٢٠٠٦ ميلادى در انتخا بات پديدار شد وبا شدت گرفتن خشونت ها اختلافات اين دو عميق گشت.غزه تحت كنترل حماس در آمد وكرانه باخترى تحت كنترل فتح. اين مساله باعث شد اسرائيل ازشكاف ميان گروه هاى فلسطينى استفاده كند و درروند مذاكرات صلح اخلال ايجاد كند. به نظر مي رسد ادامه ساختو ساز شهرك هاى اسرائيلى در مناطق اشغالى در راستاى همين هدف بود.اكنون اسرائيل در واكنش به توافق صلح ميان حماس وفتح براى تشكيل يك دولت ائتلافى اعلام كرد مقام هاىتشكيلات خودگردان فلسطينى بايد ميان صلح با اسرائيل وصلح با حماس يكى را انتخاب كنند ونمى توان هم با حماس وهم با اسرائيل صلح كرد به اين دليل كه حماس خواهان نابودى اسرائيل است واين موضوع را صريحا اعلام كرده است.
اين در حالى است كه محمود عباس اظهار داشت كه فلسطينىها صفحه سياه "اختلافات" را ورق زدند و اسرائيل بايد ميان شهرك سازى و صلح يكى را انتخاب كند و حماس منجى ملت فلسطين است . فلسطينى ها به كسى اجازه نمى دهند كه در امور داخلى آنها دخالت كنند. در همين راستا خالد مشعل اعلام كرد حماس آماده پرداخت هر هزينه اى براى تحقيق آشتى ملى است و اين جنبش خواستار تشكيل يك دولت مستقل فلسطينى داراى حاكميت در كناره باخترى و غزه است.
در راستاى امضاى سند صلح ميان فتح وحماس؛ بنيامين نتانياهو (نخست وزير اسرائيل) در سفرى كه به لندن داشت اعلام كرد هدفش از اين سفر جلب حمايت اروپا عليه دولت وحدت فلسطينى و ترغيب شركاى اروپايى اسرائيل به تحريم اقتصادى دولت جديد فلسطينى است.
توافق نامه صلح ميان اسرائيل و فلسطين شامل ٥ سرفصل كلى از جمله انتخابات رياست جمهورى، انتخابات پارلمان و امنيت مى باشد. كه هر يك از دو طرف بايد براى رسيدن به آنها تلاش كنند. قرار است پس از امضاى اين توافق نامه رايزنيها براى تشكيل يك دولت ملى آغاز شود و اعضاى كميته عربى به رياست برخى مسئولان مصر براى اجراى اين توافق نامه و از ميان برداشتن هر گونه موانع فرا روى اجراىبندهاى آن بحث كنند. البته به نظر جاناتان هد، خبرنگار بى بى سى در قاهره، مشكلاتى از قبيل چگونگى تقسيم كنترل امنيتى سرزمين فلسطين و حكومت نوار غزه و كرانه باخترى رود اردن و همين طور شناسايى حماس توسط مجامع بين المللى بر توافق سايه افكنده است. اما به به نظر مى رسد گام اوليه و مهم كه از آن به عنوان يك زلزله سياسى ياد مى شود برداشته شده و ضربه شديدى به رژيم اشغالگر قدس وارد آمده است. البته لازم به ياد اورى است كه امضاى قرارداد صلح به اين معنا نيست كه در ماهيت فكرى اين دو جنبش تغييرى ايجاد شده و تمام اختلافاتشان حل و فصل شده است.حماس و فتح به اين نتيجه رسيدند كه دوگانگى در حاكميت فلسطين باعث تضعيف فلسطينيان شده لذا به نفع هيچ يك از طرفين نيست كه اين اختلافات ادامه يابد پس بهتر است براى تشكيل يك دولت فلسطينى در برابر اسرائيل متحد شوند تا اين كشور تضعيف گردد و در جهان حرفى براى گفتن نداشته باشد.خبرگزارى آسوشيتدپرس گزارش داد كه اين توافق درشرايطى حاصل شد كه سالها درگيرى بين طرفين فلسطينى باعث تضعيف آنها به لحاظ سياسى واز بين رفتن صد ها تن از نيرو هاى طرفين در درگيرى هاى خشونت بار وسركوب شده است( به نقل از سايت خبرآن لاين). بنابراين دو گروه فلسطينى فتح وحماس تصميم گرفتن با يكديگر صلح نمايند تا يك كشور مستقل فلسطينى را تشكيل دهند و جغرافياى سياسى خاورميانه را تغيير دهند.
اما علت اينكه چرا اكنون اين دو جناح فلسطينى پس از چند سال اختلاف اين قرارداد را امضا كردند چيست؟ ١- تحولات خاورميانه عربى: حسنى مبارك كه در مذاكرات صلح ميان فتح و حماس ميانجى گرى مى كرد؛ طرفدار محمود عباس بود و از حماس با شرايطى كه مطرح شده بود از جمله پرهيز از خشونت به نوعى حمايت مى كرد اما به نتيجه اى اين مذاكرات نرسيد. اكنون حسنى مبارك از گردونه قدرت مصر خارج شد ه و عباس حمايتى از جانب اين كشور مهم عربى و استراتژيك نمى بيند. پس لازم مى بيند كه با اتحاد با جنبش حماس بتواند موضع خود را تقويت كند و همچنين اعتبار از دست رفته خود را در ميان مردم فلسطين بازيابد. از طرفى حماس هم با شروع تحولات سياسى در سوريه و احتمال سقوط دولت بشار اسد كه حامى اين گروه است احساس كرد با سقوط دولت سوريه وى هم حامى خود را از دست بدهد لذا اين دو گروه لازم ديدند كه با يكديگر متحد شوند . ٢- اعلام موجوديت دولت مستقل فلسطينى در سازمان ملل: هدفى كه جامعه جهانى دنبال مى كند. شمارى از كشورهاى عضو سازمان ملل طى ماههاى اخير و تهديد گروه چهار جانبه كوارتت (آمريكا، روسيه، اروپا و سازمان ملل)، مبنىبرضرب الاجل پايان ماه مارس ٢٠١١ جهت پذيرش صلح از سوى تل اويل نيز در اين بين نقش بازى كرد (روزگار ١١/٠٢/١٣٩٠) لذا جناح هاى فلسطينى به اين نتيجه رسيدند كه طرح عضويت فلسطين در سازمان مل نبايد شكست بخورد پس بهتر است براى تشكيل يك دولت فلسطينى متحد شوند.گرچه موانعى چون مشكلات سرزمين و حضور شهروندان فلسطينى در خارج از سرزمين شان وجود دارد. اما برخى از تحليل گران سياسى تحولات سياسى در خاورميانه را عامل اصلى نمى دانند. دكتر حسين سليمى در گفت و گو با سايت ديپلماسى ايران معتقد است گروه هاى فلسطينى دگرگونى فضاى جهانى را درك كرده اند و مى دانند كه با اين فضاى جهانى براى اولين بار حمايت جهانى و بين المللى در مورد شكل گيرى كشور مستقل فلسطينى به وجود آمده است. وى معتقد است كه گروه ها و بازيگران فلسطينى احساس كرده اند كه در جهان جديد فضايى براى آنها ايجاد شده كه در آن مى توانند مستقل از بسيارى از قطب بندى هاى و بلوك بندى هاى داخلى عمل كنند. قدرت هاى بزرگ جهان متوجه شده اند كه ديگر نمى توانند مانند گذشته تسلط و كنترل بر دولت ها و ملت ها داشته باشند. حضور گروه هاو جنبش هاى اجتماعى و سياسى فعال در كشورها و ايجاد فضاى مجازى براى فعاليت هاى اجتماعى ؛نقش تعيين كننده قدرت ها را بر كشورهاى جهان سوم كمر رنگ كرده است همچنانكه در تحولات خاورميانه در شمال آفريقا ديديم. آمريكا، روسيه و اروپا ديكتاتورها را محكوم كردند و خواهان سقوط آنها شده اند.