پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - غايه القصوى و دو حا شيه عالمانه - زمانی نزاد علی اکبر
غايه القصوى و دو حا شيه عالمانه
زمانی نزاد علی اکبر
الف: حاشيه ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى
ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى، فرزند حاج ميرزا شفيع تبريزى (متوفاى ١٣٤٣ ق) عارفى فقيه، مجتهدى سالك و عالمى عامل بود، كه با دو بال فقاهت و سلوك توانست به سوى ملكوت اعلى پرواز نموده و در جرگه ملكوتيان و مناجاتيان قرار گيرد.
البته نكته قابل توجه در رابطه با علما و انديشمندان دينى است كه: ظلمى كه طرفداران يك مكتب به طور ناخواسته وبه جهت جهل مركب، مرتكب مىشوند، كمتر از ظلم مخالفان آن مكتب نيست و گاهى بيشتر است؛ زيرا شخصيتهاى دينى و علمى حوزههاى علميه، كه از جهات گوناگون؛ مثل فقه، اصول، فلسفه، كلام و ادبيات سرآمد بوده و به عللى در يك بعد خاص در جامعه مطرح مىگردند، ظلم دو چندان به آن شخصيت است، كه بارزترين نمونه آن در ارتباط با مقام فقاهت، عرفان، فلسفه و اصول امام خمينى(ره) است ؛ چرا كه به جهت رهبر و بنيانگذار بودن جمهورى اسلامى ايران، تمام مقامات علمى ايشان ناديده گرفته مىشد - چنانكه معاندين و مخالفين نظام جمهورى اسلامى چنين مىپندارند - و لذا اگر ما از مقام فقهى، فلسفى و عرفانى امام خمينى(ره) غافل بمانيم وتنها به رويكرد سياسى شخصيت ايشان بپردازيم، به مرور زمان ظلم به آن شخصيت مىشود.
يكى از ظلمهايى كه در دهههاى اخير به شخصيت علمى و فقهى ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى شده، مسأله سير و سلوك و مقامات عرفانى ايشان است، زيرا تمام افراد زمان خويش؛ اعم از مجتهدين وغيره، وحتى پس از وفات ايشان، شيفته سلوك عارفانه آن مرد خدا شدهاند و از خصوصيات اخلاقى آن مرد ملكوتى سخن گفته و دهها كتاب به چاپ رساندهاند، لذا اينگونه تكريمهاى به حقى كه از ايشان شده و مىشود، نبايد بنمايههاى علمى آن شخصيت را كمفروغ نمايد، يا به فراموشى بسپارد و در نتيجه با گذشت زمان ايشان در جامعه فرهنگى فاقد فقاهت، شريعت و... جلوه گر شوند. و حال آن كه سير و سلوك، همزاد با شريعت بوده و از هم ديگر جداپذير نيستند، همانگونه كه قرآن و عرفان از هم جدائى ندارند. سير و سلوكى كه بر مبناى شريعت نباشد، ره به جايى نبرده و سرابى بيش نيست، همانگونه كه عكس آن نيز صادق است. سير و سلوك و عرفان ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى بر مبناى فقاهت و شريعت استوار بوده، نه از قبيل سير و سلوكها، كه در جامعه رواج داشته و دارد.
مقاله پيشرو در صدد معرفى شخصيت فقهى مرحوم ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى و معرفى حواشى غاية القصوى ايشان است. اين فقيه عارف نخست بنمايههاى فقهى، اصولى، كلامى و... خود را در نجف و ايران به حد اعلى رسانيد.
اين مرد بزرگ، در جوانى، در مجلس درس اساتيد بزرگ نجف اشرف حاضر شد، كه اساتيد او در فقه مرحوم آية اللَّه فقيه محقق حاج آقا رضا همدانى، در أصول، علامه مدقق مرحوم آخوند ملا محمد كاظم خراسانى، در عرفان، اخلاق و سلوك آية اللَّه صاحب مقامات و كرامات مرحوم آخوند حسينقلى همدانى رضوان اللَّه عليهم اجمعين بودند.
مرحوم ملكى تبريزى به تدريس فقه نيز مىپرداخته و »مفاتيح« مرحوم فيض را تدريس مىكرده است و نيز دو مجلس درس اخلاق داشته، يكى در منزل براى خواص بوده، وديگرى در مدرسه فيضيه براى عموم....
در پايان كتابى در فقه، كه از تأليفات ايشان است نوشته شده: »تمّ الجزء الأوّل من كتاب النكاح ويتلوه الجزء الثانى، واوّله الولاية، بيد المذنب العاصي أسير الآمال والأماني في يوم السابع عشر من شهر صفر المظفر، وقد مضت من الهجرة النبويّة الف و ثلاث مائة واثنى عشر سنة (١٣١٢ ق) فى مشهد الغريّ«.
و بر روى كتاب نوشته است: »لا يخفى أنّ هذه الوجيزة من تصنيفات حضرة مولانا العلّامة حجة الإسلام وملاذ الأعلام باب الفتاوى والأحكام آية الملك العلّام، صاحب النفس الزكية العبد الصالح الحاج ميرزا جواد التبريزى متّع اللَّه الإسلام والمسلمين بطوله بقائه، كتبه في عنفوان شبابه بمشهد ولى رب العالمين امير المؤمنين ارواح العالمين فداه في شهر شعبان«.
مرحوم ميرزا جواد آقا در عنفوان جوانى در سال ١٣١٢ ق از حيث فقه و اصول به مقام بزرگى رسيده و در اين فن صاحب نظر و اهل خبره بوده است.
در ابتداى حواشى خود بر غاية القصوى مىنويسد: »باسمه تعالى، السلام عليكم ورحمة اللَّه وبركاته، اين حواشى كه احقر به غاية القصوى نوشتهام، حكم قطعى به واقع نيست. بلى، آن چه از ظواهر اخبار ائمه معصومين: وادلّة ديگر كه آنها هم مرجعش به آنها هست، فهميدهام و خودم عمل مىكنم مىباشد واميدوارم كه اخوان مؤمنين هم كه بر طبق اينها (آنها: خ ل) عمل [قى] نمايند، معذور باشند و معاقب نباشند، بلكه اگر عمل را خالص بكنند مقبول و مثاب باشند. از همه التماس دعا دارم. العبد جواد رحمه اللَّه«.
حواشى ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى تا پايان كتاب صوم واعتكاف را در برمىگيرد؛ يعنى تمام جلد اول كتاب غاية القصوى را حاشيه نوشته است.
حواشى غاية القصوى تاكنون به زيور طبع آراسته نشده و اميد است كه همراه با حواشى ديگر علما به جامعه علمى و فقهى عرضه شود.
شاگردان وهم عصران ايشان در ارتباط با مقام علمى وفقهى ميرزا جواد آقا بياناتى دارند، كه به جهت روشن شدن مقام فقهى ايشان به تفصيل بازگو مىكنيم.
١. ميرزا خليل كمرهاى، گزارش كتابى در فقه را چنين نوشته است: »اما كتاب فقه ايشان در نكاح است وشرحى در مفاتيح [فيض كاشانى] است، كه هنوز بر ما معلوم نيست كه اين مفاتيح از كيست. مقدمهاى دارد در اعتبار احاديث و مبانى ايشان در حديث به طورى كه مبانى فقه گردد. ومباحث تعادل وتراجيح در چهل و دو صفحه به قطع وزيرى كوچك دارد وخود كتاب ٤٧٧ صفحه است و آن مسأله اختيار ثيّب است«.
٢. حضرت آيت اللَّه بهاء الدينى؛ نكتهاى زيبا از حاج ميرزا جواد آقا بيان كرده و مىفرمايند:
»زمانى شهرت پيدا كرده بود كه حاج شيخ عبدالكريم حائرى نماز ميرزا جواد آقا ملكى را تحريم كرده بود. منشأ اين شايعه اجتهاد يك طلبه بود، كه شنيده بود ميرزا جواد آقا آب قليل را در ملاقات با نجاست منفعل نمىدانند. اين طلبه خدمت ميرزا جواد رفته و سؤال كرده بود، كه آيا شما به اين فتوا عمل هم كردهايد؟ ميرزا جواد آقا هم گفته بود: بله. آن طلبه پيش خودش اين طور فكر كرده بود، از آن جا كه حاج شيخ عبدالكريم حائرى فتوايش منفعل شدن آب قليل در اثر ملاقات با نجاست است، پس ميرزا جواد آقا نجس است ونماز پشت سر او درست نيست.
من در آن زمان سيوطى وشرح نظام مىخواندم وسيزده، چهارده ساله بودم وحاج شيخ عبدالكريم حائرى به من عنايتى ويژه داشتند. رفتم خدمت حاج شيخ عبدالكريم وگفتم: شما فرمودهايد نماز با حاج ميرزا جواد آقا ملكى جايز نيست؟ ايشان سه مرتبه فرمود: من غلط كردم. آقا سيد عبداللَّه سيف پيشكار ايشان گفت: اين غلط را كى كرده وگفته؟ پس از آن ما رفتيم وفرموده حاج شيخ عبدالكريم را در ميان طلاب شايع كرديم وآن مسئله برطرف شد.
مرحوم آقا ميرزا جواد آقا مرد وارستهاى بود، از دوران جوانى كه در حوزه بود. مرد پر تلاش وبه درد بخورى بود.
البته اين نظر حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى، كه قائل به عدم انفعال آب قليل با ملاقات نجاست بودند، مخالفانى هم داشت كه برخى از آنها علناً اين نظريه را رد مىكردند. در اين باره حضرت آيت اللَّه العظمى حاج سيد موسى شبيرى زنجانى (دام ظله العالى) مىفرمودند: »از جناب آقا شيخ عباس تهرانى شنيدم كه روزى جناب حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى وجناب حاج شيخ ابوالقاسم كبير به منزل ما تشريف آورده بودند و راجع به مسأله عدم انفعال آب قليل در ملاقات با نجاست بحث به ميان آمد. پس از اين بحث، مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم كبير چون خواستند تشريف ببرند، من ايشان را تا در منزل بدرقه كردم. چون خواستند از منزل بيرون بروند، فرمودند: مبادا اين حرفهاى تازه را قبول كنيد؟
البته اين مطلب با آن سخن كه ميرزا جواد آقا به منزل كسى ميهمانى نمىرفته است، منافات دارد. شاهد اين كه جائى نمىرفتهاند نيز آن است كه مرحوم ميرزاى نائينى هم كه به قم آمدند، ابتداءً رفتند منزل حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى، چون ايشان به ديدن كسى نمىرفتند«.
٣. اين كتاب از مبحث ادلّه عقلى باب احتياط را شامل مىشود، كه در ٢٥٠ صفحه و در كاغذ ترمه به خط مؤلف است، كه در پايان يادداشتى در معرفى كتاب آمده است:
هذه رسالة شريفة من مؤلفات حضرة الأقدس حجة الإسلام مرجع الأحكام، المولى المقام مدقّق المحقّقين ومحقّق المدقّقين، شمس فلك التحقيق وبدر سماء التحقيق العالم الفاضل آيت اللَّه فى الورى مولانا الأجل الأكرم واستاذنا الأعظم الأفخم الحاج ميرزا جواد آقا التبريزى وحرّره دام ظله العالى بقلمه الشريف.
در آغاز اين كتاب نيز مىگويد: »وبعد؛ فلمّا فرغتُ من اتمام عين الانصاف الذى صنفته في ردّ الاعتصاف من مسائل البرائة والإحتياط وأردت أن أجمع الأوراق نبّهني بعض الفضلاء من الأخلاء أن أفرد هذا المصنّف بتنصيفه إلى جزئين لتيسير الانتفاع في كل وقتٍ فانتبهت بمذاكرته فأفردت المقصد الثاني من هذه المسألة بين هاتين الدفتين. المقصد الثاني في الشكّ في المكلّف به...«.
٤. آيت اللَّه العظمى آقا سيد موسى شبيرى زنجانى مىفرمايد: »ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى فرمودند: من كتابى نوشته بودم وپيش از چاپ متوجه شدم كه مرحوم فيض كاشانى كتابى در همين موضوعى كه من به آن پرداخته بودم، تأليف كرده است. از اين رو به ترديد افتادم كه با وجود كتاب فيض كاشانى آيا صلاح است كه من هم كتابم را به چاپ برسانم؟ براى رفع آن ترديد روزه گرفته به دستورالعملى كه براى رؤيت امامان: در خواب است، عمل كردم وبه حضرت امام صادق(ع) متوسل شدم، كه در خواب از حضرتش سؤال كردم كه با وجود كتاب مرحوم فيض، كتابم را چاپ كنم يا نه؟ در خواب از آن حضرت سؤال كردم آيا كتاب من بهتر است يا تأليف فيض؟ حضرت سكوت كردند، عرض كردم: أمِثْلُكَ يَخيبُ السائِل؟! آيا همچو تويى سائل را محروم مىكند؟! آن گاه حضرت فرمودند: كتاب فيض بهتر است. من نيز كتابم را محو كردم«.
٥. حضرت آيت اللَّه سيد حسين فاطمى قمى از شاگردان برجسته ايشان مىنويسد: »ايشان بسيار محيط به اخبار بودند، همچنين در فقاهت؛ زيرا حقير كتاب غاية القصوى داشتم، ايشان حاشيه بر او نوشته و حضرت آيت اللَّه العظمى آقاى آقا شيخ ابوالقاسم قمى وحجة الإسلام جناب آقاى آقا سيد محمد تقى (طاب ثراهما) هر وقت در مسألهاى از مسائل فقهيّه توقف داشتند با ايشان مذاكره مىكردند، ليكن جناب ايشان به خيال مرجع تقليد شدن نبود«.
٦. آيت اللَّه سيد مهدى كشفى از شاگردان ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى مىفرمايند: »يكى از حكايتهايى كه آقا سيد مهدى از ميرزا جواد آقا نقل كرده اين است كه نقل مىكنند: ميرزا جواد آقا با اين كه خودشان خيلى عالم اهل علم اصول بودند و منزلش كه مىرفتند، مقدارى كتابهاى اصولى داشتند وخودشان يادداشتهاى اصولى در رسالهاى در علم اصول نوشته بودند...«.
٧. خانم ثقفى همسر امام خمينى؛ نقل مىكنند كه: »حضرت امام وقتى پس از دوران طولانى دورى از وطن به ايران بازگشتند وبه قم آمدند، به قبرستان شيخان رفتند وبر سر قبر مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى - كه درس اخلاق را پيش ايشان خوانده بودند - حاضر شدند ودر كنار آن نشستند. آن گاه به نشانه تواضع يك طرف عمامه خويش را باز كردند وبا آن كه هميشه دستمال همراه داشتند، با گوشه عمامه غبار سنگ استاد را زدودند وسپس به قرائت فاتحه وتلاوت قرآن پرداختند«.
٨. آيت اللَّه حاج شيخ محمدرضا طبسى درباره تحصيلات خود چنين فرمودند: »در هيجده سالگى به قم مشرّف شدم. مرحوم حاج شيخ عبدالكريم، حجرهاى را درمدرسه فيضيه برايم معين كردند ودرسها را شروع كردم وكتاب رياض المسائل سيد على طباطبايى را خدمت آقا ميرزا جواد ملكى تبريزى شروع كردم. بنده يكى از مقيّدين بحث اخلاق مرحوم آقا ميرزا جواد ملكى بودم وپيش ايشان درس خصوصى داشتم. ايشان دو ساعت به غروب در مدرسه فيضيه رياض المسائل مىفرمودند. يادم هست يك روز در بحث، اين آيه را مطرح كردند، كه (الذين قالوا ربّنا اللَّه ثم استقاموا) ودر ميان بحث فرمودند: نمردم ودر وادى السلام نجف اشرف به رأى العين ديدم كه ارواح مؤمنين دور هم حلقه زدهاند«.
٩. جناب پرفسور سيد حسين مدرسى طباطبايى يزدى مىفرمودند: »از پدرم شنيدم كه فرمودند: در يكى از روزها كه در درس فقه مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى شركت كرديم، ايشان به مناسبت شروع كردند نكات اخلاقى را بيان نمايند، در اين ميان يكى از حاضرين درس ايشان پا از حريم ادب بيرون نهاد و گفت: آقا اين جا درس فقه است، نه درس عرفان؟!
در اين هنگام حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى در حالى كه دستانشان را به هم چسبانده بودند و به دو طرف باز مىكردند، فرمودند: تمام مشكلات ما از وقتى شروع شد كه عرفان و فقه از هم اين طور جدا شد«.
١٠. در كتاب »آينه دانشوران« آمده است:... ومسلك محدّثين را نيز مىپيمود، چنان كه رسالهاى در حج به روش اخباريين نوشته است.
تمام اين نكتهها و گفتهها از شاگردان آن مرحوم، حكايت از مقام بلند فقاهت آن حكيم وعارف دارد وبه حق معتقد است: فقيهى كه حكيم نگردد ويا حكيمى كه فقيه نباشد، ره به جايى نمىبرد وبا مشكلات رو به رو مىشود.
١١. مرحوم ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى؛ به اشخاص متعددى اجازه امور حسبيه و... داده كه يكى از آنان مرحوم آقا سيد محمود مدرسى يزدى است، كه ملاحظه مىفرمائيد:
»بسم اللَّه الرحمن الرحيم، الحمد للَّه رب العالمين و الصلاة و السلام على محمد و آله الطيبين الطاهرين و بعد: جناب مستطاب سيد سند وحبر معتمد، اجلّ أكرم، صاحب نفس زكيّة و ملكه قدسيه اجتهاديه، ثقة الاسلام، مصلح الأنام، مروج الأحكام، شريعتمدار عالى آقاى آسيد محمود يزدى دامت بركاته علاوه بر اين كه خودشان اهل و اصل اصيل هستند، در مرجعيت امور شرعيه حسبيه وغيرها، از جانب اين حقير هم وكيل ومأذونند. هر كس از اخوان مؤمنين بخواهند كه وجوه شرعيه خودشان را عموماً به نظر حقير به محلش برسانند [به ايشان بدهند] كه آنها را اجرا و به محلش برساند. وهكذا در ساير امور حسبيه هم وكيل هستند كه به نظر بنده كه علم دارند، عمل نمايند. بالجمله هر كس از اخوان مؤمنين در امور حسبيّه ماليّه و عمليه كه بخواهد به اين حقير [مراجعه] نمايند به جناب ايشان رجوع نمايند، كأنه به خود احقر رجوع كرده است.
حرره العبد جواد تبريزى فى اوائل شهر شوال ١٣٤٣.
١٢. از فتاواى مشهور ميرزا جواد آقا، خواندن شعر فارسى در قنوت و غير قنوت است.
در غاية القصوى، ص ٣٥٦، مسألة ٣ آمده: »جايز است در قنوت دعا كردن به زبان فارسى وتركى وغير آنها از لغات، اگر چه وظيفه قنوت محقق نمىشود، مگر به عربى« ايشان در حاشيه نوشتهاند: »اگرچه شعر فارسى باشد، مثلا در قنوت بگويد:
من بنده تو تو خداى منى
من هم براى تو تو براى منى
و نيز در غاية القصوى در ادامه همان مسألة ٣ دارد كه: »و همچنين، جايز است در غير قنوت از احوال نماز« ايشان حاشيه نوشتهاند، كه: »اگر چه شعرهاى فارسى باشد مثلا در سجده بگويد:
مالم به خاك روى مذلّت به اين اميد
شايد كه دوست را به ضراعت رضا كنم
در آثار الحجه مرحوم رازى نوشته شده، كه: »وى در قنوت نمازهاى نافله اين بيت عارف شيراز را از عمق جان زمزمه مىكرد:
زان پيشتر كه عالم فانى شود خراب
ما را زجام باده هستى خراب كن
نسخههاى خطى حواشى غاية القصوى ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى
١. حواشى خطى ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى بر نسخه سنگى رحلى چاپ تبريز به سال ١٣٣٦ ق؛ يعنى در زمان حيات سيد يزدى، چاپ غاية القصوى وحواشى علما بر آن مورد توجه عموم قرار داشته است. اين حواشى خطى در كتابخانه شخصى حضرت آيت اللَّه حاج شيخ رضا استادى (زيد عزه العالى) نگهدارى مىشود، كه عكسى از آن نسخه خطى و سنگى توسط ايشان در اختيار حقير قرار گرفته است. جناب آقاى استادى ضمن كتابشناسى تأليفات آية اللَّه العظمى طباطبايى يزدى؛ درباره اين حاشيه توضيحى نوشته و مىفرمايند: »در زمان مؤلف [سيد يزدى] ترجمه به فارسى شده، به نام غاية القصوى، وترجمه هم مورد توجه اعلام فقاهت قرار گرفته وبرخى آن را تحشيه كردهاند. از جمله حاشيه غاية القصوى از مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى در هامش نسخه چاپى سال ١٣٣٦ ق - در زمان حيات مرحوم سيد - به صورت دستنويس در مكتبه اينجانب، موجود است«.
٢. حواشى خطى بر نسخه چاپ سربى بغداد در كتابخانه حضرت آيت اللَّه حاج آقا حسين علوى خوانسارى؛ در شهر خوانسار نگهدارى مىشود. عكس اين حواشى توسط فرزندشان جناب فاضل گرامى حضرت حجة الإسلام والمسلمين حاج آقا مرتضى علوى خوانسارى در اختيار اين جانب قرار گرفته است.
اين حواشى همراه با ساير حواشى علما بر غاية القصوى، با اصل غاية القصوى در دو جلد به زيور طبع آراسته خواهد شد. ان شاء الله.
حاشيه آية اللَّه سيد محمد فيروز آبادى(اولين حاشيه بر غاية القصوى محدث قمى)
آقا سيد محمد فيروز آبادى يزدى نجفى (١٢٦٥ - ١٣٤٥ ق) يكى از مراجع و مجتهدين بزرگ شيعه است، كه به حسن اخلاق و زهد و وقار شهرت داشت. ايشان بيشترين بهرهها را از دو شخصيت معاصر خويش؛ يعنى سيد محمد كاظم يزدى (صاحب عروة الوثقى) و آخوند خراسانى (صاحب كفاية الأصول) برد، و پس از سالها تحقيق در حوزه نجف در علم فقه واصول صاحب نظر گرديد و پس از وفات سيد محمد كاظم يزدى يكى از مراجع وقت شد.
ايشان با تأليفاتى مانند ازاحة المشكوك فى حكم لباس المشكوك توانست جايگاه خويش را در بين بزرگان حوزه نجف به اثبات برساند.
به جهت اقامه نماز جماعت در صحن حضرت امير المؤمنين على(ع) در بين مردم نيز از جايگاه خاصى برخوردار بود و در كشور ايران، هند و... مقلدين بسيارى داشت. لذا در پاسخ به كثرت مراجعات مردم فارسى زبان اقدام به حواشى غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى كرد.
چاپهاى متعدد كتاب غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى محدث قمى(ره)، دليل بر شهرت آن كتاب در بين فارسى زبانان است و اتقان و مستند بودن و كثرت فروعات فقهى كتاب عروة الوثقى عمدهترين دليل بر توجه مراجع و مردم به اين كتاب بوده است، از اين رو، آيت اللَّه فيروز آبادى اولين شخصيت علمى حوزههاى علميه بود، كه بر غاية القصوى حاشيه نوشت وبه چاپ رساند.
حاشيه غاية القصوى فيروز آبادى همراه با غاية القصوى محدث قمى در سال ١٣٣٩ ق در بمبئى هند در ٦٢٩ صفحه چاپ سنگى (وزيرى بزرگ) شد.
ايشان در صفحه اول كتاب غاية القصوى مىنويسد: »عمل به كتاب غاية القصوى فتواى آيت اللَّه طباطبائى١ [سيد محمدكاظم يزدى؛] با ملاحظه حواشى احقر در آن صحيح ومجزى است. حرّره الأحقر محمد الحسينى الفيروز آبادى اليزدى عفى [الله] عنه«.
و نيز در ابتداى غاية القصوى (با حواشى فيروزآبادى) نوشته شده: »هو اللَّه تعالى شأنه، غاية القصوى به امضاى حضرت مستطاب حجة الإسلام والمسلمين رئيس الملة والدين، أفقه الفقهاء العصر في الشرع المبيّن، آيت اللَّه تعالى في العالمين، مبين الحلال والحرام، ابوالمكارم سيّدنا و عمادنا السيد محمد الفيروزآبادى اليزدى متّع اللَّه المسلمين بطول بقائه، آمين يا رب العالمين«.
اين حواشى فقط جلد اول غاية القصوى را شامل مىشود كه تا پايان كتاب اعتكاف است، در اين كتاب حواشى مرحوم فيروزآبادى با عناوين زير شناخته مىشود »فيروز آبادى مدظلّه« يا »مدظلّه العالى« يا »دام ظله«.
قابل توجه اين كه: اين حواشى فارسى بر غاية القصوى قبل از حواشى ايشان بر اصل عروة الوثقى است چرا كه حواشى غاية القصوى قبل از سال ١٣٣٩ ق تأليف شده و در سال ١٣٣٩ ق در بمبئى هند به چاپ رسيده و حواشى ايشان بر اصل عروة الوثقى پس از اين تاريخ است.
مرحوم فيروزآبادى در سال ١٣٤٢ ق، سه سال بعد از چاپ حاشيه غاية القصوى، فهرستى از حواشى خود بر كتاب عروة الوثقى را در ٩٨ صفحه به چاپ رساند. در صفحه عنوان اين حواشى نوشته شده است: »فهرست الحواشى التى علّقها علامة العلماء والمحققين، شمس الفقهاء والمجتهدين، فخر المتقدّمين والمتأخرين، أنيس الملّة والدين، آيت اللَّه العظمى على العالمين... السيد محمد اليزدى الفيروزآبادى نور اللَّه ابصارنا بنور...«.
ونيز: »فهرست الحواشى التى علّقها سيدنا الأعظم و ملاذنا الأفخم مروّج الأحكام و مبيّن الحلال والحرام... سيد محمدالفيروزآبادى اليزدى... على العروة الوثقى... طبعت فى المطبعة المباركة المرتضوية فى النجف الأشرف ١٣٤٢«.
مرحوم فيروزآبادى در ابتداى حواشى خود بر عروة الوثقى مىنويسد: »بسم اللَّه الرحمن الرحيم. لا بأس بالعمل بالكتاب المستطاب الذى يبقى المسمّى بعروة الوثقى مع ملاحظه الحواشى المندرجة فى الفهرست ان شاء اللَّه تعالى، حرّره محمد الحسينى اليزدى الفيروزآبادى«.
قابل ذكر اين كه: حواشى مرحوم فيروزآبادى بر تمام جلد اول غاية القصوى است و كتاب غاية القصوى توسط محدث قمى(ره) و آقا سيد ابوالقاسم موسوى اصفهانى ترجمه شده است، كه مفصلاً در مقاله ديگرى به آن پرداختهايم ولكن خوشبختانه مترجم دوم، آقا سيد ابوالقاسم موسوى اصفهانى در تصحيح اين حواشى عروة الوثقى فيروزآبادى همكارى داشته است. در پايان فهرست حواشى عروة الوثقى فيروز آبادى، صفحه ٩٨ نوشته شده: »قد تمّ بحمد اللَّه وحسن توفيقه فهرست الحواشى التى علّقها... السيد محمد اليزدى الفيروزآبادى النجفى مدظلاله المبارك على مفارق الأنام و... مع كمال الدقة فى التصحيح والمقابلة بيد الأقل أحمد بن شيخ محمدرضا القمى طاب ثراه، وقد طبع المطبعة... من سنة ١٣٤٢ الهجريه. وكان المصحح بمباشرة الأثم الجانى ابوالقاسم الموسوى الاصفهانى عفى عنه«.
آثار فيروزآبادى در كتابهاى تراجم وشرح حال نگارى و... به تفصيل معرفى شده، اما متأسفانه از حواشى بر غاية القصوى نامى برده نشده است. البته از حواشى بر اصل عروة الوثقى ياد شده، كه اين، غير از حواشى بر غاية القصوى است و مرحوم خان بابا مشار در تمام كتابهاى خود به جهت چاپ غاية القصوى و حواشى آن، به معرفى آن پرداخته، كه خالى از اشكال ونقد نيست.
مرحوم مشار در فهرست كتابهاى چاپى - فارسى - حاشيه غاية القصوى فيروزآبادى را چنين معرفى كرده است: »حاشيه بر غاية القصوى [كه صحيح آن غاية القصوى است]... ترجمه عروة الوثقى موسوم به غاية الصوى محشى سيد محمد فيروزآبادى حسينى يزدى نجفى، در هامش غاية القصوى، بمبئى، ١٣٤٩ ق، سنگى، ٦٢٩ صفحه«. در صورتى كه اين چاپ غاية القصوى كه همراه با حواشى مرحوم فيروزآبادى است، در سال ١٤٣٩ ق به چاپ رسيده است، نه سال ١٣٤٩ ق.
در فهرست كتابهاى چاپى - عربى، ص ٢٨٩، حاشيه فيروزآبادى را چنين معرفى كرده: »حاشية غاية الوثقى سيد محمد حسينى فيروزآبادى، نجف ١٣٤٩ ق، سنگى، وزيرى، ٦٢٩ ص. در هامش غاية الوثقى«.
مشار در اين يك سطر چندين اشتباه مرتكب شده است:
نخست اينكه فيروزآبادى حاشيه بر كتاب غاية القصوى دارد، نه غاية الوثقى، دوم: اين كتاب وحواشى آن فارسى است نه عربى؛ سوم: اين كتاب در بمبئى هند به چاپ رسيده است، نه نجف، و چهارم: در هامش غاية القصوى است؛ و خامساً: سال ١٣٣٩ ق صحيح است، نه ١٣٤٩ ق.
مرحوم سيد محمد فيروزآبادى در سال ١٣٤٥ ق بدرود حيات كردهاند.
فيروزآبادى حاشيه بر عروة الوثقى هم دارد، كه در فهرست كتابهاى چاپى - عربى مشار، ص ٢٨٧ چنين معرفى شده است: »حاشية عروة الوثقى، حاشية سيد محمد فيروزآبادى يزدى نجفى، نجف، ١٣٤٥ ق، سنگى وزيرى، ٥٧٥ + ١٤٧ صفحه«.
ونيز فهرستى از حواشى بر عروة از تأليفات سيد محمد فيروزآبادى است، كه به سال ١٣٤٣ ق به چاپ رسيده، كه به تفصيل آن را معرفى كرديم.