پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - اسلام جهانى شده - پرهیزگاری نیکو
اسلام جهانى شده
پرهیزگاری نیکو
اشاره:
اوليويه روا يكى از شخصيت هاى سرشناس عرصه شرق شناسى نوين و پژوهشگر ارشد مركز ملى تحقيقات علمى فرانسه است كه تاليفات متعددى در رابطه به شرق و جهان اسلام داشته كه " افغانستان: اسلام و نوگرايى سياسى" ، "شكست اسلام سياسى" و " اسلام جهانى شده: جست و جوى امت جديد " از جمله آثار وى به شمار مى آيند. كتاب اخير او را دكتر حسن فرشتيان ترجمه و دو سال پيش موسسه بوستان كتاب قم روانه بازار كتاب كرد.
اسلام بين ملى گرايى و پارلمان گرايى، مبتذل كردن حركت هاى اسلامى، مسلمانان در غرب، فردى كردن گرايش هاى مذهبى، اسلام بشر دوستانه، غرب زدگى، نئوبنياد گرايى يا سلفى گرى، امت مجازىاينترنت، راديكال هاى جديد و جهاد، برخورد تمدنها يا پيروزى غربزدگى برخى از عناوين مورد توجه اوليويه روا در اسلام جهانى شده است. براى اشنايى بيشتر با عقايد و نظرات اين اسلام شناس و خاورشناس فرانسوى مطلب زير را از نظر مى گذرانيد:
چند سال قبل اوليويه روا حين يك سخنرانى در دانشگاه بركلى نظرگاه جالبى درباره "اسلام جهانى شده" ارائه كرد. برخلاف همه مخاطبان كه انتظار داشتند او از گسترش مهاجرتها و افزايش شمار مسلمانان در اروپا و آمريكا سخن بگويد، اوليويه روا بحث خود را از زاويهاى عكس پى گرفت. او از بىقلمرويى اسلام سخن گفت، آن هم به معناى دقيق كلمه؛ به عبارتى حتى سرزمينهاى مسلماننشين هم ديگر قلمروى اسلام نيستند. اين چگونه ممكن است؟ آيا مىتوان به عنوان مثال، عربستان سعودى را قلمرو اسلام ندانست؟ و يا ايران، سوريه، اردن و...؟ اين غلو نيست؟
پاسخى كه روا به اين پرسشها داد، گوياى وجهى خاص از اسلام جهانى شده است، وجهى كه در وجود اقليتى كوچك از مسلمانان نمود پيدا مىكند و تنها آنان هستند كه اين اسلام جهانى شده را نمايندگىمى كنند. روا گفت: "بسيارى از مسلمانها بر اين باورند كه تنها مؤمنان واقعى آنها هستند و متاسفانه توسط توده گستردهاى از غيرمومنان محاصره شدهاند، تودهاى كه شايد به اسم مسلمان باشند، اما هيچ ارتباطى با اسلام ندارند. آنها تمايل دارند خود را اقليتى فرض كنند كه به قلمرويى وابسته نيست. تلاش آنها بر اين است تا يك جامعه دينى مجازى ايجاد كنند كه به قلمروى خاصى محدود نباشد. بنابراين، جامعه مقدسين يا جامعه مؤمنان در اسلام به يك قلمرو محدود نمىشود، بلكه جامعهاى جهانى است، دقيقاً به اين خاطر كه آنها وابسته به قلمرويى نيستند."
بدين ترتيب روا از زيست مسلمانى نوينى سخن مىگويد كه با الگوهاى شناخته شده مسلمانى در تعارض است، مسلمانانى كه ميان مسلمانان ديگر خود را در اقليت مىبينند، در همه كجاى جهان تعدادىشان را مىتوان يافت هستند و عملشان نه معطوف به جامعه مسلمين، بلكه خود و يا حداكثر جمع قليلى از هممشربانشان را شامل مىشود. آنها در اجراى قوانين الهى مصمم و كوشا هستند و بر اين اساس هويت خود را متمايز از ديگران تعريف مىكنند، چنانچه جهانشان نيز به دوگانه "ما" و "آنها" تقسيم مىشود. "ما" همان "نجاتيافتگان" است كه لطف خدا شامل حالشان شده و "آنها" نيز "رها شدگان به حال خود".
روا اين گروه را در برابر جريانها و گروههاى اسلامى اين يك سده اخير قرار مىدهد كه در مواجهه با جهان غرب و سلطه و پيشرفت آنان، به اسلام سياسى - اجتماعى روى آوردند، مثل اخوانالمسلمين يا حزبالله لبنان كه يك گروه مقاومت اسلامى است. او در توصيف دقيقتر آنان مىگويد: "هر روز از مسائل اجتماعى و حتى از سياست فاصله بيشترى مىگيرند؛ آنهإ؛ ّّ اجتماعاتى را حول اعتقادات دينى خود سازماندهى مىكنند كه از آن بيرون نمىآيند... بنابراين، اسلامگرايانى كه زمانى بر تاسيس دولت اسلامى اصرار داشتند، امروز جاى خود را به نوبنيادگرايانى مىدهند كه بيشتر روى افراد تمركز دارند تا اجتماع و به طور كلى از مسائل سياسى دورى مىكنند."
اگر بخواهيم نمونهاى از اين گروه مسلمانان به دست بدهيم، شايد بتوان از سلفىها نام برد، آنان نيز مانند بسيارى از جنبشهاى مسيحيت انجيلى كارى به مسائل اجتماعى ندارند و بيشتر به اعتقادات و انگيزههاىفردى تكيه مىكنند. شيوههاى ديندارى آنان نيز متاثر از برخى فرقههاى احياگر مسيحى است و آنچه در عمل دنبال مىكنند، اشتراكات زيادى با يكديگر دارد، مانند بازيافتن ايمان، تاكيد بر رستگارىو نجات، ارزشهاى اخلاقى و ضديت با عقلگرايى.
نقش ديگرى كه روا براى اين گروهها قائل است، نقش هويتبخش آنان است، خاصه براى نسل دوم مسلمانانى كه در جهان غرب زندگى مىكنند. از آن جهت كه كنش اين گروهها معطوف به احياى دين است، پس ارزشهايى براى غلبه بر احساس بىهويتى و وادادگى فرهنگى در اختيار اين نسل از مسلمانان قرار مىدهند كه اساسا در غرب متولد شدهاند و رشد كردهاند. آنها با تكيه بر اين ارزشها هم مىتوانند مسلمانى خود را حفظ كنند و هم غربى بمانند. بنابراين، مىتوان گفت كه اين اسلام جهانى با هر جغرافيا و فرهنگ خاصى سازگار است. روا مىگويد: " اين اسلام روى مجموعهاى از هنجارها و عادات مردمان در محيطهاى متفاوت تاثير مىگذارد. براى مثال، قاعده و هنجار "حلال" را تصور كنيد. گرچه ممكن است مسلمانان غرب درباره برخى غذاها به مشكل بربخورند، اما در عين حال برخى از غذاها را نيز مىتوان به شيوه حلال تهيه كرد، مثل غذاهاى حاضرى. بنابراين در اين سالها شاهد استقبال گسترده آنان از روستورانها و مكانهايى هستيم كه غذاى حلال ارائه مىكنند."
اما وجه مشخصه ديگر اين گروه، ابزار تبليغات آن است. آنان به طور گستردهاى از اينترنت استفاده مىكنند، چنانچه روا مىگويد: "اينترنت ابزارى عالىست براى خلق جوامع مجازى معتقدانى كه از سرزمين و فرهنگ خود جدا افتادهاند. اين وبسايتها، چه انگليسى و چه عربى، زمينه ارتباط را با متفكران و انديشمندان معاصر - كه اتفاقا بيشتر آنها نيز سلفىها هستند - فراهم مىكند. هر كسى مىتواند دست به انتخاب بزند و آزادانه دنبالهرو آن كسى باشد كه مىخواهد. گذشته از آن، اينترنت اين امكان را در اختيار افراد مىگذارد كه در يك زمينه برابر به بحث و گفتوگو با يكديگر بپردازند. اينجا ديگر سلسله مراتب علمى و معرفتى در ميان نيست. همچنين اينترنت امكان نهادسازى را فراهم مىكند. براى مثال، برخى وبسايتها فتاوى مراجع را در اختيار كاربرانى كه نياز دارند، مىگذارد كه اينجا ديگر بحث اجبار مطرح نيست؛ به نوعى يك بازار آزاد دينى است كه هر كسى مىتواند محصولات متفاوتى را از آنجا خريدارى كند، از احكام ازدواج گرفته تا احكام طبخ غذا و..."
..............................................
منابع:
Religioscope
برنامه Conversations with History مؤسسه مطالعات بين المللى، دانشگاه بركلى