پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - برگزيده تحولات جهان - ارکان مائده
برگزيده تحولات جهان
ارکان مائده
سفر احمدىنژاد به لبنان
گسترش همكارىهاى دوجانبه: اين سفر كه بازتاب گستردهاى در رسانهها داشت به نظر مىرسد باعث تقويت موضع سياسى و اقتصادى حزب الله در لبنان و افزايش اعتماد به نفس آنان خواهد شد.
محمود احمدىنژاد در رأس هيأتى بلندپايه روز يكشنبه ٢١ مهر به دعوت مقامات لبنان وارد بيروت شد. وى در اين سفر با ميشل سليمان رئيس جمهور، سعد حريرى نخست وزير و رهبر گروه ١٤ مارس (جناح اكثريت) و حسن نصرالله، رهبر حزب الله و رهبر گروه سياسى ١٤ مارس(جناح اقليت) ديدار و گفتوگو كرد. احمدىنژاد قبل از سفر به لبنان در فرودگاه تهران به خبرنگاران گفت: هدف از اين سفر تبادل نظر پيرامون موضوعات دو جانبه منطقه، گسترش روابط سياسى - اقتصادى - فرهنگى و تلاش براى تعميق روابط دو كشور در زمينههاى مختلف است. اين سفر در حالى انجام شد كه واشنگتن و تل آويل از انجام اين سفر ابراز نگرانى كردند. فيليپ كراولى، سخنگوى وزير امور خارجه امريكا در حاشيه اجلاس عمومى سازمان ملل متحد در نيويورك گفت كه ما نگرانى خود را درباره اين موضوع بيان كرديم، زيرا ايران از طريق ارتباط با گروههايى مانند حزب الله به شكل فعال حاكميت ملى لبنان را تضعيف مىكند. در همين راستا، مقامات ايالات متحده امريكا و رژيم صهيونيستى، ايران را متهم به حمايت مخفيانه نظامى و تسليحاتى از جنبش حزب الله لبنان كردند و آن را نشانهاى از دخالت ايران در لبنان مىدانستند. اما مقامات تهران همواره اين اتهامات را رد مىكنند و معتقدند از اين گروه تنها حمايت سياسى مىكنند.
ديدار با ميشل سليمان خيلى ديپلماتيك ارزيابى شد. در اين ديدار وى اظهار داشت كه امروز جايگاه لبنان در منطقه و سطح بينالملل جايگاه برجستهاى است. وى افزود تهران و بيروت دشمن اشغالگرى، تجاوز و زورگيرى كه در جهان و منطقه حاكم است، مىباشند و اين رويكرد و اعتقاد مشترك مىتواند به نفع مناسبات و روابط ايران و لبنان باشد. احمدىنژاد در پاسخ به سؤالى در رابطه با فروش تسليحات از طرف تهران به ارتش لبنان گفت كه ما براى توسعه همكارى بين لبنان و ايران آمادهايم و هيچ مانعى براى افزايش توسعه مناسبات دو كشور وجود ندارد و اميدواريم اين همكارى در همه زمينهها گسترش پيدا كند.
لازم به يادآورى است شوراى امنيت سازمان ملل متحد بر طبق قطعنامه ١٧٤٧ هرگونه خريد سلاح از ايران و فروش به ايران را منع كرده است. در همين رابطه العربيه مىنويسد مسأله مسلحسازى ارتش لبنان توسط جمهورى اسلامى ايران را چندى پيش حسن نصرالله مطرح كرده بود. پس از آن سفير ايران در بيروت با فرمانده ارتش لبنان ديدار و آمادگى كشورش براى مسلح سازى ارتش لبنان را به او اعلام كرده بود. برخى از تحليلگران معتقدند ايران در گذشته به كمك تسليحاتى حزب الله پرداخته ولى اكنون خواهان تجهيز ارتش لبنان است.
سخنرانى احمدىنژاد در حومه جنوب لبنان يعنى در روستاى بنت جبيل در منطقهاى به نام فناهيه كه در حدود ٤ كيلومترى مرز اسرائيل مىباشد و پايگاه حزب الله لبنان است برگزار شد. وى در اين سخنرانى از مقاومت شيعيان لبنان و نابودى اسرائيل سخن به ميان آورد. احمدىنژاد در ستايش جنبش مقاومت لبنان اظهار داشت در حالى كه شهروندان بنت جبيل پيروز مىشوند، صهيونيسم محو خواهد شد. گفته مىشود اين سخنرانى بر نگرانى اسرائيلىها از اين سفر افزود. بنت جبيل منطقهاى است كه در سال ٢٠٠٣ توسط ارتش اسرائيل تخريب شده و ايران آن را بازسازى كرده است. در همين راستا احمدىنژاد در اين سفر وعده داد كه حداقل يك ميليارد دلار به بازسازى لبنان اختصاص مىدهد و چهار صد و پنجاه ميليون دلار به عنوان اعتبار در اختيار لبنان قرار خواهد داد، در اين خصوص مصوبههاى لازم وجود نداشته است (به نقل از سايت ديپلماسى ايران).
اين سفر در حالى انجام شد كه تنش ميان حزب الله لبنان و مخالفان آن در لبنان بر سر پرونده رفيق حريرى تشديد شده است. به همين دليل برخى از تحليل گران سياسى منطقه معتقد بودند كه سفر احمدىنژاد به بيروت تحريكآميز خواهد بود و باعث ايجاد تنش در لبنان خواهد شد. برخى ديگر از تحليلگران سياسى معتقد بودند كه درست است كه ايران سياستهايى براى تغيير منطقه دارد ولى مىخواهد از لبنان شروع كند و اين امر براى ثبات سياسى شكننده اين كشور را به خطر مىاندازد. اما موافقان اين سفر معتقدند كه اين امر باعث تقويت روابط سياسى و اقتصادى و وحدتآفرينى در صحنه داخلى لبنان خواهد شد.
سفر احمدىنژاد به لبنان با استقبال شيعيان جنوب لبنان كه يك هجدهم طوايف اين كشور مىباشند روبرو شد. اما قبل از سفر گروهى از سياستمداران و دولتمردان لبنانى با انجام اين سفر مخالفت كردند همچون سمير جعجع، امين جميل، مروان جمادى و سعد حريرى. اما اين مخالفان سياسى و مذهبى كه تا قبل از ورود احمدىنژاد مخالفت خود را با اين ديدار اعلام كرده بودند نيز فراموش كردند و چه گفته بودند و شايد تحت تأثير فضاى بوجود آمده در صف مستقبلى و ديداركنندگان با احمدىنژاد قرار گرفتند (شرق، ١٣٨٩/٧/٢٥). به نظر مىرسد دولت لبنان به دليل اينكه يك دولت وحدت ملى است و با وجود اختلافاتى كه بين اعضاى اين دولت بر سر مسأله ايران و حزب الله وجود دارد، هماهنگ عمل كردند. به اين دليل كه حزب الله يك نيروى مقاومت ملى است و به كل لبنان مربوط مىشود. اين حزب موقعيت ويژهاى در ساختار سياسى اين كشور دارد و تنها حزبى است كه خارج از ارتش لبنان داراى افراد مسلح مىباشد لذا تضعيفش به نفع دولت اسرائيل و به زيان دولت لبنان مىباشد، پس بايد همه اعضا با يكديگر هم سو عمل كنند.
روابط دو كشور ايران و لبنان از گذشتههاى دور گسترده و دوستانه بوده است. چه قبل از حكومت پهلوى، و چه اين دوران و چه بعد از انقلاب اسلامى ايران. دولت و مردم ايران همواره مورد احترام دولت و مردم لبنان بودهاند اما در سال ١٩٥٨ اين روابط كمى تيره شد. روزنامه المستقبل به نقل از سايت عصر ايران مىنويسد در دوره پس از انقلاب ١٩٥٨ و آمدن فوائد شهاب روابط دو كشور دچار ركود شد چرا كه فوائد شهاب خواهان سياست متعادل اعراب و اسرائيل و سياست عادىسازى روابط با ساير كشورها بود، پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران روابط تهران و بيروت محدود به روابطه با سازمان آزادىبخش فلسطين و اپوزيسيون ايران به رهبرى امام موسى صدر بود. اما بعد از انقلاب اسلامى روابط اين دو دولت بسيار نزديك و دوستانه شد. تا پيروزى انقلاب اسلامى ايران و با حمله اسرائيل به لبنان به سال ١٩٨٢ و اشغال اين كشور و محاصره بيروت و خروج سازمان آزاديبخش فلسطين از لبنان و انتقال آن به تونس و سپس شكلگيرى جنبش مقاومت اسلامى لبنان و حزب الله، روابط ايران با مردم لبنان عمق بيشترى پيدا كرد و ايران در قالب اقدامات بشردوستانه و حمايت از مردم لبنان در طرحهاى بازسازى لبنان شركت كرده است(به نقل از سايت تابناك). در همين راستا روزنامه لبنانى السفير مىنويسد: روابط سياسى لبنان و ايران پيوند عميقى با يكديگر دارند چرا كه انقلاب ايران در رابطه با مسائل مهمى همچون فلسطين اشغالى، مرزهاى مشترك با لبنان دارد، مسائل ديگر مانند دفاع از جنوب لبنان و حمايت از مردم لبنان كه از زمان تشكيل موجوديت رژيم صهيونيستى در سال ١٩٤٨ به حال خود رها شدند، از همين مسئله فلسطين سرچشمه مىگيرد؛ ايران نيز با تمام قوا و به اندازه نفوذ خود در خاورميانه از مقامات لبنان و فلسطين دفاع كرده است.
سفر محمد خاتمى رئيس جمهور سابق ايران به لبنان در سال ١٣٨٢ و سفر ميشل سليمان به تهران در سال ١٣٨٧ نقطه عطفى در روابط دو كشور ارزيابى شدهاند. سفر محمد خاتمى به لبنان به عنوان يك شخصيت فراجناحى بازتاب گستردهاى در رسانههاى جهانى داشت. سخنرانى وى در ورزشگاه ٦٠ هزار نفرى در منطقه سنىنشين بيروت و با حضور گسترده و انبوه شيعيان، مسيحيان، دروزيان و دولتمردان لبنانى روبرو شد و از وى به عنوان »داماد لبنان« به دليل پيوند وى با خواهرزاده امام موسى صدر، استقبال گرمى شد. سفر رئيس جمهور لبنان به ايران هم بسيار مهم براى دو كشور اروپايى شد.
سفر احمدىنژاد به لبنان به دليل گسترش همكارىهاى دوجانبه و اتحاد بين گروههاى سياسى عنوان شد. اما بعد از انجام اين سفر گروه ١٤ مارس به رياست سعد حريرى بيانيهاى را منتشر كرد و از اين سفر انتقاد كرد. به گزارش شبكه خبرى بى بى سى جناح ١٤ مارس منتظر بود كه ايران اقدامى براى ميانجيگرى بين گروههاى سياسى لبنان و همچنين ديدارى بين سعد حريرى و سيد حسن نصرالله انجام دهد كه برآورده نشد. به همين دليل جناح المستقبل به اين سفر انتقاد كرد.
لازم به يادآورى است بشار اسد، رئيس جمهور سوريه و ملك عبدالله، پادشاه عربستان به منظور به نمايش گذاشتن اتحاد در لبنان تابستان گذشته با يكديگر به اين كشور سفر كردند تا مانع از شكاف سياسى بيشتر بين جناحهاى سياسى در لبنان كه به خاطر قتل رفيق حريرى به وجود آمده، شوند و تا صلح در منطقه به خطر نيافتد.
قراردادهاى فروش تسليحات نظامى به عربستان و اسرائيل
تغيير موازنه قدرت در منطقه: دو قرارداد فروش تسليحات نظامى پيشرفته به عربستان سعودى و تسليحات نظامى فوق مدرن به اسرائيل با ايالات متحده امريكا قرار است در كنگره اين كشور مورد بررسى قرار گيرد. به نظر مىرسد اين گونه قراردادها موازنه قدرت در خاورميانه را برهم زند.
دولت عربستان سعودى يك قرارداد نظامى به مبلغ ٦٠ ميليارد دلار را با امريكا به منظور خريد تسليحات نظامى پيشرفته امضا كرد. طبق اين قرارداد ٨٤ فروند هواپيماى جنگى (F١٥)، ٧٠ فروند هلىكوپتر جنگى (آپاچى)، ٧٢ فروند هلى كوپتر جنگى (بلك هاوك) و ٣٦ بالگرد (ليتل بردر) به عربستان سعودى فروخته خواهد شد. بعلاوه، اين قرارداد شامل بهينهسازى ٧٠ هواپيماى (F١٥) خواهد بود كه پيشتر به اين كشور فروخته شدهاند. گفته مىشود هدف از اين قرارداد تهديد نظامى ايران است. اما اندرو شپيرو، دستيار وزير امور خارجه امريكا اعلام كرد كه اين قرارداد صرفاً به خاطر ايران نيست بلكه براى كمك به نيازهاى امنيتى مشروع عربستان است. برخى كارشناسان سياسى معتقدند كه امريكا به منظور تقويت قدرت نظامى متحدان خود در منطقه خليج فارس در مقابل خطرهاى احتمالى از جانب ايران را علت انعقاد اين گونه قراردادها مىدانند. اما مقامات ايرانى معتقد هستند افزايش توان نظامى ايران يعنى داشتن موشكهايى با بردهاى متفاوت و انجام مانورهاى نظامى مختلف در سالهاى اخير جنبه دفاعى دارد و در جهت حفظ ثبات در منطقه است.
قرار است دولت امريكا طرح فروش تسليحات پيشرفته به عربستان را پس از تصويب رياست جمهورى براى بررسى مجالس نمايندگان فرستد. تصميم نهايى درباره اجراى آن در اختيار كنگره خواهد بود.
امريكا بزرگترين توليدكننده و فروشنده تسليحات در جهان است و اين كشور از گذشته با كشورهاى منطقه خاورميانه قراردادهاى نظامى را به امضاء رسانده است. مثلاً تسليح نظامى ايران و عربستان در دهه هشتاد در راستاى سياست دو ستونى امريكا در منطقه.
اما قرارداد اخير فروش تسليحات نظامى به عربستان به مبلغ ٦٠ ميليارد دلار نوعى ركود در معاملات نظامى محسوب مىشود. روزنامه گاردين مىنويسد مذاكرات پنهانى در مورد اين قرارداد بزرگ از سال ٢٠٠٧ آغاز شده ولى اكنون فاش شدن آن موجب خشم ايران و تا حدودى به نگرانى دولت اسرائيل خواهد انجاميد، كه سعى دارد به عنوان نزديكترين و نيز نيرومند متحد ايالات متحده در منطقه موقعيت خود را حفظ كند. اما دولت اسرائيل كه هميشه فروش تسليحات نظامى امريكا را به كشورهاى منطقه با حساسيت دنبال مىكند اين بار مخالفت چندانى نكرده است ، به چند دليل: ١. به نظر مىرسد سلاحهاى فروخته شده به عربستان برخلاف سلاحهاى فروخته شده به امارات متحده عربى و كويت سلاحهاى تهاجمى هستند تا تدافعى. در گذشته دولت اسرائيل به اين امر خيلى حساسيت نشان مىداد. تا سلاحهاى تهاجمى به عربستان و ديگر كشورهاى عربى فروخته نشود. اما اين بار اسرائيل معتقد است به منظور مقابله با خطر نظامى ايران بايد سلاحهاى تهاجمى به عربستان فروخت. اسرائيل احساس مىكند عربستان مقابل ايران هستهاى خواهد ايستاد لذا اسرائيل و امريكا فروش اين حجم از تسليحات به كشورهاى منطقه را، برنامه اتمى ايران مىدانند كه در راستاى سياست ايران هراسى است.
٢. واشنگتن قرار است تسليحات نظامى فوق مدرن همچون هواپيماهاى F٣٥ كه حتى هنوز ارتش امريكا كاملاً به آن مجهز نشده است بفروشد. دولت باراك اوباما موافقت كرده است در ازاى حدود سه ميليارد دلار تعداد بيست جنگنده F٣٥ را در اختيار تلآويل قرار دهد. علاوه بر اين، براساس توافق طرفين اسرائيل اجازه دريافت ٧٥ فروند ديگر از اين نوع هواپيماها را در آينده خواهد داشت. گفته مىشود مقدارى از هزينه فروش اين نوع تسليحات به اسرائيل را دولت امريكا خواهد پرداخت. اين نوع هواپيماها از قابليت پيشرفته تهاجمى و تدافعى هوا به هوا و هوا به زمين برخوردار است. تحليلگران سياسى معتقدند واشنگتن بر حفظ »برترى كيفى« تل آويل از نظر نظامى بر ساير كشورها در خاورميانه تأكيد دارد و موافقت فروش جنگندههاى فوق مدرن به اسرائيل را به همين دليل مىدانند.
اما دليل فروش اين گونه تسليحات به كشورهاى منطقه از طرف امريكائيان چيست؟ آيا واقعاً خطر ايران باعث انعقاد اين گونه معاملات نجومى ميان واشنگتن و كشورهاى منطقه شده است؟ برخى از تحليلگران سياسى معتقدند فروش اين نوع هواپيماها و هلىكوپترهاى جنگى به اين نوع كشورها به منظور ايجاد شغل براى بيكاران امريكايى مىباشد. ريچارد، كارشناس مسائل نظامى موسسه هاسون در واشنگتن مىگويد اين قرارداد تسليحاتى بين رياض و واشنگتن براى بازار امريكا بسيار با اهميت است. مشكلات اقتصادى زيادى در امريكا وجود دارد و اين قرارداد درآمد اين كشور را از محل فروش تسليحات افزايش مىدهد. گفته مىشود ٧٧ هزار شغل در ٤٤ ايالت امريكا براساس اين قرارداد ايجاد خواهد شد. اما برخى ديگر تحليلگران سياسى به نقل از سايت تابناك معتقدند امتناع مقامات امريكا از اينكه انرژى هستهاى در اختيار عربستان بگذارند مىتواند يكى از علتهاى فروش اين حجم از تسليحات باشد. از طرف ديگر واشنگتن قصد دارد اين حجم از تسليحات نظامى را به كشورهاى عربى بفروشد تا بتوانند از خود در برابر حملات نظامى دفاع كنند. مثلا بعد از حمله نظامى عراق به كويت در سال ١٩٩٠ اين كشورها تسليحات نظامى فراوانى را از آمريكا خريدند.