پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - مستندى عليه تمركزگرايى هولناك سرمايهدارى - میراحسان احمد
مستندى عليه تمركزگرايى هولناك سرمايهدارى
میراحسان احمد
الكس جونز، با فيلم »مستند اوباما« در پى چيست؟ آيا قصد دارد كه ماهيت هيئت حاكمه امريكا را به طور كلى جمهورىخواهها و هم دموكراتها را برهنه كند؟
آيا در پى آن است كه از وال استريت و نقش هولناك سرمايهدارى متأخر در جهان پرده بردارد؟ شايد عليه تمركزگرايى دهشتآور سرمايهدارى غرب حرف مىزند كه تنها ظاهر دموكراسى و آزادىخواهى را حفظ كرده و با انباشت قدرت در دست نمايندگان بزرگ سرمايهدارى به شدت سازمان يافته، در عمل همان راه استالين و هيتلر را طى كند؛ با نقاب نوليبراليسم شايد مىخواهد ما را بترساند تا باور كنيم امريكا غول شكستناپذيرى است؟
نظام سرمايهدارى، در حال حاضر به شدت به يكجانبهگرايى، تمركز گرايى و سلطه روى آورده است.
اكنون اين نظام مزاحم جدى آزادى مردم جهان به شمار مىآيد و به جاى اداره معقول جهان به ترويج جنايت، كشتار، چپاول، زورگويى، جنگ و فشارهاى ستمگرانه بر قلبها و رقابتهاى ناسالم و خشونتبار جهانى پر از دروغ، رعب، بازى پشت پرده و نظامىگرى و رفتارهاى خطرآميز، مىپردازد. به اعتقادش اين مناسبات به همان اندازه سيستم ابرقدرتى شوروى و بلوك شرق، بلكه بيش از آن ضدبشرى و ضدآزادى است. من به جهان آيندهاى باور دارم كه قدرت و حكومت در جهان، با مناسباتى معقول اداره شود و سلطه و زورگويى با امحاى نيروهاى قهار سرمايه و يا حكومتهاى ديكتاتورى به ملتهاى جديد در سايه صلح تبديل شود.
پس شكل چيست؟ شكل دقيقاً ساختار مستند Voice of God در فيلم است. به نظر اين مستند، با روحيهى داناى كلى و تزريقى، با همان شيوههاى فاكس نيوز يا VOA يا هر رسانه دولتى يا تحت تأثير حكومتها هيچ فرقى ندارد. و از يك مستند مشاهدهگر، شكافنده چون مختلف زندگى امريكايى و ارائه دهنده استدلالات مختلف و آنهايى كه محكوم مىشوند، اعم از حكومتگران و تئوريسينها و طرفداران برنامههاى سلطهجويانه و كسانى چون بوش يا اوباما - چه فرق مىكند - سقوط مىكند و به مستندى تك صدايى تبديل مىشود.
تك صدايى بودن اين مستند چنان است كه صد دقيقه پى در پى، به صورت يك صداى مخالف حرف مىزند؛ اما هيچ صداى منتقدى، اجازه دهن باز كردن نمىيابد. پس اعتماد به مستند كاملاً از بين مىرود.
از اين جهت، اين فيلم، به تبليغات رسانهاى در ايران بسيار شباهت دارد.
***
واقعيت آن است كه اين فيلم در شيوهاى كه برگزيده، بسيار نيرومند و سرشار از اطلاعات و استدلالها و شواهد و گواههاى عينى و اسناد و مدارك و افشاگرى قانعكننده است كه حتى يك هزارم آن را در تبليغات رسانههاى داخلى و متأسفانه حتى بزرگان دشمن امريكا كه مدام عليه آن شعار مىدهند، نمىبينيم. اگر حتى يك صدم اطلاعات سياهان، كارشناسان، سياستمداران، تحليلگران، و دانشمندانى را كه عليه هيأت حاكمه امريكا، وال استريت و اوباما سخن گفتهاند، در سخنرانى برخى مسئولان ما ارائه مىشد، به احتمال قوى، سخنانشان در دنيا، از اين كلىگويىها و نفىها و دشنامها و استهزاءهاى كنونى مؤثرتر بود. من تنها از نگاه درسآموزى اين مستند براى ما و رسانهها درباره آن حرف مىزنم. تا تفاوت سخنرانىهاى كلىگويانه و تأثير منفى آن و ارائه اطلاعات مستند، تحليلها و اسناد قانعكننده علمى و منظم به خوبى دانسته شود.
× × ×
فيلم با جمعيت ميليونى كه »اوباما - اوباما« مىكنند، با تصوير ظاهر شدن اوباما و پيش آمدن، با علامت سوگند و قسمها براى رياست جمهورى و سخنرانى اوباما آغاز مىشود.
همه چيزهاى هاليوددى براى به عظمت رساندن و تبليغ چهره منجى گونه مدرن از اوباما آماده شده است؛ دوربينها، شيوه فيلمبردارى مسير تدوين و سخنان اوباما، گويى او زاده سيارهاى ديگر است و براى نجات آمده است: »من در آخور متولد نشدم (اشاره به تولد حضرت مسيح)، در واقع من روى كره پيتون متولد شدم و به اينجا فرستاده شدم تا سياره زمين را نجات دهم«. در تمام اين مدت تصاوير پنج انگشت فشرده و كف دستى كه روى آن كلمه Hope حك شده و تصاوير به هيجان آمده مردم و پرچم امريكا و چهره اوباما در صفحه تقسيم شده به تصاوير، مارد ميخكوب مىكند. حرفهاى اوباما و وعدههايش را همه مىدانيم. تقابل با خرابىهايى كه طبق برنامه جمهورىخواهان پديد آورده بودند و حالا قرار بود كه كاسه كوزههاى سياست امريكايى بر سر آنها بشكند و اوباما و همسر سياه و باهوش و دختران زيبايش، از آسمان نازل شوند و تافته جدا بافته باشند و با نيروهاى نظامى و انتظامى و زندان گوانتانامو يا ابوغريب و تجاوز و پياده كردن سرباز در خاورميانه و جنگطلبى مخالفت كنند و اميد تازهاى بپرورند كه اينها تكرارى است.
اكنون به Yes We Canهاى اوباما مىرسيم كه در تصاوير جوانان در حال ورزش و نظامىها تكرار مىشود.
و داورى تحليلگر فيلم كه اوباما يك فريبكار است كه براى Wall Street كار مىكند؛ او مأمور مركز سرمايه است و ٧٠٠ ميليون دلار افزايش ثروت را از كجا آورده است؛ اين گفته سخنگوى زن وزارت خارجه اوست و آن عدد براساس دادههاى خاصى است؛ تنها مىخواستيم يك عدد بزرگ را مطرح كنيم؛ اينكه او مردم را بيهوده ترسانده كه اگر به او رأى ندهند، حكومت نظامى خواهد شد.
سپس ارائه اطلاعات، رخدادهاى پشت پرده، ملاقات رئيس جمهور امريكا و رئيس جمهور مكزيك، ملاقات در خانه Hillary Clinton سرمايهگذارى و برنامهريزى براى يك نوع نظم جهانى دلخواه، در اصل ادامه برنامه نوكانها به تبليغات و عوامفريبى تازه و... به صورت تحليلى، گزارشى همراه تصاوير هستند كه اسناد آن ارائه مىشود. و اعتراض مخالفان نوكان و دموكراتها و حرفهاى مردمى كه آنها را سر و ته يك كرباس مىدانند و از فريب اوباما پرده مىدرد.
يك Wip Hop Artist مىگويد امريكا با همه رئيس جمهورها از جمله بوش همين طورند؛ مثل پادشاهى برگرند. و سپس توضيح مىدهد كه منظور آن است كه پشت پرده قدرت در امريكا كه دست سرمايهدارهاى كلان است، نهان مىماند و همواره مهرههاى آنان، نظير بوش و اوباما در پيش صحنهبازى مىكنند.
گاورنر پيشين مينه سوتا مىگويد: جلوى دوربين از هم متنفريم (احزاب مخالف هم)؛ اما در پشت صحنه با هم دوستيم و دست در دست هم داريم. اين گفته آدم را به ياد ايران مىاندازد و رفتار معكوس حكومت كه جناحهاى سياسى در پشت صحنه از هم متنفراند و در روى صحنه.... يك دانشمند سياسى مىگويد چپ و راست معنى ندارد، تنها مسئله مهم اين است كه شما براى وال استريت كار كنيد؛ او و بستر تارپلى نويسنده و تاريخنگار است.
فيلم نشان مىدهد كه به دليل خشونتهاى انجام شده در خاورميانه و سياستهاى اجرايى نوكانها، امريكايىها در سال ٢٠٠٩ تا چه اندازه نوميد بودند و حالا نوبت نان شيرينى بود كه در يك نمايش هاليوددى و پرشكوه انتخاباتى و پيروزى رئيس جمهور سياه پوست روشنفكر، براى اولين بار اتفاق افتاد. و به صورت نمايشى پرعظمت ادا شد تا فاجعه هشت سال گذشته و حماقتهاى بوش و پاره پاره كردن قانون اساسى به وسيله او و دروغها و جنگ بىپايانش، نقطه پايانى بيابد. استراق سمع خانههاى مردم، چهره زشت در دنيا، شكنجه، بحران اقتصادى، همه و همه شرايط وحشتبارى پديد آورده بود و طبقه ممتاز، به ظاهرفريبى نيازمند داشت تا اين فرصت بسيار خوب طراحى شود و در سطح جهان، با بر روى كارآمدن مردى براى تغيير چهره امريكا را ترميم كند. او همه ويژگىها را داشت، حتى ريشه سياه و مسلمان به يارى آمده بود تا به مصلحت طبقه ممتاز خدمت كند.
اين فيلم مستند تأكيد مىكند كه فيلم درباره چپ و راست نيست و يك فيلم بىطرف است. از بابت خرد كردن نوكانها و دمكراتها كاملاً درست مىگويد؛ اما از نگاه ممانعت از صداى خود نوكانها دمكراتها محقق نيست.
ما صدها عكس و سند در اين فيلم و كارخانههاى سازنده رؤيا مىبينيم؛ اما همه از يك نگاه، تنها يك صدا به گوش مىآيد. اينكه تعهد دنياى جديد، براى حركت از استبداد به سوى آزادى و تعهد به ملتها براى پايان دستاندازى مشتى فريب امريكايى بوده است. شكى نيست؛ اما دادگرى يك مستند حق ندارد كه حق دفاع از اوباما را از او سلب كند؛ وگرنه مستحق لقب بىطرف نيست؛ حتى اگر راست بگويد.
در اين فيلم، طراحى رخدادهاى حاضر، از زمان سخنرانى بوش پدر دنبال مىشود، سپس حتى به گذشته دورتر، به كندىها و باز دورتر به لينكلن و از كف رفتن آرمانهاى بنيانگذاران انسان دوست امريكا و افكارشان ،نيز به هشدارهاى آنها درباره تحول مهارناپذير سرمايه و پول مىرسيم كه آن را خط بزرگ آينده امريكا و بى عدالتى آتى مىخواندند. لينكلن رو به اسناد اپراتورى نظم نوين جهانى و اهداف سلطهجويانه امروزى آن، وجه نژادپرستانه انگليسى و گوهر صهيونيستى آن بوده است.
پروفسور Gerald Celente
چرا كه سلطنت كه يكى از بهترين تحليلگران پيشبينى كننده حوادث آينده، شناخته شده و بنيانگذار مؤسسه تحقيقات Trends است، مىگويد: جنگى كه از آغاز تا امروز جامعه امريكا پديد آمده، براى حفظ منابع بانكداران مركزى بوده است؛ نه حفظ امنيت كشور.
افراد آزادىخواه، نظير جكسون، جفرسون و لينكلن كه در فكر كنترل كشور و مراعات قوانين به سود آزادى و حقوق مردم بودند، به وسيله مافياى صاحبان بانكها و سرمايه ترور شدند؛ آنان به دليل مقاومت در برابر منافع سرمايهداران كلان و بانكهاى خصوصى فراگير كشته شدند؛ او سخن لينكلن را كه معتقد است: »به خاطر همين منافع سرمايه ترور شد«، مىخواند: قدرت متمركز پول در زمان صلح كشور را قربانى خواهد كرد. اين قدرت زمان سختى عليه كشور توطئه مىكند و قدرت سرمايه متمركز از حكومت سلطنتى مستبدانهتر است. و از حكومت خودكامه گستاختر و از بروكراسى خودخواهتر. من در آينده نزديك مىبينم كه بحرانى پيش مىآيد و اين را نگران مىكند. و موجب مىشود كه من به خاطر امنيت مردم به خود بلرزم؛ كمپانىهاى تمركزخواه بر تخت سلطنت و قدرت نشستهاند. عهد فساد و دوره فساد خواهد آمد و قدرت پول كشور را مىبلعد و تلاش مىكند تا حكومتش را طولانىتر كند. با كاركردن روى تعصب مردم، تا زمانى كه ثروت در دست تعدادى اندك متمركز شود و جمهورى از بين برود.
بدين نحو فيلم اطلاعات پىدرپى و بسيار ارزشمند، در مورد شروع سلطهطلبى مطلق و قدرت و وال استريت و پيروزىاش بر ساير مدعيان ارائه مىدهد.
اينكه در امريكا در حال حاضر، جز اربابان وال استريت، هيچكس به حساب نمىآيد و آنها هر تصميمى بخواهند براى امريكا و دنيا مىگيرند. كارشناس مسائل سياسى امريكا تارپلى نشان مىدهد كه همه كسانى كه در ليست نخست ملاقات اوباما قرارداشتهاند، افراد وال استريت بودهاند. در نظر او اين دولت وال استريت است و براى وال استريت؛ نه براى هيچ كس ديگر و همه ميليتاريزم امريكايى خدمتگذار آنهاست. وى به سخنرانى ويلسون استناد مىكند كه »فريب آن سرمايهداران را خورده و سيستم مالى كشور در چنگال آهنين آنها افتاد«. ويلسون به Military industrial Complex اشاره مىكند و پتانسيل براى پيشرفت فاجعهآميز. هشدار كه اينها دارند اداره كشور را به دست مىگيرند و بلعيده شدن سيستم دولتى گام به گام بيان رخداد هولناك تمركز هيولاوار سرمايه پشت پرده و پيدايش دولت در اوج رشد سلطهجويى سرمايه متمركز و خطرات وحشتناك تمركزگرايى است. حيرتآور آن كه مردم ماندند و تماشا كردند تا اوباما فريب مسخره انتخاباتى را كه آنها گرداننده شعبدهاش بودند به اجرا در آورد كه البته اين سخن سلنت، تحليلگرا امريكايى فيلم است.
در اين فيلم علت عصبانى شدن Military industrial Complex از دست كندى و برنامههايش و امضاى زمان ١١١١٠ براى از بين بردن بانك تمركزگرا، سند امضا كردن ترور خود او به شمار آمده است. تمركزگرايى درندهخو، به هيچ كس رحم نكرده و با جنگ ويتنام و سپس انواع جنگهاى منطقهاى در خاورميانه و توسعه صهيونيسم در خاورميانه تا حمله به عراق و افغانستان با پوشش تبليغى عظيم به نام بسط دموكراسى امريكا گامهايش »براى يكجانبهگرايى برداشته است«.
× × ×
مسلماً گفتوگو از همه فيلم و اسناد و مدارك و نقطه نظرهايش بىحوصلگى خواننده را در پى دارد؛ اما حقيقت آن است كه اين مستند اثبات مىكند كه تبليغات رسمى ما عليه امريكا، تا چه اندازه ضعيف و نحوه ارائه ديدگاهها در مجامع بينالمللى، نامستدل و بىفايده است و اثرات معكوس بر جا مىنهد. بايد حيرت كرد كه حتى اسناد محكوميت نظم نو و جهانى سازى امريكايى و بازىهاى انتخاباتى و ماهيت سلطهجو، همانند جناحهاى حكومتى و افشاى نمايش امريكايى به وسيله خود امريكايىها يا بهتر از ما طراحى مىشود. فيلم مستند اوباما، شاهد و گواه صادقى براين مدعاست.
فيلم با اسناد انكارناپذير از تصميم بيلدر برگ و گردهمايى تمركزخواه رهبرى سرمايه، براى بالا بردن قيمت نفت، يا رونق بازار سهام و انواع امنيتها و عدم امنيتها، جنگها و صلحها و... سخن مىگويد آن كه چگونه طبقه متوسط را فريب مىدهند؟ چگونه حكومتهاى جهان را بازى مىدهند تا در حالىكه فكر مىكنند در حال مبارزه با آنان هستند، طبق ميل و منافع ميلتاريستى و اهدافشان حركت كنند؟ چگونه نسبت به چيزى اعتماد عمومى بيافرينند، يا اعتماد عمومى را از بين ببرند؟ و چگونه شهروندان امريكايى و جهان را به بازى بگيرند؟ بازى نفت، بازى تراز بازار، بازىهاى مالى، سالهاست كه ادامه دارد و تنها مردم بسيار هوشمند، آگاه و عاقل مىتوانند خارج از اراده گروه بيلدر برگ و آن ١٢٥ تن از ثروتمندترين مردان جهان، فكرى براى صلح و پيشرفت خود كنند. خود را از آتشهايى كه آنها مىافروزند، دور نگاه دارند، زيرا فرمان عقل و راه حفظ منافع بشرى خود و نيافتادن دام اين با نفوذترين قدرت متمركز سرمايه در جهان تنها فرمانزدايى است كه مىتواند مردم را گرفتار ماجراجويىهاى مرگبارشان نكند. كسانى كه از ويرجين تا استانبول؛ لندن تا كوالالامپور، همه جا سايه گسترده است.
سازمان سيا، سازمان جاسوسى وزارت، سازمان جاسوسى موساد، سازمان جاسوسى اينتليجنت سرويس ديگر سازمانهاى جاسوسى محافظ آنان است و ارتش دولتها، به جاى عمل به سود مردم كشورشان به آنها خدمت مىكنند. آنها حتى نظاميان متخاصم را هم بنا به منافع خود رهبرى مىكنند ناخواسته، به انواع درگيرىها مىكشانند و تنها خود از آن سود مىبرند.
ليست اين گروه، كميسيون سه جانبه و همه سازمانهاى وابسته در فيلم معرفى مىشود و برنامه بردهسازى جهانى آنان فاش مىگردد و اينكه چگونه ميليونها امريكايى سادهلوح، فريب اين مافياى پشتپرده سياست امريكايى و فاجعههايى كه به سود سرمايه متمركز مىآفريند، مىشوند و اوباما امروز در خدمت همين سياست است كه عقل سليم علت رامى پوشاند و سرچشمه عمليات يازده سپتامبر، و انتخابات و پيروزى باراك اوباما و عمليات در خاورميانه دفاع از اسرائيل و غيره را غلط درك مىكنند و دستهاى متمركزگرايان هولناك و تمركزيافته را در حوادث گوناگون جهان از جمله خاورميانه نمىبينند.
فيلم همه خلف وعدههاى باراك اوباما و قول و قرارهاى نمايشى او و سياستهاى فراموش شدهاش را به ياد مىآورد. و برژينسكى، بوروس، اوباما همه را وابسته به جنايتكارانى معرفى مىكند كه اگر منافعشان حكم كند، جنگ جهانى هستهاى سوم را هم به راه مىاندازند. او نشان مىدهد كه استراق سمعها و ارتباطات با مراكز پشتپرده دويدن اوباما از دورهى بوش هم بيشتر شده است. و كار اوباما فقط حرف زدن است و ديگر هيچ.
آيا حركت به سوى يك ديكتاتورى موحشتر از ديكتاتورى هيتلر و استالين و مائوويك ايسپوتيزم جهانى در امريكا تا به انتها پيش مىرود؛ آيا بيدارى مردم اتفاق مىافتد و اين پديده هولناك در جهان خاتمه مىيابد و همه كشورهاى مستبد كوچك هم تحت تأثير فروپاشى سازمان جهانى تمركزگرايى امريكايىها و جنگ استبداد داخلى نجات مىيابند؟
اين پرسشى است كه به آسانى نمىتوان به آن پاسخ داد؟